رخدادهای کنونی مصر و نوار غزه و قبل از آن انقلاب ربایی اسلام گرایان در ایران سنگی بود در واقع، که جام نازک بلورین اسلام دموکرات را خرد نمود. دموکراسی به عنوان سامانه حکومتی نه چندان کامل اما همگان پذیر و نسبتا منطقی تر، در چالشی با قوی ترین ایدولوژی سنتی یعنی اسلام سیاسی چنان به جان هم افتادند که آشتی و اتفاق آنها امری شد محال و کارزاری شد که یکی بایستی پیروز.
اسلام گرایان با رندی و بکار گیری ابزارهای دموکراسی (رسانه های آزاد و حق رای) قدرت، این شیرین شکر و شورابه ذات بشر برتری جوی را به دست گرفتند و با قدرت گرفتن خویش نردبان را شکستند و خر مراد را سوار گشته و بیچاره مراد صاحب خر، که دیگر پشت خر نیز جای نداشت.
دموکراسی خر بود یا مراد بماند که هدف وسیله را توجیه نموده و میکند. چیزی که در این بین مهم بود، افتادن نقاب بود از چهره اسلام حکومتی خشن بویژه در ایران و مصر این اقطاب جهان اسلام و کهنه تمدنهایی که در تاریخ کهن با یونانیان دموکرات در داد و ستد بودند اما دموکراسی این کالای یونانیان را هرگز سودا نکردند!
این عیب دموکراسی بود یا حسن آن؟ زرنگی ملایان اسلامی بود یا قبح ایشان که با دموکراسی به قدرت رسیدند و برای از دست ندادن قدرت خر را از کره-گی فاقد دم اعلام نمودند؟!
نه دموکراسی باکره بی عیب و نقصی بود و نه اسلام بیزار از قدرت گرفتن، این واقعیتی است که عقلا متفق اند. بدون تردید که بزرگترین چالش دموکراسی توده هایند، که گله وار طلب چوپان میکنند. چه شیرین گفته است هنریک ایبسن نروژی که “اکثریت اشتباه میکند، اکثریت غالبا اشتباه میکند!”.
چاره در چیست، هیچ کس نمیداند اما آیا غیر از بالابردن آگاهی های عمومی، گسترش بینش و خردورزی، درمانی برای جلوگیری از رای ٩٨% “آری” به جمهوری اسلامی ناشناخته در ١٢ فروردین ١٣۵٨ وجود داشته و دارد؟ آیا مصریان پس از ٣٠ سال رای به محمد مرسی را دیوانگی میخوانند؟
تاریخ پاسخ گوست.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)