نگاهی به چگونگی شکل گیری رخدادهای اخیر ایران

درخصوص این سوال که چرا اعتراضات اخیر در ایران رخ داد؟ پاسخ های بسیاری ارائه شده که اغلب آنها به نسبت های گوناگون درست است. مشکلات معیشتی، بیکاری و مشکلات صندوق های اعتباری و برخی بانک ها گرچه که شاید تمامی دلیل رخدادهای اخیر نباشند اما به زعم بسیاری از ناظران عمده علت را باید در آنها جستجو کرد، از سویی عواملی نظیر دخالت های موساد، سیا، برادر همسر صدام و دخالت مستقیم آل سعود مواردی بودند که در مقاطع مختلف از سوی بالاترین مقامات جمهوری اسلامی عنوان شده اند که نه تنها سندی مبنی بر اثبات آنها ارائه نشد بلکه برخی از کارگزاران نظام تلاش کردند تا به طور تلویحی این دخالت ها را رد کرده و مسئولین را به جای پاک کردن صورت مسئله به ریشه یابی این وقایع تشویق کنند.

 

در این خصوص می توان به توییت “محمودصادقی” نماینده اصلاح طلب مجلس ایران اشاره کرد که  پس از جلسه غیرعلنی نمایندگان مجلس با مسئولان امنیتی ایران بر صفحه توییتر خود نوشت:” بنابر گفته مقامات اطلاعاتی در ناآرامی های اخیر تاکنون هیچ عامل بیگانه ای مباشرت نداشته است.”

به هر تقدیر تا به امروز آنچه در فضای مجازی و رسانه های دیگر، مورد توجه کاربران و تحلیل گران قرار گرفته است بیشتر چرایی رخداد وقایع اخیر در ایران است، اما شاید نظر افکندن به چگونگی شکل گیری این اعتراضات آن هم با وسعت و سرعتی بی سابقه بتواند وجوه دیگری از ماجرا را برای ما روشن نماید.

اعتراضات ماه گذشته علاوه بر وسعت و پراکندگی که حدود 75 شهر ایران را از دور افتاده ترین نقاط خوزستان و سیستان وبلوچستان تا مرکز اغلب استان های پر جمعیت را شامل شد، دو ویژگی بسیار مهم دیگر نیز داشت، اول شروع این اعتراضات بود که برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی ایران مدلول حادثه دیگری نبود، اگر حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 و یا حوادث کوی دانشگاه در سال 78 را بیاد بیاوریم خواهیم دید اولی در پی ادعای تقلب توسط طرفداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی شکل گرفت و دیگری در پی تعطیلی روزنامه “سلام” و اعتراض دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران به آن، ولی اعتراضات اخیر ایران پیش درآمدی به ابعاد دو رخداد قبلی نداشت و خود دلیل گسترش وفراگیری خود شد. و اما ویژگی دیگر آن ترکیب بندی معترضان است، برای روشن شدن موضوع به نقل قولی از رضایی کوچی نماینده مجلس ایران اشاره می کنیم که به خبرگزاری مجلس ایران گفته است: “عمده کسانی که دستگیر شده بودند شغل آزاد دارند و مدرک تحصیلی آن‌ها زیر دیپلم است. کمتر افرادی که تحصیلات دانشگاهی داشته‌اند دستگیر شده‌اند؛ و هیچ شخصی با مدرک دکتری بازداشت نشده است.”

اگر افراد دستگیر شده را جامعه آماری معترضین درنظر بگیریم خواهیم دید که ترکیب معترضین هم از نظر سنی و هم از نظر طبقه اجتماعی و دغدغه ها بسیار متفاوت از آنچیزی است که پیش از این در ایران رخ داد است.

اهمیت این موضوع آنجایی قابل بررسی است که این سوال مطرح می شود، بی تفاوت ترین قشر جامعه ایران نسبت به مسائل سیاسی واجتماعی “چگونه” به کف خیابان ها آمده اند و با توجه به سرکوب بسیار شدید حکومت، دردسرهای بسیاری برای مجموعه حاکمیت و دستگاه های امنیتی بوجود آورده اند و از همه مهم تراینکه هنوز هم نمی توان با قطعیت آتش این اعتراض ها را خاموش شده فرض کرد.

برای پاسخ دادن به این سوال به بررسی برخی مفاهیم متداول در سیاست های جمهوری اسلامی خواهیم پرداخت که از ابتدای انقلاب مهم ترین عامل بسیج نیروهای مردمی و گاهن تحمل کاستی ها بوده، این بررسی ها با این پیش فرض انجام می پذیرد که اکثریت شکل دهنده اعتراضات ، متعلق به طبقه اجتماعی هستند که در اصطلاح فعالین سیاسی چپ و راست به آنها رای خاکستری ها اطلاق می شود، رای خاکستری های قشری از جامعه ایران هستند که عمدتن فاقد تحلیل سیاسی معین و یا گرایشی خاص به حساب می آیند و همانطور که از نامشان بر می آید در انتخابات گوناگون هر جناحی بتواند با ایجاد موج آنها را تحت تاثیر قرار دهد می تواند برنده کارزار انتخابات باشد.

این بخش از جامعه توسط جناح های گوناگون معمولن فاقد توانایی ایجاد یک حرکت اجتماعی و سازماندهی به حساب می آمدند اما این بار بدون دخالت جدی هیچ کدام از جناح های موثر وتعریف شده سیاسی و حتی بدون داشتن رهبری واحد ومنسجم به خیابان آمدند و شبکه ای عظیم و منسجم را هرچند برای چند روز تشکیل دادند. اتفاقی که ممکن است بار دیگر منسجم تر، هدف مند تر و با ساختاررهبری از درون بر آمده ظهور کند.

و اما این بخش از جامعه ایران که از پتانسیل های اجتماعی بسیار بالایی برخوردار است چگونه در مواجهه با کاستی ها و گاهن ناکار آمدی دولت ها و بخش های دیگر نظام مهار شده است؟

معترضین این روز های ایران کمترین سهم را از برنامه های توسعه ای نظام در بخش های اساسی نظیر آموزش، معیشت و کار داشته اند ودر بسیاری از موارد سیاست های حمایتی دولت ها بلای جان آنها هم شده است، به طور مثال می توان به طرح “مسکن مهر” که توسط عدالت محور ترین دولت پس از انقلاب کلید خورد اشاره کرد که با توجه به شواهد، مشکلات آن به این زودی ها مرتفع نخواهد شد و نوک پیکان ضعف های این طرح زندگی همان هایی را هدف قرار خواهد داد که برای سامان دادن به اوضاع مسکن شان شکل گرفته بود .

حال باید دید چه مفاهیمی از سوی ساختار تبلیغاتی و سیاسی نظام بیشتر به کار گرفته شده تا با تمام بی کاستی ها این نیروی عظیم بالقوه اجتماعی تنها در راستای اهداف نظام (لااقل تا ماه گذشته) فعال باشد؟

دشمن

این واژه شاید پر کاربرد ترین کلمه در ادبیات سیاسی حاکمان جمهوری اسلامی ایران از ابتدایی ترین روزهای انقلاب تاکنون باشد، واژه ای که با تمام ابهامی که در مصادیق دارد اما به دلیل شیوه اشاعه آن در بسیاری از مقاطع تاریخی بسیار موثر بوده است، آیت الله خامنه ای رهبر سیاسی جمهوری اسلامی شاید در میان مسئولین نظام سیاسی ایران بیشترین استفاده را از کلمه دشمن می نماید، به نقل از رجا نیوز آیت الله خامنه ای در بهمن ماه سال 1394 در یک سخنرانی 46 دقیقه ای 41 بار از کلمه دشمن استفاده کرده است، همچنین به نقل از خبرگزاری ایرنا در پژوهشی که شرکت دانش بنیان ‘عصر گویش پرداز’ از سخنرانی های رهبر ایران از سال 1370 تا 1394 انجام داده کلمه “دشمن” در میان 20 کلمه پرکاربرد توسط آیت الله خامنه ای بوده است.

استفاده از کلمه دشمن بارها و بارها در بزنگاه های سیاسی اجتماعی صف بندی ها را در نظام جمهوری اسلامی تغییر داده و دایره دوستان حاکمیت ایران را کوچکتر و دایره دشمنانش را گسترده تر کرده است.

تهدید

تهدیدها همیشه در پس دشمنی ها می آیند و نقاطی کلیدی را مورد هدف قرار می دهند، کلیدی ترین بخش هر نظام ایدئولوژیک آرمان های آن نظام است که مهم ترین خط قرمز های آن نیز محسوب می شوند، بارها و در برهه های گوناگون انقلاب اسلامی ایران مشاهده کرده ایم که نزدیک ترین افراد به ساختار قدرت در نظام جمهوری اسلامی به محض پیدا کردن زاویه با نهادهای اصلی قدرت به عدول از آرمانها، دشمنی با نظام و تهدید آن متهم شده اند.

تحریم

یکی از ابزار های که به ادعای دائمی رهبران سیاسی ایران “دشمنان” انقلاب ایران همواره بوسیله آن نظام را ” تهدید” کرده اند تحریم ها هستند.

این مفهوم به تبع شرایط اجتماعی به بیان مسئولین نظام تاثیراتی مثبت و منفی داشته است، گاهی باعث بروز پتانسیل های درونی نظام در بخش های مختلف علمی و اقتصادی شده است و گاهی باعث پدید آمدن گره های کور اقتصادی که سنگین ترینش را در چهار ساله دوم ریاست جمهوری محمود احمدینژاد شاهد بوده ایم که به گفته بسیاری از تحلیل گران اقتصادی سایه این ترحیم ها تا سال های طولانی برجنبه های مختلف زندگی ایرانیان باقی خواهد ماند.

تحریم ها و دور زدن آنها باعث پدید آمدن باند های قدرت پیچیده ای هم در فضای اقتصادی سیاسی ایران شد که گاهی برمعادلات قدرت هم بی تاثیر نبود، بسیاری نقدهای تند پنج ساله اخیر مخالفان دولت حسن روحانی را خط مقدمی می دانند که پشتیبانی آن توسط کسانی صورت میگ یرد که بعد از برجام نگران منافع از دست رفته اشان با رفع تحریم ها هستند. از جانب بسیاری از ناظران یکی از دلایل جدی اعتراضات اخیر نیز باز گذاشتن فضای اعتراض های کارگری و ناراضیان اقتصادی توسط نهاد های امنیتی نظیر اطلاعات سپاه ذکر می شود تا بتوانند از این طریق دولت را تحت فشار قرار دهند.

مقاومت

سه مفهوم “دشمن” ، “تهدید” و “تحریم” درسه دهه ابتدایی انقلاب ایران موثر ترین مفاهیم در بسیج اقشار مختلف اجتماعی برای بزنگاه های مختلف نظیر راهپیمایی ها، انتخابات و ایجاد انگیزه “مقاومت” در مردم بوده اند، مقاومتی که بار اصلی آن بر دوش همان هایی بوده است که اینروز ها خیابان را تنها عرصه برای فریاد اعتراض خود به ساختارهای قدرت نظام یافته اند.

شاید در این مرحله پاسخ سوال مطرح شده در ابتدای نوشتار یعنی چگونگی بروز اعتراضات اخیر در ایران، روشن تر شده باشد.

“آگاهی” اصلی ترین عامل ناکار آمدی مفاهیمی است که شاید به جرات بتوان گفت در چهل سال گذشته روزی نبوده است که توسط دستگاه های تبلیغی نظام به جامعه منتقل نشده باشد. دستگاه های تبلیغاتی نظام که در راس آنها صدا وسیمای ایران قرار دارد به میزان قابل توجهی کار آمدی وتاثیر گذاری خود را از دست داده اند و اقبال مردم به سمت شبکه های اجتماعی و ماهواره ها بیشتر از پیش شده است، گرچه که هنوز ضعف های بسیاری در اطلاع رسانی در این شبکه ها وجود دارد اما شکی نیست که با تمام ضعف های موجود دو مفهوم مستتر در نظام سیاسی ایران یعنی “تبعیض” و انکار” از هر دوران دیگری عریان تر شده است که می تواند نقش بدنه منفعل اجتماعی ایران و یا همان رای خاکستری ها را در تغییر و تحولات آینده ایران پر رنگ تر کند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)