اخیراً یکی از روحانیانی که بر یکی از مراکز متعدد تربیت طلبۀ قم ریاست دارد، سخنی گفت مایۀ تأمل. گفت که قم را باید تبدیل به واتیکان کرد. اول کسی که در هیاهوی انقلاب، این سخن را، البته با مختصری طعنه، بر زبان آورد، شاپور بختیار بود. این بهترین پیشنهادی بود که در طول تاریخ از سوی دولتی به روحانیت شیعه شده بود ولی متأسفانه مانند دیگر سخنان بختیار گوش شنوایی نیافت. ما نیز از چنین برنامه ای دفاع میکنیم، البته نه دقیقاً به صورتی که اخیراً مطرح شده. دیدگاه ما، طی سالهای اخیر، در کتاب «یگانگی و جدایی» و نیز در مقالاتی که بخشی از آنها در «سرگردان بین دو نهایت تاریخ» گرد آمده است، به روشنی و مفصل پرورده و عرضه شده است.
متأسفانه، واکنشهایی که نسبت به سخن آن روحانی، در این سوی مرز سیاسی ابراز گشت، حاکی از ناباوری بود و در حقیقت نشانگر عدم عنایت به اصل مطلب و اهمیتش. امر عجیبی نیست. اینهایی که فهمیده و نفهمیده شعار سکولاریسم میدهند، همانطور که بارها متذکر شده ایم، تصویر درستی از چند و چون این کار ندارند. جدایی سیاست و دین کار ساده ای نیست، همانقدر مشکل است که حیاتی و باید برای آن برنامۀ درست و محکمی داشت. با تکرار کلمۀ سکولاریسم، کار درست نمیشود.
اگر ما این راه حل را بر باقی مرجح میشماریم، بر پایۀ تحلیلی است که از موقعیت و بخصوص ساختار روحانیت شیعه، قبل و بعد از انقلاب اسلامی داریم. مشکل جدایی دین و دولت در ایران و گرایش روحانیت به سهم خواهی از حاکمیت سیاسی و احیاناً تصاحب آن، بر خلاف آنچه که بسیاری
تصور میکنند و برخی از مورخان و محققان، شهرت داده اند، ریشه در قدرت روحانیت شیعه ندارد، بلکه برخاسته از ضعف آن است و تمایلش برای دستیابی از طریق سیاست به وحدتی که خودش نتوانسته بر پایۀ عصمت، تحقق بخشد. ضعفی که در درجۀ اول سازمانی بوده و هست و به همین دلیل هم باید در مرتفع کردنش کوشید.
جدایی جدی، بدون تأمین استقلال روحانیت شیعه ممکن نیست و نمیتواند بر پایۀ درست و محکمی قرار بگیرد. این امتیازی نیست که ارزانی روحانیت شود، سنگ بنای جدایی است که فوایدش به همگان، روحانی و غیر روحانی، مؤمن و غیر مؤمن میرسد. باید آینده را در نظر آورد از افکاری گاه مردم پسندی که بر مدار تسویۀ حساب میگذرد، فراتر رفت.
کاتولیکها از بابت ساماندهی گفتار کلامی و سازماندهی روحانیت و مؤمنان، بسیار از ما پیش هستند. آنچه ما را به هم نزدیک میکند، نوع حساسیت مذهبی، تمایل به تمرکز اقتدار مذهبی و وجود و اهمیت مفهوم عصمت است. به همین دلیل، الهام گرفتن و حتی مشورت خواستن از آنها، نه فقط کار نادرستی نیست، بلکه بسیار هم بجا و درست است. فکر واتیکان ساختن از قم، از قدیم هم خواستارانی داشته است، شاید مراوده با کلیسای کاتولیک به تقویت این فکر نزد روحانیانی که در انواع مجامع بین المللی با همتایان کاتولیک خود داد و ستد فکری داشته اند، مدد رسانده باشد. هر چه باشد توسعۀ هر چه بیشتر این فکر امر مبارکی است و روحانیانی که راه صلاح آیندۀ تشیع را صادقانه در این جهت میجویند، مخاطبین آیندۀ ما در برقرار کردن جدایی خواهند بود.

۲۰ آوریل ۲۰۱۸
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
rkamrane@yahoo.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)