هدیه ای کوچک برای هدیه ی بزرگ
مسائل اساسی اپوزیسیون ایران وراه حل عملی آن

خانم تهرانی گرامی
نامه پر محتوای شما را در اعتراض به اظهارات کارگردان نابغه ی ایرانی آقای اصغر فرهادی با لذتی غیر قابل توصیف در فضای مجازی خواندم. این نثر زیبا مرا چنان بر انگیخت که بی اختیار شعری بعنوان هدیه ای کوچک برای هدیه ی بزرگ سرودم. زیرا شما تمام آههای خاموش انباشته درسینه ی مردم را در پیامی کوتاه بیکباره فریاد کشیدید که در پاسخ آن این سروده ی سرگشاده را تقدیمتان میدارم:

هدیه گشای لب که از آن نغمه های پاک
دنیا بروی نثر تو لبخند میزند
هدیه ادامه ده ره بی انتهای رزم
کز جای پای خون سیاوش
فرهاد کوه کن
این باغبان عشق
لاله بروح پاک تو پیوند میزند
هدیه سخن بگو

از قطره های تیره و سرگشته ی بهار
از مهره های قامت این کهنه سوسمار
از آه در درون ملت و شلاق روزگار
از مادران چشم بدر مانده ، داغدار
از درد عزت و غم ذلت بپای دار
از قطع دست و خون دل و جسم سنگسار
هدیه سخن بگو

از رزم بی سلاح جوانان ، بدون کار
از جوش و از خروش و محنت شبهای انتظار
از هیبت شراره های جهنده ز آبشار
از غرس گل
و یورش پنهان بسوی خار
از عشق و از شعف و التفات یار
از فتح و از سحر و صلح پایدار
هدیه سخن بگو

خانم تهرانی گرامی

نام مستعار سی و سه آبشار را از اینرو برای خود گزیدم زیرا من نیز مانند عده ی کثیری از هموطنان خود ، مار گزیده ام و در غربت از وطن زندگی تبعیدی اجباری خود را با هزاران حسرت از دوری میهن عزیزمان میگذرانم. من نیز در مبارزه با اختناق و تحمیق مذهبی ، زندانهای استبداد را از درون شناخته ام و مرگ را بارها از نزدیک بنوع وحشتناکی نظاره کرده ام. قیام اخیر هموطنان عزیزم و متن سنجیده و نکته بین نامه شما بآقای فرهادی مرا واداشت که سکوت طویل دوران زندگی خود را بشکنم. لذا از این فرصت استفاده نموده نظر خود را در مورد کار آمدی مبارزات مخالفین جو خفقان مسلط بر ایران باختصار ابراز میدارم.
جبهه ی مخالفین رژیم کنونی با دو مشکل اساسی روبروست. اول تکروی گروهها و شخصیتها. دوم عدم وجود یک رهبر کاریزماتیک که تجمیع اکثر گروههای سیاسی و قسمت اعظم ملت ایران را تحت یک چتر واحد بطور یکپارچه در توان خود بیند. از آنجائیکه در مورد این دو نکته درچند دهه اخیر بیش از حد کفایت نظر پردازی شده ، مایلم در این کلام کوتاه از دیدگاه واقعگرائه دو پیشنهاد عملی بملت ایران تقدیم نمایم.

1 – اتحاد مخالفین

یکی از بیماریهای عظیم جامعه ی ایرانی مخالفین رژیم کنونی تکروی و تفرقه آنهاست. هر گروهی بیشتر فکر و ذکر و نیروی خود را به کم ارزش نمودن گروههای سیاسی رقیب معطوف میسازد تا به مقاومت روشنگرانه در مقابل رژیم. این بیماری در شخصیتهای انفرادی نیز مشاهده میشود. بمحض اینکه یک گروه در حمایت از یک قیام اعلامیه ای صادر کند ، فورا افرادی خود را مکلف میدانند علیه این گروه ابراز وجود و اظهار نظر منفی کنند. برای آنها قابل درک نیست که با این عمل تیشه بریشه ی مبارزات مشترک مردم میزنند و شاخه درختی را میشکنند که خود نیز بر آن نشسته اند. قهر کردن و پرخاش نمودن به رقیب ، بمصلحت مبارزه نیست. این مباحثات و مجادلات مطبوعاتی را بگذارند برای روزی که قیام مردم ایران به ثمر رسید و قانون اساسی جدید تدوین شد. پس از آن مرحله ، مبارزات با رقبای سیاسی در چارچوب قانون اساسی نو آغاز میگردد و هر گروهی میتواند در باره ی دید سیاسی خود به مردم مفصلا اطلاع رسانی کند. لذا پیشنهاد من در این مقطع تاریخی تشکیل یک “جبهه ی مبارزان بی خشونت ایرانیان” است که مایلم عملکرد آنرا کمی شرح دهم.

الف – چه کسانی زیر چتر این جبهه گرد هم میآیند؟

هر گروه و هر فرد ایرانی میتواند در عین استقلال ایدئولوژیک گروهی و انفرادی عضو این جبهه شود اگر:
– هر گونه خشونت را چه قبل و چه بعد از فروپاشی کامل نظام کنونی نفی کند ،
– خود را به رواداری و عدم انتقاد بر علیه دید های سیاسی دیگران تا پیروزی مردم ایران در قبال رژیم موظف سازد، – اصل جدائی دولت از دین را بپذیرد و
– به نظام دموکراسی کنترول شده از جانب آزادیخواهان معتقد باشد.

بنا بر این هر گروه سیاسی و اجتماعی و هر شخصیت انفرادی چه از گروههای چپ چه ملی چه سلطنت طلب و پان ایرانیست چه مذهبی میانه رو و یا غیر مذهبی ، همه و همه ی ایرانیان میتوانند عضو این جبهه شوند اگر با چهار شرط فوق الذکر موافق باشند

ب – هدف اصلی جبهه

این جبهه حرکتی موقتی است و تا موقعی وجود دارد که حقوق مردم در انتخاب آزاد نظام سیاسی اقتصادی و حکومت ملی در ایران پایمال میشود. بنا بر این هدف اصلی این جبهه ؛ متحد نمودن گروههای سیاسی اجتماعی ایرانی و همچنین سایر افراد ایرانی ، مستقل از هرگونه ایدئولوژی ، تحت چتر واحد مخالفان رژیم خواهد بود.

پ – انتخاب رهبری

تدارکات برای انتخاب یک رهبر مشترک مقاومت ، هدف دوم این جبهه خواهد بود.این امر پس از بحث کافی در فضای مجازی بدین شکل انجام می پذیرد:

از هر قاره یک ایرانی بی طرف که با هیچ حزب و گروهی ارتباط ندارد به نحو دیجیتال بعنوان عضو هیات موسس – جبهه ی مبارزان بی خشونت ایرانیان – از سوی ایرانیان آن قاره انتخاب میشود. این افراد ضمن هماهنگی آنلاین با یکدیگر با سایتهای خبری ارتباط ایجاد کرده و میپرسند آیا آنها آماده به ایجاد محل اجتماع یا پاتوق مجازی برای مخاطبینشان و نشر اسامی و شرح زندگی کاندید های رهبری این جبهه و در انتها انجام یک همه پرسی دیجیتال بین تمام ایرانیان جهان میباشند. هر چه سایتهای بیشتری همکاری کنند مخاطبین بیشتری در دسترس آنها خواهند بود و مشروعیت شخصیت انتخاب شده افزایش می یابد. در ضمن از هر کامپیوتر یا تلفن همراه فقط یکبار میشود انتخاب کرد تا از تکرار انتخابات از سوی یک فرد جلوگیری شود. این مشکل را میتوان از طریق نرم افزاری که آدرسهای آی پی را تشخیص میدهد حل کرد. در نتیجه هر ایرانی میتواند یکبار با سخت افزار خود در انتخابات شرکت کند حتی با اسم مستعار. زیرا آدرس آی پی ی او مطرح است نه مشخصات دیگر فرد انتخاب کننده.

ت – تامین مالی جبهه

هرگونه همکاری با این جبهه از طرف هموطنان عزیز افتخاری خواهد بود و بپای مبارزات آنها برای آزادی میهن حساب خواهد شد. ولی برای انجام سایر امور ضروری که هزینه دارد و بلافاصله از ثبت رسمی جبهه بعنوان اتحادیه و ایجاد سایت اینترنتی آن و غیره آغاز میگردد ، میتوان تـغذیه ی مالی اینگونه هزینه ها را که بطور متداوم افزایش می یابند از طرق زیر امکان پذیر ساخت:

– پرداخت شهریه اعضاء مطابق پیشنهاد خودشان بصورت همت عالی
– کمکهای مالی آزادیخواهان متمول برای ایجاد دموکراسی در ایران
– مساعدات هر دولتی که کتبا تایید کند حمایتهای مالی خود را صرفا برای ایجاد آزادی در ایران و کمک به صلح در منطقه مینماید و هیچگونه چشمداشتی بخصوص از نوع سیاسی آن در قبال این پشتیبانی مالی نخواهد داشت. این گواهیهای کتبی و مبالغ کمکهای مالی میبایستی بطور مداوم در سایت جبهه و خبرگزاریهای بی طرف منتشر شود. شایسته است که اپوزیسیون ایران از این مساعدتها با اعتماد بنفس و بدون عقده های سیاسی استقبال کند و از داغ جاسوسی و دشمنی که پوپولیستهای مذهبی از ازل به پیشانی آنها زده و تا به ابد نیز خواهند زد نهراسد. هدف نجات ایران است و مخالفان رژیم میتوانند با اطلاع رسانیهای مستمر همراه با شفافیت کامل ، قداست و صداقت فعالیتهای میهن پرستانه ی خود را آشکار سازند.

2 – رهبری جبهه

همانطور که فوقا عرض شد وجود یک رهبر واحد برای مخالفان رژیم جهت کارآمدی مبارزات و موفقیت آن اجتناب ناپذیر است. لذا هیات موسس میبایستی پس از ثبت و راه اندازی سایت جبهه در اسرع وقت انتخابات رهبری را آغاز کند و با صدور اطلاعیه ای از هموطنان واجد شرایط بخواهد تا طی یک زمان تعیین شده درخواست کاندیداتوری خود را بانضمام شرح زندگی و فعالیتهای سیاسی اجتماعی به سایت جبهه ارسال دارند. شرایط رهبری ذیلا ذکر میشود:

– ملیت ایرانی
– سابقه ی فعالیتهای سیاسی
– تجربه در امور اداری و سازمانی
– بی طرفی کامل و عدم وابستگی یا ارتباط با یکی از گروههای سیاسی
– اعتقاد کامل به چهار شرط عضویت در جبهه
– معروفیت و محبوبیت بین ایرانیان آزاده
– تحصیلات عالی

پس کاندید رهبری باید فردی شایسته ، نیکونام ، محترم و با جرات باشد تا با اعتبار و کاریسمای خود بتواند فرآیند غامض اتحاد بین ایرانیان و گروههای سیاسی اجتماعی ایرانی را تحقق بخشد.

از وظایف رهبر است که طی تماس با ایرانیان و مشاورین صاحب نظر چارچوب نظام سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و قضائی ایران آزاد را شکل بندی کرده و باطلاع عموم برساند. فراخوان های سیاسی پیاپی در روزهای موثر در تاریخ ایران برای راهپیمائی های آرام در سراسر ایران ، دعوت کارمندان دولت به تحریم نامحسوس خدمات و فلج کردن تدریجی نظام اداری استبداد ، مطالبه ی نافرمانی های پراکنده مردم نسبت به ضوابط و قوانین قرون وسطائی ، دعوت نیروهای نظامی و انتظامی به عدم اطاعت از فرمانهای ضد مردمی و پیوستن بدنه ی این نهادها به مبارزین و همکاریهای مکنون با آنان و بطور کلی فراخوان برای مقاومت منفی و مبارزات مسالمت آمیز تمامی ملت بشیوه گاندی بزرگ در مقابل رژیم خودکامه ی مذهبی ، از دیگر وظائف رهبری جبهه است. علاوه بر این رهبر موظف است که دولتی سایه را با همراهی گروههای متنوع سیاسی عضو جبهه برای مرحله گزار از نظام کنونی بیک سیستم دموکراتیک مدرن آماده کند تا در دوران گزار، یک قوه ی اجرائی موقتی وجود داشته باشد که بتواند مقدمات انتخابات مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی نو را فراهم سازد.
خانم تهرانی گرامی
در خاتمه مایلم از شخصیتی که بنظر من در زمره ی ایرانیان بسیار معدودی قرار دارد که واجد جمیع شرایط فوق الذکر برای رهبری است ، نام ببرم و امیدوارم که شما نیز بعنوان یک بانوی هنرمند ایرانی از ایشان حمایت کنید. زیرا ایشان نیز بانوی بزرگ مبارزات حقوق بشری ، سیاسی و قضائی ایران هستند. منظور من خانم مهرانگیز کار است. من ایشان را از طریق مقالات پر ارزششان میشناسم و فکر میکنم که کمتر کسی قادر باشد مانند ایشان بعنوان یک بانوی محقق ، مبارز و با تجربه و در عین حال بی طرف به یکپارچگی اپوزیسیون پراکنده ی ایران کمک کند. علاوه بر این با انتخاب چنین رهبری ، روشنفکری و مترقی بودن مخالفان رژیم بطرز قابل ملاحظه ای در مقابل چشم جهانیان جلوه گر خواهد شد. بد دهنی ها و بدگوئیهائی را که جراید وابسته به رژیم یکه تاز نسبت باین مبارز جسور و شجاع روا داشته اند نباید جدی گرفت. زیرا هر فرد دیگری نیز که از آحاد مردم ایران کاندید رهبری اپوزیسیون گردد پوپولیستهای مذهبی برچسبی خواهند یافت که به وی بزنند.

با عرض ارادت و احترام
سی و سه آبشار
17 ژانویه ی 2018

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)