…………………
یک کوچه ی خلوت
یک کوچه ی بی انتها، با اندکی باران
یک کوچه ی با حوصله، ما را فراخوانده ست.

 

برخیزوُ چتر ِ روشنت را- شادمان- بردار!

شاید که از فردای ِ فروردین ، سخن گفتیم.

یا شاید از اردیبهشت ِ “رشت”
با رستخیز ِ آن چمن ، گفتیم.

 

تا جان ِ ما اینگونه ، سرزنده ست
آن کوچه ، فرخنده ست.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)