موج اعتصابهای کارگری در منطق مختلف ادامه دارد. مطالبه عمده این اعتراضات، پرداخت دستمزدهای معوقه و امنیت شغلی است. اما در این میان اعتصاب سراسری رانندگان کامیونهای باری و اعتصاب کارگران راه آهن سراسری، از جمله نمونه های نادر حرکتهای کارگری درس آموز طی ماههای اخیر هستند. اهمیت این دو حرکت نمونه نه در خواستها و مطالباتشان، که بدون شک تحقق آن به معنای پیروزی است، بلکه در هماهنگ بودن و سراسری بودن و درسهای آن برای آینده جنبش کارگری و جنبش آزادیخواهانه سراسری در ایران است.

از روز سه شنبه اول خرداد ۹۷، رانندگان کامیون های باری سنگین، طی فراخوانی از همکاران خود در سراسر ایران خواستند دست به اعتصاب بزنند. پاسخ به این فراخوان گسترده و سراسری بود. رانندگان کامیون از بندرعباس تا تبریز و از بوشهر تا کرمان، از خراسان شمالی و رضوی تا استان مرکزی، از شیراز در جنوب تا بندر انزلی در شمال، از استان کردستان تا استان آذربایجان غربی و بطور خلاصه در جاده های همه جای ایران با توقف در مسیر جادهها اعتراض خود را علیه پایین بودن کرایه و گرانی شدید به نمایش گذاشتند. در بعضی نقاط میتینگ و تجمع اعتراضی برپاکردند. طی دو روز اخیر مسئولین محلی با پخش شایعاتی دایر بر پذیرفتن در خواست اعتصاب کنندگان، تلاش کردند، در صفوف متحد آنان شکاف ایجاد کنند، اما رانندگان اعلام کردند که تا اعلام رسمی پذیرش خواسته های آنان از جانب مسئولان بالای حکومتی و اجرای عملی آن به حرکت اعتراضی خود ادامه خواهند داد.

در نمونه دیگر شاهد گسترش اعتصاب و اعتراضات کارگران راه آهن در شهرهای مختلف ایران هستیم. موج جدید اعتصاب در بخشهای مختلف راه آهن ایران از روز بیستم اردیبهشت در محوطه ایستگاه راه آهن شهر تبریز آغاز شد. روز شنبه ۲۲ اردیبهشت‌کارگران شرکت تراورس و خط ابنیه راه‌‌آهن در اعتراض به پرداخت نشدن ۴ماه حقوق عقب افتاده خود اعتصاب کردند. در همان روز کارگران اعتصابی راه‌آهن زنجان در برابر استانداری حکومت در این شهر، در اعتراض به دریافت نکردن چهار ماه حقوق و ۱۱ ماه بیمه تجمع کردند. روز دوشنبه ۲۴ اردیبهشت کارگران راه آهن اصفهان در اعتراض به حدود چهار ماه حقوق عقب مانده و در اعتراض به نپرداختن چندین ماه هزینه بیمه تامین اجتماعی و حدود ۱۴ ماه بیمه خدمان درمانی، اعتصاب کرده و در مقابل مدیریت شرکت تجمع کردند. روز دوشنبه ۲۴ اردیبهشت کارکنان شرکت تراورس راه آهن مشهد، در اعتراض به حقوق عقب افتاده و وضعیت وخیم معیشتیشان دست به اعتصاب زدند. روز شنبه ۲۹ اردیبهشت‌ ماه ۹۷ نیز کارگران تراورس گلستان ـ گرگان در اعتراض به عدم دریافت حقوق و واریز نشدن حق بیمه، در برابر دفتر این شرکت تجمع کردند. در همین روز کارگران راه آهن ورامین دست به اعتصاب زده و از حرکت قطارها جلوگیری کردند. روز دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ماه، شماری از کارگران راه آهن اندیمشک در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهای معوقه خود، برای سومین روز متوالی اعتصاب خود را ادامه دادند.

اهمیت این رویدادها در این واقعیت است که جنبش کارگری ایران به درجه ای از رشد رسیده است که از توانائی هماهنگ کردن حرکتهائی اعتراضی خود در رشته های واحد برخوردار است.اعتصاب و اعتراض بطور کلی جزو جدائی ناپذیر موجودیت طبقه ای است که ثروت و نعمت های انباشته شده در این جامعه حاصل رنج و کار اوست. مزدی که سرمایه داران به کارگران می دهند تنها کفاف یک زندگی بخور و نمیر خود و خانواده هایشان را می کند تا بتوانند فردا دوباره برسرکار برگردند و بازهم استثمار شوند و سود تولید کنند. اما اینجا صحبت بر سر نفس اعتصاب کارگری و اهمیت آن در زندگی امروز کارگران و اهمیت آن در تدارک دنیای بهتر فردا نیست. صحبت بر سر ضرورت هماهنگی و سرتاسری بودن این حرکات است. در چنین مسیری است که هم کارفرمایان و دولت برای پذیرش خواستهای کارگران تحت فشار بیشتری قرار خواهند گرفت و هم جنبش کارگری از لحاظ آگاهی و تشکل گام بلندی به جلو برخواهد داشت.

جای خالی خیزشهای خیابانها را تا ایجاد شرایط مساعد برای خیزشهای بعدی، می توان با اعتصابهای پی در پی در مراکز کارگری و اداری و تحصیلی پر کرد. کارگران، می توانند پیشگامان چنین حرکتی باشند.فروکش کردن اعتراض های خیابانی می تواند آغاز موجی از اعتصاب های کارگری و توده ای را به دنبال داشته باشد. این اعتراضات می توانند به بستر مناسبی برای ایجاد تشکلهای توده ای در محل های کار و زیست تبدیل شوند. این اعتصابات چنانچه ادامه کار باشند و جنبه سراسری بر خود بگیرند، رژیم حاکم را فلج خواهند ساخت. تاریخ گواه است که چهل سال پیش، کمر رژیم شاه را نه تظاهرات روزهای تاسوعا و عاشورا، بلکه اعتصابهای پی درپی و سراسری و هماهنگ در رشته های مختلف، شکست.

اعتصاب، قدرت عمل و مانور نیروهای سرکوب دشمن را محدود و آنها را زمین گیر میکند. در جریان اعتصاب مردم مبارز در سطح توده گیرتری به ضرورت متشکل شدن پی می برند. فرصت خواهند یافت تا نقاط قوت و نقاط ضعف حرکتهای تا کنونی خود را بشناسند و تجربه خود را برای مبارزات سرنوشت سازی آتی غنی تر سازند.

جمهوری اسلامی با سپاه پاسدارانش بعنوان بزرگترین کارفرمای کشور تا هنگامیکه با اعتصابهای سراسری و هماهنگ و همزمان روبرو نشوند، در برابر خواست های حرکتهای پراکنده اعتراضیبی اعتنائی می کنند. اما با هر حرکت هماهنگ شده و سراسرس ترس همه وجودشان را فرخواهد گرفت. شرایط کنونی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ایران به ما می گوید که زمان اعمال فشار سراسری هماهنگ توده ای و کارگری بر رژیم جمهوری اسلامی فرارسیده است.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)