وجه غالب بیانیه ، به پذیرش ” دخالت بشر دوستانه ” در ایران می انجامد و این خود کلید واژه حمله قدرتهای بین المللی به کشورهای بحران زده است و نتایج مخرب آن را در یک دهه اخیر در کشورهای منطقه شاهد بوده ایم

در جریان وحدتها و همایش های صحنه سیاسی کشور بارها و بارها ، شاهد قرار گرفتن اسامی مختلف فعالین سیاسی و اجتماعی متجانس و غیر متجانس در کنار یکدیگر بوده ایم .
اما نگاهی به اسامی پانزده نفری که بیانیه درخواست رفراندوم را امضا کرده اند ، نشان می دهد که امضا کنندگان این بیانیه با یکدیگر سنخیت و شباهتی نداشته و از افراد مدافع دخالت آمریکا در امور ایران ، تا شخصیت های خوشنام و مبارز در درون این لیست جای گرفته اند . از سوی دیگر درخواست ” رفراندوم” در این بیانیه نه ارائه یک راه حل عملی برای برون رفت از بحرانی که “جمهوری ولایت فقیه ” کشور را را به آن دچار کرده است که فقط حرفی برای زدن و بیانیه ای برای صادر کردن بوده است .
بیانیه را می توان در تصویری کلی بیانیه ” افراد نا متجانس ” و اهداف “متناقض” نام نهاد .
در نا متجانس بودن افراد همین بس که در یک سوی لیست فردی مانند ” محسن سازگارا ” دیده می شود که خود بارها و بزبان خود اعلام کرده است که مقامات آمریکا و کاخ سفید بخصوص در دوره ” دونالد ترامپ ” با وی در باره ” اعمال تحریمها ” و ” بلوکه کردن اموال ” ایران ” مشاوره می کنند ووی آرزو می کند که جریان امور در مبارزه با رژیم حاکم بر ایران مانند ” اکراین ” پیش رود تو گویی که مردم اکراین ، بخشی از سرزمین خود را ازدست نداده اند و در آنجا جنگ داخلی تا به امروز هم ادامه ندارد ! آخرین بار نیز در زمان خیزش دی ماه مردم بر علیه ج.ا. ، ” سازگارا ” خود اعلام کرد که از سوی مقامات کاخ سفید برای ” اعلام پشتیبانی ” دونالد ترامپ ” از اعتراضات با وی مشورت شده و ایشان هم مشورت داده اند که ” بسیار خوبست که مقامات آمریکا از این اعتراضات حمایت کنند ! ، بنظر می رسد همین اعلام پشتیبانی یکی از بدنام ترین سیاستمداران جهان یعنی ” ترامپ ” از اعتراضات ضربه ای اساسی به ادامه حرکات زد .
در سوی دیگر افراد امضا کننده لیست شخصیتهای خوشنام فعال اجتماعی مانند “نرگس محمدی ” ، ” نسرین ستوده ” ، ” جعفر پناهی ” به چشم می خورند .
” محمد ملکی ” و ” نوریزاد ” و ” مخملباف ” که از فعالین سیاسی اجتماعی داخل و خارج کشور هستند در بسیاری از اظهار نظرهایشان ، نظرات افراطی در دفاع از دخالت آمریکا در افعانستان و ارائه دادن چنان الگویی بطور کلی صحبت کرده اند وعلیرغم اینکه بخاطر شرم آور بودن چنان نظریه ای مستقیما از دخالت خارجی در ایران سخن بمیان نمی اوردند ، اما بنظر نمی رسد که در این باره نظرمخالف قاطعی داشته باشند . فرد دیگری که امضایش در زیر این لیست دیده می شود ” اقا زاده ای ” است یا نام ” اقا سید حسن شریعتمداری ” که بنظر می رسد از تضعیف حضور و دخالت روحانیت در زندگی اجتماعی هراسان شده و می خواهد به هر قیمت رنگ واسم و نسب ،آخوند جماعت را در زندگی ما ایرانیان ابدی کند . البته اقای شریعتمداری ادعا می کند که ” جمهوری خواه ” است ولی اخیرا سرو کله اش در برنامه های ” اقا سید علیرضا نوری زاده ” که اتفاقا وی هم ” اقا زاده ” است وشاه پرست است و حشر و نشرش با “عربستان سعودی” ضد جمهوری ، شهره خاص و عام است ، پیدا شده است .
اما وجه مشترک هر 15 نفر امضا کننده ، تاکید آنان بر گذار مسالمت آمیز برای عبور از ج.ا. به دموکراسی سکولار پارلمانی است که در آن هم تکلیف پادشاهی یا جمهوری بودن آن مشخص نشده است .
با توجه به حمایت کامل کاخ سفید از آخرین بازمانده خاندان پهلوی ، بیانیه نخواسته است مخالفت ” رضا پهلوی ” و طرفدران بازگشت نظام سابق را برانگیزد وبه همین خاطر از ” جمهوری ” نامی به میان نیاورده است . این خود نقطه ضعفی برای کسانی است که می گویند احساس مسئولیت کرده و برای نجات میهن بپا خواسته اند ،
اما در باره تناقض گذار مسالمت آمیز از ج.ا. به رفراندوم برای دستیابی به نظام سکولار پارلمانی باید گفت ایا ممکن است جمهوری اسلامی خود اجازه برکزاری رفراندوم برای خلع ید از خود انهم تحت نظر سازمان ملل دهد ؟ و اگر نه ، این نظام تا به آخر مقاومت خواهد کرد که محتملترین شق این است ، چرا باید از پذیرفتن این حقیقت که برای براندازی ج.ا. باید انقلابی دیگر صورت بگیرد طفره رفت و نام آنرا گذار مسالمت آمیز نهاد ؟
روحانیت ، همانطور که سالها قبل ” خمینی ” گفت و مسئولین نظام نیز هراز چند گاه تکرار می کنند ، می داند که با مضمحل شدن این نظام ، تمامی امکانات سیاسی و اجتماعی خود را ازدست خواهد داد ، آیا با در نظر داشت این حقیقت باز می توان از گذار مسالمت آمیز سخن گفت ؟
شکی نیست که نویسندگان بیانیه به این واقعیتها آگاه هستند اما آگاهانه می خواهند نقشی دو گانه بازی کنند ، هم خود را خواهان گذار از ج.ا. نشان دهند که بتوانند ناراضیان و تظاهر کنند گان بر علیه ظلم و فساد و اختلاس حکومت را به خود جلب کنند وهم با بکار بردن کلمه مسالمت آمیز واحتراز از به کار بردن کلمه “انقلاب ” و ” سرنگونی ” ، و به کار بردن آگاهانه ” تحت نظارت سازمان ملل ” گوشه چشمی هم به “دخالت خارجی ” یعنی ” آمریکا ” در امور کشورمان ایران داشته باشند . اما چرا می توان نظارت سازمان ملل را ” دخالت آمریکا ” معنی کرد ؟تجربه لیبی و عراق و افغانستان نشان داد که کافی است ، سازمان ملل به دخالت “بشر دوستانه” در کشوری رای دهد ، هنوز جوهر مرکب رای خشک نشده ، نیروهای نظامی ناتو وارتشهای آمریکا و اروپا مانند جویندگان طلا ، به کشور مفروض سرازیر شوند و حتی مایملک موزه های کشور مفروض را ” چپو ” کنند و نه کمتر از اختلاس کنند گان حاکم مال و اموال ما را بصورت ” انلاین ” بفروش برسانند .
اگر قرار باشد رفراندومی در ایران برگزار شود تنها بعد از سرنگونی نظام اهریمن حاکم و تحت نظارت مردم ایران وبر اساس رای مجلس موسسان ، انجام خواهد شد . مگر این ملت به اندازه کافی اندیشمند و حقوقدان ومتخصص ندارد که اداره امور خود را به دست بیگانگان دهیم ؟
وجه غالب بیانیه ، به پذیرش ” دخالت بشر دوستانه ” در ایران می انجامد و این خود کلید واژه حمله قدرتهای بین المللی به کشورهای بحران زده است و نتایج مخرب آن را در یک دهه اخیر در کشورهای منطقه شاهد بوده ایم
و قطعا ” محسن سازگارا ” که در آرزوی تجدید نقش ” چلبی ” در ایران است ، در انشای سطر به سطر آن دست بالا و تعیین کننده داشته است . چلبی در عراق به سرنوشتی تراژیک دچار شد و “سازگارا ” اما سرنوشتی کمیک پیدا خواهد کرد

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)