برای ستایش قریشی کودک شش ساله  وبهاره کودک پنج ساله و دیگر کودکان افغانستانی که دربین شکرزبانانشان درشهرهای مختلف ایران مورد تجاوز قرار می گیرند و دیگر هرگز به خانه هایشان برنمی گردند و این فرشتگان روی زمین را مورد تجاوز قرارمی دهند و غافل ازاینکه خود روزی کودکی بودند…


1-
چقدر مهربان اند
چقدر مهمان نوازند
چقدر حامی کودکان اند
آنقدر!
آنقدر!
که پیش از تکه تکه شدن
که پیش از سوخته سوخته شدن
که پیش از تجاوز تجاوزکردن
این هم زبانان؟؟!!
مدام معذرت می خواهند؟؟!!

2-
من خد ارا
در نگاه معصومانه ی ستایش
گم کردم
آنگاه که هیچ خدایی
فریادرس اش نبود؟؟!!

3-
به پدرم گفته بودم:
پدر!
مواظب ام باش
روزی درین کوچه های غربت
گم می شوم
اما او مدام می خندید و می گفت:
مگر می شود…
کسی در میان هم زبانان خود
گم شود؟؟!!

4-
جای تعجب نیست
که من
درین ازدحام گم شده ام
من با چشم خود دیده ام
هزاران هزار نفر
درین ازدحام گم شده اند
بدون آنکه ….
کسی دیده باشد؟؟!!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)