
اگر مارکس و انگلس در ۱۷۰ سال پیش نوشتند:
” تمامی مناسبات ثابت و منجمد شده، همراه با زنجیره تعصبات و باورهای باستانی و قابل احترام آنها از میان میروند و تمامی نسبتهای نوپدید، پیش از آن که شکل پیدا کنند خصیصهای باستانی به خود میگیرند. هرآنچه سخت و استوار است دود میشود و به هوا میرود، هرآنچه مقدس است دنیوی میگردد و انسانها در نهایت ناگزیر میشوند تا با شرایط واقعی زندگی و مناسبات خود با همنوعانشان، رو در رو شوند. ”
در عصر تحولات پرشتاب کنونی، عمر چهل ساله رژیم جمهوری اسلامی زیادتر از آن است که با همهی تنگناهای معیشتی حقوق بگیران و بحرانسازی منطقهای و دشمنتراشی داخلی و خارجی و هزینه صدها میلیارد دلاری ، به حکومت وامانده و ارتجاعی خود ادامه دهد .
بعد از ۱۲سال مذاکره و مشاجره در تیرماه ۱۳۹۴ توافق برجام به انجام رسید. آنگاه رئیس جمهوری ایران از برجام ۲ و ۳ و . . . در رابطه با مسائل داخلی سخن گفت که با مخالفت سخت و لجوجانه رهبری مواجه شد. موضع او حاکی از چرخیدن در بر همان پاشنه جنگطلبی و موشکپرانی و سرکوبی حقوق مردم در تمامی جوانب بوده است تا مبادا توهم تغییر در خیمه جمهوری آخوندی خواب متولیان حکومتی را آشفته کند .
طرح برجام های دیگر توسط روحانی را حال عمادالدین باقی اصلاحطلب این گونه بیان میکند:
“عفو عمومی بدهید، زندانیان را آزاد کنید، اعدامها را مهار کنید، تندروها را دور کنید، امنیت و رونق رسانه ها و مطبوعات را افزایش دهید، دوتابعیتیها و حتی خارجیان را مرعوب نکنید، سرمایه گذاران را فراری ندهید، متخصصانی که باز میگردند را با اتهام جاسوسی گرفتار نکنید، گفتگوی ملی را آغاز کنید، تعامل با جهان را راهبرد اصلی قراردهید، منتقدان را حرمت نهید، اعتمادها را بازسازی کنید و… آنگاه خواهید دید که آمریکا هم هیچ کاری نمیتواند بکند و خروجش از برجام بیفرجام شده و حتی قیمت ارز و اضطراب بازار هم پایین میآید در غیر این صورت باید منتظر وضعیت ناگوارتر باشیم. ”
پس مشکل اصلی در اجرایی کردن مطالبات بحق شهروندان ، بودن یا نبودن برجام نیست، بلکه مسئله بقای غیر ضروری اصل نظام است
استقرار رژیم اسلامی در گاه شمار مستند ۴۰ سال گذشته با مخالفت و اعتراض نیروهای مردمی داخلی و چالشهای بینالمللی بسیاری روبرو بوده است .
اپوزیسیون دو درصدی در رفراندم ۱۳۵۸ با پیگیری سازمانهای مبارز و فعالان اندیشهورز و عدالت خواهانی که جان عزیزشان را هزینه آزادی و برابری کردند، توانسته است نهادهای اختناق و خورای دولتی را عقب راند و با عیان نمودن ناکارآمدی کل نظام بعضی استمرار طلبان اصولگرا و اصلاحگرا را به مناقشه در اصل ولایت فقیه مجبور سازد .
تشخیص درصد چشمگیری از جامعه در فهم مانع اصلی پیش شرط تحول است ، بدین نحو که راهکار ترمیم ورشکستگی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که جامعه را به بنبست کشانده پیش از هر چیز در موجودیت خود نظام مستقر جستجو و تحلیل شود .

اگر امضاء برجام امید اندکی در بهبود اوضاع بود، خروج تهدیدآمیز ترامپ که پیشنهاد مذاکره همانند کره شمالی هم در آن گنجانده بود، فرصتی است تا حکومتگران ایران قدری از توسعه طلبی و اقتدارگری زیان بار چهار دهه کوتاه بیایند.
در موقعیت کنونی که نیروهای تحولخواه در رویارویی با دستگاه امنیتی حافظ جمهوری اسلامی متوازن نیست و توده میلیونی لازم برای تغییر در صحنه حضور ندارد و حاضر به دادن هزینه هم نیستند، نقش فشارها و بده بستانهای بینالمللی برجسته میشود. البته دولتمردان اسلامی آن قدر به حفظ قدرت عنایت و اشتیاق وافر دارند که از جنگ نظامی اجتناب کنند. همین موضع دروغین نیابتی و مستشاری برای صدور انقلابشان نیز تامین منافع آنها را خواهد کرد . هرچند جنگ اقتصادی و به افلاس کشاندن اکثریت مردم را به تمام و کمال انجام دادهاند .
تضمین خواهی رهبر از اروپا در واقع به کنارهگیری ایشان از قدرت مطلقهاش گره خورده همچنان که در گوادلوپ ماهها قبل از انقلاب ۱۳۵۷ سران ۵ کشور به عدم پشتیبانی از شاه توافق کردند. این بار نیز قدرتهای جهانی برای اجماع در مهار جمهوری اسلامی دو هفته بعد از خروج امریکا از توافق برجام ، همچنان چانهزنی میکنند.
در ۲۱ می (۳۱ اردیبهشت) توسط وزیر امور خارجه آمریکا سیاستهای تازه ای در قبال ایران اتخاذ شده است که میبایست هر توافق تازهای با ایران دارای این شرایط باشد :
۱- ایران باید همه جنبههای نظامی فعالیتهای هستهای قبلیاش را به آژانس اتمی اعلام کند.
٢ – ایران باید غنیسازی را کامل قطع کند و هیچوقت دنبال بازپردازی پلوتونیم نرود. این شامل بستن رآکتور آب سنگین هم هست.
۳- ایران باید دست رسی بی قید و شرط بدهد به بازرسان آژانس اتمی به همه پایگاهها در همه نقاط کشور.
۴- ایران باید توسعه برنامه موشکی بالستیک را متوقف کند و پرتاب موشکهایی که قابلیت حمل سلاح هستهای دارند را متوقف کند.
۵ – ایران باید همه شهروندان آمریکا و همینطور شهروندان دیگر کشورهای همپیمان ما را آزاد کند.
۶- ایران باید حمایت از گروههای تروریستی را متوقف کند؛ ازجمله حزبالله لبنان، حماس و جهاد اسلامی.
٧- ایران باید استقلال عراق را به رسمیت بشناسد و اجازه دهد شبهنظامیان شیعه عراق خلعسلاح شوند.
٨ – ایران باید حمایت از حوثیهای یمن را متوقف کند.
٩ – ایران باید همه نیروهای تحتامرش را از سوریه عقب بکشد.
١٠- ایران باید حمایت از طالبان و دیگر گروههای تروریستی را در افغانستان پایان دهد.
١١- ایران باید به حمایت نیروی قدس سپاه از گروههای تروریستی و همپیمانان شبهنظامیاش پایان دهد.
١٢- ایران باید به تهدید همسایگانش که بیشترشان همپیمان آمریکا هستند پایان دهد. از جمله تهدید ویرانکردن اسرائیل و پرتاب موشک به عربستان و امارات ”
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.