خبر انتشار نتایج نظرسنجی اخیر موسسه «ایران پل» در ایران به مقیاس وسیعی توسط رسانه‎های حکومتی و اصوالگرا پوشش داده شده و قریب به اکثریت آنها با دستچین کردن بخشی از نتایج این نظرسنجی، اقدام به انتشار آن تحت عناوینی مانند «حمایت قاطع مردم ایران از سیاست‎های کلی نظام»، «ایرانیان با تغییر نظام سیاسی کشورشان موافق نیستند»، «حمایت ۹۴ درصد ایرانی‎ها از برنامه موشکی خود» و «آب سرد دانشگاه مریلند بر پیکر آشوب‎های ایران» کرده‎اند.

این رسانه‌ها با استناد به نتایج این نظرسنجی از حمایت اکثریت مردم از برخی از اقدامات حکومت جمهوری اسلامی از جمله حضور نظامی در سوریه و حمایت از حکومت بشار اسد، حمایت از حوثی‌ها در یمن و توسعه برنامه موشکی و هسته‌ای ایران خبر داده‌اند.

همچنین بر اساس این نظر سنجی آزادی‌های سیاسی مردم در ایران خوب توصیف شده و تنها نزدیک به پنج درصد شرکت کنندگان خواهان ایجاد «تغییرات بنیادین در نظام سیاسی» این کشور شده‌اند.

از سویی دیگر از آنجا که این نظر سنجی به سفارش دانشگاه مریلند آمریکا انجام شده، رسانه‌های داخلی ایران برای اعتباربخشی به این نظرسنجی از آن به عنوان نتایج نظرسنجی یک دانشگاه آمریکایی نام برده‌اند.

جدای از نتایج این نظرسنجی و میزان تطابق آن با واقعیت‌های امروز ایران، آنچه نتایج آن را غیرقابل اعتماد می‌سازد ایرادات شکلی و ساختاری آن است.

اساسا نتایج تحقیقات و پژوهش‌های علوم انسانی به شدت به فرم و ساختار اجرای آن وابسته بوده و در بسیاری موارد ایراداتی حتی کوچک در شکل و ساختار این پژوهش‌ها نتایج آنها را از لحاظ علمی بی اعتبار می‌سازد.

از طرف دیگر یافته‌های نظرسنجی‌هایی که در آن هدف شناخت ساختار‌های تفکر انسانی و مردم‌شناسی است، به خودی خود ارزشی نداشته و نشان دهنده نکته خاصی نیستند چرا که این یافته‌ها باید توسط کارشناسان و بر اساس واقعیت‌ها و شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و … جامعه و به ویژه گروه شرکت کنندگان در نظرسنجی تفسیر و تعبیر شوند.

از این رو ارائه نتایج خام پژوهشی این‎چنینی نه تنها نشانگر هیچ نکته‌ای از واقعیت‌های امروز جامعه ایران نیست، بلکه هر گونه سوء تفسیر از آن سبب وارونه جلوه دادن آن خواهد شد.

در همین زمینه یکی از ایرادات اصلی این نظرسنجی عدم ارائه هیچ‌گونه اطلاعاتی از ساختار مردم‎شناسی شرکت‎کنندگان در آن است.

در فایل منتشر شده نتایج این نظرسنجی توسط سایت موسسه «ایران پل» و «مرکز مطالعات امنیتی و بین‎الملل دانشگاه مریلند» تنها نتایج پاسخ شرکت‎کنندگان در این نظر سنجی و تعداد آنها منتشر شده و هیچ اطلاعاتی از جمله سن، شغل، محل زندگی و میزان تحصیلات شرکت‎کنندگان ارائه داده نشده است. در حالی که در اغلب پژوهش‌های مردم‎شناسانه و مرتبط با علوم انسانی ارائه این اطلاعات برای تحلیل یافته‌ها و نیز تطابق آنها با واقعیت‌های روز ضروری است.

از سوی دیگر در این نظرسنجی با وجود پرسش از شرکت‎کنندگان مبنی بر میزان دنبال کردن اخبار ایران و جهان توسط آنها هیچ اشاره‌ای به سطح سواد آنان نشده است. این مساله از این رو اهمیت دارد که اساسا بر فرض مثال افراد کم‌سواد یا بی‎سواد احتمالا اقدام به خواندن روزنامه بیا مطالب نوشتاری در اینترنت نمی‎کنند و ترجیح می‌دهند از منابع خبری شنیداری و دیداری استفاده کنند.

عدم هماهنگی و ناموزون بودن سوال‌های پرسیده شده در این پرسش‎نامه نیز خود از دیگر ایرادات اساسی آن است. در حقیقت یکی از اصلی‎ترین شالوده‌های شکل دهنده اعتبار و صحت یک نظرسنجی پرسش‎نامه‌ای، توازن و تجانس سوال‌های آن است. این مساله از آن روی حائز اهمیت است که در عمل و در زمان تحلیل یافته‌ها، محقق با تعدادی از پاسخ‌های بی‎ربط و در برخی موارد متناقض روبه‌رو خواهد شد.

به عنوان مثال با وجود اینکه بر اساس نتایج این تحقیق ۸۴ درصد از پاسخ دهندگان به سوالات معتقد به لزوم سپردن تصمیم‎گیری در مورد سرنوشت دولت بشار اسد در سوریه به مردم این کشور بوده‎اند و گفته‌اند این مردم سوریه هستند که باید در مورد ماندن اسد در قدرت تصمیم‎گیری کنند، در سوالی دیگر مجددا اکثریت شرکت‎کنندگان گفته‌اند با این حال حکومت ایران باید به حمایت خود از دولت بشار اسد تا تثبیت قدرت او ادامه دهد!

از سوی دیگر صرف محدود کردن نقش حکومت ایران در سوریه به حمایت از حکومت این کشور در برابر گروه ترویستی داعش قلب واقعیت و تحمیل آن به پاسخ دهنده است.

ناروشن بودن مفاهیم و سوال‌های پرسش‎نامه و عدم شفاف‎سازی پرسش‎کنندگان نیز از جمله ایراداتی است که اعتبار این نظرسنجی را زیر سوال می‌برد.

روشن بودن مفاهیم مورد نظر پرسش‎نامه برای شرکت‌کنندگان در آن از این جهت بااهمیت است که هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت بین مفهوم سوال و تصور پاسخ دهنده از آن منجر به هدر رفتن و تلف شدن سوال به دلیل عدم اعتبار پاسخ خواهد شد.

به عنوان مثال در این نظرسنجی بیش از ۵۵ درصد از شرکت‎کنندگان آزادی‌های سیاسی در ایران را خوب و کاملا به اندازه توصیف کرده‌اند. این در حالی است که اساسا سوال مطرح شده هیچ مصداقی برای آزادی‌های سیاسی تعریف نکرده و اساسا روشن نیست برداشت پاسخ دهندگان به سوال از مفهوم آزادی سیاسی چیست یا اساسا میزان شرکت پاسخ دهندگان به سوال در فعالیت‌های سیاسی چقدر است؟

در سوالی دیگر پرسشگر از پاسخ دهنده خواسته تا نظر خود را بر اساس کاملا مثبت، مثبت، منفی و کاملا منفی نسبت به چندین کشور و گروه از جمله آمریکا، برتانیا، آلمان، فرانسه، سازمان ملل، حزب‎الله لبنان و گروه حوثی‌ها در یمن بیان کند. روشن است که بر اساس اصول روش تحقیق، این سوال از اساس باطل بوده و اساسا مفهومی در بر ندارد چرا که مشخص نیست پاسخ دهنده باید نظر خود را در مورد چه مقوله‌ای از کشور مورد نظر اعلام کند چرا که ممکن است فردی سیاست‌های اقتصادی کشوری را پسندیده و با سیاست‌های خارجی آن کشور -به عنوان مثال- مخالف باشد.

پرسیدن سوالاتی که اساسا پاسخ به آنها نیاز به تعریف و تفسیر موارد دیگری مانند تروریسم دارد نیز خود به اندازه کافی چالش برانگیز است. سوالاتی از قبیل لزوم حمایت حکومت ایران از گروه‎هایی که در برابر گروه‌های تروریستی مبارزه می‌کنند از آنجا که تعریف تروریسم و گروه تروریستی تعریفی یکپارچه و واحد نیست، اگرچه پاسخی روشن دارد اما از لحاظ علمی هیچ ارزشی ندارد. در این زمینه یکی از نتایجی که توسط رسانه‌های حکومتی به شدت بر آن تاکید شده ابراز نظر مثبت تنها نزدیک به پنج درصد شرکت کنندگان به «تغییر بنیادین نظام سیاسی ایران» است که توسط این رسانه‌ها به حمایت قاطع مردم از نظام جمهوری اسلامی تعبیر شده است. در اینجا نیز پرسش‎نامه اساسا هیچ اشاره‌ای به مفهوم «تغییر بنیادین نظام سیاسی» نکرده است. ضمن اینکه اساسا روشن نیست شرکت‎کنندگان در این نظرسنجی از چه طبقه اجتماعی و سیاسی‎ای هستند.

از این رو روشن است اعتبار این نظرسنجی با توجه به ایرادات شکلی و ساختاری فراوان آن کمتر از آن چیزی است که در عمل در پژوهش‌های آکادمیک از آن استفاده شود. ضمن اینکه ارائه یافته‌های خام این تحقیق بدون بررسی عوامل محیطی، مردم‎شناسانه، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن در عمل نشان‎دهنده هیچ نکته‌ای نبوده و اساسا نتیجه خاصی را در بر ندارد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)