درک روشنفکرو فعال سیاسی که در رفاه نسبی قرار دارد با درک کارگری که هشت ماه حقوق نگرفته یا حاشینه نشینی که با انواع و اقسام بحرانها روبروست از وضعیت بحرانی به غایت متفاوت است…

ناامیدی “سلاح روانی کشتار جمعی” است . در این حرف تردیدی نیست. بدون امید هر حرکتی محکوم به شکست است. ملتی بی امید منتظر هر فاجعه ای باید باشد. در فضای انفعال، استبداد قدرت بیشتر و میدان مانور گسترده تری دارد. اقتدارگرایان بی توجه به رای مردم در چند دهه گذشته از فضای یاس و ناامیدی بهترین استفاده را برده اند.
اما بدتر از ناامیدی، دادن امید کاذب و به “رسمیت نشناختن” کسانی است که زیر بحران، کمر خم کرده اند. گام اول برای مقابله با ناامیدی به رسمیت شناختن معترض و ایجاد زمینه ای برای “دیده شدن” اوست. تزریق گزاره “امیدوار باشید ” بدون صحبت کردن از درد یک کارگر یا فرهنگی یا بیکار یا زیر خط فقر تنها به عصبی کردن مخاطب منجر می شود.
نمی شود بدون توجه به تجربه “دیگری” نسخه “امیدواری” پیچید. قبل از این نسخه باید درد او را به رسمیت شناخت. تاکید بر امیدواری بدون صحبت از مشکل شهروندِ در بحران، دادن امید کاذب است که خالق یاس و ناامیدی مضاعف است.
امید در “حرکت” زاده می شود. در جامعه ای پر از بحران امیدواری در “اعتراض” رخ می دهد. چرا که “اعتراض” حامل چشم اندازهای مثبت برای تغییر است. اگر حاکمیت، شهروند معترض را به رسمیت می شناخت انرژی ملی برای حل مسائل عمومی دو چندان می شد. اگر فعالان سیاسی مدنی احزاب و گروههای مدنی بدون توجه به مطالبات دیگران و بدون بیان و پیگری آنها، خستگان و جان به لب رسیدگان را دعوت به امیدواری کنند بیشتر از هر چیز خلق ناامیدی می کنند. شرط این دعوت و فراخوان، بیان و پیگیری مطالبات معترضان است.
دعوت مردم به صبر، بدون به رسمیت شناختن اعتراض آنها و دادن تضمین هایی برای پیگیری مطالباتشان، بیهوده و اثری برعکس دارد. بیشتر از همدلی به تضاد بیشتر منجر می شود . درک روشنفکرو فعال سیاسی که در رفاه نسبی قرار دارد با درک کارگری که هشت ماه حقوق نگرفته یا حاشینه نشینی که با انواع و اقسام بحرانها روبروست از وضعیت بحرانی به غایت متفاوت است.
ایران به خاطر ماهیت سیاست خارجی خود دشمن دارد. چون محور سیاست خارجی ایران بر چالش کشیدن نظم حاکم بر منطقه استوار شده و در منطقه پرآشوب خاورمیانه امنیت بسیار سخت به دست می آید و می تواند به آسانی از دست برود. در نتیجه ایران تا اطلاع ثانوی در معرض تهدید است و “وضعیت حساس کنونی” حاکم است. موکول کردن مطالبات مدنی مردم به حل وضعیتی که مشخص نیست چه زمانی عادی شود یعنی انباشت نارضایتی هایی که می توانند از شکل اعتراض قانونی،مدنی و سازمان یافته به آشوب منتهی شوند. کسانی که به بهانه امنیت ملی خواستار سرپوش گذاشتن بر مطالبات به خاطر تهدیدها علیه ایران هستند در اصل با نسخه هایی که می پیچند به امنیت ملی ضربه می زنند.
همدلی با معترضان، پیگیری مطالباتشان، دفاع از حق اعتراض آنها البته مهم تر از همه چیز تاکید بر مدنی بودن اعتراض با دو شاخصه مهم احترام به نظم عمومی و مسالمت آمیز بودن خالق چشم انداز امید است. در گستره این چشم انداز است که امکان تحقق جنبش اجتماعی مسالمت جو با مطالبات مشخص و دور از خشونت بالا می رود. پس سرپوش گذاشتن بر مطالبات و ندیدن معترض خالق ناامیدی است و “ناامیدی سلاح روانی کشتار جمعی” است.
مجتبی نجفی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)