Image result for ‫اعتراضات توده یی‬‎

اصل مطالبات و اعتراضات توده یی کاملا درست است و باید از آن حمایت شود چون ساختار فاسد و برنامه های نئولیبرالی آخرین مجراهای تنفسی طبقات زیرین اجتماعی را می خواهند مسدود کنند. وظیفه یک نیروی ترقی خواه و چپ ضمن حمایت و مشارکت در اعتراضات، سمت دهی و تاثیرگذاری درست بر روند تحولات است…
دوستان عزیز با سلام. به نظرم به جای اتهام زدن به اینکه معترضان سازماندهی شده بودند یا جان به لب رسیده و اینکه شعارهای «در هم» آنان انحرافی در اصل یک جنبش اعتراضی هوشمندانه بود یا نبود، باید بستر و شرایط بروز و ظهور چنین حرکت هایی را تحلیل کرد. اینکه یک بسیجی فراخوان داده، یک جناح امنیتی پشت قضیه است یا اینکه حرکت یک جنبش مبارزه مدنی بوده است هر کدام با اشراف اطلاعاتی به موضوع می تواند مورد بررسی قرار گیرد اما امروز موضوع اصلی تر و با اهمیت درک چرایی ظهور و بروز این چنین اعتراضاتی است. در وضعیتی که بستر عینی و انباشت نارضایتی مردم نباشد حتی توپ و اسلحه هم نمی تواند مردم را برای اعتراض به خیابان بکشاند. آنچه امروز اهمیت دارد نه حمایت شیفته وار اعتراضاتی است که خودانگیخته زیر چتر نیروهای مشکوک و بی هویت قرار می گیرند و به همان نسبت خطر نادیده گرفتن واقعیت این سطح از نارضایتی و انکار آن است که پتانسیل کشاندن بخشی از مردم به سطح خیابان را دارد. ولی به تجربه چهار دهه عمر جمهوری اسلامی هرگز با تمام اختلافات بین جناح های حکومتی هیچکدام حاضر به استفاده پتانسیل اعتراضی توده ها در راستای نفی سیستم و حرکت سلبی نبوده اند و تجمعات اخیر را باید بیش از هر چیزی در چارچوب انباشت نارضایتی در بدنه اجتماعی جامعه ایرانی دانست که می تواند مثل یک شمشیر دو لبه فرصت یا تهدید باشد. متاسفانه حاکمیت نشان داده است که در برخورد با چنین پدیده های اجتماعی موضع انکار و حذفی در پیش می گیرد. حداقل نیروهای ترقی خواه، چپ و ملی باید از این تصویر پردازی های نادرست اجتناب کنند و نسبت به موضوعی که به دلیل انباشت مشکلات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی احتمالا در آینده بیشتر بروز می یابد، ارزیابی و کنش درست را پیشه کنند. جامعه ایرانی آبستن حوادث غیرقابل پیش بینی است و همین ایجاب می کند نیروهای مترقی هوشیارتر باشند.
اگر ماهیت اعتراضات اخیر را درک نکنیم و هم چنین موج سیاسی پشت سر آن که متاسفانه نشانه های خوبی به دست نمی دهد که لاجرم نباید شیفته وار با موضوع برخورد کرد دچار انحراف در تحلیل و کنش سیاسی می شویم. اصل مطالبات و اعتراضات توده یی کاملا درست است و باید از آن حمایت شود چون ساختار فاسد و برنامه های نئولیبرالی آخرین مجراهای تنفسی طبقات زیرین اجتماعی را می خواهند مسدود کنند. وظیفه یک نیروی ترقی خواه و چپ ضمن حمایت و مشارکت در اعتراضات، سمت دهی و تاثیرگذاری درست بر روند تحولات است. این روند کنونی متاسفانه به دلیل عدم وجود رهبری شناخته شده و قابل اعتماد و هم چنین گرایش غالب در سمت دهی به تظاهرات اعتراضی که یا پشت پرده یا توسط مدیای خارجی فارسی زبان در حال انجام است هدفی سازنده را دنبال نمی کند. فرجام چنین حرکت های کوری سرکوب، امنیتی شده جامعه، احتمال فروپاشی، وابستگی به نیروهای خشونت طلب داخلی و دخالتگران خارجی می باشد. متاسفانه از خلال ویدئوها تنها می توان به یک بخش کوچک ماجرا پی برد اما دوستانی که در ایران می باشند و از نزدیک در متن قضایا قرار دارند می توانند به خوبی این روند مخرب را در بطن قضیه مشاهده کنند. به همین دلیل کنشگران چپ باید ضمن حمایت از مطالبات مردمی به شدت و با قاطعیت در مقابل انحرافات و روندهای نامطلوب حاکم بر اعتراضات موضع گیری کرده و سعی در تبیین و چرایی شکل گیری چرخه فاسد اقتصادی و سیاسی کنونی را برای مردم تشریح کنند. این مهم هم به دست نمی آید مگر با اتحاد عمل بین جریانات شناسنامه دار چپ که فارغ از اختلافات نظری و عملی خود در چارچوب یک جنبش ملی بتوانند به یک جمع بندی مشترک و راهکار عملی حداقلی برسند.
این حرکت و اعتراضات واقعیت وجود یک بستر اجتماعی فراگیر از نارضایتی عمومی از “وضع موجود” است که تنها مربوط به دولت روحانی هم نیست و نتیجه ۳۹ سال حاکمیت جمهوری اسلامی است. در راستای فساد نهادینه شده در بطن ساختار حاکم و بر باد رفتن هرگونه چشم انداز تغییر و اصلاح در درون این سیستم که آخرین مورد آن را بخشی از مردم با انتخاب روحانی تجربه کردند و پاسخ و دهن کجی آن را در طول یک سال گذشته و به خصوص لایحه بودجه مخرب ۹ ع۷ می بینند، امروز سر ریز کرده است. تاکید همیشگی بر روی ضرورت “صف مستقل” نیروهای چپ امروز در هر دو تجربه عینی دولت روحانی و روند حاکم بر این اعتراضات خودانگیخته که توسط سلطنت طلب، گروه های خشونت ورز درون سیستم و خارج از سیستم مثل رئیس جمهوری مادام العمر مریم قجر، له له ترامپ و تندروترین محافل امپریالیستی برای جهت دهی به آن و … می توان به خوبی درک کرد که پیشاهنگ و نیروی ترقی خواه هیچگاه لازم نیست دنباله رو توده ها باشد وقتی که در مسیر غلط هم قرار دارند. اعتراضات کاملا زمینه عینی دارد، کاملا مشروع و به حق است، کاملا قابل انتظار بود و احتمالا در آینده هم بستر آن وجود خواهد داشت، کاملا الزام آور برای حضور و تاثیرگذاری نیروهای چپ و ترقی خواه است و … اما هرگز نباید زیر علم خودانگیختگی و دست های پشت پرده که آن را جهت می دهند، قرار گرفت. این موج اعتراضی به دلیل همین وضعیت الاکلنگی خود و نبود عنصر آگاه و هدایت گر قابل اعتماد بعد از چندی سرکوب و فروکش می کند در حالی که بستر اعتراضات به مرور تقویت و انباشت هم می شود و باید نیروی سیاسی مترقی برای چنین وضعیتی برنامه و تحلیل خود را تدوین کرده و بیش از همیشه ضرورت کنشگری عملی در ارتباط مستقیم با مردم را در سر لوحه کار خود قرار دهد.

اردشیر زارعی قنواتی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)