نقد و نظر در باب مجموعه قلم میثم حسینی
قلمى با توانايى پرورش نطفه ى انسانى
قلمى با گيرايى وصف ناپذير پنهانى
قلمى پرت شده در دره ى نادانى
قلمى با چشمان بسته
قلمى به زندان جور افكنده
قلمى تيره و تار از بد روزگار
قلمى شكننده اما استوار
قلمى كه حق نوشتن ندارد
قلمى كه حرفى براى گفتن دارد
قلم ميثم …
ازادى بيان نداشته را طلب كار است

مجموعه اى قلم شكل گرفته از طرحهايى است كه بدون تغيير ماهيت بصرى خود در قالب يك طرح گرافيكى تكرارى با ايجاد حركت در درون قالب گرافيگى شما را به دنياى نداشته هايتان مى برد و به تفكرى پويا وا مى دارد و چون نشانى بى بديل بر تارك اسمان هنر گرافيك مى درخشد .
قلم هاى ميثم …خطرها به جان مى خرد تا مرز بيدارى فرا رسد سوال هاى بى پاسخ را با ايفاى نقش اش در قالب يك شخصيت بى جان اما هوشيار پاسخ مى گويد٠
قلمى كه سخن نمى گويد اما مى شود ان را شنيد قلمى كه نمى نويسد اما مى شود انرا خواند ، مجموعه اين خصوصيات از او شخصيتى ساخته كه همتايى ندارد
قلم هاى ميثم را با همه ى رنگها و طرح هاى زنده اش را بايد ديد و به قلب هميشه بازش نگريست .
اين قلم فانتزى با بيان تصويرى ، براى هنرمند خالقش يك هويت بى بديل ساخته است كه با داشتن يك مركزيت و به مثابه ى قلب تپنده ى قلم و روايت هاى غير تكرارى اش كه با تغيير پوشش قلم نمودار مى شود.
در دنيايى كه انبوه اطلاعات با حجم بى پايانش دسترسى به حقيقت را ناممكن كرده است وظيفه ى هنرافرين بازتاب همه ى هويت هاى كدر و بى عاطفه است كه از يك سو رهگشاى انسان تنها مانده ى قرن است و از سويى ديگر قصد تخريب ذهنيت پيش داور حاكمان ندانم كار زمانه را دارد و شما با نگريستن به قالب ها مختلف قلم در راه كشف جهانى گام بر خواهيد داشت كه از سنت گريزان است و بوى كهنگى نمى دهد و رنگهاى زنده و روشن اش نويد بخش زندگى نوينى است در چهار چوب قانون .

قلمى كه شمايلى است بر تارك دموكراسى خواهى:
حق ازادى بيان انتخاب طراح قلم ميثم اقا … نه بى دليل است و نه مى تواند بى دليل باشد . كه ازادى بيان يكى از چهار ركن حقوق بشرى است و در مرحله ى گذر از دموكراسى شايد اساسى ترين انها باشد . ازادى بيان يك معيار اساسى براى جامعه چند صدايى و دموكراتيك است و يكى از والاترين ارمان هاى بشرى به حساب مى ايد ، نقض اين ازادى اساسى بشرى همواره به نابودى ساير موازين حقوق بشرى منجر مى شود . و براى دفاع از چنين حقى است كه يك هنرمند متعهد به حقوق انسانى را وا مى دارد دستى چنين بر قلم برد و از خاكستر قلم هاى به اتش كشيده شده قلم هاى سانسور شده قلم هاى به حاشيه رانده شده قلم هاى رنجور شده از فراق زبان مادرى و … قلمى سر بر اورد كه نشانى از سربلندى ازادى بيان در بطن خود نهفته دارد

مخاطب قلم ميثم مردمانى هستند كه نمى توانند خود را با رشد سريع جامعه ى جهانى تطبيق دهند و هم خود جامعه جهانى است كه اين عدم تطبيق برايش غير قابل هضم است اگرچه قابل درك باشد
جوانى هنرمند خالق ، هيچ از پختگى كارش نمى كاهد و پركاريش نشانى بر بى محتوايى و يا محتواى تكرارى ان نيست
قلم ميثم شخصيت دارد شخصيتى كه غرق در نداشته هاى جامعه اى مى شود كه روياهاى بر باد رفته اشان انها را از واقعيت ها دور مى كند و يا واقعيت ها را دست كم مى گيرد كه خود به مثابه ى كتمان حقيقت است
قلم ميثم اگرچه بسيار است اما هرگز دوتا نمى شود كه تصويرى از هويت تنهامانده ى اوست اوى مدرن . طنز تلخى در اين تنهايى نهفته است رجوع به ذات درونى قلب و يا سر قلم است دو عضوى كه علت و معلول را به هم پيوند مى دهد بى واسطه عنصر ديگرى و در يك نگاه خاموش پر رنگ بين خالق نگارگر و مخلوق نظاره گر ارتباط ادراكى ايجاد مى كند گاهى تك شناسه شخصيت قلم در هر تصوير درك و دريافت ناظر بى طرف را به تاخير مى اندازد اما لذت دوباره نظاره گرى را دو چندان مى كند ، ثبت يك اتفاق در قامت هميشه ايستاده قلم به شكل تصويرى روشن ، شكارگر لحظه هاست و بازخورد يك رويدادى است كه مورد توجه همگانى است اما گاهاً جلوه اى وارونه دارد و نگرش قلم را حيرت اور مى كند .
از دست و دلبازى هنرمند خالق قلم مى توان تصورى دو گانه داشت يا فلسفه اش ايجاب مى كند كه ارزش مادى را براى اثر ناقابل بداند و يا دست زدن به نوعى جنون و ديوانگى در برابر جامعه اى كه خود را به خواب زده و اين خود روايتى ديگر است كه قلم زنده دل و زنده سر و پر از رنگ و بو، ايستاده ى بى همتا كه قد خم نمى كند و بها ء بى بهايى را بر مى گزيند و سرخوش از اينكه زندگى مى بخشد و رهگشاست و در اين راه ترديدى به خود راه نمى دهد .
اميد به اينكه “بهاء در بى بهايى “كار هنرمند خالق قلم را نوعى ساختار شكنى عمدى براى دريافت همگانى تلقى كنيم و اينده درخشانى را براى هنر و هنرمند هم از نظر مادى و هم از نظر معنوى قائل شويم
و رخ دهد هر انچه قلم مى خواهد
قلم نيش اش را تيز مى كند
و ما نگاهمان را تيز كنيم

(منیژه محمد زاده )

میثم با طراحی هایی که داره ابتکار را در ذهن انسان به پرواز در می آره.(فرزانه روستایی)
وقتی هنر و صلح ارتباط برقرار میکنه تمامی ناگفته ها بدون کلام در یک تصویر نقش میبنده
(مجید نوروزی )
آثار ایشان بسیار گویاست از اجتماع مردم ایران ، با قلم شکنجه ، فریاد ،عشق ، چراغانی ،پرواز قانون و .. را بیان کرده .
(رضا اولیا)

در هر کاری که برای جامعه قابل معرفی است . من خالق باید زمینه معرفی ان را فراهم کنم .به بیننده .در معرفی یک اثر رنگ .زمان .مکان می تواند اثر گذار باشد .من باید بدانم چرا این اثر را خلق کردم …
(حسین نامدار)
بنظر من بسیار زیبا و گویا هستند.
(جمشید نعمتی)
معتقدم كه اگر هر كار را بنابر يك تعريف قرار میدادند بهتر بود.
(زمان فیلی )
قدرت انتزاع و ابداع میثم کم نظیر است.
(حسن نایب هاشم)
مجموعه قلم ایشان، قشنگ و جهت دار است
آفرین بر ایشان .
(میرزاقا عسگری مانی)
هنرمند واقعی از کمترین چیزها ایده های بسیار خلق می کند. این تنوع خلاق هم در کار ایشان دیده می شود. به خصوص مجموعه قلم که رمز حقیقی انسان برای درک او از هستی است. او می نویسد تا جهان خویش را بهتر درک کند و در این راه قلم نقش های بسیار بر عهده دارد تا ایفا کند. قلم از حقایق حرف می زند و این انتخاب آگاهانه ایشان را می رساند که دست به چنین کاری زده اند و قلم را سوژه خود قرار داده اند.
(هنگیز)
به نظرم ابتکار خوب و معناداری در رابطه با آزادی قلم است!
(بهرام رحمانی)
وقتی بحث کارتون و کاریکاتور به میان می آمد, ذهنم انباشته از سبک محدودی از آثار میشد, عمدتا سیاه و سفید, وابسته به قلم, با پیرنگی خبری و اجتماعی بر پایه حادثه یا واقعه ای خاص یا دیالوگی ناب.
با آثار هنرمند ارجمند “سید میثم آقاحسینی” که مواجه شدم , تفاوت سبک و دید یگانه و کلی نگرش و استفاده هوشمندانه اش از تکنولوژی برای خلق کارتون مرا شگفت زده کرد.
آن تعریف کلیشه ای وسعت یافت و سطح انتظار و سلیقه من ارتقاء یافت.
برایش از کائنات استمرار موفقیتها و پایداری طلب میکنم.
(پگاه کامکار)
کارهای زیبا و دوست داشتنی
(فتانه بردبار)

قلم های میثم خوشبختانه مانوری وسیع داره و میتونه با نگاهی تیزبینانه در پس هرپرده ای نفوذ داشته باشه .
(جلال فلاح)
میثم کاریکاتوریست مبتکر، و صاحب اندیشه‌ای پیشرو هست.بطور نمونه از طرح نوک خودنویس کارهای سمبولیک با محتوا و با مفهوم اعتراضی و انتقادی جالبی ساخته .
بدون تردید با همین نمونه‌های منتشر شده از کار‌های انجام شده ،میتواند در ردیف چند کاریکاتوریست خوب کشورمان قرار بگیرد.
(حسن اعتمادی)
مجموعه قلم میثم جالب و ابتکاری است ! اما برای درک و فهم دقیق مفاهیم هر تک تک کارها نیازبه شناخت خود او و انیدشه اوست . بعبارت دیگر آشنائی نزدیک با افکار ایشان. بدین معنا که که ایشان با یک قلم در شکلها و با ترکیب های گوناگون میخواهند واقعیاتی را بیان کنن. درک دقیق این برای تازه آشنایان تا حدی مشکل است . بهر حال کار جالبی است . سعی کننداز ابزار مکلملی هم استفاده کنند . (یوسف نراقی)
دست مریزاد بسیار زیبا ،
( اسد مذنبی)
دید هنری می خواهد و ذوق که من خسته دل ندارم . انچه دیدم شور و هنر هنرمند است
گاهی یک تصویر کار ساعت ها نوشتن را انجام می دهد ..
(زرتشت احمدی راغب)
به نظر من باید روشن شود تا کجا می خواهد برود،چون باید هنرمند بداند قرار است قضیه قلم تا کجا نقطه اشتراک موضوعات باشد .(اردوان روزبه)
از آنجایی که با هرگونه ممیزی و تحمیق ناشی از آن مخالفم و هر روزه شاهد گسترش فقر فرهنگی در بخش بزرگی از جهان به ویژه ایران هستم ، کارهای مجموعه قلم میثم را می پسندم و دنبال می کنم بدیهی ست که من از طراحی سررشته ندارم و نظرم فاقد ارزش کارشناسی ست.
(فاروق امیری)
در کار میثم نوآوری بود اما چون از محدودیت ها یی بر خور دار بود …هیچ وقت برای بچه هایش یا کارهایش شناسنامه نگرفت…
(حسین نامدار)

مجموعه قلم، ترکیبی از خلاقیت و ریز بینی و واقع بینی در مشکلات جامعه هست که با محوریت قلم انجام شده ولی مفهوم بعضی از طرحها دوگانه هست و یا برای مخاطب عام شاید خیلی قابل درک نباشد.
(محمد قدیری )
مجموعه قلم ،به نظرم کارهای خوبی هستند هرچند با تکرار زیاد موافق نیستم.
(حسن زرهی )
مجموعه قلم ، گستره معنايى قلم در تصوير، هم شگفت آور است و هم نشان از ذهن خلاق هنرمند دارد كه بعدهاى تازه اى از قلم را توانسته به بيننده منتقل كند. آفرين و دست مريزاد.
(فریار اسدیان)

از لحاظ گرافیکی طرحهای بسیار خوبی هستند و در ارتباط با مفاهیم هم گویا هستند گزیده گویی در انتخاب المان های بصری هم به نظر خوب می رسه.. کارهای بسیار خوبیه..ولی به نظرم در بعضی از کارها رنگ می توانست هوشمندانه تر انتخاب شود و حتی گاه واژه کمک کنند ه می بود حتی تک کلمه ای….در ضمن مخاطب اثر هم در زیبایی شناسی موثر است که فرض ما در این انتخاب افراد تحصیل کرده هستند…
(دکتر حسین زاده)
برای من به عنوان ادم معمولی
ارتباط “قلم” با همه ی تاریخ و جغرافیا تا موضوعات اجتماعی زیبا بود. حتا می تونستم سیر فرگشت رو از میمون تا ادم(قلم در انتها) رو ببینم. بعضی از اونا بیشتر روم تاثیر گذاشت.
(امیر شاهمری)

برداشت من از مجموعه قلم « پیوند قلم با هستی » است ؛ پیوند قلم با جلوه های گوناگون هستی و یاری به زندگی .
(عقاب علی احمدی)

مجموعه قلم در مجموع بسیار هوشمندانه و بعضاً بسیار بانمکه.
برداشت ها البته تک تکه و از هر کار یک برداشت دارم.
ولی بسیار خلاقانه و قابل تامله.
(فربد مولوی)
بسیار زیبا ، (بامداد اسماعیلی)

مجموعه “قلم” تاکیدی هست برای بازخوانی مجدد آسیب ها و ارزش های اجتماعی از دریچه نقد و دبالوگ. دیالوگی که با سوال های گاها ایرانی و بعضا جهانی، ما را دعوت می کند برای رسیدن به پاسخ هایی دیالکتیک.
(محمد شهاب اسلامی )
دوران ما , پرویز شاهپور بود و سنجاق قفلی هایش , که به نحوی کمبود ها و معضلات جامعه رو به نقد میکشید …..و طی ۳۸ سال گذشته جایگزینی در غیابه سنجاق قفلی های شاپور در رسانه های فارسی زبان مشاهده نکرده بودم , خوشبختانه با قلم های شما آشنا شدم که محورو دامنه ی گسترده تری نسبت به سنجاق قفلی های شاهپور داره , این قلم میتونه در هر مکان و زمان بی مرزی وقایع کنونیه زندگیه ما ایرانی ها و یا سایره کشورهای دیگر و حتی فراتر از مرزهای بین المللی رو با دیدگاهی ادبی و نقادانه به تصویر بکشه (جلال فلاح)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)