پیمان روشن ضمیر، روزنامه نگار، از تاریخ ۱۲ دی ماه توسط نیروی اطلاعات اهواز بازداشت شده و تا کنون در زندان مرکزی اهواز به سر میبرند. این زندانی اکنون در اعتصاب غذا در زندان مرکزی اهواز است. این مطلب را روشن ضمیر از زندان و در مورد شرایط سخت اعتصاب غذا نوشته است:

امروز ۱۹/۱۲/۹۶ یازده روز است که هیچ چیز بجز آب نخوردم یک روز درمیان یک دانه آدامس و یک حبه قند در آب حل میکنم و میخورم از امروز تصمیم گرفتم خوردن آب را هم به روزی یک استکان کاهش دهم، تا پریروز با وجود ضعف و گرسنگی زیاد همزمان با اعتصاب، روزانه پانزده دقیقه ورزش میکردم و کلی در حیاط راه میرفتم تا زودتر نتیجه بگیرم امروز دیگه به سختی راه میروم و گاها کسی میاد زیر دستم را میگیرد که نیفتم یکبار بیهوش شدم که زود به هوش آمدم صورتم تو رفته زیرچشمم گود شده وقتی میخوابم دایم خواب رفتن به رستوران را میبینم خواب‌های لذتبخشی هستند در خواب مرتب دارم‌هات داگ و همبر یا جوجه یا مرغ سوخاری میخورم دلم میخواست بستنی و شیرموز هم بخورم اما تا الان خوابش را ندیده‌ام یا اگر دیده‌ام یادم نمی‌آید. از دیروز حتی در بیداری هم مرتب تصویر ورود‌هات داگ و مرغ سوخاری و شیرینی خامه‌ای میاد تو دهنم.

الان دل درد شدید دارم معده‌ام خالی است اما کمی حالت تهوع دارم.

تمام این یازده روز بیست هم اتاقی‌ای که دارم کنار من غذا میخوردند و من با مطالعه روزنامه فکرم را منحرف میکردم هم اتاقی‌هایم هم از این وضعیت ناراحت هستند و مرتب از من عذرخواهی میکنند و من نیز معذب و ناراحت هستم که اعتصابم باعث ناراحتی آنها شده توی این ده روز فقط یکبار من را برای رفتن به بهداری صدا کردند که بجز صحبت هیچ کاری انجام ندادند در بهداری مثل همیشه هیچ دکتری وجود ندارد.

نه وزنم را گرفتند نه فشارم را گرفتند و الان پنج روزاست که دیگر هیچ کس از بهداری هم صدایم نکرده هیچکس برای هیچ مذاکره‌ای به سراغم نیامده اما دو روز پیش یکنفر از وزارت اطلاعات و دیشب رییس کل حفاظت سازمان زندانها به سراغم آمدند و بعد از توهین و تهدید رفتند کلن بجز تهدید هیچ حرفی از ایشان نشنیدم.

ماموری که از وزارت به زندان آمده بود از من خواست رو به دیوار بنشینم که او را نبینم و با هم صحبت کنیم که من قبول نکردم و بعد تنها جمله‌ای که گفت این بود که همسرت را دستگیر میکنیم خبر اعتصاب تو را منتشر کرده و تو داری برای همسرت دردسر درست میکنی به او گفتم حتما اینکار را بکنید تا دنیا بهتر شما را بشناسد و محوطه حفاظت را ترک کردم و به بند برگشتم.

خیلی‌ها در زندان خواستند بعد از من اعتصاب کنند خیلی‌ها را میشود در این زندان پیدا کرد که مورد ظلم‌های غیرقابل قبول قرار گرفتند یا بدون اثبات هیچ اتهامی بیش از یکسال یا حتی دو سال در بازداشت موقت هستند و نامه نگاری‌هایشان به جایی نرسیده.

من در این چند روز کارم شده صحبت با کسانی که میخواستند اعتصاب را شروع کنند و تمام تلاشم را کردم که این افراد را از اعتصاب منصرف کنم برای درک بهتر دلیل تلاشم برای انصراف دیگران از اعتصاب در خواست دارم رسانه‌ها مقاله‌ای که در مورد اجتناب از اعتصاب غذا چند سال پیش نوشتم را در ادامه همین مطلب بازنشر کنند.

من یک سوم مدت حبس را گذراندم و درخواست خیلی ساده و قانونی‌ای دارم میخواهم با آزادی مشروط که حق قانونی من در اولین سابقه زندانم است موافقت شود و آزاد شوم قبل از اعتصاب خانواده‌ام بارها این درخواست را به وزارت اطلاعات و اجرای احکام دادگاه انقلاب اهواز در میان گذاشتند اما گوش شنوایی نبود گویی عده‌ای اینجا در سمت هایی هستند که نمیخواهند مسائل سریع و بی هزینه حل شود و مایل هستند برای نظام هزینه تراشی کنند حالا که عذاب شدید یازده روز گرسنگی در اعتصاب غذا را کشیدم در هیچ حالتی بغیر از آزادی از زندان اعتصاب را نمیشکنم و مسئولین هم این را خوب میدانند پس مسئولیت مرگ من در این شرایط بر عهده همه آنهایی ست که میتوانستند خیلی فوری با آزادی مشروط من موافقت کنند و نکردند

۱۹/۱۲/۹۶

پیمان روشن ضمیر

زندان مرکزی اهواز

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)