اخیراً مصاحبه ای با عباس امیرانتظام در همه جا پخش شده که به نظر من بخشی از آن ایراد اساسی داشت.
جریان از این قرار بود که در این گفتگوی حدوداً ۱۳۰ دقیقه ای، از دقیقه حدوداً ۲۷ به بعد، آقای امیرانتظام در پاسخ به سؤال مجری (البته سؤال که چه عرض کنم) اذعان به نقشی اساسی خود در مخالفت با قبول نخست وزیری بختیار و اقدام برای منصرف ساختن او میکند و ادعا دارد که رابط و نمایندۀ اصلی بازرگان در راستای این قصد بوده و با بختیار در دوران نخست وزیری اش مذاکراتی متعدد در باب استعفای او از این سمت داشته است و بالاخره بختیار را در اوایل بهمن راضی ساخته که استعفا بدهد واز مشارکت در ویرانی کشور خودداری نماید!
او مدعیست که بختیار نیز استعفایش را نوشته وبه وی داده است و او نیز متن استعفا را برای سپردن به بازرگان در مدرسه رفاه برده و با عده ای دیگر که در آنجا حضور داشتند، متن را اصلاح و به بختیار برگردانده اند تا به خط خویش متن جدید را بنویسد و او نیز ضمن نوشتن متن جدید درخواست کرده تا بامسافرتش به پاریس موافقت شود تا وی شخصاً متن را در پاریس تسلیم نماید!
امیرانتظام میگوید پس از موافقت خمینی، بختیار هم در برنامه ای تلویزیونی سفرش را اعلام کرده و آمادۀ سفر میشود. اما بعد از چند ساعت نظر خمینی عوض میشود و اعلام میکند که تا بختیار استعفا ندهد اورانمیپذیرد. خلاصه اینکه بختیار هم به این نتیجه میرسد که طرف مقابل طبق قولش عمل نکرده و به خاطر اینکه احساس کرده به حیثیت ملی اش توهین شده به پاریس نمیرود.(این خلاصه سخنان امیرانتظام بود، بدون ذکر جزئیات)
اما من بعد از این حرفها کنجکاو شدم تا ببینم امیر انتظام از کی شروع به عرضۀ این داستان کرده است.
تا جاییکه من متوجه شدم اولاً این موضوع با عناوین تحریک کننده علیه شخص بختیار درفضای اینترنت سابقۀ قدیم دارد و تا آنجاییکه دستگیرم شد گویا عده ای ازسال ۹۲ به این طرف به انتشار این مسأله به فرم ها و گونه های مختلف و با استناد به خاطرات یزدی و رفسنجانی و حاج سیدجوادی و قره باغی و غیره پرداخته اند اما بیشتر با محوریت استناد به روایت امیرانتظام این داستان را رواج داده اند.
مسألۀ دیگری که برایم جالب شد این بود که یکی از چهار اتهامی که درسال ۵۸ به امیرانتظام وارد کرده اند، اتهام سعی در نگه داشتن بختیار در مقام نخست وزیری بوده است (جمله ای که برای عنوان اتهام انتخاب کرده اند هم واقعاً باعث خنده است!!). تعجب کردم که چه شد که دادگاه از ۴ دفاعیۀ او برای ۴ اتهامش فقط این یکی را پذیرفته است! چون لااقل من هرکجا را در اینترنت گشتم، دیگر حرفی از اتهام نبود، بلکه مطلب به عنوان یک روایت تاریخی مستدل عرضه شده بود. ازجمله در همین برنامه هم مجری مثلاً از «اتهام »جاسوسی وی میپرسد و با کلمۀ اتهام سؤال را مطرح میکند اما به این مسأله که میرسد، ضمن تأیید مطلب و به عنوان داستانی واقعی و به صورت سؤال معمولی به آن میپردازد نه تحت عنوان اتهام.
و اما نکتۀ اصلی.
باید بگویم که روایت آقای امیرانتظام در این برنامه، به کلی با روایات دیگرش متفاوت است و لااقل تا آنجا که من دیده ام ایشان تا به حال به ۴ روایت از این داستان را نقل کرده است که با هم منطبق نیست. مثلاً در وبسایت رسمی اش ادعا میکند که تا ۲۲ بهمن بختیار دایماً در فکر استعفا بود و در نهایت در ۲۲ بهمن استعفایش را بدست بازرگان رساند و متأسفانه در دست بازرگان باقی ماند.
مثلاً همین را در جای دیگر گفته استعفا در دست بازرگان بود ولی دیگر من نفهمیدم چه شد والان کجاست!!
یا اینکه در روزنامه اطلاعات ۱۸ بهمن در نامه ای که به مردم نوشته و با توهین از بختیار یاد میکند، در پایان دفاعیه اش از اینکه که متن استعفا در ۲۲ بهمن به دست بازرگان رسید یا نه اصلاً حرفی نمیزند و جور دیگری سر و ته داستان را هم میاورد!!!
راستش را بخواهید با آنکه من نگاهی سرسری به سخنان این و آن انداخته ام، آنقدر حرفها مشکوک و ضد و نقیض به چشمم خورد که به نظرم آمد بسیار راحت میتوان از درون جمله های خودشان دروغهایشان را ثابت کرد. تاجاییکه وقتی همین یک موردش رابررسی کردم تناقض گویی به راحتی معلوم شد.
هدف اینها به جز بدنام کردن و سست عنصر نشان دادن بختیار نیست که البته این صفت لایق بازرگان است نه بختیار. تهمتهایی هم که ازسوی امثال قره باغی و….به او زده شده، به همین قصد زده شده. برای اینکه چنین القآ شود که روی کار آمدن حکومت ج.ا کاملاً قانونی بوده است، زیرا دیگر اصلاً دولتی در ایران وجود نداشته. بختیار که در مجلس در اقلیت قرار نگرفت، پس باید چنین دروغی ساخت که خودش استعفآ داده است.

واما مطلب آخر را بگویم و رفع زحمت کنم. اکنون که مردم از به اصطلاح دو جناح موجود نفرت پیدا کرده اند، نظام در اندیشۀ این است که جریان سومی را با دریوزگی و حیله گری واقعاً چندش آوری به مردم بقبولاند. بامشخصاتی بدین ترتیب که این جریان در سیاست خارجی به اصولگرایان نزدیک باشد و در سیاست داخلی به اصلاح طلبان.
از قضا مجری این برنامه نیز در جهت همین طرح و برنامه و نقشه مشغول فعالیت است. من از آوردن اسمش صرفنظر میکنم، زیرا این قبیل مزدوران هدفشان کسب شهرت است و نباید به این کار کمک کرد. به همین دلیل هم هست که دستگاه به اینها اجازه میدهد تا مثلاً با سران نظام پیشین مصاحبه کنند و در برنامه هایشان حرف های غیر معمول مطرح کنند و فریبکاریهای دیگری بکنند که (واقعاً خیلی عذر میخواهم) مایۀ تهوع است.

در وبسایت رسمی امیرانتظام، در قسمت گفتگوها و مصاحبه ها عکس روزنامه اطلاعات ۱۸بهمن را گذاشته اند که ضمیمۀ مقاله میکنم. البته کیفیت تصویر در سایت خود امیرانتظام بهتر است. بانمک اینکه وی همین حرفهای قدیم خودش را مدرک صحت گفتار امروزش قرار داده است. روباه است و دمش.

2018 Apr 8th Sun – یکشنبه، 19 فروردین 139

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)