به همین دلیل در خلوتشان هم از تصور آن لرزه بر وجودشان می افتد. به عبث برای طولانی کردن وضعیت موجود به هر حیلتی در چپ ستیزی  دست می یازند. ولی همه ی نیرنگشان در تداوم تاریخ آب در هاون کوبیدن است و لاغیر.

از وقتی درس و مشق را نیمه کاره رها کردم. همدیگر را ندیده بودیم. دورادور شنیدم تحصیلات عالیه دارد و گویا در دانشگاهی درس میدهد.
در خیابان سینه به سینه شدیم. پس از گذشت آن همه سال بلافاصله یکدیگر را شناختیم. سلام و علیکی کرده خواستم بروم. اصراراً به چای خانه ای در آن نزدیکی ها دعوتم کرد. خود را خوشحال می نمایاند. از ته دل بود؟ گمان نکنم. خاطرات دوران تحصیل در ذهنم به طور مبهم و سایه روشن چرخید. در آن ایام هیچگاه رابطه ی خاصی با هم نداشتیم. جز در یک کلاس نشستن. احساس بدی هم نسبت به وی نداشتم. ولی امروز نمیدانم چرا زیاد تحویلم گرفت. در حین نوشیدن چای بی وقفه حرف می زد. از شغل خوب و رفاه زندگی اش پشت سر هم سخن می راند. در برابر این پرسشم، بیش تر برای آن که حرفی زده باشم، اوقات بی کاری ات را چگونه می گذرانی؟
مثل آن که منتظر این پرسش باشد با خوشحالی بلافاصله توضیح داد هیچ گاه وقت بی کاری ندارد. از درس دادن و کار های روزمره ی زندگی فارغ که میشود، مشغول مطالعه برای تدوین کتاب می گردد. می گفت عمیقاً به پژوهش و تحقیقی دامنه دار دست یازیده تا در کتابش به خوانندگان ثابت کند حزب توده و فدائیان خلق خائن اند. دنبال سند و مدرک می گشت. تا اثبات نماید چپ انحرافی است در تاریخ بشری و سوسیالیسم رویای دست نیافتنی عده ای عقده ای….
با آرزوی آن که در کارش توفیق یابد! از حضور جناب استاد مرخص شدم.
نکاتی که به آن استاد و همگنانشان بایستی گفت:
پیش از شما با دلیل و مدرک مستند و خیلی خیلی علمی، ساواک در نوشته های فوق العاده پر جذبه همه ی این مسائل را اثبات کرده است. دوباره کاری چرا؟ آن دستگاه جهنمی سرکوب مگر در این مورد تألیفات کمی دارد. به جای آن همه وقت صرف کردن برای به اصطلاح تحقیق و تتبع، کتاب های آن ها را بلاواسطه چاپ و منتشر کرده خیال خود، مردم و چپی ها را به یک باره راحت نمایید.(مثلاً کتاب هایی چون سیر کمونیسم در ایران، یا کتاب سیاه و……)
دوستی می گفت: همین کار را هم میکنند. منتها امثال آن آقای استاد دانشگاه لازم است امروزی ترش کنند. با تعویض اسامی، تغییر زمان وتفسیر امروزین روی داد ها…
راستی این چپ چیست هم در عزا سرش را می برند هم در عروسی. ول کن اش نیز نیستند. تازه چندی است موج چپ ستیزی بیش تر شده. کدامین علت باعث این موج گشته است؟ مگرنه این است که انگل وار به حساب دیگران چریدن و مردم را به خاک سیاه نشاندن، لازمه اش حفظ منافع و موقعیت خود به هر قیمتی است. به همین خاطر موج ضدیت کین توزانه ی دشمنان زحمت کشان با چپ را، که قاطع ترین و پیگیر ترین مدافع منافع توده هاست در این چارچوب می بایست ارزیابی نمود. معهذا در سیر تاریخ با
ژرفش مبارزات بی امان مردمی، مفت خوران روزی دستشان از تمامی امتیازات نا عادلانه اشان بریده خواهد شد. به همین دلیل در خلوتشان هم از تصور آن لرزه بر وجودشان می افتد. به عبث برای طولانی کردن وضعیت موجود به هر حیلتی در چپ ستیزی دست می یازند. ولی همه ی نیرنگشان در تداوم تاریخ آب در هاون کوبیدن است و لاغیر.
خود و جیره خواران رنگ وارنگشان بدانند: وای اگر از پی امروز بود فردایی….
صادق شکیب

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)