شالوده‌ی اولیه‌ی این مقاله در نشریه اینترنتی اخبار روز افغانستان چاپ شده که من بن مایه آن را برداشته و بازنویسی کرده‌ام.


گفتمان رابطه‌ی صورت و معنا ممکن است جنبه‌های آکادمیک و فلسفی و زبانشناختی پیچیده‌ای داشته باشد. اما شکلی بسیار عینی از آن را می‌توانیم به گونه‌ی عریان در نحوه‌ی برخورد حاکمیت مذهبی با حقوق شهروندی مردم ایران می‌ببینیم.

اگر به سخنان عمامه یا بی عمامه دار کارگزاران، نویسندگان و گویندگان حاکمیت گوش بدهیم، در میابیم که بسیاری از آنان وقتی درباره‌ی حقوق زنان حرف می‌زنند، تحریف معنای صورت در کلامشان بازتاب می‌یابد. میگویند:

«ما به حقوق زنان احترام داریم، اما نه به این شکلهای غربی و غیراسلامیاش».

فرض کنید که این افراد واقعا به حقوق زنان احترام دارند. یعنی در عالم «معنا» باور دارند که زن انسان است و هیچ حکم دینی و شرعی قرار نیست حقوق اجتماعی و شخصی آنان را مورد تجاوز یا ندیده بگیرد اما همین مؤمنان وقتی که با حقوق واقعی و عینی زنان روبه‌رو می‌شوند، با آوردن اما و اگرهای پرشمار شرعی و عرفی، زنان را از دستیابی و حفظ دستاوردهای تاریخی خود باز می‌دارند.

زیرا هنگامی اینکه حقوق انسانی بخواهد از عالم «معنا» بیرون آمده و در عالم واقعیت تحقق بیابد، ناگزیر صورت و شکلی قابل دیدن و دیده شدن پیدا می‌کند.

از آنجایی که، صورت و شکل چیزها، جزء جدایی ناپذیر هر چیز و هر کسند و اضافی نیستند.

تنها امکان آشکار شدن حقوق زنان، آشکار شدن صورت مادی آن حقوق در صورت و وجود هر زن است.

برای نمونه 

شما نمیتوانید کسی را بدون آن وجود صورتی از یک چهار دیواری زندانی کرده و از حق آزادی محرومش بسازید. آزادی و زندان به خودی خود یک مفهوم و معنا‌ی انتزاعی است مگر اینکه آزادی و زندان صورتی را که مربوط به آن است مشخص کنیم.

صورت آزادی راه رفتن در شهر است؛ غذا خوردن است؛ خندیدن است؛ این یا آن لباس را پوشیدن است؛ دوستی با دیگران است؛ نوشتن است؛ آواز خواندن است؛ نقاشی کردن است؛ شنا کردن است؛ غذا پختن است. نمیتوان از معنایی بهنام «حق آزادی» انسانی سخن گفت، اما صورتها و شکلهایش را انکار یا سرکوب کرد. صورتِ آزادی پیوندی حیاتی با معنای آزادی دارد.

حکومت مذهبی وقتی زنان را از امکان کار و تحصیل و روابط اجتماعی و انتخابهای فردی محروم میسازد، در حقیقت آنها را از امکان بروز صورت و شکل واقعی خود محروم می‌کند.

اساسا انسان به صورت و اندام خود انسان بودن خود را آشکار می‌کند.

و نه به دین و اندیشه و باور و زبان و فرهنگ خود. حقوق بشر از صورت آغاز میشود نه از محتوای اندیشه و ایمان. همین که موجودی صورت انسانی داشته باشد واجد حقوق بنیادینی هست که هیچ ربطی به محتوای فکر و باور و فرهنگش ندارند، و هر آنچه این حقوق را انکار یا محدود می‌کند بخشی یا کلیتی از یک نظام تمامیت خواه و ضد زن است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)