این قضیه پناه‌جویان دیپورتی هم خدایی خیلی مسئله‌سازه . از یک طرف معلومه که همه افراد راستش را به اداره‌های مهاجرت نمی‌گن، از طرف دیگه آدم فکر می‌کنه این حق هر انسانی است که هر کجای جهان که بخواهد بتونه زندگی کنه و این همه بدبختی و خواری نباید داشته باشه… آخه این چه نظم مسخره‌ای است که آدم‌ها به صرف دنیا اومدن در یک جایی که هیچ اختیاری هم برای انتخابش نداشته‌اند این همه باید شرایطشون متفاوت بشه… به نظرم زدن زیر همه این کازه کوزه ها هیچ اشکال اخلاقی نداره.. اون پادشاه سوئد هم که الان حتمن توی خونه‌اش با عزت و احترام توی استکهلم نشسته و تا آخر عمر حتمن هیچ دغدغه مالی و… نداره به همین میزان فرضن می‌تونست دنبال کیس پناهندگی و حق زندگی باشه اگه جایی فرضن توی آفریقا دنیا می‌اومد.. دنیای مسخره مرزها و ملیت‌ها و پاسپورت‌ها…

به راست و دروغ حرف‌هایی که این دوست به اداره مهاجرت زده کاری ندارم، اما آیا اصل قضیه به نظرتون دردآور نیست؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)