هنوز یک هفته از آغاز سال جدید خورشیدی نگذشته بود که خبرگزاری‌های حکومتی در ایران از عبور قیمت دلار در بازار آزاد از مرز ۵۰۰۰ تومان خبر دادند. خبرگزاری ایسنا روز دوشنبه ۶ فروردین رکورد جدید قیمت دلار را ۵۰۲۳ تومان اعلام کرد. بر همین اساس “یورو” در بازار آزاد به حدود ۶۱۷۰ تومان رسیده و “پوند” انگلیس هم به ۷ هزار تومان نزدیک شده است. برخی از منابع غیر حکومتی قیمت ها را بالاتر از این ارقام اعلام کرده اند. از آنجا که در ایران بقال سر کوچه هم تحت تأثیرات روانی نوسانات بازار ارز قیمت کالاهایش را با لا می برد، بحران در بازار ارز بلافاصله پیامدهای خود را بر زندگی مردم بجای می گذارد. طی این سال ها از عوارض کاهش ارزش تومان در برابر دلار، افزایش مداوم تورم در ایران بوده است. به طوری که این روزها از ایران خبر می رسد که کاهش ارزش تومان بلافاصله افزایش قیمت، مرغ و گوشت و تخم مرغ و … در بازار را به دنبال داشته است.

از آنجا که بخشی از مواد اولیه تولیدات داخلی نیز از خارج وارد می شوند، افزایش قیمت دلار در بازار ایران نه تنها قیمت کالاهای وارداتی، بلکه قیمت نهایی کالاهای تولیدی در ایران را نیز افزایش می دهد. افزایش نرخ ارز به افزایش هزینه خانوارها به خصوص در حوزه تأمین دارو و کالاهای بهداشتی منجر خواهد شد. از این رو پیامد اجتماعی سقوط ارزش تومان، کاهش روزافزون سطح زندگی مردم و کاهش قدرت خرید آنها است. بحران در بازار ارز، توأم با رکود اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری، شرایط زندگی را برای کارگران و اکثریت مردم ایران سخت تر خواهد کرد.

برخی از ناظران سیاسی تغییر در کابینه ترامپ، تشدید فشارهای آمریکا بر ایران و احتمال خروج آمریکا از توافق هسته ای و خطر بازگشت تحریم های اقتصادی را دلیل اصلی افزایش قیمت ارز در بازار ایران می دانند. آنها بر این باورند که “ترس از تنش نظامی و بازگشت تحریم‌ها، تقاضا برای ارز را بالا می برد، چون بعضی به فکر تبدیل دارایی‌ها به ارز و یا انتقال سرمایه‌هایشان به خارج از کشور می‌افتند.” با اینکه تأثیرات تشدید فشارهای دولت آمریکا و خطر بازگشت بخشی از تحریم ها بر افزایش قیمت ارز در بازار داخلی را نباید نادیده گرفت، اما سقوط ارزش ریال در ایران اساسا ریشه در بحران اقتصادی ایران دارد.

رکود اقتصادی در ایران و تداوم روند تعطیلی مراکز تولیدی و فرار سرمایه ها، محدودیت‌ها و موانع اعمال شده از جانب مراکز مالی جهانی در مبادلات بانکی و افزایش واردات در نتیجه لغو تحریم ها که با توجه به نقش مافیای سپاه پاسداران در تجارت خارجی برای دولت روحانی غیر قابل کنترل است، همه در بحران بازار ارز نقش دارند. از طرف دیگر به رغم وعده های دولت های متعدد مبنی بر نجات اقتصاد ایران از اتکای یکجانبه به درآمدهای نفتی، هنوز هم بیش از ۷۰ درصد درآمدهای ارزی ایران از طریق فروش نفت تأمین می گردد.

قیمت ارز در بازار داخلی ایران همواره تابعی از نوسانات حجم صادرات نفت و قیمت آن در بازارهای جهانی بوده است. بر اساس طرح بودجه سال ۱۳۹۷ قیمت هر بشکه نفت ۵۵ دلار در نظر گرفته شده است. این در حالی است که برآوردهای کارشناسی و برآورد قیمت نفت سازمان اپک در سال جاری در محدوده ۵۰ دلار قرار دارد. اگر چه قیمت نفت در بازارهای جهانی افزایش پیدا کرده، اما محتمل است که دولت روحانی برای مقابله با نوسانات قیمت نفت در بازارهای جهانی و همچنین مقابله با اثرات کاهش احتمالی صادرات نفت در نتیجه بازگشت بخشی از تحریم ها، بر آن شده باشد که ارز های خارجی موجود در بازار ایران را خریداری کند.

بنا به گزارش خبرگزاری خانه ملت، اخیرا یکی از اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس ایران و پیشتر هم اتاق بازرگانی ایران اعلام کرده بودند که “طبق آمارها ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار ارز خانگی در کشور وجود دارد که اگر وارد بازار تولید ناخالص داخلی شود منجر به اشتغال آفرینی می‌شود”. محتمل است که دولت روحانی برای جبران کسر بودجه و نیازهای ارزی دولت چشم به این ۲۵ میلیارد دلار ارز خانگی دوخته باشد. اما روی آوری دولت به خرید ارز خانگی این بحران را تشدید کرده است. در این شرایط سیاست افزایش بهرۀ بانکی برای مقابله با سقوط ارزش تومان و برای مقابله با نگرانی تبدیل داریی ها به ارز خارجی و فرار سرمایه ها، اوضاع آشفته اقتصادی ایران را آشفته تر می کند. این سیاست در همان حال بخش صنعتی را تحت فشار قرار داده، سرمایه گذاری در عرصه صنعتی را کاهش داده و با سیاست “اشتغال زایی” دولت مغایرت دارد.

واقعیت این است که جدای از این اوضاع آشفته اقتصادی، موقعیت رژیم در سطح منطقه هم تضعیف شده است. حکومت عربستان سعودی به یُمن قرادادهای تسلیحاتی ده ها میلیارد دلاری با آمریکا و انگلیس و برخی دیگر از دولت های غربی بنیه نظامی خود را تقویت کرده و نفوذ خود بر شیخ نشین های خلیج را افزایش داده است. دولت ترکیه با تکیه بر موقعیت جغرافیای سیاسی و متحدین استراتژیکی که در پیمان ناتو دارد و مبادلات اقتصادی گسترده اش با اروپا، در رقابت بر سر کسب موقعیت برتر منطقه ای، جمهوری اسلامی را پشت سر گذاشته است. در فلسطین نیز توافق حماس با الفتح به زیان رژیم جمهوری اسلامی تمام شده است. در سوریه هم به رغم هزینه های سنگینی که صرف سرپا نگاه داشتن رژیم بشار اسد و کشتار و آوارگی مردم کرده، سرانجام یکی از بازندگان اصلی این بحران خواهد شد. در عراق هم اخیرا نخست وزیر این کشور اعلام کرده که” از تنش بین ایران و آمریکا دور می‌ماند”، در واقع یعنی در طرف آمریکا می ماند. تضعیف موقعیت منطقه ای رژیم دورنمای بهبود اوضاع اقتصادی ایران را تیره و تارتر کرده است.

در این شکی نیست که بحران سرمایه داری ایران و سیاست های رژیم اسلامی عامل اصلی اوضاع فلاکتبار اقتصادی کنونی است و سقوط شتابان ارزش ریال و تأثیرات زیانبار آن بر زندگی مردم فقط یکی از نشانه های بروز این بحران است.

نه فقط جمهوری اسلامی، بلکه هر بخش از اپوزیسیون بورژوایی ایران هم که خود را حافظ مناسبات سرمایه داری می دانند، روی کار بیایند با ادامه این سیاست ها همان فقر و فلاکت اقتصادی را به کارگران و اکثریت مردم تحمیل خواهند کرد.

بحران سرمایه داری ایران راه حل سرمایه دارانه ندارد. پاسخ جنبش سوسیالیستی کارگران به این بحران، مبارزه بی وقفه برای سرنگونی جمهوری اسلامی، افشای ماهیت واقعی استراتژی و برنامه های نیروهای بورژوایی، برقرار کردن حکومت کارگران و زحمتکشان و پایه ریزی اقتصاد سوسیالیستی است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)