تن فروشی را در ایران قانونی کنید
بررسی تطبیقی مفهوم «ازدواج» در ادیان ابراهیمی

آتوسا صاد

طبق نص صریح قرآن و کتب ابراهیمی هر رابطه ی کوتاه مدتی زنا محسوب می شود، در نتیجه متعه، صیغه و ازدواج موقت با تکیه بر قرآن باطلند.

در این نوشته با استناد به قرآن، انجیل و تورات نشان می دهم که «صیغه» مفهوم ساختگی شیعی است و در ادیان ابراهیمی وجود ندارد. در پایان گریزی خواهم زد به نقش اجتماعی قانونی کردن «تن فروشی» در ایران و به این نتیجه می رسم که وقتی یک موضوع غیر دینی (شهوترانی) در فقه شیعی توجیه شده است چرا از همان بحث فقهی برای قانونی کردن تن فروشی در ایران استفاده نکرد؟ قانونی کردن فواید زیادی دارد که با فقه شیعی قابل توجیه است.

شیعیان بین ۱۰ تا ۲۰ درصد کل جمعیت مسلمانان جهان را تشکیل می‌دهند و در طول تاریخ به شاخه‌های متعدد تقسیم شده اند، اما امروزه تنها سه دسته اصلی شیعه دوازده‌امامی، شیعه اسماعیلی (و دروزی) و شیعه زیدی وجود دارد. از این میان فقط امامیه به صیغه باور دارد و باقی شاخه ها از این نهاد پیروی نمی کنند. مُتعِه، نکاح مُنقَطِع یا ازدواج موقت که به صیغه نیز معروف است، نوعی ازدواج در امامیه است که در آن عقد ازدواج برای مدت معین و محدودی (یک ساعت، یک شب، یک هفته، یک ماه، یک سال و گاه تا پایان عمر) با مهریه معلوم بین زن و مرد بسته می‌شود و با پایان آن رابطه ی زوجیت خودبه‌خود منقضی می‌شود. در میان مسلمانان در مورد جواز این ازدواج اختلاف نظر است. اهل سنت، اباضیه و زیدیان آن را حرام و امامیه آن را مشروع و صحیح می‌دانند. برخی در تعریف متعه را ازدواج نمی‌دانند و معتقدند متعه یعنی تمتع بردن درحالی‌که هدف از ازدواج تمتع جنسی صرف نیست. متعه در قوانین ایران به رسمیت شناخته شده‌است اما در کشورهای اسلامی دیگر چنین نهادی وجود ندارد.

 

متعه در روایات (جعلی) شیعی: وقتی فاحشه گری ثواب دارد

عبدالله بن سنان از امام صادق روایت می‌کند که: «خداوند شراب مست‌کننده را بر پیروان ما حرام کرده و در عوض نکاح متعه را حلال نموده است».

پیامبر اسلام: «هر کس یک بار در زندگی خود متعه کند، درجه اش مانند درجه امام حسن مجتبی علیه السلام خواهد بود و هر کس دوبار متعه کند، درجه اش مانند امام حسین سید الشهداء‌علیه السلام خواهد بود و هر کس سه بار این کار را انجام دهد، به درجه امام علی مرتضی علیه السلام نائل می آید و هر کس چهار بار متعه بگیرد، درجه اش همانند من خواهد بود» (تفسیر منهج الصادقین: فتح الله کاشانى ۲/۴۹۳).

پیامبر اسلام: «هیچ کس دراسلام ایمانش زیاد نمی شود مگر آن که محبت او به زنان بیشترباشد».

صالح بن عقبه از پدرش نقل می‌کند: به امام صادق علیه السلام گفتم آیا متعه ثواب هم دارد؟ فرمودند : «‌خداوند برای هر کلمه ای که با متعه صحبت می کند،‌ یک حسنه برایش می نویسد و با هر بار که دست خود را به سویش دراز می کند ، یک حسنه برایش ثبت می شود و هنگامی که نزدیکش می شود، خداوند یک گناه از او پاک می‌گرداند و در هنگام غسل ، خداوند به اندازه آبی که از موهایش می گذرد، گناه او را پاک می کند» (وسائل ج ۱۴/ لئالی ج۳/من لا یحضر ج ۳).

امام صادق: هنگامی که پیامبر به معراج رفت، فرمود: جبرئیل نزد من آمده و گفت: ای محمد(ص) خداوند تبارک و تعالی می فرماید: من گناهان زنانی را که از امت تو متعه شوند، بخشیدم (رسائل ج ۱۴/ لئالی ج ۳ / من لا یحضر ج ۳).

از سلمان فارسی و مقداد و عماریاسر رضوان الله علیهم اجمعین مرویست رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هرگاه مردی با متعه خود بنشیند، فرشته ای بر ایشان نازل می شود وایشان را پاسبانی میکند تا این که ازآن مجلس برخیزند وحق تعالی به فرشتگان می گوید: نظر کنید به این دو بنده من وگواه باشید که من آمرزیدم ایشان را، پس امیر المومنین علیه السلام برخواست وگفت: یارسول الله! چیست جزای کسی که در این باب سعی کند؟ (یعنی واسطه شود) فرمود:برای اوست ثواب مرد متعه کننده و زن متعه شونده، یا علی! متمتع ومتمتعه از غسل فارغ شوند، به هر قطره که آب ازبدن آنها ساقط می شود، حق تعالی ملک وفرشته ای بیافریند که تسبیح و تقدیس خدای سبحان کنند و ثواب آن از برای آ ن دو نفر غسل کننده باشد ،یا علی! هر که این سنت راسهل گیرد وآن را احیا نکند، او از امت من واز شیعه تو نمی باشد ومن ازاوبیزارم.

بحث متعه که حقیقتی سکسیست دارد و زن را عرضه و خرید و فروش می کند در روایات این چنینی زبانی غیر سکسیست به کار می برد یعنی که هر دو جنس به یک اندازه تمتع جنسی می برند و هر دو در «ثواب» کار شریکند. نکته ی جالب برایم این است که این طور روایات در وبسایت های شیعی «روشنفکری دور از تعصبات بی اساس» خوانده شده اند و آزادی جنسی زیر نقاب شرعی خالق «جامعه ای دوراز گناه و حرام» (رجوع کنید به وبلاگ «حقیقت صیغه»). چنین روایاتی به نظر من سه اشکال اصلی دارند: اول، بی اساسند و بر مبنای فقه تسنن تقلبی و من در آوردی هستند، دوم، این طور روایات مخالفت ادیان ابراهیمی را با شهوترانی نادیده گرفته اند و سوم، دوز بالای ریا از زیر نقاب دینداری آن ها به مشام می رسد.

چندی پیش شعری می خواندم از توماس هاردی نویسنده قرن ۱۹ انگلیس که در آن یک دختر روسپی برای دوست سابقش (که از دیدن ثروت او در مقایسه با فقر خود تعجب کرده بود) با افتخار از حرفه روسپی گریش تعریف می کرد و با غرور به رشد اجتماعیش در این حرفه می نازید. شعر در نقد جامعه دوره ملکه ویکتوریا نوشته شده که در آن همه به اخلاق و دینداری تظاهر می کنند و در خفا مشغول کارهای دیگرند. چهره ی کریه فقر و بدبختی و روسپی گری و بی اخلاقی و کارگری جنسی زیر ظاهر پر زرق و برق و فریبنده ی بزرگ ترین امپراطوری قرن ۱۹ نمادی از جامعه ی شیعی ما با شعار «متعه در خدمت اخلاق» است. فقه شیعی این نوع روابط را «روشنفکری دینی» می خواند و همزمان زن را به درجه برده جنسی تقلیل می دهد. شهوت پرستی و ریاکاری از تمام این روایات به گوش می رسد. این ها که می خواهند فاحشه باشند چرا سنگ اخلاق و ایمان را به سینه می زنند؟

نکاح در قرآن بر مبنای فقه شیعه و اهل سنت

فقه امامیه صیغه را از آیه ۲۴ سوره نساء استخراج کرده است. برای روشن شدن مطلب این آیه را بررسی می کنیم:

وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ کِتَابَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَأُحِلَّ لَکُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِکُمْ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿۲۴﴾

ترجمه خرمشاهی (شیعه): «و [همچنین‏] زنان شوهردار، مگر ملک یمین [کنیز]تان، این فریضه الهى است که بر شما مقرر گردیده است، و فراتر از اینان بر شما حلال گردیده است که با صرف اموال خویش، پاکدامنانه و نه پلیدکارانه، آن را به دست آورید، و آنان که [به صورت متعه‏] از آنان برخوردار شوید، باید مهرهایشان را که بر عهده شما مقرر است، بپردازید، و در آن چه پس از تعیین [در مدت یا مهر تغییر دهید یا] به توافق رسید، گناهى بر شما نیست، که خداوند داناى فرزانه است‏»

ترجمه طبری (اهل سنت): «[ازدواج با] زنان شوهردار [بر شما حرام شده است] مگر زنانی که [از راه اسارت] مالک آن ها شده اید، برای شما ازدواج با زنان دیگر جز اینان حلال است و می‌توانید با اموال خود با زنان ازدواج کنید در حالی که پاکدامن و به دور از زنا هستید اگر با زنی ازدواج کردید و از او کام گرفتید مهریه او را به عنوان فریضه بپردازید…»

علمای شیعی استدلال کرده‌اند که نفس «تمتع جنسی» که در عبارت «اسْتَمْتَعْتُمْ» است دلالت بر ازدواج موقت دارد نه ازدواج دائم. هم چنین به عقیده آنان مالی که به زن داده می‌شود در این آیه «اجر» نامیده شده است در صورتی که مهریه ازدواج دائم به این اسم خوانده نشده است بلکه به اسم نحله، صداق و فریضه آن را نام برده است. این استدلال ها نادرستند چون مهریه ازدواج دائم نیز در قرآن «اجر» نامیده شده است:

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَکَ أَزْوَاجَکَ اللَّاتِی آتَیْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَکَتْ یَمِینُکَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَیْکَ وَبَنَاتِ عَمِّکَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِکَ وَبَنَاتِ خَالِکَ وَبَنَاتِ خَالَاتِکَ اللَّاتِی هَاجَرْنَ مَعَکَ وَامْرَأَهً مُؤْمِنَهً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِیِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِیُّ أَنْ یَسْتَنْکِحَهَا خَالِصَهً لَکَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَیْهِمْ فِی أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ لِکَیْلَا یَکُونَ عَلَیْکَ حَرَجٌ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا ﴿۵۰﴾.

خرمشاهی: اى پیامبر، ما همسرانت را بر تو حلال داشته‏ایم، [یعنى‏] آنانى را که مهرشان را داده‏اى، و آنانى را که خداوند از طریق فى‏ء و غنیمت به تو بخشیده است، و ملک یمین تو هستند، و همچنین دختران عمویت و دختران عمه‏ات و دختران دایى‏ات، و دختران خاله‏ات که همراه با تو هجرت کرده‏اند، و نیز زن مؤمنى را که خویشتن را به پیامبر ببخشد -به شرط آنکه پیامبر بخواهد او را به همسرى خود درآوردکه این خاص تو و نه سایر مؤمنان است، خود به خوبى مى‏دانیم که براى ایشان در مورد همسرانشان و ملک یمینهایشان چه چیزهایى مقرر داشته‏ایم، تا [در نهایت‏] براى تو محظورى نباشد، و خداوند آمرزگار مهربان است.

در قرآن دو نوع نکاح بیشتر وجود ندارد: نکاح با زن آزاد و نکاح با زن برده (کنیزان) که هر دو نهاد به لحاظ جایگاه انسانی برابرند و در هر دو مرد موظف است مهریه همسرش را تمامن بپردازد و با وی با انسانیت رفتار کند. آیاتی که به ازدواج با کنیز اشاره دارند به ناتوانی مالی مرد در ازدواج با زنان آزاد اشاره دارند. یعنی مردانی که توانایی پرداخت مهریه را ندارند باید به زنان فقیرتر اکتفا کنند. از طرف دیگر آیات ازداج با کنیز جنبه حمایت از طبقه پایین زنان را القا می کنند. به غیر از این، آیه ۳۳ سوره نور توصیه می‌کند هر کس همسری نیافت صبر و عفاف پیشه کند یعنی غیر از آن دو نکاح راه های دیگر (زنا، متعه یا استبضاع) نفی شده اند. اگر نکاح موقت حلال بود در این آیه ذکر می‌شد، مثلاً به جای «لْیَسْتَعْفِفِ» (پاکدامنی ورزند) می‌گفت «لیستمتع» (تمتع ورزند، متعه کنند) اما لْیَسْتَعْفِفِ مقتضی منع است:

وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَالَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ فَکَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْرًا وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ وَلَا تُکْرِهُوا فَتَیَاتِکُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَمَنْ یُکْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِکْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿۳۳﴾

خرمشاهی: و کسانى که اسباب زناشویى نمى‏یابند، پاکدامنى ورزند، تا آن که خداوند از بخشش خویش توانگرشان گرداند، و کسانى از ملک یمینهایتان که قصد بازخرید خویش را دارند، اگر در آنان خیرى سراغ دارید، آنان را بازخرید کنید، و به آنان [براى کمک به بازخریدشان‏] از مال الهى [سهمى از زکات‏] که به شما بخشیده است، ببخشید، و کنیزکانتان را اگر عزم پاکدامنى دارند، به فحشا وادار مکنید که مال دنیا به دست آورید، و هر کس ایشان را اجبار کند، بداند که خداوند با توجه به اکراهشان، آمرزگار مهربان است‏

روشن است که تفاسیر شیعی حول کلمه ی «اسْتَمْتَعْتُمْ» می چرخد به معنای تمتع جنسی بردن (واژه ی «متعه» از همین کلمه استخراج شده)، و مفهوم ازدواج موقت را از آن استخراج می کند، اما تفاسیر سنّی بر «مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ» تاکید می کنند یعنی پاکدامنی در امر ازدواج. تاکید شیعه بر «تمتع جنسی» مفهوم «محصن : پاکدامنی» را خلط و پرداخت پول (مهر) در ازای تمتع جنسی (متعه) را که فرقی با روسپی گری ندارد به «پاکدامنی» تعبیر می کند. جالب است که فقه شیعی به توضیح مفصّل کلمه «محصنات» می پردازد و زنانی را که ازدواج موقت با آن ها حلال است مشخص می کند (زنان باکره، بیوه و مطلقه)، اما کلمه ی «محصنین» را که در همان آیه آمده و از همان ریشه است و به مخاطب مرد آیه بر می گردد به زناکار نبودن مرد در متعه تعبیر می کند، نه به لزوم پاکدامنی و تقوای مرد یا به انواع مردان پاکدامنی که متعه با آنان حلال است! «غیر مسافحین» یعنی زناکار نبودن، در حالی که مقصود از نکاح متعه ارضای شهوت است و مفهوم احصان و پاکدامنی و حفظ جسم و نفس زن یا مرد از آن غایب است. به گفته فقیه نامی قرن ۷ هجری عبدالرحمن الاوزاعی، در اسلام هر رابطه جنسی بین زن و مرد که ابدی نباشد زنا محسوب می شود. معنای محصن بودن و پاکدامنی به معنای شهوت پرست نبودن در روابط که جهت گیری اصلی کتب ابراهیمی است در تفسیر شیعی غایب است و به نظر می رسد که تفاسیر سنی که به پاکدامنی در امر ازدواج تاکید دارند با آموزه های کتب پیشین تطبیق بیشتری دارند.

ازدواج و سکس در ادیان ابراهیمی

آیات فراوانی در قرآن این کتاب را تصدیق کننده ی کتب پیشین (تورات و انجیل) خوانده است (رجوع شود به آیات ۲:۴۱، ۲:۸۹، ۲:۹۱، ۲:۹۷، ۲:۱۰۱، ۳:۳، ۳:۵۰، ۳:۸۱، ۵:۴۶، ۵:۴۸، ۶:۹۲، ۳۵:۳۱، ۴۶:۳۰، ۶۱:۶) و تقریبن هر موضوع مشابهی را به موازات هم در این کتاب ها می توان یافت. رابطه زن و مرد و آیات مربوط ازدواج و سکس و زنا هم از آن دسته است.

کتاب حزقیال (تورات):
مدتی بعد که از کنارت گذشتم به تو نگاه کردم؛ این بار آمادۀ ازدواج بودی، پس ردایم را بر تو انداختم، عریانی‌ات را پوشاندم و سوگند یاد کردم، با تو پیمان ازدواج بستم و تو از آن من شدی (۱۶:۸) … اما تو فکر کردی که می‌توانی جدا از من نیز کمال خود را حفظ کنی. بنابراین از زیبایی و آوازه‌ات سرمست شدی و در ورطه زناکاری افتادی و هم چون یک فاحشه، خود را در اختیار هر رهگذری گذاشتی (۱۶:۱۵) … در هر کوی و برزنی عمارت ها برای بت‌پرستی و زناکاری‌ات بنا کردی، و زیبایی خود را بی‌ارزش و خوار کردی و در اختیار هر رهگذری قرار دادی و روز به روز فاسدتر شدی (۱۶:۲۵) … روسپی‌ها از فاسقان خود پول و هدیه می‌گیرند، اما تو بجای اجرت گرفتن، اجرت و رشوه می‌دهی تا بیایند و با تو زنا کنند، چون کسی رغبتی به تو نشان نمی‌دهد (۱۶:۳۴).

انجیل متی:
شنیده‌اید که گفته شده، زنا مکن (۲۷) امّا من به شما می‌گویم هر‌که با شهوت به زنی بنگرد همان‌دم در دل خود با او زنا کرده است (۲۸) پس اگر چشم راستت تو را می‌لغزاند آن را به‌در‌آر و دور افکن، زیرا تو را بهتر آن است که عضوی از اعضایت نابود گردد تا آن که تمام بدنت به دوزخ افکنده شود (۲۹) و اگر دست راستت تو را می‌لغزاند آن را قطع کن و دور‌افکن، زیرا تو را بهتر آن است که عضوی از اعضایت نابود گردد تا آن که تمام بدنت به دوزخ افکنده شود (۳۰).

نامه اوّل پولُس رسول به قُرِنتیان (انجیل):
از بی عفتی جنسی بگریزید! هر گناه دیگر که انسان مرتکب شود بیرون از بدن اوست به جز کسی که مرتکب بی‌عفتی ‌شود، به خصوص نسبت به بدن خود گناه می‌کند (۱۸) آیا نمی‌دانید که بدن شما معبد روح‌القدس است که در شماست و آن را از خدا یافته‌اید و دیگر از آنِ خود نیستید؟ (۱۹) به بهایی گران خریده شده‌اید، پس خدا را در بدن خود تجلیل کنید (۲۰)

مرد را نیکوست که زن را لمس نکند (۱) به‌سبب بی‌عفتیهای موجود، هر مردی باید با زن خود و هر زنی باید با شوهر خود رابطۀ زناشویی داشته باشد (۲) مرد باید وظیفۀ زناشویی خود را نسبت به زنش به جا آورد و زن نیز باید وظیفۀ زناشویی خود را نسبت به شوهرش ادا کند (۳) زن بر بدن خود اختیار ندارد بلکه شوهرش، و مرد نیز بر بدن خود اختیار ندارد بلکه زنش (۴).

قرآن:
و از نشانه‌های او این که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت ورحمت قرار داد. این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکّر می‌کنند (۳۰:۲۱)
و نزدیک زنا نشوید، که کار بسیار زشت و بد راهی است (۱۷:۳۲)
و اوست خداوندی که بشر را از آب آفرید و میان آنان خویشی و پیوند ازدواج قرار داد، و خدای تو بر هر چیزی قدرت دارد (۲۵:۵۴)
آمیزش با همسرانتان برای شما حلال شد. آنان برای شما لباسند و شما برای آنان لباسید (۲:۱۷۸)

ادیان ابراهیمی به لزوم تقوی و دوری از زندگی بر مبنای شهوت تاکید دارند. زنا به عنوان هر رابطه ای خارج از ازدواج شناخته شده و خواننده از آن نهی شده است. هیچ نمونه ای که مانند فقه شیعی شهوترانی را ترغیب کند در انجیل و تورات وجود ندارد.

در ضمن باید اشاره کنم که هر سه کتاب به «چند همسری» اشاره می کنند؛ قرآن آن را به رسمیت می شناسد، و انجیل و تورات به وجود آن اشاره می کنند.

کتاب پادشاهان (تورات):
سلیمان پادشاه، بغیر از دختر فرعون، دل به زنان دیگر نیز بست. او برخلاف دستور خداوند زنانی از سرزمین قومهای بت‌پرست مانند موآب، عمون، ادوم، صیدون و حیت به همسری گرفت. خداوند قوم خود را سخت برحذر داشته و فرموده بود که با این قومهای بت‌پرست هرگز وصلت نکنند، تا مبادا آنها قوم اسرائیل را به بت‌پرستی بکشانند. سلیمان هفتصد زن و سیصد کنیز برای خود گرفت. این زنها بتدریج سلیمان را از خدا دور کردند بطوری که او وقتی به سن پیری رسید بجای اینکه مانند پدرش داود با تمام دل و جان خود از خداوند، خدایش پیروی کند به پرستش بتها روی آورد (۱۱:۱).

سفر خروج (تورات):
و هرگاه‌ او را به‌ پسر خود نامزد کند، موافق‌ رسم‌ دختران‌ با او عمل‌ نماید (۹) اگر زنی‌ دیگر برای‌ خود گیرد، آن گاه‌ خوراک‌ و لباس‌ و مباشرت‌ او را کم‌ نکند (۱۰) و اگر این‌ سه‌ چیز را برای‌ او نکند، آن گاه‌ بی‌قیمت‌ و رایگان‌ بیرون‌ رود (۱۱)

اشعیا (تورات):
وقتی آن روز برسد، هفت زن یک مرد را می‌گیرند و به او خواهند گفت: «ما می‌توانیم غذا، خوراک و پوشاک خود را فراهم کنیم. خواهش می‌کنیم به ما اجازه بده تا بگوییم تو شوهر ما هستی تا بیش از این از بی‌شوهری شرمنده نباشیم».

تیموتائوس اول (انجیل):
پس اسقف باید بی‌ملامت و صاحب یک زن و هشیار و خردمند و صاحب نظام و مهمان‌نواز و راغب به تعلیم باشد (۲:۳)
و شماسان [کمک‏کار اسقف ها و مادون آن ها] صاحب یک زن باشند و فرزندان و اهل خانه خویش را نیکو تدبیر نمایند (۱۲:۳)

سوره نساء (قرآن):
اگر بترسید که مبادا درباره یتیمان مراعات عدل و داد نکنید پس آن کس از زنان را به نکاح خود در آورید که شما را نیکو و مناسب با عدالت است: دو یا سه یا چهار و اگر بترسید که چون زنان متعدد گیرید راه عدالت نپیموده و به آنها ستم کنید پس تنها یک زن اختیار کرده و یا چنان چه کنیزى دارید به آن اکتفا کنید که این نزدیک تر به عدالت و ترک ستمکارى است (۴:۳)

درست است که قانون «چند همسری» مرد را زن برتر می بیند و حق زن را پایمان می کند، اما به نظرم بین صیغه کردن تعداد بیشماری زن در فقه شیعه و ازدواج رسمی با ۴ زن در متن قرآن تفاوت زیاد است. ازدواج رسمی شرایطی دارد که متعه از آن برخوردار نیست. ازدواج موقت طلاق ندارد یعنی زن پس از جدایی از حقوق زن مطلقه برخوردار نیست. ازدواج موقت نیازی به شاهد یا اعلان عمومی ندارد. این طبیعت «پنهانی» متعه مخالف ادیان ابراهیمی است که برای ازدواج احترام قایلند و آن را قسمتی از زندگی اخلاقی و اجتماعی فرد می شمارند. در الکافی آمده است که از امام باقر پرسیدند «آیا زنان متعه در میان آن ۴ زن محسوب می شوند؟» و امام می گوید «زن متعه در میان ۴ زن محسوب نمی شود چون بچه اش ارثی نمی برد و طلاقش نمی شود داد. او زن اجاره ای است.» یعنی بچه های ازدواج موقت به پدر تعلق ندارند. از امام صادق هم نقل است که «اگر کسی بخواهد می تواند با هزاران زن صیغه کند چون این زنان اجاره ای هستند.»

ازدواج موقت در ایران باستان

تاریخ ازدواج موقت در ایران به پیش از اسلام و به دوره هخامنشی و ساسانی و بر می گردد. در دوره ساسانیان انواع مختلف ازدواج با دلایل مختلف وجود داشته است. به عنوان مثال زنی که شوهرش عقیم بوده می توانسته هم زمان با مرد دیگری ازدواج کند و فرزندانش از شوهر جدید به شوهر اصلیش تعلق می گرفت، یا شوهر می توانست همسرش را به مرد دیگری اجاره دهد و دوباره همه بچه های او می شدند. در دین زرتشتی به جز امکان اجاره دادن زن، امکان ازدواج موقت یا صیغه نیز وجود داشته است. زنان صیغه‌ای (متعه) در حکم کارگرانی بودند که وظیفه داشتند در کارگاه یا خانه مرد که در حکم کارفرما بود، کار کنند و نیز مشترکن به او خدمات جنسی بدهند. تعداد زنان صیغه‌ای هر مرد بستگی به ثروت و موقعیت اجتماعی و شغلی او داشت. زنانی که به صیغه این مردان در می‌آمدند، در ازای کار روزانه خود دستمزدی نمی‌گرفتند و حقی بر ارث نیز نداشتند، اما مبلغی به عنوان مهریه (صداق) دریافت می‌کردند و خوراک و پوشاک آنان تأمین می‌شد. فرزندان این زنان نیز از مرد ارث نمی‌بردند و نام و نسب مرد به آنان نمی‌رسید. مرد همچنین حق داشت که یکی از زنان صیغه‌ای خود را با رضایت یا بدون رضایت او به یکی از پسران خود واگذار کند. در مجموع می‌توان گفت که زنان کارگر شاغل در کارگاه‌ها و خانه‌ها، در حکم زنان صیغه‌ای صاحب کارگاه بودند که می‌بایست بدون دستمزد و فقط در ازای خوراک و پوشاک و مبلغی مهریه برای او کار کنند و رضایت جنسی او و پسران او را نیز برآورده سازند (برای آگاهی بیشتر کتاب های هاشم رضی و کریستین بارتلمه را ببینید). چنین شیوه هایی البته در دوره باستان بسیار رایج بوده اما مللی مانند رومیان که چنین روابطی را در میان شهروندان خود ممنوع کرده بودند به تبع ایرانیان را به لحاظ جنسی غیر اخلاقی می دانستند.

 

 

قانونی کردن تن فروشی

ملکه اعتضادی، پری آژدان قزی، پری بلنده، سیمین بی ام و، اشرف چهارچشم، پری سیاه، شهلا آبادانی، ناهید و بسیاری از زنان روسپی تهران قدیم فراموش شده اند. اما تن فروشی هم چنان بازارش داغ است. روش تبلیغات و قیمت ها متفاوت شده با این فرق که مسؤولان این آسیب اجتماعی را تابو کرده اند و به عنوان خط قرمزها از آن حرف نمی زنند. حتی وزیرکشور هم در ارائه گزارش های آسیب اجتماعی حرفی از روسپی ها نمی زند. تن فروشی در ایران جرم است و زنان و مردان هر روز به خاطر آن کتک می خورند و زندانی می شوند، در حالی که همان عمل وقتی نامش عوض می شود و برچسب متعه می گیرد جرم محسوب نمی شود.

شاید تنها نکته مثبت به رسمیت شناختن متعه در ایران این باشد که تن فروشی در فقه جرم محسوب نمی شود. هرچند این نکته همان طور که نشان دادم تناسبی با آموزه های دینی ندارند و ما را مسلمان و خداپرست نخواهد کرد، اما در نوع خود می تواند باعث گذر ایران به سمت حمایت از کارگری جنسی شود (همان افرادی که به قول امام صادق همه گناهانشان بخشیده شده است). این که خرید و فروش سکس، زن را در فقه شیعه ارزشمندتر می کند شاید وسیله ای باشد برای قانونی کردن تن فروشی. مخالفان قانونی کردن تن فروشی در جوامع معمولن آن را جرم محسوب می کنند اما در قانون ایران فحشا چنین بار منفی ندارد و به همین جهت شاید حرکت قانون اساسی به سمت بازشناختن تن فروشی شاید راحت تر از کشورهایی باشد که در آن ها خرید و فروش سکس جرم محسوب می شود. آن چه متعه را در ایران قانونی کرده ساختار عظیمی از احادیث و سنن شیعی و فرهنگی است که همان هم می تواند برای دفاع از حقوق زنان و کودکانی که بدن خود را می فروشند استفاده شود.

مزایای اجتماعی-انسانی قانونی کردن تن فروشی مرا از طرفداران این نهاد اجتماعی کرده است.

١. قانونی کردن تن فروشی باعث شناسایی و ساقط کردن باندهای قاچاق انسان می شود. تن فروشی (در کنار پورن) از صنعت های پولساز دنیاست که با دست های کثیف پشت پرده می چرخد و شرایط ایده آلی برای استثمار و سوءاستفاده از کارگران جنسی ایجاد می کند. جلوگیری از استثمار کارگران توسط دلّالان تنها در صورت تمییز و آسیب شناسی این پدیده ممکن است.

٢. با قانونی کردن تن فروشی خطر ابتلا به اچ آی وی/ایدز کاهش می یابد. با دسترسی کارگران جنسی به کارت شناسایی و مجوز کار، و نظارت انجمن ها و مراکز توانبخشی بر مقررات ایمنی و بهداشتی کارگران ریسک ابتلا به بیماری های جنسیتی کاهش خواهد یافت. در نبود یک بدنه ی قانونمند تضمینی برای سلامتی جامعه هم وجود ندارد.

٣. بنا بر تحقیقات انجام شده در صورت قانونی شدن تن فروشی میزان تجاوز و سوء استفاده ی جنسی تقریبا ۲۵ درصد در جوامع کاهش می یابد (کربی ردن کاندیف، استاد دانشگاه ایالتی شمال شرقی «فحشا و جرائم جنسی»).

۴. شناسایی مشتریان و سرویس دهندگان و برخورد باآنان به عنوان بخش های مختلف یک سیستم عرضه و تقاضا. فکر می کنم ترس از شناسایی شدن از جانب مشتریان که ممکن است مقامات بلند پایه ی کشوری باشند از دلایل اصلی قانونی نشدن تن فروشی در جهان است. البته به نظرم شناسایی شدن و در معرض دید بودن سلامت روانی خانواده و جامعه را بالاتر می برد.

۵. و البته برای ایرانیان، قانونی کردن تن فروشی مهر خاتمه ایست بر قرن ها ریاکاری و دروغ. دور انداختن نقاب ریاکاری دینی است و پذیرفتن این که مشکل خود را شناخته ایم و چاره جسته ایم. رو در رو شدن با خودی است که هم اکنون تمامش با تمامش در تضاد است.

۶. فروش سکس در حال حاضر وسیله کسب درآمد خیلی زنان ایرانی است (متأسفانه آمار دقیقی در مورد تعداد زنان در دست نیست، وبسایت های دولتی به ۱۰۰۰۰ زن روسپی در تهران اشاره می کنند که به نظرم جامع نیست). تن فروشی برای خیلی ها یک کار است نه بیشتر و نه کمتر. اگر با این کار هم مثل کارهای دیگر برخورد کنیم شاید بساط زایده های فرهنگی مربوط به سکس مانند تشنگی جنسی، اعتیاد به پورن، قتل های ناموسی و اسیدپاشی و غیره برچیده شود.

٧. قانونی کردن تن فروشی مراقب از زندگی سکسی انسان هایی که نمی خواهند تن فروشی کنند. خیابان های شهرها که محل تن فروشی شوند، محیط ناامنی برای خانواده ها ایجاد می کند. سکس قانومند یعنی سکس امن در مکان های مشخص. ایجاد منطقه ای سرخ در هر شهر شاید روشی باشد برای محافظت از باقی مناطق آن شهر.

منابع

رضی، هاشم، دانشنامه ایران باستان، جلد یکم، انتشارات بهجت، تهران، 1381، صفحه 385 و 386؛
بارتلمه، کریستین، زن در حقوق ساسانی، ترجمه ناصرالدین صاحب‌الزمانی، چاپ دوم، تهران، ۱۳۴۴، صفحه 13؛ کتب مقدس مشرق‌ زمین، جلد پنجم، صفحه 325 و 344.
http://www.netnative.com/news/01/mar/1038.html
http://tanzil87.blogfa.com/post-20.aspx
http://haghighatesighe.blogsky.com/