ترامپ رئیس جمهور آمریکا تعرفه های گمرکی جدید بر ورود آلومینیوم و فولاد از اتحادیه اروپا، کانادا و مکزیک را از روز جمعه اول ژوئن، دهم خرداد اعلام کرد. تمام کوششهایی که صدر اعظم آلمان و رئیس جمهور فرانسه و مقامات اتحادیه اروپا در دیدار با ترامپ و مقامات دولت او برای منصرف کردن او از این تصمیم انجام دادند، ثمری ببار نیاورد. در واقع از سه ماه پیش گفتگوهای متعددی برای ممانعت از این “جنگ تجاری” آغاز شده بود. دولت آمریکا تا اول ماه ژوئن به رقیبان اقتصادی خود فرصت داده بود که راه حلی برای تغییر موازنه تجاری پیدا کنند. ترامپ در پروسه انتخاباتیش بارها گفته بود که استراتژی او مبتنی بر”آمریکا اول ” خواهد بود.

این استراتژی قبل از همه پاسخ به تغییر توازن قوا در سطح جهان است. این تغییر توازن قوا همه مولفه های نظم موجود در جهان سرمایه داری و در روابط بین غرب و شرق را در برمیگرفت. اگر مبلغ هفتصد میلیارد دلار بودجه نظامی در سال ۲۰۱۸ یعنی پانزده در صد بیش از بودجه نظامی سال ۲۰۱۶ و شش در صد بیش از سال ۲۰۱۷ باید قدر قدرتی نظامی آمریکا در مقابل متحدان و رقیبان روسی و چینی آمریکا را به نمایش میگذاشت، در حوزه اقتصادی اما این قدر قدرتی تنها میتوانست با حمله به منافع متحدان و رقیبان آمریکا صورت بگیرد.

“آمریکا اول ” ترامپ این پیام را برای متحدین آمریکا داشت که نظم دوران پس از جنگ جهانی دوم که کشورهای امپریالیستی غرب و هم پیمانان آنان در چهارچوب این نظم مناسبات خود را با یکدیگر تنظیم میکردند، در حال فروپاشی است. ترامپ آشکارا اعلام کرده بود که به هیچ پیمان، قراداد و نظمی که در تقابل با استراتژی “آمریکا اول” او قرار گیرد، پایبند نخواهد بود. او این را در ماههای پیشین در لغو مذاکرات قراداد تجاری بین اتحادیه اروپا، آمریکا و کانادا، خروج از معاهده اقلیمی پاریس و سپس خروج ار برجام نشان داده و همزمان شیپور برپائی جنگ تجاری را نواخته بود. ترامپ در طول تبلیغات انتخاباتی و همچنین از زمان ورود به کاخ سفید بارها به زعم او از “قراردادهای نا عادلانه تجاری به ضرر آمریکائیان” صحبت کرده و به متحدین و رقبای خود هشدار داده بود.

با نزدیک شدن مهلت پایانی دولت آمریکا و بی اثر ماندن ملاقاتهای مسئول تجاری اتحادیه اروپا با وزیر تجارت آمریکا، دیگر شکی باقی نمانده بود که از روز جمعه اول ژوئن تعرفه گمرگی برای فولاد و آلومینیوم به ترتیب بیست و پنج و ده درصد به اجراء گذاشته خواهد شد. یک روز قبل از اینکه ترامپ وضع تعرفه های جدید را اعلام کند، ماکرون رئیس جمهور فرانسه خطاب به ترامپ گفت: “ناسیونالیسم اقتصادی به جنگ ختم خواهد شد و این همان چیزی است که در سالهای دهه سی قرن گذشته اتفاق افتاد.” وزیر خارجه فرانسه هم در روزهای قبل تهدید کرده بود که “ما اروپائیها، یکپارچه، همبسته و محکم عکس العمل نشان خواهیم داد.”

وزیر اقتصاد آلمان گفت “ما به این امر گردن نخواهیم گذاشت که آمریکا با سیاستهای تحمیلی یکطرفه خود، صنایع فولاد و آلومینیوم اروپا را هدف قرار دهد.” مسئول تجارت کمیسیون اتحادیه اروپا گفت که “آمریکا با این کار بازی خطرناکی را آغاز کرده است و این بر اقتصاد جهان اثر خواهد گذاشت.” چین دولت آمریکا را به سوء استفاده از قوانین تجارت جهانی متهم کرده و هشدار داده بود که این کشور آماده است اقدام آمریکا را تلافی کند. دولت آمریکا هم اعلام کرد چنانچه مذاکرات با چین موفقیت آمیز نباشد، تعرفه های جدیدی بر کالاهای چینی بسته خواهد شد. اگر توجه کنیم که اجلاس وزرای مالی کشورهای ” جی ۷ ” در کانادا بدون انتشار بیانیه ای در روز شنبه پایان یافت، در اینصورت اظهار اینکه یک ” جنگ تجاری ” از اول ماه ژوئن آغاز شده است چندان دور از واقعیت نبوده و بیان آشکار کشمکشها وجدالهائی است که ما بین قطب های جهان سرمایه داری جریان دارد.

اروپا اما در شرایطی وارد این جنگ تجاری میشود که خود در بستر بیماری افتاده است. رشد جریانات راسیست و ضد اتحادیه اروپا در بسیاری از کشور های اروپائی اگر چه نشان بروزات اولیه این بیماری بود، ولی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، آنرا با چالش های جدی روبرو ساخت که هنوز هم با وجود مذاکرات یکسال و نیم گذشته دورنمای تأثیرات آن بر اقتصاد اتحادیه اروپا قابل پیش بینی نیست. در دل همین اوضاع نتایج انتخابات در ایتالیا، جائیکه بیش از نصف رأی دهندگان به احزاب راسیستی و پوپولیستی رأی دادند، خود ضربه دیگری بر این بیمار است. پی آمدهای بی ثباتی در ایتالیا باتوجه به جایگاه آن در اتحادیه به هیچ وجه قابل مقایسه باچالش اروپا در مقابل بحران یونان نیست. ایتالیا که چهارمین قدرت اقتصادی اروپاست در عین حال با رقمی معادل دو هزار و سیصد میلیارد یورو بدهی دومین کشور مقروض بعد از یونان در اتحادیه اروپاست.

اگر سیاستهای ضد اروپائی دولت ائتلافی جدید خطری برای حفظ اتحادیه است همزمان نتایج بحران اقتصادی در ایتالیا میتواند پایان پول واحد یورو باشد. البته ایتالیا تنها دلمشغولی اتحادیه نیست. سقوط “راخوی” در هفته گذشته که در راس حزب محافظه کار از سال ۲۰۱۱ نخست وزیر اسپانیا بوده به علت فساد مالی تعداد زیادی از مقامات بالای حزب و محکوم شدن آنان به پرداخت صدها هزار یورو جریمه نقدی و حبس های چندین ساله، از هم اکنون بی ثباتی در اسپانیا را رقم زده است و این خطر دیگری برای اتحادیه اروپاست.

همه این اوضاع دال برشکافها و بحرانهای مختلف در اتحادیه اروپاست. بی جهت نیست که وزیر مالی آلمان با اشاره به جنگ تجاری اعلام شده از جانب ترامپ میگوید که “اقدام متقابل در برابر آمریکا بستر مناسبی است که تنش های موجود در میان کشورهای اروپائی را کاهش داده و آنها را یکپارچه نماید.”ولی واقعیت این است که لبه تیز جنگ تجاری آمریکا علیه اتحادیه اروپا، متوجه آلمان است. و این آلمان است که بیش از همه از تعرفه های جدید خسارت خواهد دید. ترامپ در گفتگوی خود با ماکرون رئیس جمهور فرانسه در ماه آوریل مطرح کرده بود که او “این چالش تجاری را تا آنجائی ادامه خواهد داد که هیچ اتومبیل بنزی در خیابان پنجم نیویورک حرکت نکند.” در واقع اتحادیه اروپا بیش از همه ازمنافع آلمان در این جنگ تجاری دفاع میکند و معلوم نیست که که کشورهای عضو اتحادیه تا کجا آماده اند که از منافع آلمان دفاع کنند.

بدون شک جنگ تجاری جاری، هرج و مرج و تلاطمات حاکم بر جهان را افزایش خواهد داد. در مقابل خطرات ناشی از این وضعیت، جامعه بشری دو راه بیشتر در پیش پای خود ندارد. یا به این نا آرامی و دهشت آوری نظام سرمایه داری تن در داده و به بردگان نظم بربریت سرمایه داری تبدیل گردد و یا اینکه در دل همین اوضاع آرایش جدیدی به میدان نبرد دهد. نبردی که به رهائی انسان منجر شده و نقطه پایانی بر این هرج ومرج و تلاطم بگذارد. 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)