اوّل بار که آهنگ پریود را بلافاصله پس از انتشار شنیدم بطور خاص متوجه محتوای جنسی یا قالب سکسوالیته ای آهنگ نشدم که پس از چند ساعت در فضای مجازی جنجال به پا کرد؛ گروهی تحت عنوان فیمینیسم یا مدافع حقوق زنان در صفحه جنبش برابری با بیان اهانت به زنان و گروهی در مقابل محتوای جنسی شعر دست به اعتراض زدند.
گویا کسی به محتوای واقعی شعر توجهی نکرد و یا حداقل در ساختار اعتراضی شان نخواستند به این مسئله بپردازند، با یک فیدبک به ترانه های پیشین این خواننده بخوبی می توان به ماهیت واقعی کلمات شعر پی برد، ترانه در حقیقت اعتراضی است به خود و جامعه، به قشر روشنفکر یا مدرن ایران که از نظر ظاهری و فیزیکی رشد کرده اند اما از لحاظ عقلی در همان تفکرات سنتی گرفتارند. شعر با بیان پریود قصد دارد تا جامعه ای را ترسیم کند که تمایل به آزادی دارد و مدام غرولند می کند مانند عاشقی که در تب و تاب عشق می سوزد اما در بزنگاهی که باید عکس العمل محکمی از خودش نشان بدهد و به کام برسد همانگونه که در کاور آهنگ مشهود است ساکت شده و خفقان گریبانش را می گیرد بعبارتی پریود است.
در شروع شعر کلمات به عقده جنسی جامعه مردسالار اشاره دارد و این واپسگرائی را که از دورانی دور بر جامعه ایرانی سایه انداخته در کنار حس پول پرستی مردمی که خود را در یک رالی مال اندوزی تصور می کنند به نمایش در می آورد. در طول شعر می توان تاریخ سی ساله پس از انقلاب را به شیوه ای اعتراضی مشاهده کرد، اعتراض به مذهب و روشنفکران عقب مانده، به چالش کشیدن یک جامعه مدعی بدون عمل. تمام ترانه سعی می کند تا جامعه ای را تحریک کند و به تفکر وا دارد که در بین مدرنیته و سنت سرگردان است و راه خودش را گم کرده.
همین موضوع را می توان در میان ایراداتی که در طی این چند روز به آهنگ گرفته شد بیان کرد در حقیقت علی رغم اینکه ترانه مورد بحث نگاه جنسی جامعه را با کلمات برخاسته از درون همین جامعه به چالش می کشد عده ای از زاویه سکسوالیته بر چسب جنسی و لمپنیسم به شعر و لحن اجرای آهنگ وارد می کنند و توجهی به این موضوع ندارند این نوع زاویه دید جامعه ایرانی از نگاه شعر مورد اشکال است.
برابری خواهان جنسی اگر چه حقیقتی را عنوان می کنند که در آن از بار منفی عادت ماهیانه زنان به عنوان ناتوانی جنسی در شعر بهره گرفته شده است اما با این وجود اصل را رها کرده اند و به فرع چسبیده اند، فراموش کرده اند که ابتدا به ساکن سابقه خواننده چیزی غیر از این است و همواره در مقام دفاع از حقوق زنان قرار گرفته، ضمن اینکه به همان شکل که در شعر می بینیم همه اعتراض شعر به نگاه جنسیتی جامعه و دفاع از زنان است، شاعر با وام گرفتن از اصطلاحات رایج جامعه به جنگ این تفکرات واپسگرای جامعه بر می خیزد. اصولا حقوق از دست رفته زنان در جامعه مردسالار ایرانی چیزی فراتر از این کلمات است و این تنها اعتراض به نگاه مردانه است.
همانطور که متوجه شدیم شاهین نجفی همواره نقاط خاصی از جامعه را هدف می گیرد و حقایقی را در قالب ترانه به جامعه عرضه می کند که تلنگری ست به نسل پیشرو ایرانی، و هر بار شاهد اثرات جنجالی ترانه هایش هستیم  که این نشانه خوبی ست. او در آثارش حد و مرز نمی شناسد و با حرکات خودانگیخته آنارشیستی به جنگ همه چیز و همه کس در زمانه خودش می رود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)