در خبرها آمده بود که روبات آشپز یکروز پس از برگماری به کار برکنارشد. نوشته حاضر با بیانی نیمه طنز و نیمه جدی، نگاهی دارد به پی آمدهای این رقیب تازه وارد به اردوی کار!
ظاهرا هنوز تا برآورده شدن رضایت و انتظارات کارفرمایان و استفاده فراگیر از روبات های کارگری فاصله داریم اما این فاصله هرروزکمتر می شود. آن ها کارگرانی تعریف می شوند که می توانند بدون خستگی و ساعت کار و خم به ابروآوردن و با ریتمی و راندمانی پرشتاب تر و بیشتر و دقیق تر از کارگرزنده کارکنند، بدون این که بفکر ایده های خطرناکی چون تشکل و مبارزه با فشار و زورگوئی کارفرمایان بیفتند. خلاصه آن که شرط استخدامشان مشروط به بازدهی بیشترآن ها است. باین ترتیب آن محدویت های ذاتی که بناگزیر استثمارانسان های زنده را مقید و مشروط می کند از قبیل خستگی و استراحت و زمان فراغت و بازتولیدانرژی و نیروی کار از دست رفته و…. ، در موردروبات ها وجود ندارند یا اگر دقیق تر بگوئیم به آن شکل و در آن اندازه وجود ندارند. از این قرار، می توان مسامحتا از امکان استثمارمطلق این موجودات سربراه سخن گفت. هدف از بکارگیری اشان این است که به عنوان رقیب، جای کارگران زنده را بگیرند. بدون منت و چشمداشت برایشان تولیدثروت بکنند و با افزودن بر دامنه ارتش بیکاران قدرت چانه زنی کارگران را کمتر نمایند ( البته معضل مصرف تولیدات و انباشت سرمایه داستان دیگری است که خارج از حوصله این یادداشت است). بدین سان بر طبق سودای سرمایه داران و کارفرمایان آن ها، در انقلاب صنعتی چهارم قراراست ارتش روبات های کارگر و ابزارهای هوشمند به سرعت وارد حوزه های گوناگون کاراعم از تولیدی و خدماتی بشوند و انسان های کارگر را به ارتش ذخیره خود تبدیل نمایند! ما اکنون در آستانه فرایندورود و همه گیرشدن آن ها درحوزهای مختلف قرارداریم. چنان که ماشین های خودران دارند واردمرحله تولیدانبوه می شوند. مدتی پیش آمازون یک فروشگاه را بدون حتی نیاز به یک کارگر و خدمه زنده و بطور تمام اتوماتیک، افتتاح کرد…. حتی پای آن ها در کار و خدمات عاطفی به مثابه دستیارپزشک و یا حتی برخی جراحی ها هم بازشده است…

با پدیده ای به مراتب گسترده تر و پر پی آمدتر از انقلاب صنعتی اول در خالی کردن روستاها و بیکارکردن کشاورزان تولیدخرد مواجهیم. با ورودکارگران روبات و دست آوردهای انقلاب صنعتی چهارم به متن تولید و خدمات و جامعه باید تاثیرات گسترده و شگفت و دردناکی را در ساختارنیروی کار و و آرایش آن و نحوه زیست و زندگی و مناسبات اجتماعی امان تجربه کنیم. از هم اکنون از آن ها به عنوان چالش های جدید و بزرگی که جوامع کارگری و کلا جوامع انسانی عنقریب با آن مواجه خواهند شد نامبرده می شود. در نشست امسال داووس بخشی هم به همین مساله اختصاص داشت. بدیهی است که طبقات مختلف پاسخ ها و چشم اندازهای های متفاوتی برای آن داشته باشند. اما در اصل پذیرش چالش های بزرگ و نوین اختلافی نیست. مارکس گفته بود که جنون انقلاب مداوم تکنیکی از سرشت سرمایه داری برای رقابت و انباشت سرمایه جداناپذیراست. آن ها از توسعه فناوری برای افزایش ارزش اضافی و انباشت سرمایه بهره می گیرند. چنان که که امروزه شاهدیم مسابقه در نوآوری های تکنیکی برای فتح بازارها و کنارزدن رقبا حرف اول را می زند. به سرموضوع اصلی برگردیم:

اما اخراج این روبات بیچاره و بدون حامی نشان می دهد که این خدمه های بی توقع هم از فشارکارفرماها و تشدیداستثمار در امان نیستند. چنان که کارفرمای آن گفته است هنوز سرعت و ریتم کارش رضایت بخش نیست و باید سرعت کارش را بالا ببرد! آن ها باید برتری اشان را نسبت به انسان کارگر در افزایش راندمان کار و سوددهی نشان بدهند و گرنه به اتاق تعمیر و بازآموزی فرستاده خواهند شد!…
بسیارخوب! در چنین وضعی بنظر می رسد که روبات ها نیز باید با هم متحدشوند و در برابرحرص و آزبی پایان کارفرمایان و بازار ایستادگی کنند!. برای این کار آن ها نیازدارند که با کارگران زنده متحدشوند (و بالعکس) و یک لابی نیرومندی برای خودشان در میان آن ها داشته باشند! تا شاید بتوانند قانون کاردموکراتیک و مناسبی برای روبات های کارگر به کارفرمایان تحمیل کنند! از شوخی گذشته، اگر در قرن نوزده و یا اوائل قرن بیستم بودیم حتما کارگران می ریختند و این روبات های مزاحم و رقیب را مثل همان ماشین های اوائل انقلاب صنعتی، درهم می شکستند. اما خوشبختانه امروزه این آگاهی عمومی وجود دارد که مشکل نه در خوداین تکنیک نوین و انقلاب چهارم صنعتی، که در مناسبات بین انسان ها و نحوه بکارگیری این تکنولوژی هاست. در حقیقت مسیررهائی انسان از سیطره کارانقیادآور و مزدی از طریق همین نوآوری ها (سوای عرصه های مخربی که بحثش جداست) می گذرد. از این قرار اتحادکارگران زنده و روبات های کارگرعلیه استثمارگران بخشی از این پروژه رهائی است.
سئوال این است که روبات های کارگر باید درخدمت سرمایه و سرمایه داران باشند یا در خدمت جامعه و کارگران؟ اگر قرار بردومی باشد، در این صورت، هم باید ازساعت کارکارگران بدون کاهش دستمزدشان به شکل رادیکالی کاسته شود، و هم قانون کارجدیدی تنظیم شود که از حقوق کارگران روبات هم حمایت به عمل آورد و اجازه ندهد که کارفرماها هر طور که می خواهند آن ها را «استثمار» کنند!. در حقیقت سرنوشت کارگران به نحوی با وروداین «رقبا» و نحوه به کارگیری اشان گره می خورد و به یک اعتبار می توان گفت به عنوان امتدادنیروی کار و تأثیرگذاربرآن، لازم است که شکل های متمدنانه ای برای بکارگیری اشان پیشنهاد شود! علاوه براین ها تأمین زندگی حداقل هر شهروند برای تضمین بهره مندشدن از مزایای انقلاب چهارم صنعتی و ممانعت از پی آمدهای مخرب آن بر ساختار و انسجام نیروی کار و جوامع ضروری است. این ها، دو گامی هستند که می توانند در راستای رهائی از کارانقیادآور و حق کارنکردن (کاراجباری و انقیادآور و مولدسرمایه ) قراربگیرند بدون آن که هنوز توانسته باشند آن را ملغی کنند. اما همه این ها منوط به درهم شکستن تعرض و طرفندسرمایه دارای برای تصاحب دست آوردهای انقلاب چهارم صنعتی و ایجادرقابت بین انسان کارگر و «روبات کارگر» و تبدیل نیروی کار به ارتش ذخیره «روبات های کارگر» است.
زنده باد اتحادکارگران و «روبات های کارگر» برای بهره مندشدن از مزایای انقلاب صنعنتی چهارم و رهاشدن از انقیادکارمزدوَرانه!
تقی روزبه
*- بدیهی است که نفس بکارگیری روبات ها به خصوص در برخی رشته ها به خودی خود امرچندان تازه ای نیست. آن چه که تازگی دارد هوشمندشدن ( و تقویت جنبه کارکردی) و فراگیرشدن بکارگیری آن است که به عنوان بخشی از فرایندانقلاب چهارم صنعتی با ورودبه متن جامعه و بسیاری از رشته ها و حوزه های کاری و زیستی موجب تغییرات و تحولات رادیکالی در همه حوزه ها خواهد شد.

*- روبات آشپز بعدیک روز برکنارشد!
http://www.bbc.com/persian/science-43357191?SThisFB

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)