هیس!
کسی در می زند
دیوانه های «گلوبندک» در سرت می چرخند
عرفان در «دوراهی قپان»،
غبارِ ِ دلتنگی را
با خاکستر دختران «خاک سفید» و «قرچک»
قاطی می کند.
هیس!
صدای تَرَک خوردن استخوان به گوش می رسد
گدایان «امامزاده داوود» در جیب ات وول می خورند
مَنعِ تعقیبِ سیمرغ در کوه قاف لغو می شود.
هیس!
«فروغ» برای «علی کوچیکه» حماسه می خواند
قرن بیست و یکم به «قونیهِ» قرن هفتم تبعید می شود
«مولوی» سر بر شانه «شمس» زمزمه می کند.
هیس!
وطن برای مُردگان دِی، مویه می کند
سینه می زند
چنگ بر صورت می کشد
«بابک» در «کلیبر» دف می زند
«صباح» در غار «الموت» دندان بر دندان می ساید.
هیس!
ترافیک خیابان انقلاب سنگین است
اهالی بوسه و عشق در «کافه فرانسه»
در تقاطع انقلاب
منتظرند.
هیس!
تاریخ،
«سربازان اول مه» را
به جنگ دوره احتیاط احضار می کند!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)