مقدمه : کانون «نه به زندان – نه به اعدام» افتخار آن را دارد که گزارش تفصیلی سالانه خود را درباره وضعیت حقوق بشر در ایران تقدیم کند. آن چه که ما را بر آن داشته است که به این مسئولیت پاسخ درخور بدهیم توجه روز افزون جهانی به نقض فاحش حقوق بشر در ایران و جا باز کردن مقوله حقوق بشر به عنوان یک اصل ضروری در بین عموم مردم ایران است.

به رغم توجهات بین المللی و محکومیت مکرر نقض حقوق بشر توسط حکومت ایران، این وضعیت روبه وخامت گذاشته است.خانم عاصمه جهانگیر گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران در گزارش شش ماهه اول سال میلادی ۲۰۱۷ خود به “فقدان دستگاه قضایی مستقل” در ایران اشاره کرده و “اصلاح” این دستگاه را برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران ضروری دانسته است. عفو بین الملل در گزارش سالانه ۲۰۱۶-۲۰۱۷ خود گزارش کرده بود که چهار کشور از ۶ کشور اول جلاد جهان؛ ایران، عربستان سعودی، ومصر ؛ از منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا هستند که نرخ اجرای اعدام در آنها به طرز هراس آوری بالا باقی مانده است
در ژوئن ۲۰۱۷ خامنه ای در سخنان خود خطاب به نیروهایش اعلام آتش به اختیار کرد. متعاقباً، اقدامات سرکوبگرانه نقض حقوق مردم ایران شدت گرفت افزایش قتلهای خودسرانه از جمله رشد ۴۲ درصدی کشتار کولبران توسط نیروهای امنیتی از این موارد میباشد.
تشدید فشار و سرکوب زندانیان سیاسی در زندانهای ایران، وخامت وضعیت زندانها، افزایش ۲۲ درصدی دستگیری ها، اعدام ۴نوجوان زیر ۱۸سال،گسترش مجازات های غیرانسانی و تحقیر آمیز، تلاش دولتی و گسترده برای ایجاد فیلترینگ بر محیطهای اجتماعی، تنها گوشه یی از رویارویی همه جانبه حکومت ایران با موازین بین المللی حقوق بشر میباشد.
آخرین جنایت حکومت ایران را میتوان در بی توجهی عامدانه به وضعیت زلزله زدگان اخیر غرب کشور مشاهده کرد.حکومت ایران نه تنها خدمات و کمک های پزشکی دولتی را از مردم دریغ نمود بلکه از کمک های مردم کرمانشاه یا استانهای همجوار آن نیز ممانعت به عمل آورد.از ارسال و نصب کانکس های اهدایی خیرین و نیروهای داوطلب جلوگیری کرده است.

۱- اعدام ؛

-الف ) آماراعدامها
در سال ۲۰۱۷ جمعا ۵۴۰ نفر توسط حکومت ایران اعدام شدند.که این آمار در مقایسه با ۲۰۱۶ که شمار اعدام های آن ۵۰۸ بوده است؛ افزایش اعدامها را نشان می دهد . داده ها حاکی از آن است که حکومت نوعی میانگین اعدامی برای تمام ماه های سال در نظر گرفته است. مقایسه شمار اعدام ها در ماههای سال خالی از لطف نیست.
میانگین تعداد اعدام ها در ماه ۴۵ است و هر دو روز ۳نفر اعدام شده اند. به جز ماه ژوئن که به مناسبت ماه رمضان دست شان برای اعدام بسته بود در بقیه ماه های سال این عدد با یک نوسان کمی حول عدد میانگین چرخیده است. البته در ماه ژوئیه به یک باره شمار اعدامها به ۱۰۱ رسید که تلاش شده بود تا کمبود ماه قبل برطرف و جبران شود!

ب )روش اعدام:

با اینکه حکومت به شدت دنبال مخفی کردن شمار اعدام هاست و بسیاری از اعدام ها را علنی اعلام نمی کند و به همین دلیل هم آمار کنونی که حاصل گزارشات غیررسمی است بسیار کم تر از شمار واقعی اعدام هاست اما حکومت در یک رفتار به شدت متناقض عده یی از زندانیان را در ملاءعام اعدام کرده است. شمار اعدام شدگان در ملاءعام در سال۲۰۱۷ حدودا ۲۷ نفر بوده است و چون کارکرد این نوع اعدام ارعاب عمومی و ایجاد ترس در بین تماشاکنندگان این صحنه هاست به نظر میرسد حکومت در مقابل افزایش فشارهای بین المللی و داخلی برای کاهش شمار اعدام ها، این روش را برگزیده است. مسلما کارکرد این نوع اعدام به نسبت اعدامی که در زندان صورت می گیرد تفاوت کیفی وجود دارد. دیدن کودکان و خردسالانی که درحال تماشای اعدام یک مرد یا زن زندانی هستند از صحنه های تراژیک نقض حقوق انسان در این حکومت است.
ج )جرائم اعدام شدگان:

آمارهای سال ۲۰۱۷ نشان می دهد که همچنان اعدام جرائم مربوط به مواد مخدر بیش از سایر جرایم است و با ۲۲۳ اعدام در صدر قرار دارد. با اینکه تصور می شد با تصویب و اجرای قانون جدید معروف به حذف اعدام برای جرائم مواد مخدر، شمار اعدام شدگان این بزه حداقل به طور محسوس کاهش پیدا کند اما همچنان طی سال ۲۰۱۷ درصدر جرائم قرار داشته است. پس از آن به ترتیب جرایم مربوط به قتل و تجاوز قرار دارند.

د)طیف سنی اعدام شدگان:
کم سن و سال ترین فرد اعدام شده جوانی به نام حسن حسن زاده نام داشت که ظاهرا به اتهام انتسابی قتل محکوم شده بود. او درحقیقت در کودکی خود دستگیر شده بود و تا سن ۱۸ سالگی اعدام او را به عقب انداخته بودند و سرانجام این زندانی جوان را در سال جاری میلادی در تبریز اعدام کردند. این کار نقض کنوانسیون حقوق کودک بشمار میرود که حکومت ایران یکی از امضا کنندگان آن است. جالب این است که مسن ترین فرد اعدام شده نیز فردی به نام علی دلگشادی ۶۸ ساله بود که او را نیز در زندان تبریز اعدام کردند.
طیف سنی اعدام شدگان نشان می دهد که اغلب اعدامها مربوط به کسانی است که دهه های سوم و چهارم عمرشان را می گذرانند. یعنی اعدام به طور مستقیم نسل جوان ایران را نشانه گرفته است. گویی فشار معیشت بیش از هر کسی بر همین دو نسل سنگینی می کند و قربانیانش را هم از میان همین طیف سنی می‌گیرد.

ه)قتلگاههای اصلی:
زندان گوهردشت کرج رتبه اول اعدام را داراست. این زندان در سال گذشته سرجمع بیش از ۸۸زندانی را اعدام کرده است و رکورددار اعدام در بین دیگر قتل گاههاست. بعد از زندان گوهردشت کرج ، این زندانها قرار دارند:
زندان مرکزی ارومیه ۴۹ نفر
زندان مرکزی تبریز ۲۳ نفر
زندان وکیل آباد مشهد۲۰
زندان لاکان رشت ۱۶تفر
زندان مرکزی کرج ۱۶ نفر
زندان مرکزی زاهدان ۱۵ نفر


با توجه به این واقعیت که حکومت ایران به ندرت خبر اعدام داخل زندان را علنی می کند و همه خبرها توسط منابع غیر رسمی منتشر و علنی شده است، باید این فرض قوی را لحاظ کرد که اگر آمار اعدام در زندان های مخوفی مثل زاهدان یا وکیل آباد مشهد پایین است و یا اگر اصلا خبری از اعدام در زندانهای به شدت ایزوله شده بوشهر و برازجان و بندر عباس و عادل آباد شیراز نیست نباید دچار اشتباه شد که در این زندانها شمار اعدامیان پایین است. بلکه باید گفت ما نتوانستیم خبر اعدام را دریافت و مستند کنیم. چنانکه برخی خبرهای موثق حاکی از آن است که فقط در زندان وکیل آباد مشهد هزاران زندانی در صف مرگ قرار دارند و روزانه تعداد مشخصی برای اعدام منتقل می شوند اما به دلیل ایزوله بودن این زندان خبر آن انتشار نمی یابد.
اعدامهای گروهی در زندانهای مختلف از جمله گوهردشت کرج؛ مرکزی کرج؛ مرکزی ارومیه (دریا)؛ بیرجند؛ مرکزی مشهد؛ مرکزی تبریز و مرکزی زاهدان صورت گرفته است.
اعدامهای در ملاءعام در جهان آباد فهرج در استان کرمان؛ میدان قمسال (کشاورز) شهر خوی؛ اراک؛ بابل؛ محل بوستان سرچشمه فرخشهر در چهارمحال و بختیاری؛ نصرآباد از توابع بخش جرقویه در شرق اصفهان؛ یکی از خیابانهای بندرعباس؛ سرپل ذهاب؛ میاندآب؛ منطقه اسماعیل آباد؛ نزدیک کلانتری سپاد در مشهد؛ بندرعباس؛ تربت حیدریه؛ پارس آباد در ا ستان اردبیل؛ میدان 22بهمن ایلام؛ بلوار مدرس ایلام؛ اسلام آباد غرب؛ عنبرآباد در کرمان؛ فلکه شهرداری سلماس؛ شهرستان آق قلا در گلستان؛ بویین زهرا؛ یزد؛ شیراز؛ بابل؛ میدان خوارسگان در اصفهان و خوی؛ صورت گرفته است.

و) اعدام نوجوانان
علیرغم اینکه حکومت ایران در سال ۱۹۹۰ میثاق جهانی حقوق کودک را امضا کرده است و بر اساس آن متعهد شد که کودکان فاقد مسئولیت کیفری باشند، در سال ۲۰۱۳ با افزودن متممی به قوانین جزایی، این امکان را فراهم کرد که محاکمه مجدد برای متهمان نوجوان محکوم به مرگ میسر شود.
تهران در سال ۲۰۱۶ به کمیته حقوق کودکان سازمان ملل اطمینان داد که این متمم به شکل نظاممند برای تمام نوجوانان حاضر در ردیف اعدام اعمال شود. اما در سال ۲۰۱۷  به کرات این متمم نقض شده است.
آرمان بحر آسمانی و حسن حسن زاده دو نوجوانی که هنگام بازداشت زیر ۱۸ سال سن داشتند در روزهای نخست سال میلادی ۲۰۱۷  در تبریز و کرمان اعدام شدند.
علیرضا تاجیکی که در حین بازداشت تنها ۱۵  سال داشت به دنبال دستگیری به سلولهای انفرادی منتقل شد و به رغم آن که نوجوانی بیش نبود برای گرفتن اعتراف اجباری تحت شکنجه قرار گرفت. اعدام وی در شرایطی اجرا شد که پرونده او پر ازنکات مبهم بود و خانواده او بارها تقاضای اعاده دادرسی دادند اما هرگز پاسخ داده نشد.
مهدی بهلول با حکم اعدام به قرنطینه منتقل شد و کماکان در معرض خطر اعدام قرار دارد، وی در زمان اتهام انتسابی ۱۵ سال داشته است.
پیمان برنداح نوجوان دیگری است که همچنان زیر حکم اعدام می باشد.
محمدرضا حداد نیز نوجوانی است که هنگام دستگیری ۱۵ ساله بوده است و علیرغم درخواست مکرر خانواده اش برای تجدید نظر در پرونده، زیر حکم اعدام میباشد.
ز) برخی از اعدام های تکان دهنده:

۲۳فروردین ۹۶سحرگاه این روز، یک زندانی «بیمار روانی» با اتهام قتل در زندان تبریز اعدام شد. رحمان حسین‌ پور، ۲۷ساله اهل مرند هویت احراز شده این زندانی بود.یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی اعدام شده گفت: “حادثه قتل به این شکل بوده که رحمان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بوده و برای دفاع از خود مرتکب قتل شده بود. وی بیمار روانی بود و در بند روان‌درمانی زندان نگهداری می‌شد و اصلا تعادل روانی نداشت. با این حال حکمش اجرا شد. وی روزانه حدود ۳۰قرص آرام بخش مصرف می‌کرد و در بند روان درمانی بستری بود.

۲۹فروردین۹۶: با حضور اولیای دم حکم اعدام یک زندانی با اتهام “قتل و سرقت” سحرگاه این روز در زندان عادل آباد شیراز اجرا شد. حکم قطع دست این زندانی که قسمتی از محکومیت او بود حدود ده روز قبل در محل همین زندان به اجرا درآمده بود.
۴خرداد ۹۶: زندانی ۴۲ ساله به اتهام ارتکاب قتلی در ۱۷ سال پیش در مشهد اعدام شد. در حالی که ادله کافی برای اثبات انتساب قتل به این زندانی وجود نداشت و پرونده در یک بن بست حقوقی مانده بود، مراسم قسامه برگزار شد و ۵۰ تن از بستگان مقتول قسم یادکردند که به باور آنان قاتل همان متهم است و بدین گونه زندانی حکم اعدام را دریافت و سپیده دم سه شنبه اعدام شد.

۵خرداد ۹۶: حجت الله تدرو یکی از کشتی گیران سرشناس کشور در دهه گذشته که سالها به خاطر بزه انتسابی در زندان یود، با حکم دستگاه قضایی اعدام شد. این کشتی گیر کرمانشاهی که دهسال پیش، از شاخص‌ترین ۷۴ کیلویی‌های کشتی ایران و یکی از بخت های نزدیک به دوبنده تیم ملی بود، متاسفانه جان خود را از دست داد. آقای تدرو پس از آنکه از بابت اتهام نامشخصی راهی زندان میشود در زندان به تجاوز به یک زندانی دیگر متهم میشود و نهایتا بابت همین اتهام محکوم و روز پنج شنبه مورخ ۴ خردادماه ۹۶ اعدام می شود.اتهامی که صحت انتساب آن و جزییات پرونده مطروحه به دلیل عدم شفافیت دستگاه قضایی محرز نیست.

در ۱۰ مرداد ماه ۹۶سه زندانی که در یک پرونده به اتهام “قتل” به قصاص محکوم شده بودند، در زندان عادل آباد شیراز اعدام شدند.. این سه زندانی «ابولحسن ابروان»، «عطا عطازاده» و «حسن عارفیان فر» نام داشتند.این سه جوان که هنگام بازداشت زیر ۲۰ سال سن داشتند متهم بودند که در سال ۱۳۹۲ اقدام به سرقت یک خودرو کرده و موجب مرگ راننده شده‌اند..یک منبع مطلع در این خصوص گفت: «راننده هنگام سرقت مقاومت کرده و زخمی شده بود و این‌ها دست و پایش را می‌بندند و کنار جاده ر‌هایش می‌کنند که متاسفانه باعث فوت راننده می‌شود
در۱۹مرداد ۹۶ علیرضا تاجیکی که از ۱۵سالگی به اتهام تجاوز و قتل در زندان عادل‌آباد شیراز به سر می‌برد علیرغم درخواست مکرر نهادهای مدافع حقوق بشر و ابهامات پرونده امروز در این زندان اعدام شد.. او پس از دستگیری به مدت ۱۵ روز در سلول انفرادی در آگاهی شیراز، بدون دسترسی به خانواده و وکیل، نگهداری و تحت‌فشار و شکنجه مجبور به اعتراف علیه خود شد. این نوجوان زندانی بار‌ها در دادگاه بر بی گناهی خود پافشاری کرد.

در ۲۶مرداد ماه ۹۶: سیدمحمد سیدعبدالله زندانی جوانی بود که روز چهارشنبه به اتهام قتل در زندان رجایی شهر کرج اعدام شد، اما نزدیکانش میگویند تنها گناهش اعتیاد به شیشه و سرقت یک اتومبیل بوده است.. چون مقتول فرزند یک فرمانده سپاه بود این زندانی خیلی در اداره آگاهی شکنجه‌اش می‌کنند. با این حال اعتراف نمی‌کند. برادر و زن برادرش را که دستگیر می‌کنند پس از دو ماه به وی میگویند زن برادرت می‌خواهد طلاق بگیرد و وی به خاطر برادرش اعتراف کرده بود که پسر سردار را کشته است.

در ۵شهریور ۹۶: حکم اعدام جمال سیدموسوی، زندانی عقیدتی، سحرگاه اول شهریورماه در زندان رجایی شهر کرج اجرا شد ، جمال سید موسوی که به اتهام محاربه محکوم به اعدام شده بود، سحرگاه روز چهارشنبه اول شهریورماه در رجایی شهر به طناب دار آویخته شد جمال سیدموسوی یک هفته پیش از اعدام در انفرادی تحت شکنجه شدید درسال ١٣٨٧ از سوی وزارت اطلاعات شهر سنندج بازداشت و در دادگاه انقلاب به اتهام «محاربه از طریق همکاری با گروه‌های سلفی» به اعدام محکوم شد.

در ۱۳ دی ماه ۹۵:نصرت الله خزائی زندانی محکوم به اعدام زندان قزوین درحالی اعدام شد که خانواده وی می گویند پرونده وی در دادستانی درحال بررسی بود و هنوز حکم اعدام وی قطعی نشده بود. در پیگیری های پس از اعدام، چندین مقام قضایی در دادستانی تهران به آنها گفته اند این زندانی نباید اعدام می شد. برادر این زندانی می گوید:: “برادرم سابقه ای نداشت، پرونده با درخواست ماده ۲۰ به تهران فرستاده شده بود و هنوز جوابی نیامده بود.

در ۲۷ دیماه ۹۶ : دو زندانی جوان متهم به قتل که یکی از آنان در زمان قتل ۱۶ سال سن داشت پس از تلاش ناموفق وکلا و فعالان مدنی برای توقف اعدام در زندان کرمان به دار آویخته شدند.دو زندانی از جمله ” آرمان بحر آسمانی ” متولد ۲۲ بهمن ۷۵ که در شانزده سالگی در آبان ماه سال ۹۱ به اتهام قتل دستگیر شده بود اعدام شدند.

۲-قتل های خودسرانه

قتل خودسرانه به طیفی از اعمالی اطلاق می شودکه یک حکومت مستبد به طور خودسر در کنار روشهای شناخته شده وظاهرا قانونی به آن مبادرت می کند و مخالفین و معترضین اش را به طور فیزیکی از میان بر می دارد. حکومت ایران در این زمنیه پرونده قطوری درحذف و ترور مخالفانش دارد اما اکنون و طی سالهای اخیر این اعمال گسترش یافته و طیف وسیعی از مردم را در برگرفته است.
همانطور که در جدول مشاهد می کنید، حکومت ایران طی سال ۲۰۱۷ بیش از ۲۸۵ نفر را به طور خودسرانه به قتل رسانده و یا مجروح کرده ویا باعت خود کشی آنان شده است :

جدول شماره ۳

همان طور که در جدول(۱) می بینیم حکومت ایران به عنوان حکومتی غیرمسئول و شقی نسبت به مردم خود، طی یک سال ۹۶ تن را با شلیک مستقیم ویا عملی مشابه آن به قتل رساند و ۱۵۵ نفر را مجروح و از کار افتاده کرد و با ایجاد شرایطی در زندانها باعث خودکشی ۳۰ زندانی شد.
در قتل های خود سرانه سال ۹۶ چیزی که بسیار برجسته بود و شکل سیستماتیک به خود گرفته بود شلیک بیرحمانه به کولبران و کشتار آنان بود.
در جدول شماره (۲) تعداد کشته ها و زخمی های این هموطنان کرد را می بینیم که همگی آنان یا مستقیما با شلیک نیروی انتظامی و مرزی حکومت ایران به قتل رسیدند و مجروح شدند و یا به دلیل تعقیب و گریز نیروهای حکومتی از کوه به پایین پرتاب شدند و جان خود را از دست دادند؛


نتیجه گیری ؛این میزان قتل و کشتار خودسرانه آنهم توسط یک حاکمیت مستقر تنها یادآور دیکتاتوری های خونریز آمریکای لاتین در دهه هفتاد وهشتاد است. به اذعان یکی از نمایندگان مجلس همین حکومت به نام رسول خضری، ۶٨ هزار کولبر در استان‌های مرزی مشغول فعالیت می‌باشند که بین ١۶ تا ١٨ هزار نفر فقط در دو شهر پیرانشهر و سردشت هستند.معنی اش این است که حکومت در جنگ باطیف گسترده یی از جمعیت روبروست. البته کشتار کولبران تنها وجه قتل خودسرانه حکومت نیست. همین کشتار و همین رفتار با تفاوت کمی اندکی نسبت به هموطنان بلوچ می شود. شهرهاو نواحی مرزی استان سیستان و بلوچستان هزار گاهی شاهد قتل های عامدانه و آگاهانه توسط نیروهای امنیتی و انتظامی است. گویی بر اساس تئوری آتش به اختیار! از جانب بالاترین مقامات این نیروها اختیار کامل شلیک به سمت هرکسی را دارند بدون اینکه نگران عواقب آن باشند. یکی از وکلای سرشناس دادگستری می گوید: «نیروی امنیتی در ایران به طور عمد به سر و سینه افراد شلیک میکند. در همه دنیا نیروی امنیتی موظف است که اگر مجرم سوار خودرو بود ابتدا به چرخ خود رو شلیک کند و مجرم را دستگیر کند و اگر پیاده است به پای او بزند اما در بسیار از موارد می بینیم که نیروی پلیس و امنیتی حکومت ایران مستقیما به سر راننده خودر شلیک می کنند و این قتل عمد است.»چند مورد از این قتل ها را مرور می کنیم:

چند نمونه از قتل های خودسرانه؛

 ۱۸آبان ۹۶: رسول یوسفی کودک کولبری بود که توسط نیروهای هنگ مرزی جمهوری اسلامی در روستای قطور از توابع شهرستان خوی بە جرم حمل ٢٠ لیتر بنزین دستگیر و به محل استقرار هنگ مرزی خوی منتقل میشود. نیروهای سپاە و هنگ مرزی رژیم این کودک را به‌شدت شکنجه کردە و به خاطر ضربه وارده به ناحیه سر دچار خونریزی مغزی شده و در نهایت جان می بازد.

 روز شنبه ١٣آبان ماه، محی‌الدین ابراهیمی اهل روستای آلکاو از توابع اشنویه و از زندانیان سیاسی سابق که به دلیل بیکاری به شغل کولبری روی آورده بود توسط نیروهای پاسگاه “بیمضرته ( بمزورته)” مورد هدف تیراندازی مستقیم قرار گرفته و بعد از اصابت سه تیر به پایش از سوی این نیروها بازداشت شده است نورالدین ابراهیمی، برادر این کولبر در اردیبهشت ماه امسال در حین کولبری توسط نیروهای انتظامی به قتل رسید.

 ۲۶آبان ۹۶: صاحب یک مغازه در آمل وقتی در برابر حکم تخریب مغازه اش قرار گرفت، سعی داشت با رفتن در داخل کابین لودر مانع کار آن ها شود که از داخل کابین به بیرون پرت شد و زیر چرخ های لودر به کام مرگ فرو رفت.
 ۱۴اردیبهشت ۹۶:هموطن بلوچی که هفته گذشته مورد اصابت شلیک مستقیم پاسداران قرار گرفته بود در بیمارستان بر اثر شدت جراحات وارده جان باخت.وی که هنگام حمل چند گونی برنج با خودرو خود بدون هیچ اخطار قبلی مورد شلیک پاسداران قرار گرفت و از ناحیه سر به‌شدت مجروح و در بیمارستان بستری شد پاسداران پس از شلیک به وی او را به‌حال خود رها کرده بودند و از صحنه رفته بودند. وی 40سال سن داشت و از طریق حمل بار با خودرو خود امرار معاش می‌کرد.
 ۲۵تیرماه ۹۶ اصغر نحوی پور معروف به اصغر پهلوان، جوان ۲۵ ساله و خوشنامی که در متروی شهر ری به یک آخوندی که به چند دخترجوان تذکر داده بود معترض شد، با شلیک مستقیم و از نزدیک نیروی انتظامی در صحنه کشته شد. کشتن اصغر پهلوان انعکاس و نفرت زیادی را در جامعه ایجاد کرد.

۳-بازداشتها و دستگیریها

الف)آمار کلی بازداشتها و دستگیریها
مسئولان حکومتی در ایران می گویند ایران سرزمین جرم خیزی است.برای داشتن تصویر روشن تر از جرم خیز بودن ایران نگاهی به میزان دستگیریها و بزه های انتسابی عام افراد بازداشت شده در سال ۲۰۱۷ میلادی می انداریم تا یک تصویر کلی به دست آوریم.


 دستگیری های سیاسی شامل دستگیری روزنامه نگاران،فعالان مدنی و قومی؛ گروههای اپوزیسیون، فعالان اینترنتی و هواداران نحله های فکری می شود
 جرائم ساختگی شامل مواردی مثل شرکت در میهمانی های مختلط،بی حجابی، مدیران کانال های تلگرامی، متکدیان و کودکان کار و…
 دسته بندی ادیان و اقلیت ها شامل بهایی ها و نوکیشان مسیحی یا زرتشتی
 دسته بندی اجتماعی شامل تخلفات قاچاق مواد مخدر، قاچاق کالا و رشوه و سرقت و قتل و…
همانطور که در جدول مشاهده می کنیم طی سال ۲۰۱۷و البته طبق آمارهای رسمی ۹۳۰۸ نفر دستگیر شده اند که نیمی از این دستگیریها دستگیری با جرائم ساختگی است.یعنی شامل جرائمی است که تنها در یک دستگاه ایدئولوژیک حاکم بزه و گناه محسوب می شود.

ب)تحلیل آمار بازداشتها به تفکیک ماه

همانطور که در نمودار پیداست بیشتر دستگیریها و بازداشت ها در دو ماه مارس با بیش از ۱۷۰۰ دستگیری و ماه سپتامبر با بیش از ۱۵۰۰ مورد دستگیری است.ماه مارس به دلیل جشن چهارشنبه سوری در اواخر اسفندماه میزان بازداشتها به طور محسوسی افزایش یافت و در ماه سپتامبر به دلیل ناآرامی های مناطق کردنشین ایران به دنبال برگزاری همه پرسی در کردستان عراق و نیز اجرای طرحی به نام رعد ظاهرا با هدف دستگیری سارقان و جرائم سازمان یافته، بازداشت ها رشد محسوسی نسبت به دیگر ماههای سال داشت.
البته نباید از نظر دور داشت که این آمارها شامل دستگیری های اعلام شده رسمی است و نباید آن را شاخص نهایی همه بازداشتها دانست چنانکه به اذعان مقامات قضایی این حکومت سالانه میلیونها پرونده قضایی تشکیل می شود و پر واضح است که بسیاری از این پروندها به بازداشت و دستگیری منجر می شوند.
اما در مقوله دستگیریهای سیاسی در نبود قانون و رویه قضایی ثابت و مشروع، دستگیریها تابعی از شرایط جامعه و منافع باندهای قدرت هستند.مثلا می بینیم در ماه های منتهی به انتخابات اگرچه به ظاهر باندهای حاکم به طور دستجمعی اعتدالی می شوند و تک به تک در کنار زنان مجرم بدحجاب!‌عکس یادگاری می گیرند،اما در همان حال دستگیریهای سیاسی فعالان سیاسی و دانشجویی به شدت افزایش می یابد مثلا در سه ماه آوریل و می و ژوئن ۵۱۴ نفر بازداشته شده بودند یعنی بیش از یک سوم دستگیریها در ماه های منتهی به انتخابات انجام شد.

ج)تحلیل آمار بازداشتها به تفکیک جرائم انتسابی

همانطور که در نمودار شماره ۲ می بینیم از نزدیک به ۹ هزار دستگیری انجام شده در سال بیش از نیمی از آنها مربوط به مواردی است که اساسا در یک جامعه سالم و مبتنی بر قانون جرم محسوب نمی شود اما در یک حاکمیت سرکوبگر به ظاهر مذهبی که برای کنترل جامعه نیازمند به دخالت در همه امور فردی و جمعی است نوع لباس ، نوع ارتباط، نوع میهمانی، نوع خوردنی و نوشیدنی ، نوع رفتار و حتا گفتار افراد باید در کنترل نهاد قدرت باشد به همین دلیل می بینیم برغم همه هزینه هایی که از این بابت به لحاظ سیاسی می پردازد اما حاضر نیست این جرائم خیالی را نادیده بگیرد..
البته که باید دستگیری های سیاسی و اقلیتهای مذهبی و قومی را که سرجمع بیش از ۱۵۰۰ بوده است به این ارقام اضافه کرد چون این مقوله هم دریک چارچوب سلیقه ایی و باندی صورت می پذیرد.

۴-زندان

یکم)اعتصاب غذا
الف)اعتصاب غذا پژواکی از مظلومیت زندانی
مقدمه؛
حکومت تلاش می کند در یک فرار به جلو، اعتصاب غذا زندانی و هر حرکت اعتراضی درون زندان را به مثابه حرکت تهاجمی و باج خواهانه و عاری از وجاهت قانونی و حقوقی جلوه دهدو به این ترتیب دست خود را برای نادیده گرفتن و حتا سرکوب کردن اعتراضات داخل زندانها باز بگذارد اما مطالعه و بررسی همه اعتصاب غذاها و اعتصاب داروها و اعتصاب ملاقات های زندانها طی سال ۲۰۱۷ به خوبی وجه تظلم خواهانه و تحمیل شدن اعتصاب را نشان می دهد؛

الف)تعداد اعتصاب ها و اعتراضات زندانیان به تفکیک ماههای سال:
• یاد آوری؛ منظور از اعتراضات زندانیان، به نامه نگاری، صدور بیانیه جمعی یا فردی، ارسال شکایت نامه، تظلم خواهی به مراجع بین المللی یا داخلی، اعلام همبستگی، دادن فایل صوتی و غیره … است.

همانطور که در جدول می بینیم طی سال ۲۰۱۷ حدود ۴۳۶ حرکت اعتراضی و اعتصاب غذا در زندان های ایران صورت گرفت که سهم اعتصاب غذا در آن ۱۷۵ است و این عدد بسیار بالایی است. بیشترین اعتصاب غذاها درماه اوت یعنی مرداد ماه انجام شد اما در مجموع فرایند تشدید شونده اعتصاب غذا ها در ماه های آوریل و می و ژوئن بوده است یعنی در ماههای منتهی به انتخابات درحکومت ایران .

ب) بررسی اعتصابها به تفکیک ماهیت آن
بررسی اعتصاب غذاهای یک ساله درون رندانها نشان می دهد که بیش از ۸۵ درصد اعتصاب ها فردی بوده و فقط ۱۵ درصد آنها ماهیت جمعی داشته است و مهم تر اینکه ۷۵درصد این اعتصاب غذاها خواسته و مطالبه فردی داشته است و تنها ۲۵ درصد اعتصاب ها خواسته عمومی و اجتماعی خارج از مطالبه فردی را دنبال می کرده است.
علاوه بر اینکه نوع خواسته های فردی که یک زندانی داشته از سه دایره کوچک خارج نبوده است. ۴۷ درصد موارد زندانیان به دلیل فشارهای طاقت فرسای زندان که همه حقوق اولیه او را سلب کرده بود در یک اصظرار مطلق به اعتصاب غذا رو آورده بود.در ۴۰ درصد موارد زندانیان به دلیل عدم رسیدگی به پرونده و بلاتکلیفی ناشی از سیستم بوروکراتیک و فاسد قضایی که باعث طولانی شدن فرایندهای قضایی و محرومیت زندانی از حقوق شان شده بود، به اعتصاب دست زده بودند و در ۱۰درصد موارد به دلیل فشاری که به خانواده زندانی وارد آمده بود، زندانی به ناچار اعتصاب غذا کرد.

لازم به یاد آوری است که بیش از ۹۰ درصد اعتصاب غذاهای برشمرده شده مربوط به زندانیان سیاسی است و تنها بخش کوچکی از زندانیان عادی اصلا فرصت و توان فکر کردن به اعتصاب غذا یاحتا اعتراض به زندانبان را دارند. سیستم زندان در مورد زندانیان عادی که نسبت به حقوق خود کم تر آشنایی دارند بسیار ظالمانه تر و و سرکوبگرانه تر است.

ج) چند نمونه از اعتصاب غذاهای انجام شده؛
 زندانی سیاسی محمد نظری که نزدیک به ۲۴ سال است به جرم ارتباط با احزاب کردی در زندان بوده است از ۱۸ مرداد سال ۹۶ به مدت بیش از ۹۰ روز دست به اعتصاب غذا زد.خواسته او رسیدگی قضایی عادالانه به پرونده اش بوده است اما برغم همه فعالیت های سازمانهای حقوق بشری ، دست اندرکاران زندان و قوه قضاییه به خواسته های او توجهی نکردند و تنها تلاش کردند که با تزریق سرم اعتصاب غذای او را بشکنند.
 از روز ۸مرداد زندانیان سیاسی بند۴سالن۱۲ زندان گوهردشت در اعتراض به یورش گارد ویژه و انتقال اجباری به  سالن ۱۰  دست به اعتصاب ‌غذا زدند. هفده زندانی سیاسی در اعتراض به انتقال به سالن فوق امنیتی گوهردشت و بازگشت به سالن قبلی در اعتصاب غذا هستند. هفده نفر از زندانیان سیاسی در اعتراض به انتقال اجباری و ناگهانی و نگهداری در سالن فوق امنیتی ده که در آن ۴۰ دوربین کار گذاشته شده و در هر اتاق نیز ۶ دستگاه شنود نصب گردیده؛ اعتصاب غذا کرده بودند… روز هشتم مرداد ماه؛ یوسف مردانی رئیس زندان گوهردشت همراه با گارد ویژه زندان( گارد اعدام) با نقاب سیاه به سالن دوازده حمله کرده و همه وسایل زندانیان را تخریب کردند؛ از جمله کولر و دستگاه تصفیه آب متعلق به زندانیان را شکستند که امکان استفاده از آن وجود نداشته باشد؛ عکسهای شخصی زندانیان را پاره کردند. عینکهای زندانیان را شکسته و آنها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و دست نوشته ها را از بین برده و پولهای نقد زندانیان را دزدیدند. سپس مأموران و نیروهای گارد ضدشورش زندان بر سر غارت اموال زندانیان با یکدیگر به نزاع پرداختند و کلیه وسایلی را که زندانیان با هزینه شخصی تهیه کرده بودند را با خود بردند. ۱۴تن از این زندانیان را با دستبند و چشم بند به سلولهای انفرادی منتقل کرده و تا ساعتها در همین وضعیت در انفرادی نگه داشتند. یک گروه هشت نفره تا روز شانزدهم مرداد در سلول های انفرادی بودند. گروه شش نفره بعدی تا روز چهارشنبه ۲۵ مرداد ماه به مدت هفده روز در سلولهای انفرادی نگه داشته شدند. قابل ذکر است که این زندانیان در دوازده روز اول از امکان هواخوری برخوردار نبودند.پنجره های سالن ۱۰ با ورقه های فلزی جوشکاری شده و امکان تنفس وجود ندارد. همه جای سالن پر از دوربین است. حتی در سرویسهای بهداشتی و حمام دوربین وجود دارد و زندانیان بوسیله دوربینها و شنود کنترل می شوند. داروهای بیماران به آنها داده نمی شود و زندانیان بیمار مسن دچار مشکلات جسمی جدی هستند. زندانیان از هیچگونه امکاناتی مثل کولر، یخچال و تلویزیون برخوردار نیستند.زیرا همه وسایلشان یا تخریب شده و یا به غارت برده شده است.در سالن مطلقا وسایل بهداشتی وجود ندارد. حتی زندانیان صابونی برای نظافت دست خود ندارند.

 در روز۲اردیبهشت زندانبانان دو زندانی عادی بعد از یک هفته نگهداری در سلول انفرادی بند۱۰ زندان گوهردشت کرج به دلیل اعتراض آنها نسبت به انتقال بی موردشان به این بند و اذیت و آزارشان به منظور زهر چشم گرفتن را از بند۱۰ خارج و به بند۱ منتقل نمودند و با برنامه ریزی قبلی توسط مردانی رئیس زندان گوهردشت کرج و اخلاقی رئیس بند۱، باند مافیایی که زیر نظر آنها هستند به این ۲زندانی با تیزی و سایر ابزار یورش بردند که آنها بشدت زخمی شدند. در اثر این ضرب و جرح وضعیت جسمی عباس یوسفی خطرناک اعلام شد و در آستانه مرگ قرارگرفت. زندانی محسن بیگوند در اثر فشارها و اذیت و آزارها در سلولهای انفرادی بند۱۰ زندان گوهردشت و علیرغم اینکه در اعتراض به این شرایط بیش از ۳روز در اعتصاب غذا بود به منظور رهایی یافتن از این شرایط اقدام به خودزنی نمود که به بهداری زندان منتقل گردید. حدود یک هفته پیش از آن زندانبانان ۸زندانی را که نسبت به شرایط غیر انسانی این بند معترض بودند از سالن ۱۸ بند ۶ زندان گوهردشت به سلولهای انفرادی سالن۳۳ بند۱۰ زندان گوهردشت کرج منتقل نمودند. در آنجا تحت شرایط غیر انسانی همراه با شکنجه های روحی و عدم وجود امکانات اولیه انسانی مواجه بودند. این زندانیان در اعتراض به این شرایط دست به اعتصاب غذا زدند .

 زندانی سیاسی محمدصابر ملک رئیسی زندانی بلوچی که از ۱۷ سالگی در زندان به عنوان گروگان نگهداری می شود،در اعتراض به شرایط غیر انسانی زندان اردبیل و عدم رسیدگی به پرونده اش از اوایل آذرماه دست به اعتصاب غذا زد. او در حالی که دست و پایش را با زنجیر بسته بودند مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت طوری که دچار مشکل جدی قلبی شده است. درحالی که ما درحال تدوین این گزارش هستیم این زندانی وارد ۲۵ امین روز اعتصاب غذای خود شده است و وضعیت قلبش رو به وخامت است.

دوم) وضعیت زندانها
مقدمه ؛
براساس تحقیقات و گزارشات مستندی که در اختیار داریم، شرایط زندانهای ایران برای زندانیان، به شدت غیر انسانی می باشد. از جمله مشکلاتی که زندانیان بطور سیستماتیک با آن مواجه هستند، ازدحام زندانیان در بندها و راهروهای زندانها به علت محبوس کردن تعداد زیادی زندانی در محیط زندان، نبودن امکانات استراحت و جای کافی برای خواب، پایین بودن سطح بهداشت و عدم دسترسی به رسیدگی های پایه ای .پایین بودن کیفیت غذا و بهداشتی نبودن آن از معضلات بسیار جدی زندانیان است. ضرب و شتم، بستن زندانی به میله های آهنی،انفرادی و محدود کردن ملاقات های خانوادگی از جمله مواردی است که زندانیان به شدت از آن رنج می برند.

الف) آمارها سخن می گویند؛
بنابه برخی آمارهای رسمی بین ۲۲۵ تا ۲۵۰ هزار زندانی در زندان های ایران به سر می برند که از این تعداد نزدیک به ۵۳۰۰ نفرشان زیر حکم اعدام هستند و ۲۳۰۰ نفرشان کودکانی هستندکه همراه مادران شان در زندان اند.این تعداد زندانی در ۲۷۰ زندان ایران جای داده شده اند یعنی به طور متوسط در هر زندانی ۹۲۵ زندانی نگهداری می شوند. در عالم واقع آنچه که در زندان های ایران می گذرد بسیار وخیمتر و شرم آورتر از آن چیزی است که درنگاه اول به نظر می رسد. ابتدا به چند زندان سر می زنیم:

زندان قزلحصار؛

ظرفیت واقعی این زندان کمتر از ۵۰۰۰ است اما بین ۱۵ الی ۲۰ هزار زندانی در ‌آن تلنبار شده اند. بسیار آلوده و کثیف است و از شیرها به جای آب، لجن بیرون میآید و همین امر موجب شیوع بیماری های گوارشی و پوستی بین زندانیان شده است. کیفیت غذای زندان نیز بسیار پایین است. در فصل زمستان وسایل گرمایشی وبطور خاص هزینه سوخت برای گرم کردن آب را نیز از خود زندانیان اخاذی می کند و با گرفتن مبالغی از زندانیان سعی میکند که میزانی از بودجه سر سام آور زندانها را تأمین کند.این زندان علاوه بر قرنطینه، محلی دارد به نام سگدانی که هر زندانی درهر ترددی باید مدتی آنجا بماند. توهین ها و شکنجه های شنیعی که در این سگدانی روی زندانی اعمال می شود غیر قابل توصیف است.

زندان وکیل آباد مشهد؛

ظرفیت این زندان در حدود ۳۰۰۰ نفر است که حدود ۱۴ هزار زندانی در آن انباشته شده است. این زندان بنام زندان فراموش شدگان معروف شده و گفته میشود که دولت مرکزی با این زندان اصلا کاری ندارد. بیماریهای مختلف در داخل زندان رواج دارد. حداقل در طی شبانه روز هر زندانی میانگین دو ساعت داخل صف سرویس بهداشتی میماند. تعداد زیادی زندانی در این زندان به مرگ محکوم شده اند و گفته می شود که در نوبت های اعدام این زندان گروههای چند نفره را برای اعدام می برند.
زندان قرچک ورامین ؛
سوله بزرگی است مملو از زن زندانی . تنها گنجایش ۵۰۰ نفر را دارد اما ۱۵۰۰ تا دو هزار زن و کودک در آن در هم فشرده شده اند. زندانیان از نظر صنفی، غذا، بهداشت و محل استراحت آبگرم و استحمام و سیستمهای خدماتی در مضیقه و تحت فشار می باشند. کمبود مواد غذایی بین زندانیان بیداد می کند. آنان اکثر مواقع در گرسنگی بسر می برند. گرسنه نگه داشتن زندانیان و کتک زدن دسته جمعی آنان از موارد آزار در زندان قرچک ورامین است.

زندان زابل ؛

روزانه یک وعده غذا به زندانی می دهند و دو وعده دیگر را خودش باید تأمین کند که حدود ۱۴۰۰ تومان هزینه برمی دارد و زندانیانی که این پول را ندارند عموما گرسنه اند. شرایط زیستی در زندان زابل برای زندانیان بسیار سخت گزارش شده است. زندانیان در شرایط خاص آب و هوای آلوده فقط ۳روز به سختی از آب گرم برخوردار هستند. در این زندان جمعاً ۲۴دوش استحمام برای بیش از ۱۰۰۰ زندانی وجود دارد که طی ۳ روز در هفته، در هر روز ۲ الی ۳ ساعت آب گرم به زندانیان داده می‌شود.وضعیت غذای روزانه زندانیان نیز در وعده نهار ۶ الی۷ قاشق برنج سهمیه با ۳قاشق آب خورشت است. در بند موسوم به کانون این زندان زندانیان نوجوانی درحال تحمل زندان هستند که در کودکی شان مثلا مرغ دزدیدند ویا یک گالن بنزین بلند کردند.

ب)زندانیان سیاسی و فعالان حقوق بشر
مقدمه؛
حکومت ایران از معدود نظامهایی در جهان است که هیچ گاه نپذیرفته است که در زندان هایش زندانی سیاسی نگه می دارد. حتی زمانی که در تابستان سال ۱۹۸۸ هزاران زندانی سیاسی را در یک بازه زمانی کوچک اعدام کرد هرگز نپذیرفت که آنان زندانی سیاسی هستند. این شگرد وقیحانه یک حکومت برای نپذیرفتن مسٌولیت های خود در مقابل زندانی سیاسی است. وقیحانه تر آن بود که در جریان ناآرامی های ۲۰۰۹نیز که بسیاری از همپیمانان سابق خود را زندانی کردند بازهم آنان را زندانی سیاسی ننامیدند بلکه مشتی فتنه گر و عوامل بیگانه نام بردند. بنابراین از چنین حکومتی نباید انتظار داشت که در مورد زندانیان سیاسی فعلی نیز آمار وارقامی بدهد.
الف) تعداد زندانیان سیاسی؛
موسسه ما توانست اسامی و مشخصات ۶۳۵ زندانی سیاسی محبوس در زندان های ایران را مشخص نماید اما با توجه به سانسور شدیدی که برخبرهای سیاسی وامنیتی اعمال می شود، بخصوص آمار واقعی زندانیان سیاسی در شهرستان ها و نقاط دور افتاده بسیار بالاتر است. عمده زندانیان سیاسی در تهران در دو زندان گوهر دشت کرج و زندان اوین متمرکز هستند. همین طور در شهرهایی مثل زاهدان، اردبیل، تبریز، ارومیه ، سنندج،یزد و کرمان نیز محل تمرکز زندانیان سیاسی است.

ب)روش های سرکوب در زندان ها
– تبعید زندانیان سیاسی به زندان دور دست؛ یکی از روشهای حکومت این است که زندانی سیاسی را از محل زندگی اصلی و خانواده به نقاطی دور دست و نامأنوس با فرهنگ و زبان و حتا مذهب زندانی تبعید می کند و این گونه او را در تحت فشار قرار می دهد.
 زندانی سیاسی ارژنگ داودی را با بهانه های واهی به زندان دور دست زابل تبعید کردندتا صدایش به کسی نرسد.
 زندانیان سیاسی اهل سنت ماهر کعبی، علی پژگل، شیر احمد شیرانی و نور احمد حسن زهی و صابر ملک رئیسی را از جنوب و شرق کشور به شمالی ترین نقطه ایران یعنی زندان اردبیل فرستاده شدند تا به قول این زندانیان وارد زندان در زندان شوند. یعنی هم با جوی که در آنجا زندانبان علیه این زندانیان اهل سنت وبلوچ و عرب راه می اندازد، همیشه سایه سنگین غربت آنان را دنبال کند و هم با دوری از خانه و خانواده آنان را بیشتر تحت فشار قرار دهد.
 زندانی سیاسی اهل جنوب احمد دبات به یزد تبعید می شود و در اثر فشار زندان به سوی نابینایی کامل پیش می رود .
 زندانیان کرد و فعالین زن افسانه بایزیدی، هاجر پیری، سهیلا مینایی، سودابه حسن خانی و فریده خوشنام را از شهرهای کردی به زندان دور افتاده کرمان تبعید کردند.
 زندانیان کرد سید سامی حسینی ، کمال حسن رمضان و والی درودی را به زندان دور دست چوبین در قزوین تبعید کردند.
– تشکیل پرونده و محاکمه مجدد و پرونده سازی
زندانی سیاسی علی معزی به زندان تهران بزرگ تبعید شد و در آنجا برای سومین بار برای او پرونده سازی شد واکنون میخواهند او را به دادگاه ویژه روحانیت ببرند
زندانی سیاسی ابوالقاسم فولادند با اتهام اغتشاش در زندان تهدید به محاکمه مجدد شد.
زندانی سیاسی مهدی فراحی شاندیز برغم پایان محکومیت اش چندین بار تجدید محاکمه شد و از آزادی اش جلوگیری شد.

-سوءاستفاده از فقرمادی زندانیان
حکومت همانند همه بخش های دیگر جامعه زندان را نیز همانند یک بنگاه اقتصادی فرض کرده است که باید زندانی را تا حد امکان استثمار کرد. گزارش های مختلف از زندانها حاکی از آن است که زندان درعمل در مسیر حذف تغذیه زندانی قرار گرفته است. غذایی که برای زندانیان در نظر می گیرند آن چنان نامطبوع و با کیفیت پایین است که زندانی نمی تواند ازآن بخورد. و زندانی مجبور است که پول غذا ازخانواده بگیرد تا از گرسنگی نمیرد و در عمل زندانیان که وسع مالی ندارند همیشه گرسنه اند و به این ترتیب میزان آسیب پذیری زندانی را در مقابل فشارهای زندانبان بیشتر می کند. گزارش های متعدد از زندان های گوهر دشت و زندان اوین و زابل و زاهدان وکرمان حاکی از آن است که درعمل بسیاری از اقلام مورد نیاز یک زندانی برای زنده ماندن را خودش باید تامین کند؛ وسایل گرمایشی و سرمایشی و فرش و تلویزیون و امکانات حداقلی برای ادامه حیات ازخود زندانی اخذ می شود حتا پول دارو را از زندانی می گیرند
-عدم رعایت طبقه بندی زندانی
زندانیان سیاسی را در کنار مجرمان خطرناک به بند می کشند و گاهی با تحریک خود زندانبان مجرمان خطرناک به زندانیان سیاسی حمله می کنند:
گزارشی که از زندانی سیاسی ارژنگ داودی که در زندان زاهدان یک مجرم خطرناک به او حمله کرده بود و در صدد کشتن او بود
ویا زندانی جوان صابر ملک رئیسی که در زندان اردبیل در بند قرنطینه مورد تهدید مجرمان خطرناک قرار گرفته بود از جدیدترین شواهد نقض حقوق زندانیان بوده است.
زندانیان سیاسی زندان ارومیه دربندهای مختلف این زندان در کنار مجرمان خطرناک و معتادان پراکنده شده اند
-محدود سازی و ایزولاسیون زندانیان سیاسی
روز ۸مردادگارد ویژه زندان به بند۴سالن۱۲ زندان گوهردشت به صورت وحشیانه حمله کردند و ۵۱ زندانی سیاسی آن بند را با ایجاد وحشت و ضرب و شتم به سالن فوق امنیتی ۱۰گوهردشت منتقل کردند. پنجره های سالن ۱۰ با ورقه های فلزی جوشکاری شده و امکان تنفس وجود ندارد. همه جای سالن پر از دوربین است. حتی در سرویسهای بهداشتی و حمام دوربین وجود دارد و زندانیان بوسیله دوربینها و شنود کنترل می شوند.
زندانیان سیاسی زندان اردبیل در محیطی ایزوله از بقیه زندانیان نگهداری می شوند. هواخوری آنان بامیله های مشبک پوشانده شده است و مدتهاست که تلفن آنها که تنها امکان ارتباطی با بیرون است از آنها گرفته شده است.
-و سرانجام شکنجه؛ سخت ترین بخش تهیه این گزارش همین بخش پایانی بود که باید مستندات واقعیت زندانها را رونمایی می کردیم. برای همین ترجیح دادیم بدون هیچ دخل و تصرفی گزارش شکنجه را از قول خود زندانیان و قربانیان واقعی آن بیان کنیم. یعنی واقعیتی که هم اکنون در زندان ها جاری است. از این رو از شما درخواست داریم به این لینک مراجعه کنید و شکنجه را از نامه های زندانیان آنهم صرفا در ماه دسامبر جاری دنبال کنید:

شاهدان زنده از شکنجه می گویند

د) تحلیل و نتیجه گیری:
«کانون نه به زندان نه به اعدام» با توجه به وضعیت روبه وخامت حقوق بشر در ایران به نظارت دقیق و گسترده وضعیت حقوق بشر در ایران ادامه خواهد داد. گزارش حاضر حاصل صدها گزارش مستقیم از وضعیت زندانها و هزاران ساعت کار برای رصد نقض فاحش حقوق بشر در ایران است. مؤسسه ما به جد خواستار دخالت کلیه ارگانهای حقوق بشری و سازمانهای بین المللی برای پایان بخشیدن به نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران است.
ضروری است گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران خانم عاصمه جهانگیر؛ برای بازدید از زندانها و نظارت بر وضعیت حقوق بشر از ایران و زندانهای مخوف کشور دیدن کند و در بازدید از آزادی کامل و دسترسی به همه اماکن برخوردار باشد.جامعه جهانی باید به حد کافی بر حاکمان تهران فشار وارد سازد تا گزارشگر حقوق بشر را بپذیرد.
اعدامها در ایران باید متوقف شود.
کلیه زندانیان سیاسی، عقیدتی و مذهبی باید آزاد شوند.
هر نوع شکنجه، شلاق، مجازات غیر انسانی درآوردن چشم و قطع دست و… بایستی متوقف شود.
هر نوع تبعیض قومی و مذهبی و جنسیتی، دستگیری های خودسرانه، فشار و سرکوب مستمر زنان، سانسور و کنترلهای امنیتی، فیلترینگ فضای مجازی و استراق سمع باید متوقف شود.
کلیه متهمین بایستی به دادگاههای عادلانه و علنی دسترسی داشته باشند.
باید از حاکمیت ولایت فقیه تضمین های لازم برای رعایت حقوق زندانیان سیاسی گرفته شود تا به وضعیت وخامت بار کنونی نقطه پایان گذاشته شود.
کانون نه به زندان – نه به اعدام از همه گزارشگران و قربانیان نقض حقوق بشر که تجربه های تلخ شان را با ما به اشتراک گذاشتند صمیمانه سپاسگزار است و آنان را به تداوم و گسترش تلاش هایشان دعوت می کند.
با ارسال اخبار؛ تصاویر و فیلمهای مربوط به نقض حقوق بشر و اخبار درون زندانها؛ ما را برای استمرار فعالیتهایمان جهت انتشار و اطلاع رسانی اخبار زندانیان و آنان که در آستانه اعدام قرار دارند؛ یاری رسانید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)