میترا
شبم را بر تلی از نور خواهم سوخت
برنگ نور خواهم شد
نگاهم را به قعر نور خواهم دوخت
تنم پیمانه ای از نور خواهد شد
به جان خامش دلمردگان
من نور خواهم ریخت
شفای عاجل هر کور خواهم شد
به شب درماندگان را٬
من گلی از نور خواهم داد
چراغ راه هر شب کور خواهم شد
و خواهم خواند: آواز شکفتن را
و راز گوش دل: با دل شنیدن را
و خواهم گفت: امراض ندیدن را
به روی روز بستن، چشم دیدن را
.
کجایید؟ ای پس درهایتان خفته،
سکوت شب شکسته
روز بر بامت نشسته
نمان در خواب!
روز را دریاب!
دریغ از لحظه ای در خواب!
بیایید این صنم اینجاست
مهر اینجاست٬ مهربان اینجاست
نمایان کن دلت را٬ آفتاب اینجاست
بپا کن مهرگان را٬ میترا اینجاست!
………………………… ..
گلاله
گلاله، لاله روی کوهساران
به شب پایت شکستند در بهاران
ندانستند که تو از لاله زاری
زپایت لاله روید صد هزاران
س.ع. صدیقی
به مناسبت “مهرگان” شعری از مجموعه دفتر شعر “گلاله ها”


هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.