رفراندوم نظام جمهوری اسلامی

👇👇👇👇👇👇👇

فاصله ی چشم تا گوش چند سانتی متر بیشتر نیست ولی تفاوت دیدن با شنیدن فراتر از این حرف هاست!شباهتِ وعده و عمل هم به همین صورت است،فاصله ی ظاهری شان کم اما معنای باطنی شان متفاوت است؛
ج.ا بر پایه ی وعده های زیبا و دل فریب ساخته شد،به گونه ای،ایده آلیسم های مذهبی سبب سرنگونی پهلوی و به قدرت رسیدن توده ی روحانیون شد،مطمئناً در این انتقالِ قدرت،سخنرانی های هیستریک و آتشینِ روح الله خمینی بی تاثیر نبود؛سخنرانی های ساختار شکنِ او،روحیه ی دینی جمعیت شیعه را به تلاطم درآورد
پُرواضح است که اکثریت دینی ایران مسلمان شیعه است،
با این تفاسیرْ توانایی تحریک اکثریت که ناشی از نفوذ وی در بین اذهان مردمِ خرافی و سنتی آن زمان بود به او قدرتی خطرناک بخشید؛روح الله و روحانیون پیرو اش برای تثبیتِ این نفوذ و قدرتْ ناگزیر،مجبور به فشار بر أقلیت ها و روشنفکران شدند،نویسندگان را کشتند،منتقدان و مخالفان را اعدام کردند،کشیشانِ آزادیخواه را به وحشیانه ترین شکلِ ممکن سلاخی کردند و در آخر با استفاده از نیروهای سرکوبگر،صدای اقشارِ آگاه را در نطفه خفه کردند

قتل عام قارنە قلاتان

قتل عام مردم قارنە در نزدیکی نغدە در ١١ شهریور ١٣۵٨ بدستور ملا حسنی امام جمعە ارومیە

در هر صورت مکتبی که ج.ا بر پایه ی آن شکل گرفت،آرمان گرایی بود،آرمان هایی ماورائی و دست نیافتنی در این دنیا که سوختِ موتورِ محرکه ی نظام را تامین میکرد،اما نا تا ابد!چرا که هر لحظه ممکن بود جامعه به سمت حقایق برود،
همین اتفاق در شُرفِ روی دادن است،رئالیسم یا واقع گرایی که در تضاد با تمام اندیشه های ۴٠ساله ی این نظام است،در حال ظهور میباشد،مردم که حال تابوها را شکسته و حقوقِ اولیه شان را مطالبه میکنند دیگر مقید به وعده های توخالی و قوانینِ منسوخِ حاکمْ نیستند،
آنها خواهانِ زندگی کردن اند و فقط از زنده ماندن در سایه ی ترس های مختلف،که ناشی از دیکتاتوری مدرنِ حاکمیت است خسته شده اند؛
این موجِ روشنگری و ساختارشکنی همه به خاطرِ اشباع مردم از وعده های پوچ و ناامید شدن آنها از دو حزبِ پوشالی جامعه است،اصلاح طلب و اصول گرا دو بالِ یک پرنده اند،این واقعیتی ست که اکنون اکثریتِ مردم ایران پذیرفته اند؛
بت هایی که بنیانگذار ج.ا بنا نهاده بود،اکنون و در همین زمان به وسیله ی تهی دستان در حالِ فرو ریختن است؛
این را تمامِ حاکمان و دیکتاتورها میدانند که انقلاب های پرولتاریایی از همه ی عواملِ سقوط خطرناک تر اند،زمانی که توده ی لگدمال شده ی فقرا دست به قیام بزنند تمام عوامل و سردمدارانِ به ظاهر شکست ناپذیر هبوط خواهند کرد،جامعه ی متعصبِ ۴٠سالِ پیش حال دیگر وجود ندارد،در این شرایطِ بحرانی که نظرهای خفته در حالِ جوانه زدن اند و مردم در راه سکولاریسم و دموکراسی حقیقی جان میدهند باید به تغییر امیدوار بود،خصوصا که در این وادی،به تازگی زنها نیز حقوقشان را مطالبه میکنند و اپوزیسیون ها خطرناکتر شده،رعشه بر کالبدِ محتضرِ نظام انداخته اند
در مجموع باید گفت افکار آیت الله خمینی که آغشته به تعصب گرایی دینی و دیکتاتوری در پناهِ اسلام بود،آرام آرام در حال پوسیدن و فروپاشیدن است..

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)