سخنرانی یکشنبه “خامنه ای” بالا رفتن دستان “مستبد ” در مقابل “ملت” ، وآغاز عقب نشینی استبداد است .

جمله ای منتسب به متفکری معروف است که گفته است : سیاستمدارن سخن نمی گویند که مقاصد خود را بیان کنند ، حرف می زنند که مقاصد حقیقی خود را بپوشانند .
این جمله زبان حال رهبر ج.ا. در سخنرانی اخیر خود در یکشنبه 29/11/1396- 18/02/2018 است ، در بخش اول این نوشته گفتیم که ” خامنه ای با بیان بخشی از واقعیتها می خواهد کدام حقایق را بپوشاند ، او با گفتن اینکه ” دیوانسالاری با نظام انقلابی هماهنگ نیست می خواهد این حقیقت را بپوشاند که شکست اهداف ” نظام امت و امامت ” به خاطر اجرایی نبودن و تخیلی بودن آن اهداف است ، او می خواهد این حقیقت را بپوشاند که ” خامنه ای و سپاه و بخشهای غیر انتخابی ج.ا. خود به چرخ دنده های ساختار اقتصادی –اجتماعی به ارث رسیده از نظام سابق تبدیل شده ، آنرا باز سازی کرده و از منافع مادی و اچتماعی آن بهره مند می شوند به همین خاطر از انگیزه لازم برای ایجاد تغییرات بنیادی در آن ساختار برخوردار نیستند. اینان در حقیقت عین ارتجاع و متمایل به بازسازی ” مرده ریگ” به ارث رسیده از زمان گذشته هستند و همه اینها نه بخاطر ” دیوانسالاری ادعایی ” “خامنه ای ” که به خاطر تسلیم شدن عالیترین ارگانهای اجرایی نظام در مقابل وسوسه بهره مندی از سیستم عقب مانده صدور نفت و وارد کننده کالا وخرید اسلحه است .
اکنون در پی آن هستیم که نشان دهیم که ” خامنه ای” بدون آنکه خود بخواهد بر واقعیتها یی صحه گذاشته است که آنرا در محاوره رودررو هرگز نمی پذیرد ، اما سیلی واقعیات دردناک ، اندک اندک ، هسته سخت قدرت در ج.ا. را به خود می آورد و خامنه ای ، کف بر لب آورده و غرولند کنان به رقیب خود که سعی می کند آنرا به ” حسن روحانی و جناح رقیب ” فرو بکاهد ، القاب “کسانی که بسوی اشرافیگری حرکت می کنند ” ، کسانی که در پی زنده نگاهداشتن ارتجاع هستند ” کسانی که به جای تکیه به مردم به خارجی ها تکیه می کنند ” داده و خوش خیال است و نمی داند که خطری که نظام را تهدید می کند نه فقط ” حسن روحانی ” و ” جناح اعتدال ” که”پلنگ ” خفته در بیشه ” ایران ” یعنی مردم این مرزوبوم هستند ، دقت کنید خامنه ای بدون اینکه خود بخواهد بزیان بیاورد به این حقیقت اعتراف کرده است .
اما بیینیم که می توانیم این حقیقت را که ادعا می کنیم ” مستبد ” به آن اعتراف کرده است نه از سطور که از بین سطور بیانات وی کشف کنیم ؟

بسیار ساده است ، “مستبد ” تمامی صفاتی را که به دیوانسالاری و دشمن نظام ” امت و امامت ” منتسب می کند ، ” کلید واژه ” هایی است که معمولا جناح اصولگرا در باره اصلاح طلبان و حسن روحانی به کار می برند ، بگذار قبول کنیم که تهدید اصلی برای ” خامنه ای ” و ” سپاه ” روحانی و جناح اعتدال هستند در آنصورت این سئوال مطرح می شود حسن روحانی با تکیه بر کدام نیرو و با کدام پشتوانه بر کرسی ریاست جمهوری نظام اسلامی نشسته است ، حسن روحانی با تکیه به کدام نیرو ” خامنه ای ” را در اختلافات محتمل به رفراندوم تهدید می کند ؟ چرا اصلاح طلبان می توانند و با کدام نیرو از دریچه ” روحانی ” اهسته آهسته در مسیر مجری کردن سیاستهایشان که در بسیاری از موارد خامنه ای و سپاه نیز از سر اجبار به آنها گردن نهاده اند ، هستند ، جواب روشن است و آن اینکه 26 میلون رای دهنده یعنی اکثریت مطلق رای دهندگان با رای قاطع خود اینان را انتخاب کرده اند و 7 میلیون رای ندهنده هم با رای نداد ن به کاندیدای ” اصولگرایان ” آنان را از رسیدن به پیروزی باز داشته اند ،پس خامنه ای همه این ناسزاهایی را که نثار جناح رقیب و تحت عنوان ” دیوانسالاری می کند باید نثار 33 میلیون رای دهنده و رای ندهنده نماید ، اما او بنظر می رسد نا آگاهانه دشمن خود را فقط به رقبای اعتدال و اصلاح فرو می کاهد و فکر می کند اگر با آنان به نتیجه برسد مشکل بحران سیاسی نظام را حل کرده است . این خوش خیالی وِیژگی اساسی هر مستبد است .
اما در حقیقت دشمن اصلی ” خامنه ای ” و ” سپاه ” وهمه نهادهای تحت حمایت ” بیت خامنه ای ” حداقل 33 میلیون واجدان رای هستند که با رای ندادن به نماینده سپاه و خامنه ای در انتخابات اخیر ، سیلی محکمی بر گونه خامنه ای زده اند و او را دچار سرگیجه و هذیان گویی کرده اند ، آیا این 26 میلیون آنطور که ” مستبد ” می گوید ،مرتجع و اشرافیگرا و متحد خارجی هستند ؟ البته که نه ! خامنه ای مانند هر شکست خورده لجوجی که بعد از بخاک افتادن و در میان خاک و خون بازهم هل من مبارز می کند ، به رقیب پیروز مند خود یعنی آن 33 میلیون نسبتهای زشت می دهد وناسزاگویان شکست خود را می پذیرد ، به چه دلیل شکست خود را می پذیرد و آیا ” خامنه ای ” آماده همکاری با رقیب پیروز مند خود است ، نه هرگز ، اکنون در این باره صحیت می کنیم .
” مستبد ” شکست خود را پذیرفته چون به هوادارن انقلابی خود ، به انهایی که بقول وی ” میان دیوانسالاری و نظام امت و امامت ” فرق می گذارند ، به آنهایی که می گوید ” باید مدیریت جهادی را بر بافت فرسوده ” ترجیح دهند به آنانی که انانرا ” جوانان انقلابی ” می نامد و می دانیم واژه ” جوانان انقلابی ” در ادبیات “خامنه ای ” به معنای ” بسیجی های بی ترمز ” و ” دسته های بسیجی خود سر ” که سرشان در بیت خامنه ای ” است به انان موکدا نصیحت می کند که همین ها یعنی همین بی ترمزها و خود سر ها و انقلابی ها باید به ” نظام و چهارچوب هایش ” احترام بگذارند . پس وی وجود یک حاکمیت دیکر در کنار خود را پذیرفته یعنی بخشی از این نظام و چهارچوبهایش همان ” دیوانسالاری ” است که وی آنها را به انواع صفات زشت اشرافیگری و بافت فرسوده و متحد خارجی ، متصف می کند ، این تناقضی است که ” خامنه ای ” در آن گرفتار آمده است ، ” حسن روحانی ” را به هر آنچه نه بدتراست متصف می کند وباز به جوانان انقلابی تاکید می کند که ” انقلاب اسلامی ” بی ” نظام ” نمی شود !! در عین حال یعنی ” انقلابیون اسلامی ” از نوع ” خامنه ای ” هم باید تا اطلاع ثانوی و تا ظهور ” آقا” سماق بمکند و فکر انقلابی شدن سیستم اداری اسلامی را از سر بدر کنند و این یعنی ” دست بسر کردن ” و دنبال نخود سیاه فرستادن آنانی که به نام عدالت و انقلاب و عدل علی به این درگاه آمده بودند و خواهان حاکمیت یکپارچه اصولگرایان بودند ، وی در حقیقت خود را هم دست بسر می کند .

حسن روحانی ” و ” دیوانسالاری ” ادعایی مانند استخوانی در گلوی “خامنه ای ” و ” سپاه ” و ” نهاد ” و ” جهاد ” گیر کرده است

حسن روحانی ” و ” دیوانسالاری ” ادعایی مانند استخوانی در گلوی “خامنه ای ” و ” سپاه ” و ” نهاد ” و ” جهاد ” گیر کرده است که نه می توانند آنرا قورت بدهند و نه توان بالا اوردن آن را دارند وکیست که نداند که 26 میلیون رای دهنده پشت سر همین جناح رقیب است ، که بسیاری از آنان آگاهانه و برای تو دهنی زدن به شورای نگهبان و ” مهندسین انتخابات ، به روحانی و اصلاح طلبان رای داده اند .
” خامنه ای ” و لشگر شکست خوده اش بعد از انتخابات ریاست جمهوری1392 که در تحلیلی انرا ” اتش در خیمه گاه ولایت ” نام نهادیم و در انتخابات مجلس وخبرگان و ریاست جمهوری 1396 دائما از رقیب سیلی خوده اند ، وی اکنون پذیرفته است که از جناح رقیب با رای 26 میلیونی نمی تواند رهایی یابد ، اشتلم می کند که اینان غیر انقلابی و خارجی و مرتجع هستند و بعد آن همه برای آرام کردن هوادران خود سر و انقلابی خود ، که مبادا دیوانه شوندو ماجراجویی کنند به انان می گوید اینها رفتنی هستند ، نظام امت و امامت لعبت دیگری است ، بین اینها فرق بگذارید وتحمل کنید و این یعنی تعلیق به محال ، این یعنی وعده سرخرمن ، این یعنی حلوای نسیه ، نتیجه اینکه ” خامنه ای : به حاکمیت دیگری غیر از حاکمیت خود که آنرا غیر انقلابی می نامد گردن گذاشته است ، خامنه ای و سپاه می دانند حذف ” روحانی ” مانند حذف ” احمدی نژاد ” که رای اش را بامهندسی انتخابات به دست آورد و مستظهر به حمایت چماقداران و بسیج و سپاه و خامنه ای بود به این سادگی نیست ، حذف روحانی جامعه و نظام را دچار بحران می کند در عین اینکه که همین خامنه ای باصطلاح انقلابی به روحانی و همکارانش نیاز اساسی هم دارند .
روحانی وحامیانش با پشتوانه رای اکثریت خود را به خامنه ای تحمیل کرده اند ” خامنه ای ” به این نهاد قدرت گردن نهاده ، اما به مانند کسی که گردنش زیر گیوتین است فقط گردن نهاده راضی نیست و به همین خاطر به آن رای دهندگان و جناح متکی به آنان ناسزا می گوید ، امید دارد در بزنگاهی ، کودتایی ، تهدید حمله خارجی و از این قبیل شرایط ، رقیب یعنی همان 26 میلیون رای دهنده را از میدان خارج کند و آنانرا به” ملت نجیب ایران” تبدیل کند ، وی از دخالت مستقل مردم در سیاست مثل ابلیس از فرشته می ترسد ، او مردم نجیب مانند خودسران و الله کرم و ده نمکی ومداحان فاسد را می پسندد که سر در آخور ولایت داشته باشند و نواله ای بگیرند و اوامر مولی را مو به مو اجرایی کنند . اما چه باید کرد دوره ” مظفرالدین شاه که می گفت ” رعیت را چه ،به دخالت در این امور ” تمام شد ه ، آن سبو بشکست و ان پیمانه ریخت .
همه اینها را دیده ، مستبد دستانش را به علامت تسلیم بالابرده است ، حاکمیت دو گانه را گردن نهاده ، غرولند می کند و مانند مار زخمی هر لحظه مترصد زدن نیش زهر آگین به رقیب است ، اما بنظر نمی رسد که حتی خدا هم بخواهد ” خامنه ای ” را از این مخمصه نجات دهد . باید دید اتحاد اکثریت رای دهندگان با اصلاح طلبان تا چه زمانی پایدار خواهد ماند ، در این باره باید در فرصتی دیگر صحبت کنیم .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)