زمان و اندیشه(8)مطبوعات و آزادی——————————————–
* زمان و اندیشه سلسله مطالبی است که در نشریه توانا(بعدا تعطیل شد)در موضوعات مختلف توسط اینجانب بانام مستعارعلی میثمی به چاپ می رسید.این قسمت در شماره32 در 23فروردین 1378هفته نامه توانا درج شده است.که اینک برای استفاده و دسترسی کاربران به ترتیب و به شکل جداگانه مرتب در تریبون زمانه چاپ خواهم کرد.این هشتمین قسمت است.
امام خمینی : روزنامه‌ها باید با کسی صورت مخاصمه نداشته باشد. بلکه صورت ارشاد داشته باشند. مطالب را بگویند انتقادها باید باشد، زیرا یک جا تا انتقاد نشود اصلاح نمی‌شود. عیب هم درهمین جاست چون سرتاپای انسان عیب است و باید این عیب‌ها را انتقاد کرد تا جامعه اصلاح بشود.
( صحیفه نور ج 14 ص 359 )
آیهالله خامنه‌ای : اگر یک روزنامه‌ای باشد که از لحاظ بینش سیاسی و محتوای فکری اصلا مورد تائید ما هم نباشد ولی از تقوا و ملاحظات دینی درادارۀ روزنامه‌ها برخوردار باشد، تضارب افکاردرباب مسائل سیاسی و مسائل فکری چیز بدی نیست بلکه چیزخوبی است.
( روزنامه رسالت 18/3/1365 )
مهندس مهدی بازرگان : انتقاد از مقامات از واجبات است. در اسلام تفتیش عقاید و تحمیل عقیده وجود ندارد.
( روزنامه کیهان 11/11/1357)
آیهالله ناصر مکارم شیرازی: صریحاً اعلام می‌دارم آنها که مطبوعات را در ذکرمطالب تحت فشارقرارمی‌دهند و به گفتۀ شما ساواک مذهبی درست کرده‌اند قطعاً از ما نیستند. ساواک مخصوص رژیمهای ‌استبدادی است.
( روزنامه کیهان 11/11/1357)
حجهالاسلام ناطق نوری: مرز انتقاد و تضعیف باید روشن شود ما در زمان بنی صدرهم گرفتاری داشتیم؛ تا می‌آمدیم یک چیزی بگوئیم یک دفعه وسط ملت پای منبر داد می‌زدند آقا تضعیف کردی. اگر بناست که انتقاد کردن و روشن کردن تضعیف باشد، معلوم می‌شود که ملت نباید بدانند اگر بناست که عادلانه حرف زده بشود، این روزنامه‌ها را آزاد بگذارید.
( روزنامه رسالت 31/3/1365)
یادداشت روزنامه اطلاعات سال 1320: درهرجا آزادی نباشد، آنجا تاریکی حکم فرمایی می‌کند. هر جا تاریکی و فاقد فروغ دانش باشد آنجا سراسر فقر وبیماری خواهد بود. ازروزگاران دیرین و از آن موقع که قدرت مطلقه بدست حکومتها افتاد پیوسته بین دو نیروی مخالف یعنی یک اقلیت مقتدر و یک اکثریت ضعیف و ناتوان مجاهده و مجادله بوده و زمانی این غالب وآن مغلوب و گاهی آن غالب و این مغلوب بوده است. دنباله این کشمکش هیچگاه قطع نشده ودرهرموقع که نوبه فتح وظفر اقلیت رسیده توده‌های کثیراجتماع در زیر فشار استبداد و بیدادگری نالیده و رنج برده‌اند. اکثریت برای خاتمه دادن به اساس فشار ومظالم متجاوزان دوباره طغیان کرده و از این طغیان نهضتها و انقلابها بوجود آمده است. اقلیت مقتدر در این کشمکش به چه وسایلی مجهز بوده است؟ پول و ثروت، قدرت نظامی و نیروی تأمینه همه وهمه دردسترس آنها و وسیله اجرای نیات و مقاصد آنها است. اکثریت درمقابل آنها چه حربه‌ای دارد؟
برگزیده‌ترین افراد این اکثریت مقهور و ناتوان به پشتیبانی قلم به جنگ سرنیزه برنده و قدرت نظامی می‌روند. گاه تأثیراین قلم به حدی است که از دیوارهای آهنین و دژهای استوار خداوندان قدرت گذشته و اساس نیروی آنها را واژگون می‌سازد… در هر وقت و هر زمان دوره حکومت مطلقه اقلیت ممتاز قبل از اینکه اجتماع به کلی استعداد اصلاح را ازدست بدهد به پایان می‌رسد. و اگرچنین نباشد یک ملت وجامعه چنان درغرقاب فساد غوطه‌ور می‌گردد که نجات و صلاح آن محال و انقراض آن قطعی است. در این دوره‌های تحول بازمسئولیت بزرگ متوجه صاحبان قلم است اینها مسئول بیداری مردم هستند. چراغ دانش و فضیلت باید بدست آنها و به استعانت قلم آنها برافروخته شود. این طبقه مخصوصاً آنها که در دوره انحطاط توانسته‌اند روح آزادگی وعفت قلم را ازدست نداده وعلی رغم تمام سختیها وفلاکت‌ها و گرسنگی قلم را وسیله زیر پا گذاشتن حقوق اجتماع قرارنداده و با نابود ساختن عدالت اجتماعی برپایگاه قدرت انبیاء بوسه نزده‌اند، باید با یک نقشه اساسی و متین برای جبران زیانکاری‌های گذشته بکوشند و به ارشاد عقول و افکار کمر ببندند.
( روزنامه اطلاعات 5/7/1320)
آیه الله یزدی: کسانیکه روزنامه جدید راه می‌اندازد و فکر می‌کنند اگر مقاله‌ای بنویسند ما جا می‌خوریم این طور نیست. ( روزنامه سلام 25/12/1377)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)