برخى از قوانین ومقررات جا اُفتاده و پذیرفته شده در مناسبات جهانى بین المللى مى توانند محل مناقشه و حتى غیرقابل قبول باشند ، مثلاً دنیا کشور اسرائیل را به رسمیت مى شناسد اما ج.ا. ایران رسماً چنین دیدگاهى ندارد .


پاره اى از مواضع نسبى است ، برخى دولت ها، «حزب الله لبنان» را یک نهاد نظامى تروریستى مى دانند که در کار ارتش و کشور اخلال ایجاد کرده و موجودیت آن به حمایت مادى ج.ا.ایران از آن وابسته است ، بخشى دیگر براین باور نیستند، آن را سپرى در مقابل بلند پروازى هاى رژیم اشغال گر قدُس مى دانند ، گروهى بر این باورند «حشدالشعبى »، صرفاً زمانى در تقابل با «دولت اسلامى عراق و شام » توجیه وجودى داشت ، هم اکنون ندارد ، عراق امروز براى بازسازى خود صرفاً به یک ارتش نیاز دارد بعضى طور دیگرى مى پندارند.
گروهى از مقررات جهانى بالکل خلاف منطق است . مثلاً، این حق مسلم ج.ا.ایران است که تا زمانیکه منطقه و جهان راه زوال سلاح هاى اتمى را درپیش نگرفته به سلاح هسته اى مجهز شود ، اما مقامات درجه اول ج.ا. ایران بنا به مبانى اعتقادى شان از این حق مسلم صرف نظر کرده اند ، ورسماً بارها براین موضع پاى فشرده اند .
با این مقدمه مى توانیم نگاهى دیگر به سخنان اخیر دبیر شوراى عالى امنیت ملى داشته باشیم که فرمودند: «حضورمستشاران ایران در عراق و سوریه به در خواست دولت هاى قانونى این کشور ها و به منظور مبارزه با تروریسم است.»( روزنامه ها:٩٧/٣/٢)
طبعاً مبارزه با تروریسم به منظور «برقرارى صلح وامنیت در منطقه» است، حال این سؤال مطرح مى شود : آیا براى ج. ا. ایران  رسیدن به هدفش که «برقرارى صلح وامنیت در منطقه »است راه هاى کم هزینه تر ، مؤثرتر، با قبول مقبولیت بیشتر در انظار جهانىِ بشرِ قرنِ بیست ویکمىِ هم وجود دارد ؟

١- جمهورى اسلامى ایران تنها کشورمسلمان در دنیاست ، که عالى ترین مقامات سیاسى در آن روحانى هستند . هیچ کشورى دردنیاى هزاره ى سوم میلادى در کره ى زمین پیدا نمى شود که به اندازه کشورمان سیاست هایش مبتنى بر دین و مواضع روحانیت باشد. رهبران سیاسى مملکت مان قوام خود را در اتکاء بر اسلام مى دانند ، حال این سؤال مطرح مى شود:

١-١: چرا ج.ا.ایران ، به لحاظ نظرى وعقیدتى با بر هم زنندگان صلح وامنیت در منطقه در نمى افتد ؟چرا با طالبان ها، القاعده ها، داعش ها و ده ها جریانات به زعم خود انحرافى از اسلام دست به یک مبارزه ى نظرى – عقیدتى هدفمند و برنامه ریزى شده نمى زند ؟ مگر نه این که عوامل اصلى جریانات برشمرده و هواداران آن ها بر اساس برداشت هاى غلط و انحرافى از اسلام دست به سلاح برده اند ، پس چرا با خلأ سلاح نظرى – عقیدتى شان ، دست هاى آن ها را از انواع اسلحه کوتاه نمى کند ؟

١-٢: رشد سرطانى جهانى داعش در عضو گیرى هاى گسترده اش با استفاده از تبلیغ از مجارى از امکانات الى ماشاء الله دنیاى مجازى بوده و هست ، به شهادت روزنامه نگاران بى طرفى چون : یورگن تودن هوفر (Jürgen Todenhöfer) و عَبْدِالبٰارى عَطْوانى در دو کتاب مجزاى ارزشمند شان به اسامى :« ده روز با داعش » و « دولت اسلامى ، خلافت دیجیتالى» که از قضاء برگردان هاى خوبى از آن ها به زبان فارسى شده است ، چگونکى دست اندازى هاى نظرى به بهترین بیانى مشروحاً توضیح داده شده است . هسته اصلى این غده از بار معانى از اسلام متبلور است ، که طبعاً با نقد آن سر نوشتى چون برف در مقابل آفتاب تموز در پیش رو مى یابد .

١-٣: واضح است در این مبارزه ى نظرى که در مسیر رعایت تمامى مبانى نقد نظرى اصولى مى تواند نتیجه بخش باشد ، پشتیبانى تکنولوژى روز همراه با استفاده از رادیو ، تلویزیون و سایر رسانه هاى مؤثر مى توانند ایفاى نقش کنند .

٢-در راستاى « حفظ صلح وامنیت در منطقه » ناگزیر باید به کمک مردم ، یعنى قربانیان واقعى جنگ ها رفت . این کمک ها مى توانند از ابعاد مختلفى بر خوردار باشند :

٢-١: کمک هاى داروئى ، درمانى ، بهداشتى و پزشکى هم طراز و یا دوش به دوش سازمان هاى ذى صلاح جهانى .

٢-٢: کمک هائى در حد تأمین غذا ، پوشاک ، وسایل گرمایش و سرمایش ، سر پناه هاى موقت
کمک هاى آموزشى و خدماتى مطابق با استاندارهاى جهانى ، همراه و همأهنک با نهادهاى جهانى معتبر .

٢-٣ : قبول پناهنده زیر نظر و با توجه به استاندارد هاى معتبر و صلاحیت دار بین المللى .

٣- تبلیغ گسترده علیه جنگ بطور کلى و جنگ در منطقه بطورخاص با استفاده از آخرین دستآوردهاى جهانى – تاریخى تمامى نهاد هاى مستقل ضد جنگ در دنیاى متمدن قرن بیست و یکم .

۴- در دستور کار قراردادن وظایف کلیه ى نهادهاى نظامى کشور و به روزرسانى و تقویت بالفعل وبالقوه آن ها صرفاً در جهت دفاع از حریم و حدود و ثغور کشور در مواقعى که مرزهاى کشورمان مورد حمله ى مستقیم قرارگیرد .

۵- تبلیغ گسترده و جهانىدر خصوص عدم دخالت نظامى هر کشور به هر دلیل با هر توجیهى در کشور دیگر .
و…

طبعاً به لحاظ کارشناسى به این لیست مى توان موارد پرشمارى را اضافه کرد که در جهت حفظ صلح و امنیت در منطقه به غایت آشوب زده اى باشد که ده ها سال است روى خوش به خود ندیده است .
در تحلیل نهائى هرجنگى حافظ منافع ابرقدرت هاست ، آن ها در تنور هر جنگى نانى براى خود دارند ، در این وانفسا بازندگان واقعى مردم هستند ، برماست که با روش هائى که آب به آسیاب جنک افروزان منطقه وجهان نریزد ، از صلح وامنیت در منطقه وجهان دفاع کنیم .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)