اعتصاب سراسری رانندگان کامیون دومین هفته خود را از سر می گذراند. این اعتصاب روز اول خرداد ماه در اعتراض به پائین بودن دستمزد و ثابت ماندن کرایه حمل بار، بالارفتن بهای سوخت، لوازم یدکی و هزینه بیمه و محروم بودن از خدمات بازنشستگی و کمبود سهمیۀ روزانه گازوئیل و تعرفه بالای شرکتهای حمل و نقل آغاز شد. این اعتصاب علیرغم همۀ ترفند ها، عقب نشینیها و تهدید های رژیم همچنان بر تحقق همه خواستهای خود پای می فشارد. تلاش رژیم برای استفاده از دست نشاندگانش در به اصطلاح “انجمن صنفی رانندگان”، نیز نتوانست رانندگان کامیون را از پیگیری همه مطالباتشان باز دارد. رانندگان کامیون به فراخوان این انجمن دست ساز رژیم که طی بیانیه ای از آنها خواسته بود تا به قول آنان” برای جلوگیری از سؤ استفاده معاندین نظام به اعتصاب پایان دهند”، توجهی نکردند. رانندگان کامیون نه به عقب نشینی دولت و دادن امتیاز افزایش بیست درصدی حمل کالا توسط وزیر راه و شهرسازی رژیم در نشست با نمایندگان این “انجمن صنفی” رضایت دادند، و نه به وعده و وعیدهای سرخرمن اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس رژیم باور کردند که گویا با تشکیل کمیته ویژه مطالبات آنان را پیگیری می نمایند و نه به خبر خبرگزاری های دروغ پراکنی رژیم دایر بر پایان اعتصاب را باورکردند و همچنان بر تحقق همه مطالبات رفاهی و اقتصادی خود پای فشردند.

یکی از نقطه قوتهای اعتصاب رانندگان کامیونها در گستردگی و سراسر بودن آن است. این اعتصاب که روز اول خرداد شروع شد با بهره گیری از شبکه های اجتماعی سریعأ بیش از ٢٠٠ شهر ایران ر افرا گرفت. علاوه برآن وجود ارتباطات وسیع با استفاده از شبکه های اجتماعی کمک نمود تا علیرغم خودجوش بودن اعتصاب، سریعأ به شکل گیری رهبری اعتصاب در دل مبارزات رانندگان کامیون بیانجامد. وجود و نقش این رهبری را در طرح و پیگیری مطالبات، اتخاذ تصمیمات به موقع و تداوم اعتصاب می توان مشاهده کرد. نقطه قوت دیگر این اعتصاب در پشتیبانی و پیوستن کارگران دیگر بخشهای حمل و نقل به آن است. کارگاران شرکت حمل و نقل استان تهران روز دوشنبه هفتم خرداد در حمایت از رانندگان کامیونها دست به اعتصاب زدند. در همان روز رانندگان تانکرها نیز به اعتصاب پیوستند. روز سه شنبه کارگران پایانه های حمل و نقل تهران و قزوین نیز به اعتصاب پیوستند. روز چهار شنبه نهم خرداد نیز رانندگان تاکسی در سنندج نیز با طرح مطالبات خود دست به دعتصاب زدند.

واقعیت این است که رژیم اکنون در یکی از بحرانی ترین دوره های حیات خود به سر می برد. بحرانهای همه جانبهایی که اکنون جمهوری اسلامی با آن دست به گریبان است، رژیم را از رویاروی با چنین اعتصاباتی محتاط کرده و دست به عصا حرکت می کند. در چنین شرایطی ابزار تهدید و ارعاب و سرکوب رژیم کارایی خود را از دست می دهد و کارگران می توانند از موضع تعرضی بر خواستها و مطالبات خود پافشاری کنند و رژیم را وادار به عقب نشینی و دادن امتیازات بیشتر بنمایند. بی دلیل نیست که مقامات رژیم تلاش می کنند با فریب و نیرنگ و دادن امتیازات جزئی اعتصاب خاتمه یابد. دراین رابطه مقامات وزارت راه رژیم اعلام کردند که: “به دنبال مذاکرات ( البته نه با نمایندگان واقعی رانندگان کامیون بلکه با انجمن صنفی رانندگان) با افزایش بیست درصدی قیمت حمل کالا و کاهش ١٢ درصدی حق کمسیون شرکتها و پایانه های باربری، پرداخت ۵٠ درصد بیمه معوقه و دادن وعده هایی در رابطه با حق بیمه و بازنشستگی رانندگان موافقت شده و سهمیه لاستیک نیز برای آنان در نظر گرفته شده است.”

اعتصاب رانندگان کامیون تا اینجا که تنها بخشی از کارگران در صنعت حمل و نقل را باخود همراه کرده، قادر بوده روند عادی چرخ اقتصاد سرمایه داری در ایران را دچار رکود سازد و مختل نماید. این گوشه ای از قدرت کارگران و توده های مردم زحمتکش است. اینک اعتصاب و اعتراضات کارگران و دیگر اقشار اجتماعی در اعتراض به اوضاع نا بسامان معیشتی در ایران و عجز و ناتوانی رژیم اسلامی در پاسخگویی به این معضلات، رژیم را در موقعیت بسیار ضعیفی قرار داده است. در طی مدتی که اعتصاب رانندگان کامیون در جریان بوده، دهها حرکت اعتراضی دیگر نیز در ایران روی داده است.

اعتراض کارگران شرکت راه آهن تراورس در شهرهای شاهرود و مشهد که از ۲۴ اردیبهشت ماه در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهای شش ماهه شان شروع شده همچنان ادامه داشته است. روز ۸ خردادماه، پرستاران و پزشکان بیمارستان خمینی در اعتراض به بی توجهی مقامات رژیم در خصوص خواسته هایشان دست از کار کشیدند.

روز چهارشنبه نهم خرداد کشاورزان خوزستان در اعتراض به ممنوعیت کشت برنج در مقابل سازمان آب و برق خوزستان تجمع اعتراضی برپا کردند و از آنجا که رژیم نسبت به خواست آنان بی توجهی نشان داد، به اداره آب اهواز حمله ور شدند و با نیروهای رژیم درگیر شدند. در همان روز حدود دو هزار نفر از کارگران ذغال سنگ معادن “همکار” و “حشونی” و “پایدانا” برای رسیدن به مطالباتشان دست از کار کشیدند.

کارگران گروه صنعتی فولاد اهواز و کارگران فاز ۱۲ پارس جنوبی که از مجتمع های بزرگ صنعتی در ایران هستند در اعتراض به وضعیت فلاکت بار زندگی تجمع اعتراضی برپا کردند و مطالبات خود را طرح نمودند. اینها بخشی از اعتراض و نارضایتی کارگران شاغل است و باید به آن نارضایتی چند میلیون نفر دیگر از لشکر عظیم جوانان بیکارمطلق و پنهان را اضافه نمود که پایه های رژیم را به لرزه درآورده است.

ابعاد رو به گسترش اعتصاب و اعتراض و مبارزات کارگران و توده های مردم در ایران نشان می دهد که اوضاع نابسامان معیشیت کارد را به استخوان رسانده و رژیم دیگر نمی تواند با ابزار سرکوب و ارعاب و ایجاد فضای امنیتی و نظامی، آنان را مرعوب سازد.

این دوره دیگری از رویارویی کارگران و تودهای جان به لب رسیده مردم ایران با رژیم ضد کارگری و ارتجاعی سرمایه داری اسلامی است. تداوم این مبارزات رژیم را مجبور به عقب نشینی بیشتر خواهد کرد که خود روند فروپاشی و سرنگونی این رژیم ستمگر را تسریع خواهد کرد.

اما درعین حال این مرحله مهم و حساسی برای ایفای نقش رهبری فعالین و رهبران سوسیالیست درون جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی در سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است. 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)