حکومت پس از سال ها مرگ بر آمریکا گفتن و سردادن شعار «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» با نرمشی قهرمانانه به سازشی تلخ و دردناک تن داد که طی آن سانتریفوژهای خود را به یک سوم کاهش داد و قلب راکتور اتمی اراک را بتون ریزی کرد تا شاید بتواند خود را از تحریم های سنگین و طولانی رهایی بخشد. به جز آمریکا، کشورهای دیگری از جمله فرانسه، انگلیس، آلمان، روسیه و چین نیز موافقتنامه را امضأ کردند زیرا هیچیک خواستار ایرانی قوی و دارای انرژی هسته ای در منطقه نبودند و هرکدام از آنها نیز تا آنجا که توانستند ایران را در مراحل مختلف دوشیدند و همچنان سیاست ضعیف نگهداشتن ایران را پیگیری کردند.
این اولین وادادگی این حکومت نبود، قرارداد الجزایر بعد از گروگان گیری، غرامت نگرفتن بابت جنگ ایران و عراق هم از خاطر مردم نرفته است. جمهوری اسلامی از بدو تأسیس خود تا به امروز یک قرارداد موفق و حافظ منافع ملت امضا نکرده. هرچه بوده خفت و خواری و دادن خسارت ها و تاوان های بسیار از کیسه ی مردم بوده است. اکنون حکومتی در ایالات متحده آمریکا سرکار است که هم آوایی با عربستان سعودی و اسراییل را به همراهی با متحدین دیرین خود، اروپا ترجیح می دهد و از همه اخاذی می کند و بقول معروف آبرو را خورده و حیا را قی کرده است. دادگاه های آمریکا ابایی ندارند که برای چندمین بار به بهانه های واهی (حتا حمله ی ۱۱ سپتامبر که ایران در آن نقشی نداشته است) میلیاردها ثروت ملی ما را ببلعند.
آمریکا نشان داده که به قرارداهای بین المللی اهمیت نمی دهد. ترامپ نه تنها به رأی و نظر متحدان قدیمش برای حل مسأله به صورت صلح آمیز توجه نکرد، بلکه راه صلح را به کلی به روی ایران بست و به اعتبار خود در دنیا آسیب بسیار زد.
ایران با نداشتن دیپلماسی مناسب نمی تواند از موقعیت ها و شرایط مناسب سود بجوید و قدم به قدم عقب می نشیند و با یاوه گویی حسن روحانی که بدون آمریکا ما در برجام می مانیم ره بجایی نمی برد. ظریف در آمریکا علیه مملکت خودش و نظامی که همه چیزش را از آن دارد، موضع گرفت و گفت که ما در ویرانی منطقه نقش داشته ایم! هم او بود که چندی پیش باز در مقام وزیر امور خارجه گفته بود ایران تاب مقاومت ۲۴ ساعته هم در مقابل آمریکا ندارد! این گفتار زننده که نشان کامل از وادادگی است، برازنده یک ایرانی نیست چه رسد به وزیر امورخارجه ی کشور.
ایران از سال ۲۰۱۶ تاکنون ۱۱ گزارش تأیید از آژانس بین المللی انرژی اتمی دریافت کرده است و به تمام تعهدات خود و توصیه ها عمل کرده است و کارشناسان امنیتی معتبر جهانی این امر را تأیید کرده اند. سندرز سناتور دموکرات آمریکایی می گوید در ماه گذشته، ۲۶ مقام ارشد ارتش و مقام ارشد اسراییلی طی نامه ای به صراحت اعلام کرده اند که تصمیم آمریکا برای خروج از برجام، نه تنها امنیت ایالات متحده را تضعیف می کند بلکه امنیت اسرائیل را نیز تضعیف می نماید اما انتقامجویی و کینه ی نتانیاهو حد ومرز نمی شناسد.
اروپا استقلال گذشته را ندارد و خواه ناخواه باید آمریکا و اسراییل را راضی نگهدارد ولی روسیه و چین می توانند نقش مهمی بازی کنند و اگر امروز در برابر آمریکا نایستند فردا روزهای سختی در انتظارشان خواهد بود. اما اینها هم تا به اینجا کاری نکرده اند که بتوانیم به رفتار آینده شان امیدوار باشیم. معلوم نیست که به حرکت بیایند.
این بار فقط خسارت های مالی مطرح نیست، بلکه بحث حیات و ممات کشور در بین است. برخی به تهدیدهای ترامپ دل خوش کرده اند و فقط تا جلوی دماغشان را می بینند و دلشان به رفتن جمهوری اسلامی خوش است. همانطور که مردم عراق به رفتن صدام دلخوش بودند. حال دو راه در پیش روی ماست یا در کنار ترامپ که قصد ویرانی ایران را دارد بایستیم یا در مقابلش.
نگاهی بکنیم ببینیم که گروه های سیاسی در این مورد چگونه مواضعی اتخاذ کرده اند. البته هنوز اول کار است و همه به میدان نیامده اند، ولی سالی هم که نکوست از بهارش پیداست.
گروه های پهلوی طلب چنان واله و شیدای ترامپ شده اند که سر از پا نمی شناسند. مومیایی هم که اخیراً پیدا شده به اینها قوت قلبی داده که انگار امام زمانشان ظهور کرده. همه مشغول تدراک عروسی هستند و انگار نه انگار که قرار است مردم مملکت خودشان در این میان قربانی بشوند. خلاصه در این کارناوال جلوی همه راه افتاده اند.
پادوهای ثابت آمریکا هم ماشاالله در همه ی رسانه ها حضور دایم دارند، همان حرف هایی را می زنند که باید: اگر برجام شکست خورده تقصیر ایران است، جمهوری اسلامی که رفت سوریه کار را خراب کرد و موشک که ساخت به برجام لطمه زد و از این حرف ها. یعنی درست همین طلبکاری های مضحک ترامپ را به عنوان دلیل و برهان عرضه می کنند که یعنی حق با آمریکا بوده از اول همه بوده. توجه هم ندارند که برجام متن معین و حوزه ی مشخص دارد و هر چیزی را نمی توان با آن مرتبط دانست.
یک عده جوان بی تجربه هم هستند که این وسط جوگیر شده اند و دلشان به این خوش است که آمریکا می آید برای دمکراسی می آورد! اصلاً هم توجه ندارند که آمریکا کی از این کارها برای ما کرده که الان بخواهد بکند. خوب است که دور و برتان عراق و افغانستان و لیبی و سوریه را هم میبینی و از این حرفها میزنید.
آخر از همه عده ای از چپی ها هم که فیل انترناسیونالیسم شان یاد هندوستان کرده، بر آنند که بین دو نیروی ارتجاعی نباید هیچیک را انتخاب کنیم. در دوره ی جنگ جهانی اول صحبت از رقابت چند امپریالیسم بود، حالا فقط می گویند که گروه های ارتجاعی در رقابتند و به پرولتاریا و نمایندگانش مربوط نیست. مطلقاً هم توجه ندارند که این جا مسأله ارتجاع و ترقی مطرح نیست بلکه بود و نبود ایران است. باید متفقاً در مقابل مهاجمان به ایران ایستاد و از استقلال و تمامیت ارضی آن و حقوق مردم ایران دفاع کرد. شاید هم فکر می کنند که خوب ما که به طبقه اهمیت می دهیم نه ملت، پس هر چه شد باداباد، سر انقلاب جهانی سلامت.
خلاصه ما مانده ایم که اگر مردم ایران به فکر نگهداری مملکتشان نباشند، که خواهد بود. یکی از دوستان می گفت که من هر جور حساب می کنم، با این مردم ایران نمی بایست تا به حال بر جا مانده باشد، پس از آنجا که مانده لابد همانطور که بعضی می گویند، خدا نگهدارش بوده! بس که بی حوصله و دلخور بودم حال این را که جوابش را بدهم نداشتم.

این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

۲۰۱۸ May 10th Thu – پنج شنبه، ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)