
اگر بخواهیم ازمنظر روانشناسیِ سیاسی گفتار [آقا]ی خامنهای را مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم میتوان پرسش کرد که: آیا ایشان در حال روحیه بخشیدن به قشر اصولگرا و قدرت طلب حکومت است و یا اساساً اعتقادی بر این گفتهها دارد؟ به دیگر بیان این سخنان وی بیانگر این است که هنوز هم آقای خامنهای تصور میکند که اوضاع بر وفق مراد است.
[آقا]ی خامنهای رهبر موقت جمهوری اسلامی در سخنرانی نخستین روز سال ۱۳۹۷ خورشیدی در مشهد از داشتن آزادی در میان مردم ایران صحبت کرد و گفت در ایران ««هیچکس به خاطر این که نظرش مخالف نظر حکومت است مورد تعقیب و فشار قرار نمیگیرد.» او ادامه داد «هرکس چنین ادعایی کند دروغ گفته است و بنا هم نیست کسی معترض اینها شود.»
وی در این پیام ناگزیراز کم اهمیت جلوه دادن خیزش وسیع مردم ایران و به ویژه مبارزات زنان توانا و هشیار علیه نه تنها حجاب، بل، علیه کلیه قوانین تبعیض آمیز و ایضاً زن ستیز شده و از آن به عنوان یکی از تلخیهای سال (۱۳۹۶) یاد کرد و گفت: «تلخی هایی هم در سال ۹۶ داشتیم؛ حوادث زلزله، سیل، سقوط هواپیما، غرق کشتی و البته در ماههای آخر سال طبق برنامهریزی دشمنان اغتشاش هایی هم در کشور صورت گرفت و البته حادثهای بود، پیش آمد…»
و این در شرایطی است که هم وی و نیز تمام کارشناسان حکومتی بدرستی میدانند که این قیام را سر باز ایستادن نیست.
ایشان در بخشی دیگرازسخنرانی خود در مشهد مدعی آزادی در ایران شد و منتقدان به نبود آزادی را «دروغگو و بیانصاف» قلمداد کرد و گفت: «همه جور آزادی در ایران وجود دارد، از بیان عقیده تا انتخابات و هیچکس در کشور تحت فشار و تعقیب قرار نمیگیرد.»
البته وی برای اینکه توهمی برای کسی به وجود نیاید تأکید کرد که «مرز آزادی در ایران دین و شریعت و قوانین اسلامی است.»
خامنهای درخصوص آزادی در جمهوری اسلامی استناد به «قانون اساسی ودیگر قوانین کشور و شریعت» نموده و گفت: «چارچوب آزادی در جمهوری اسلامی، «قانون اساسی و قوانین کشور» است که همه این قوانین نیز الهام گرفته از شریعت هستند.» قوانین و شریعتی که عملا راه آزادی را محدود و کوتاه کردهاند!
در حقیقت چنانچه سخنان وی در خصوص «آزادی» مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد، تنها بایستی از منظر ایدئولوژیکِ او با مسائل برخورد نمود تا قابل درک و فهم گردد. اگر کسی خارج از دنیای ایدئولوژیکِ ایشان به این موارد نظر افکند، تنها این گفتهها جنبه [طنزِتلخ] خواهد یافت.
با توجه به اینکه اساساً این موارد بخشی از «حقوق ملت مندرج در قانون اساسی» است که البته دستگاه قضایی این موارد را نمیپذیرد.
و این در حالی است که به گزارش کمپین حقوق بشر در ایران؛ هم اکنون سه تن از منتقدان حکومت به نامهای میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد بیش از هفت سال است که در زندان به سر میبرند بدون اینکه از دادرسی عادلانه برخوردار باشند!
افزون بر این در جریان خیزش گسترده مردم موسوم به اعتراضات سراسری در دی ماه گذشته بیش از شش هزار تن دستگیر شدند. فراتر از این، هم اکنون دهها فعال مدنی و سیاسی اعم از زنان و مردان به دلیل ابراز مسالمتآمیز عقیده خود، با احکام طولانی مدت در زندان هستند.
حال آنکه به موحب قانون آئین دارسی کیفری تشکیل دادگاههای علنی از جمله حقوق مردم و متهم است؛ اما دستگاه قضایی با قوانین عادی تصمیم گیری در خصوص آن را به «حق مسلم خود» بدل ساخته است.
وی با اشاره به چهل ساله شدن انقلاب اسلامی در سال تازه گفت در کشور ایران «آزادی فکر، ازادی بیان و آزادی انتخاب وجود دارد.» او مدعی شد که عدهای «بیانصافی» میکنند «و از آزادی موجود استفاده میکنند و میگویند در کشور آزادی وجود ندارد.» او در ادامه حرفهایش به «رادیوهای بیگانه» اشاره کرد که سخنان عدهای بیانصاف در مورد عدم آزادی در کشور را «بازتاب میدهند.»
[آقا]ی خامنهای همچنین در خصوص استقلال و عدالت در کشور نیزبیان کرد که «امروز در دنیا هیچ کشوری به استقلال ملت ایران نمیرسد» و افزود: «همهی ملتهای دنیا به نحوی از انحاء نوعی ملاحظهکاری در مقابل قدرتها دارند. آن ملتی که آرا او تحتتاثیر هیچکدام از ملتها قرار نمیگیرد ملت ایران است.»
رهبر موقت جمهوری اسلامی همچنین با اشاره به سخنرانی پیشین خود در تاریخ (۳۰) بهمن ماه گفت «بنده چند هفتهی قبل گفتم که در عدالت عقب هستیم. عقیدهی من همین است منتها بدخواهان جور دیگری استفاده کردند، معانی این حرف را این قرار دادند که کشور در خصوص عدالت هیچ حرکتی انجام نداده است.»
او مصادیق عدالت را مقایسه ایران با دوران چهل سال پیش خود دانست و گفت: «والا اگر شما مقایسه کنید کشور ما را با دوران قبل از انقلاب یا با بسیاری از کشورهای دیگر میبینید که در اینجا فاصلهی طبقاتی کمتر است، تواناییهای قشر ضعیف بیشتر است، عمومیت آموزش و پرورش و بهداشت و دیگر چیزها حتما از بسیاری از کشورهای دیگر بیشتر است.»
[آقا]ی خامنهای روز (۳۰ بهمن ماه) در سخنرانی گفته بود: «درمورد عدالت ما عقبمانده هستیم؛ در این تردیدی نیست؛ خودمان اعتراف میکنیم، اقرار میکنیم.» او در جای دیگری از حرفهایش با عذرخواهی از مردم گفته بود: «باید از خدای متعال و از مردم عزیز عذرخواهی کنیم. در مورد عدالت مشکل داریم و انشاءالله با همّت مردان و زنان کارآمد و مؤمن، در این ناحیه هم پیشرفت خواهیم کرد.»
او اما یک ماه پس از آن در سخنرانی روز نخست فروردین گفت که بدخواهان از حرفهایش سو استفاده کردهاند.
خامنهای در ادامه اظهارات نوروزیاش درخصوص اینکه اوضاع ایران بهتر از کشورهای دیگر است به بخش اقتصادی هم اشاره کرد و گفت: «یک آمار دیگر که این هم مربوط است به بانک جهانی و جزو آمارهای بینالمللی است این است: قشر فقیر مطلق پیش از انقلاب (۴۶٪) درصد ملت ایران بودهاند یعنی تقریباً نصف ملت ایران جزو قشرهای فقیر مطلق بودند. در سال (۹۳) این عدد (۴۶) رسیده است به (۹، ۵ ٪) درصد. یعنی این مقدار کار انجام گرفته.»
حال آنکه در حقیقت اکنون بزرگترین چالش در جامعه ایران، «چالش معیشت» است و مسولان این فرقه تبهکار براین امر واقفاند. اما اگر از صدر تا ذیل سخنرانی ایشان را مطمح نظر قرار دهیم، مشاهده مینماییم که ایشان به جز مواردی بسیار محدود در همه موضوعها بالاترین نمره را به نظام استبدادیِ خود داده است.
با این حال بازداشت و صدور حکمهای سنگین برای قشرهای معترض مختلف مانند کارگر، دانشجو، فعال سیاسی، مدنی، زنان و وکلا و همچنین عدم حق برگزاری تجمع و اعتراضات مسالمتآمیز برای گروههایی که نظری مخالف نظام را داشته و نسبت به حقوق خود معترض بودند آشکارا مغایر و مخالف گفتههای ایشان در روز اول فروردین ماه (۱۳۹۷) است.
او همچنین در حالی مدعی اقتصاد خوب و داشتن قشر اندک فقیر در جامعه شده، که حدود سه ماه پیش از این قشر پایین و فرودست جامعه به حیث درآمد و معاش، به خیابانها ریختند و اعتراضات سراسری به دلیل گرانی نان و مشکلات دیگر اقتصادی شکل گرفت. در این اعتراضات حداقل به موجب آمار رسمی (۲۵) تن کشته و نزدیک به پنج هزارتن بازداشت شدند. همچنین به موجب اظهارات مسوولان وزارت علوم برای بسیاری از دانشجویان بازداشت شده به دلیل اعتراض و داشتن نظر مخالف پرونده قضایی تشکیل شده و آنها منتظر تشکیل دادگاههایشان هستند.
او در جایی دیگر از پیامش گفت: «جمهوری اسلامی توانست تهدیدهای منطقهای را تبدیل به فرصت نماید.» و در توضیح این عبارت افزود: «کسانی که آگاه به مسائل بینالمللی هستند؛ این معنا را بدرستی درک میکنند.»
در حقیقت منظور ایشان همانا در جریان بودن و استمرار جنایات علیه بشریت و کشتار مردم به ویژه کودکان در کشورهای سوریه و عراق است که اکنون در آستانهی فرارسیدن پایان ضرب الاجل (۱۲۰) روز قرار گرفته است. که بر اساس گفته آگاهان و کارشناسان امور بینالمللی این امر از عوامل اصلیِ گرفتاری نظام ولایت در بنبست منطقه است.
از دیگر سو پیام نوروزی (۱۳۹۷) ایشان به رغم پیامهای نوروزی سالهای پیشین که مسئولان را مورد خطاب قرار میداد، این بار اما مخاطب او مردم بوده و اینکه فقر و بیکاری شتابنده ادامه دارد و سرکوب و دخالت در منطقه به مثابه «عامل بقای نظام» متوقف شدنی نیست.
البته ایشان همه این موارد را برشمردند بدون آنکه پیشنهاد و راهکاری در خصوص بحرانِ اصلی نظام که خودشان به آن «اَبَرچالش» میگویند ارائه دهد.
پایان سخن
اگر بخواهیم ازمنظر روانشناسیِ سیاسی گفتار [آقا]ی خامنهای را مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم میتوان پرسش کرد که:
آیا ایشان در حال روحیه بخشیدن به قشر اصولگرا و قدرت طلب حکومت است و یا اساساً اعتقادی بر این گفتهها دارد؟ به دیگر بیان این سخنان وی بیانگر این است که هنوز هم آقای خامنهای تصور میکند که اوضاع بر وفق مراد است.
نیره انصاری، حقوق دان، نویسنده، پژوهشگر و کوشنده حقوق بشر
۲۳، ۳، ۲۰۱۸ میلادی
برابر با۳، ۱، ۱۳۹۷ خورشیدی
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.