بعد از اعتراضات دی ماه که سلطنت طلبان را به آینده امیدوار کرد، ولی در مقابل واکنش جدی مخالفان رضا پهلوی را نیز باعث گشت، طرفداران پهلوی روش جدیدی برای دفاع از موقعیت خود جسته اند که عبارت است از دست زدن به دامان شاپور بختیار!
بازی بسیار ساده است. همه به یاد دارند که بختیار تا حیات داشت، مایل نبود که در باب وجه صوری نظام آیندۀ ایران، یعنی سلطنت و جمهوری، نظری بدهد و همانقدر در مورد مختصات دمکراتیک نظام سختگیر بود، در مورد صورت بیرونیش، آسانگیر. البته دغدغۀ کشاندن شمار هر چه بیشتری از فعالان سیاسی به راه مبارزه نیز در این امر بی تأثیر نبود. امروز عده ای که جز بازگرداندن سلطنت سودایی ندارند و تا هم بختیار زنده بود، ابداً به وی محبتی نشان نمیدادند، میکوشند با سؤاستفاده از محبوبیت فوق العادۀ وی، مدعی شوند که برای حفظ میراث وی، باید هر دو گزینه را در میدان نگاه داشت. ظاهراً این تنها بخش از میراث بختیار است که جلب نظرشان را کرده.
حرف به درد امروز نمیخورد. دوره ای که بختیار چنین موضعی میگرفت، رضا پهلوی نه کاندیدای رسمی آمریکایی ها بود، نه اسرائیل و نه عربستان سعودی. الان که هر سۀ اینها هست، باز گرداندنش به این امید که میتوان با قانون اساسی قدیم یا جدید محدودش کرد، رفتن دنبال دردسر است. درست مثل اینکه بخواهیم ولایت فقیه را حفظ کنیم و اختیاراتش را در قانون محدود سازیم. تازه ولایت فقیه بر جاست، سلطنت را قرار است خودمان دوباره بیاوریم تا بعد دوباره خودمان محدودش سازیم.
باید نزدیکترین و بی دردسر ترین راه را برای برقرار و تثبیت دمکراسی لائیک در ایران جست. نفس کار به اندازۀ کافی مشکل خواهد بود و لازم نیست که خودمان برای خودمان پشت پا بگیریم.
۱۲ آوریل ۲۰۱۸
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
rkamrane@yahoo.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)