این عبارت که :«پس از[اعتراضات گسترده ى خیابانى پیش بینى نشده ى ] دى ماه ١٣٩۶، ناگزیر تضادها و تفاوت هاى اصلاح طلبان و اصولگرایان [ بابروز انفعال حیرت انگیز سیاسى آن ها ] به حداقل رسیده و تبعات این [تعلیق و از دست دادن فرصت هاى کنشکرى سیاسى ، یابه عبارت دیگر* ]”زیست سیاسى “[یا کُماى سیاسى* ]محو شدن تدریجى تفاوت هاو همسان سازى سیاسى است . » که در سرمقاله شرق(٩٧/٣/١٢) مى درخشد، جاى تعمق وباز نگرى دارد .
١-بین طیف وسیع اصلاح طلبان در مقابل جماعت به غایت نامتجانس وعریض وطویل اصول گرایان ، هـیچ گونه تضادى نیست ، در بکار بردن “تضاد” غالباً این معنامستفاد مى شود که وجود یکى به هستى دیگرى وابسته است و بالعکس ، مثل دو قطب مثبت و منفى یک باطرى ، یادو سر یک آهن رباى مغناطیسى .
٢- ولى بدرستى بر سر مجموعه اى از مسائل “اختلاف” هاى عمیق وجود دارد .این اختلافات عمیق ، حتى مى تواند به رودرروئى هاى خیلى جدى منجر شود ، ولى این تقابل بازهم از جنس “تضاد” نیست .اساساً شدت و ضعف تقابل ، شاخص “تضاد “نیست .
در تعبیرى دیگر، کارگر سیاه پوست با کارگر سفید پوست مى توانند باهم بر سر رنگ پوست شان اختلاف داشته باشند وروزانه برسر این اختلاف باهم بجنگند ولى جفت شان با کارفرمایشان “تضاد” دارند گو این که در صلح وآشتى بسر ببرند .
٣-اکثر “طیف اصلاح طلبان” مگر بر کرسى هاى انتخابى ، محل حضور وجلوسى ندارند ، اما جماعت اصول گرایان الى ماشاء الله همه جا هستند. اگر هم استثناء در استثناء نقطه اى پیدا شود که حضور، ثبوت و آثار آن ها خفیه باشد، آن منزلگه تدریجاً مطابق خواسته ى جماعت مقابل استحاله پیدا نکند کارش با … بله درست حدس زدید دشوارى پیش خواهد رفت .لذا ، قضاوت درباره ى فعل غافلگیرى هردو جناح ، نمى تواند یکسان باشد .
۴- طبعاً طیف اصلاح طلبان وجماعت اصول گرایان در حفظ نظام قدرمشترک هاى بسیار دارند و این مهم را درمواقع پرشمارى نه تنها نشان داده اند بلکه ثابت کرده اند . اما دراعتراضات گسترده ى خیابانى دى ماه ١٣٩۶، حکم جدیدى ثابت شد و آن نشان گُسست وجدائى هر دوجناح از خواسته هاى تلنبار شده ى مردم داشت . تنها کار مثبتى که کم وبیش از دست هر دو جناح برآمدبیان این نکته ى بدیهى بودکه طبق نصّ صریح قانون اساسى اعتراض حق مردم است وباید به ان شکل اجرائى قانونى هم داد.شاید هم با این گمانه ى مشترک که اگر امکان قانونى برگزارکردنش بود ، غافلگیرى اى هم در کارنبود .
۵- چه بسامردم تفاوت هارا به خوبى مى بینند و مى دانند و از همسان سازى هم بدور هستند ، اما « تعلیق فرصت هاى کنشگرى » و بسر بردن در «کُماى ىسیاسى » راناشى از یک فصل مشترک نه چندان خجسته مى دانند ، و آن دورى روز افزون دو جناح از خواسته هاى واقعى گرو ه ها ، اقشار وطبقات جامعه است ، اگریکى شرط بقاء خود را در عرصه ى حفظ موقعیت خویش در منطقه مى داند و دیگرى در حفط اندک شمار منافذ موجود تنفسى اش ، بدیهى است غم مردم هم به خودشان واگذار مى شود تا برایش چاره اى تدبیر کنند.
۶- مشکلات مردم فقط وفقط به دست خودشان حل مى شود ، هیچ دستانى جاى قابلیت توانائى واقتدار آن ها را نمى تواند بگیرد ، اگر پس از سپرى کردن ۴٠ سال از عمر انقلاب این درس ابتدائى را نیاموخته باشیم ، چه بسا امکان باز آموزى آن به سادگى فراهم نخواهد بود .
٧- اگر در بر پاشنه ى دیگرى مى چرخید جا داشت در خصوص رخدادِ دى ماه ١٣٩۶، سمینارها ، سخنرانى ها ، میز گردها ، رساله ها ، مقالات و یادداشت هاى پرشمارى فراهم آورد و حداقل ابهام وایهام تاریخى کمترى براى نسل هاى آینده برجاى گذاشت ، واز مستخرجه ى آن اشکال گفتمان ها از اسارت غافلگیرى، به سیادت بررخدادهانائل مى شدیم. اما با همین اندک بضاعت هم ،نتایج عدیده اى مى توان گرفت که همگى قابل تعمق هستند :
٧:١- رخداد دى ماه ٩۶ ، نشان داد که بخشى از مردم ، حتى علیرغم نتایج هولناک بعد از انتخابات ٨٨ ، دست از اعتراض بر نخواهند داشت .
٧:٢- رخداد دى ماه ٩۶ ، نشان داد که ، وقتى بدون رهبرى منسجم مى توان بیش از صد شهر را تحت تأثیر اعتراضات خیابانى قرارداد ، پس رهبریت وقایع بعد از اعلان نتایج انتخابات ٨٨ ، نقش بسیار کوچکى در آن ماجرا داشته است .
٧:٣-رخداد دى ماه ٩۶ ، نشان داد که اگر مردم از آموزه ى تاریخى انقلاب سیاسى بهمن ۵٧ ، اقتباس کنند و به طور گسترده به اعتراضات خیابانى بپردازند ، هر دو جناح آچمز خواهندشد .
٧:۴- رخداد دى ماه ٩۶ ، نشان داد که متأسفانه به رغم سیاست هاى اتخاذى از جانب دو جناح ، کشورمان مى توانددر مسیر خطرناکى قرار گیرد ؛ لذا جاى تجدید نظرهاى اساسى در سیاست هاى برگزیده لازم مى آید .
٧:۵- رخداد دى ماه٩۶ ، نظر جهانیان را به وسعت وشدت نارضایتى در میان بخش ها ئی از مردم کشورمان معطوف کرد و این پارامترِ از نظر آنان تعیین کننده ، بدون شک در تنظیم سیاست خارجى کشورشان با ما، با تعمق بسیار ملحوظ مى گردد.

پیرو همین بندشاید بتوان چنین برداشت کرد که :
٧:۵:١-جمهورى خواهان ایالات متحد آمریکا را به تشدید صحت نتایج تحریم ها بر ج. ا. ایران مصمم تر کرد .
٧:۵:٢- دولت هاى اروپائى را به امکان بهم خوردن نسبى اوضاع کشورمان وازدیاد بار بر ناامنى منطقه مطمئن تر کرد .
٧:۵:٣- چین کمونیست [!] را ترغیب کرد که به سیاست اقتصادى جدید خویش پاى بند تر شود و حتى المقدور به حاشیه ها کمتر توجه کند و صرفاً با سیاست هاى جدید اقتصادى ایالات متحد آمریکا که علیه اش تدوین شده سر شاخ شود .
٧:۵:۴- دست روسیه راباز تر کرد که همچنان کمبود ” سرمایه ” اش را از طریق بندبازى هاى نظامى اش در منطقه جبران و هم پوشانى کند .
٧:۵:۵- اجازه بدهید راجع به برداشت کشور هاى عرب منطقه ، ترکیه و اسرائیل حتى اشارتى هم نشود .
ظاهراً خوابِ غفلتِ دو جناح عمیق تر از آن است که رخدادى که همه را به تعمق و باز نگرى در نوع نگاه و رفتارشان واداشته ، بهوش پیشکش ، بیدار کند .

*اصطلاحات “کُماى سیاسى”و همچنین ” تعلیق فرصت هاى کُنشگرى سیاسى “بر گرفته از سرمقاله مذکور است .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)