سازمان ملل در گزارش سالانه «گازهای گلخانه ای» می‌نویسد که در سال گذشته میلادی (2016)، میزان دی اکسید کربن انباشت شده در جو کره زمین رکورد تازه ای گذاشته است (Carbon dioxide levels grew at record pace in 2016, U.N. says) و ادامه وضع موجود می‌تواند باعث بالا رفتن 20 متری سطح دریاها و افزایش بالای سه درجه سانتی‌گراد دمای زمین گردد. این گزارش که روز دوشنبه هشتم آبان 1396 (30 اکتبر 2017)، در سایت رسمی این نهاد بین المللی سرمایه منتشر شده است، می‌گوید که غلظت دی اکسید کربن ( یا گاز کربنیک، یکی از گازهای گلخانه‌ای عمده جو کره زمین که نقش سرمایه و روابط تولیدی سرمایه داری در تولید آن اصلی است) به حدود 403.3 قسمت در میلیون (ppm پی پی ام) رسیده است، در حالی که این شاخص در سال 2015 حدود 400 پی پی ام بود. بر اساس این گزارش، آهنگ رشد انتشار دی اکسید کربن در اتمسفر در سال گذشته نسبت به متوسط سالانه دهه گذشته 50 درصد رشد کرده است. این میزان نسبت به دوران ما قبل سرمایه داری (سال های 1750)  451 درصد افزایش داشته است. همزمان سازمان هواشناسی جهانی (WMO) از افزایش بی‌سابقه غلظت گاز دی‌اکسید کربن در جو زمین خبر داده است . این دو گزارش یک هفته قبل از کنفرانس مجمع بین المللی تغییرات آب وهوایی (IPCC) در شهر بن تحت عنوان کنفرانس COP23 منتشر شدند. همین سازمان میزان افزایش غلظت گاز کربنیک در جو زمین را 2.9 ppm در سال 2013  یعنی بیشترین افزایش یک ساله در دوره سرمایه داری نشان می دهد و این بدین معنی است که روابط تولیدی سرمایه داری رکورد های تخریبی محیط زیستی خود را هر چند سال یکبار می شکند. در نوامبر سال 2014 در کنفرانس بین المللی آب و هوایی در کپنهاگ گفته شد که این رقم باعث افزایش کل غلظت این گاز به میزان 396 ppm یعنی فقط 4 ppm کمتر از مرزی که IPCC آنرا نقطه عطفی در تاریخ افزایش این گاز می داند بوده است. قابل توجه اینکه میزان غلظت این گاز که جهت ثابت نگهداشتن وسعت تخریبات آن، از جمله 2 درجه افزایش گرمای زمین در نظر گرفته شده بود در سال 2016  شکسته شد (گذشتن از مرز 400 ppm). واحد ppm برای توضیح غلظت بکار می رود حال آن که مقدار مطلق گاز در جو زمین بر حسب میلیارد تن Gt  گزارش می شود. یک نگاه به مقدار گاز کربنیک سالانه از سال 2006 تا 2016 نشان دهنده روند رو به افزایش این گاز در جو زمین است. چنانکه در نمودار 1 نشان داده می شود افزایش سالانه گاز کربنیک پیوسته رو به فزونی است و فقط بحران سال 2008 نمود خود را در کاهش این گاز در سال 2009 نشان میدهد. با نگاهی ساده به ارقام این نمودار می توان گفت که میزان متوسط افزایش گاز کربنیک در جو زمین در یازده سال اخیر 34.5 میلیارد تن در سال بوده است. آن چه در این روند از این مقدار متوسط مهمتر است رشد سالانه آن می باشد. مسئولین و گردانندگان دولت های سرمایه در کنفرانس پاریس در سال 2015 هیاهوی بسیاری براه انداختند که افزایش گاز کربنیک در جو زمین در این سال نسبت به سال قبل اندکی کاهش نشان می دهد و این را نتیجه تصمیمات با درایت خود قلمداد کردند که دیگر همه چیز از جمله افزایش گرمایش زمین تحت کنترل در آمده است و توده ها دیگر به سرمایه داری اعتماد کنند که همه ناملایمات محیط زیستی با این اعتماد قابل حل است!! قافل از این که سال 2016 تمای کاهش ناچیز انباشت این گاز در سال های 2014 و 2015 در جو زمین با جهش 6 میلیارد تن سال 2016 نه تنها خنثی گردید بلکه عرصه جدیدی را در نوردید. سازمان هواشناسی جهانی (WMO) در 30 اکتبر گزارش داد که در سال 2016 میزان افزایش غلظت گاز کربینک در جو زمین به میزان 50 درصد بیش از میانگین ده سال اخیر بوده است. علت این افزایش چنان که در دوره های قبل نیز هویدا بود، تولید و مصرف سوخت‌های انرژی فسیلی مانند زغال سنگ، نفت، گاز و هم‌چنین از بین رفتن جنگل‌ها است. براساس این گزارش، غلظت گاز کربنیک در سال گذشته در مقایسه با دوره ماقبل سرمایه داری 145 درصد افزایش داشته است. باید توجه داشت که گاز کربنیک یکی از گازهای گلخانه ای است و هر چند اهمیت آن در افزایش گرمایش زمین زیاد است و طول عمر آن نیز در جو زمین بالا است، اما میزان غلظت دومین گاز گلخانه‌ای مهم یعنی متان 257 درصد بوده و این گاز 23 برابر بیش از گاز کربنیک می تواند حرارت را به خود جذب کند. غلظت این گاز در جو زمین رشدی متعادل نسبت به سایر گازهای گلخانه ای در سال ها 2000 تا 2006 داشته است اما طی ده سال بعد (2006 تا 2016) سرعت رشد آن ده برابر گردیده است. مقاله 81 پژوهشگر جهانی در ژرنال (Earth System Science Data, Environmental Research Letters) از تاثیرات وخیم این پدیده اخطار می دهند. افزایش گاز متان در جو زمین در دهه های اخیر دلایل گوناگونی دارد از جمله گسترش استخراج معادن گاز چه در کشور های سرمایه داری ایران،روسیه ،قطر و چه به شیوه استخراج گاز با تکنیک فراکینگ Fracking از اعماق زمین بخصوص در امریکا. سومین گاز مهم گلخانه ای، یعنی اکسید ازت (اکسید نیتروژن) رشدی 122 درصدی نسبت به دوره قبل از آغاز سرمایه داری داشته است. از زمان رشد شیوه تولید سرمایه داری و توسعه انباشت صنعتی، از طریق کود شیمیایی، انرژی فسیلی (نفت، گاز و ذغال) و کارخانجات شیمیایی به طور مستمر در حال افزایش بوده است. اکسید ازت  310 برابر بیشتر از گاز کربنیک گرما را به خود جذب می کند و به این ترتیب عامل مهمی در بالا رفتن گرمای زمین است. علاوه بر این ها گاز های گلخانه ای دیگر نظیر اوزون، گازهای فلور و کلر دار در سیستم های تهویه نیز کاهش نیافته است بلکه به لحاظ افزایش انباشت سرسام آور سرمایه روبه افزایش اند.

نمودار 1 انتشار سالیانه گاز کربنیک در جو زمین در طول ده سال اخیر  

IPCC: Data for Global Carbon Emissions 

 

نمودار 2 سهم هریک از این گاز ها در جو زمین را نشان میدهد اما چنان که گفته شد غیر از این عامل ضریب تاثیر در افزایش گرمایش زمین نیز می بایست در نظر گرفته شود، علاوه بر این در رابطه با تاثیر متقابل این عوامل بر هم به این نکته نیز باید توجه کرد که حاصل جمع این عوامل یک حساب ساده ریاضی نخواهد بود بلکه این عوامل بر روی هم تاثیر تصاعد هندسی دارند.

نمودار 2

(Eurpean Commision, Trends in Global CO2 Emmisions, 2016 Report)

 

حال چگونه است که با وجودی که دولت های سرمایه هر چند وقت یک بار در کنفرانس های خود، در مجالس رسمی و پارلمان های خود با پرچانگی و لجاجت دم از کنترل افزایش گازهای گلخانه ای دارند اما واقعیت قبل از این لفاظی ها از آن ها پیشی می گیرد و خود را در ارقامی هر چه نجومی تر آبروی ریخته آن را پیش توده های میلیاردی کارگران جهان بر ملا می کند و طشت رسوایی آن ها را با صدای گوش خراش از بام بر زمین می اندازد!!. راز این رسوایی ها و لجاجت واقعییات در چیست که این طور مصممانه سنگینی خودرا بر دولتمردان سرمایه تحمیل می کند. برای بررسی این مهم می بایست برخی جزئیات روابط تولیدی سرمایه داری را مرور کنیم. مواد ذکر شده تا این جا (نفت، گاز، ذغال سنگ) جزو مواد خام و کمکی در پروسه های تولید کالائی سرمایه داری هستند که می بایست دائما جبران شوند و از نو خریداری گردند تا روند باز تولید ادامه یابد بهمین دلیل در اقتصاد سیاسی سرمایه داری بخش گردشی سرمایه نام می گیرند. مواد خام و کمکی مانند بخش استوار سرمایه، ساختمان ها و ماشین آلات، نیستند که ارزششان را به تدریج توسط نیروی کار وارد کالاهای تولید شده می کنند. این مواد در هر دوره ی تولید کالا تماما توسط نیروی کار وارد پروسه تولید کالا می شوند. ارزششان چون مواد خام مستقیما در شکل گیری ارزشی کالای تولید شده دخالت دارد و یا چون مواد کمکی مانند سوخت و انرژی هر چند وجود فیزیکی آن ها در کالا دیده نمی شود اما پروسه تولید بدون آن ها شکل نمی گیرد و از این گذشته نقش آن ها در پروسه های تولیدی هر چه مهمتر می گردد. بنابراین ارزش مواد خام وکمکی بطور کامل و تماما در ارزش کالاهایی که برای تولیدشان بکار می روند وارد می شوند و این بدین معنی است که قیمت کالای تولید شده و از این طریق چگونگی توزیع کار پرداخت نشده کارگران (ارزش اضافی) میان سرمایه های مختلف به مراتب بیشتر از سایر اجزائ سرمایه (ساختمان ها و ماشین آلات) متاثر از مواد خام و کمکی است. تولید انرژی و وابستگی به آن برای سرمایه داری امروز حکم آب حیات دارد. لذا نقش مواد کمکی و نیز خام در تشکیل عناصر مادی سرمایه مهمترین جزء آن است و بخش مهمی از هزینه های تولید کالا هستند که دائما باید خریداری گردیده و لذا همواره منابع ثابت و در دسترسی می بایست وجود داشته باشد تا پروسه های باز تولید سرمایه داری را تضمین کنند. نفت، گاز، ذغال سنگ و سایر مواد خام فسیلی علاوه بر این که پایه اصلی تولید انرژی هستند، بواسطه ترکیبات خود که شامل صدها هزار ماده شیمیایی است در تولید در بسیاری حوزه های پیش ریز سرمایه متوقف خواهد شد. در صورت افزایش قیمت آن ها در بیشتر موارد مشکل بتوان مواد خامی که جایگزین آن ها گردد یافت. نوسانات قیمت مواد خام و کمکی در اکثر موارد آن چنان تاثیری بر روند تولید می گذارد که حتی به بحران سرمایه داری منجر می گردد و یا بروز آن را جلو می اندازد. ما این را در بحران نفت در میانه 1970 دیدیم. به عکس آن نیز صادق است، تنزل قیمت آن ها نرخ سود را در بیشتر حوزه های پیش ریز سرمایه افزایش می دهد. سقوط قیمت نفت و متعاقب آن سایر مواد انرژی زا در سال های اخیر بخشی از راه نجات سرمایه داری های بزرگ، غیر از سر شکن کردن بخشی از بار بحران بر معیشت کارگران، بعد از بحران 2007-2008 بود. هنگامی که این مواد به اندازه کافی در بازار وجود داشته باشند نوسانات قیمت آن ها محدود تر است و این را ما بوضوح امروزه شاهد هستیم که چگونه قیمت نفت به اکراه بالا می رود. نوسانات قیمت نفت چه بعنوان ماده خام و چه کمکی بر قیمت کالاهایی که در رابطه با آن ها ساخته می شوند، اعم از کالاهای نیمه ساخته و کالاهای کامل ساخته شده تاثیر می گذارند. حتی افزایش قیمت این مواد در قیمت کالاهایی که قبلا و با مواد خام وکمکی ارزانتر تولید شده اند نیز تاثیر می گذارد. این امر حتی بر ارزش مواد خام و کمکی مشابه که با هزینه کمتری در گذشته تولید گشته نیز اثر می گذارد و ارزش آن ها را بالا می برد. با این توضیح کوتاه می توان درک کرد که چرا و چه گونه است که تولید نفت و گاز در جهان بی وقفه افزایش می یابد. این ها ارزان ترین ماده ها برای تولید انرژی هستند و تا هنگامی که این چنین است بر مصرف تولیدی آن ها افزوده می گردد و لذا تقاضا با رشد انباشت سرمایه و تولید انبوه تر کالا اعم از کالاهای سرمایه ای و مصرفی افزایش می یابد.

نمودار 3 تولید روزانه نفت در جهان بین سال های 1983 تا 2017 ( International Energy Agency, IEA)

بطور مثال تولید نفت در ابتدای قرن گذشته روزانه 500 هزار بشکه بود و اکنون 100 میلیون بشکه در روز است. این تازه تولید نفت از معادن و ذخایر سنتی است و شامل تولید گاز و میعانات گازی نمی گردد. تولید گاز و میعانات آن که عرصه رقابت سهمگین ایران، قطر و روسیه است هر روز ابعاد جدیدی بخود می گیرد و سرمایه های عظیمی را به خود جلب می کند و تکنولژی تولید (بارآوری کار) را مرتبا تکامل می دهد. گازهای استخراج شده که اکنون با تکنیک جدید بصورت مایع حمل و نقل می شود در سراسر جهان سرمایه از بنادر تا ترمینال های معمولی تحویل کالا مبادله می شوند، هم بعنوان ماده کمکی در تاسیسات تولید انرژی بعنوان سوخت و هم بعنوان ماده اولیه در تولید انواع کالاها از پلاستیک گرفته تا تولید دارو و غیره استفاده می شود.  نتیجه این که هر قدر سرمایه بیشتر انباشت می شوند، بارآوری کار بالا می رود و صنایع و ماشین آلات سنگین و عظیم تر به تولید انبوه تر می پردازند، احتیاج به مواد خام و کمکی نیز افزایش می یابد و این راز تولید صعودی نفت و مواد فسیلی و نتیجه متعاقب آن تخریبات محیط زیستی است. زیرا سرمایه داران این کالاها را نه برای مصرف شخصی بلکه برای مصرف مولد در پروسه تولید  مصرف می کنند. سرمایه داران بخاطر علاقه به این محصولات نیست که آن ها را تولید می کنند بلکه هدف تولید تماما کسب مازاد ارزشی است که توسط کارگران در آن ها ایجاد شده. آن ها بی اعتنا به این که این کالاها در پروسه های بعدی تولید چه تخریبات محیط زیستی ایجاد میکنند فقط برای کسب سود، تولید می کنند. این نغمه و ملودی همیشگی این روابط تولید از ابتدای پیدایش آن و بخصوص اوج گیری سرمایه داری از اواسط سده 1700 میلادی بوده است. آن چه ما امروز بصورت تخریبات محیط زیستی شاهد هستیم و بی شک از این بیشتر شاهد خواهیم بود سرنوشت اجتناب ناپذیر این روابط تولید است. سرنوشت ما کارگران و فرزندان ما و آینده آن ها بوسیله سرمایه و روابط تولیدی آن رقم می خورد تا زمانی که ما خودرا بعنوان آحاد طبقه کارگر در شوراهای کارگری ضد کار مزدی علیه سرمایه متحد و متشکل نکرده ایم و در تمامی حوزه ها بر علیه این نظام اختاپوسی نحس ضد بشری وارد نبر نشده ایم، همین سرنوشت ما است.

بررسی علل افزایش تولید نفت کار مشکلی نیست کافی است به هزینه تولید یک بشکه نفت که در سال 2016 به این ترتیب بود دقت کنیم. این هزینه شامل سرمایه ثابت (هزینه اکتشافات، ماشین آلات، ساختمان ها، دکل ها، لنگرگاه ها، ناوگان های حمل نفت و غیره) و سرمایه متغیر (دستمزد کارگران) می شود. قبل از هر چیز ذکر یک نکته مهم را لازم می بینم و آن بار آوری نجومی صنعت استخراج و حمل نفت است که طی بیش از یک صد سال با سرمایه های نجومی به آن چنان مدارجی رسیده که نیروی کار برای هر واحد سرمایه ثابت به مقادیر کوچکی رسیده است. حوزه کشف و تولید نفت در عین حال بزرگترین انباشت سرمایه را نسبت به سایر حوزه های پیش ریز سرمایه داشته و دارد بطوری که حوزه های دیگر سرمایه از دارو، الکترونیک، تولید انواع اتوموبیل و غیره همواره با فاصله بزرگی بعد از آن قرار می گیرند. به موضوع هزینه تولید نفت در جهان بازگردیم. بریتانیا بیشترین هزینه را برای تولید یک بشکه نفت دارد (44.33 دلار)، درامریکا این هزینه 20.99 دلار (بدون احتساب نفت شیل)، روسیه 19.21 دلار و سرمایه داری ایران و عربستان صعودی با 9.08 دلار و 8.89 دلار کمترین هزینه را بابت تولید یک بشکه نفت صرف می کنند (Barrel Breakdown, Oil prices Slide in Volatile Trade, by WSJ news Graphics ). البته هزینه تولید نفت با کیفیت های مختلف (نفت سبک، متوسط و سنگین) مختلف هستند. از این گذشته هزینه حفاری در دریا و خشکی متفاوت است و هزینه کشف و استخراج در دریا بیشترین می باشد. از این رو ارقامی که در بالا ذکر شد حد متوسط هزینه تولید هر بشکه نفت هر تولید کننده است. به این ترتیب در جهان تا هنگامی که هزینه کشف و تولید هر بشکه نفت زیر 50 دلار باشد حتی سرمایه گذاری های پر هزینه تولید نفت شیل را نیز مقرون به سود های کلان می کند. اکنون رقابت سختی بین شرکت ها و دولت های سرمایه داری تولید کننده نفت در جهان بر سر داشتن سهم هر چه افزون تری از بازار این کالای مهم در گیر است. امریکا با در دست داشتن تکنیک تولید نفت شیل که پر هزینه ترین است نقش کلیدی ایفا می کند. هزینه این روش تولید دائما در حال کاهش است و بارآوری کار آن با سایر شیوه های تولید قابل مقایسه نیست. تعداد چاه های نفتی امریکا روزبروز بیشتر می شود و افزایش آن ها نشانه کاهش هزینه تولید نفت شیل است بطوری که به ادعای رئیس اتحادیه تولید کنندگان این روش تولید نفت مبنی بر هزینه زیر 10 دلاری برای هر بشکه عجیب نیست. در نوامبر 2017 سازمان انرژی امریکا (US Energy Information Administration, EIA) اعلام کرد که برای اولین بار بعد از دهه ها نفت سبک امریکا وارد بازارهای آسیایی شد. این در حال است که اوپک همراه با روسیه بعنوان بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان از اوائل 2016 دائما سطح تولیدات خودرا برای بالا نگهداشت قیمت نفت کاهش می دهند اما تولید کنندگان امریکایی بلافاصله برای کسب سهم هر چه بیشتری از بازار و کسب سود بیشتر تولید خودرا افزایش می دهند. آژانس بین المللی انرژی (International Energy Agency, IEA) گزارش می دهد که تولید نفت امریکا تا سال 2025 با احتساب میعانات به 16.9 میلیون بشکه در روز خواهد رسید. این در حالی است که تولید نفت امریکا در دسامبر 2017 به 9.9 میلیون بشکه در روز یعنی بالاترین میزان تولید نفت طی تاریخ صنعت نفت این کشور رسیده است.

تا کنون تخریبات زیست محیطی افزایش گاز کربنیک در جو زمین به موارد زیر محدود شده است. حل شدن بخشی از این گاز (در حدود یک چهارم آن در شرایط حاضر) در آب های زمین (دریاها و اقیانوس ها) به اسیدی شدن آب ها می انجامد. همواره یک رابطه بین غلظت گازها ازجمله گاز کربنیک در هوا و میزان حل شدن آن در آب های زمین وجود دارد، هر قدر مقدار گاز کربنیک (و غلظت آن) در هوا افزایش یابد و در نتیجه فشار آن بالا رود مقدار بیشتری از آن در آب اقیانوس ها و دریاها حل می گردد و در این پروسه اسید کربنیک تشکیل می شود. افزایش غلظت این اسید باعث اسیدی شدن آب می گردد. به روایت گزارش سازمان ملل هم اکنون آب های جهان نسبت به اوایل قرن گذشته 26 درصد بیشتر اسیدی شده اند. اسیدی شدن اب های آزاد جهان موجب مرگ و میر آبزیان و در میان آن ها بخصوص مرجان ها می گردد. این امر به تغییر اکو سیستم دریاها و کمبود مواد غذایی برای ماهیان و سرانجام نابودی آن ها می انجامد. هم اکنون پژوهش ها نشان می دهند که بخصوص نوزادان دریایی آسیب پذیر هستند. این بدان معنی است که شمار ماهی هایی که به بزرگسالی می رسند می تواند به یک چهارم کاهش یابد. همین روند اسیدی شدن در مورد باران نیز صادق است. بدین معنی که گازکربنیک هوا با آب باران ترکیب می شود و اسید کربنیک تولید می نماید. اما در این جا عوامل و ترکیبات دیگری نیز وجود دارند که روند اسیدی شدن باران را افزایش می دهند. اکسید های ازت و گوگرد در اثر استفاده از سوخت های فسیلی نظیر نفت و ذغال سنگ تشکیل می شود و این اکسید ها نظیر گازکربنیک با رطوبت هوا اسیدهای نیتریک و سولفوریک تولید می کنند که بسیار قوی تر و مخرب تر از اسید کربنیک هستند. اسیدی شدن خاک، آبهای زیر زمینی، دریاچه ها و تالابها نتیجه این باران هاست. در این مورد خاص یعنی ریزش باران های اسیدی بر خاک موجب اسیدی شدن خاک و آزاد شدن فلزات سنگین مضر مانند کدمیم، سرب، آرسنیک و جیوه می گردد. وجود و انباشت این فلزات در مزارع، کشتزارها و مراتع عواقب سرطانی و وخیم دیگری برای موجودات زند و انسان ایجاد می کند. علاوه بر این مواد کانی مفید در رقابت با این فلزات کنار زده می شوند و شرایط برای جذب فلزات سنگین بجای مواد کانی مفید توسط گیاهان آماده می شود. یکی دیگر از عوارض افزایش گاز های گلخانه ای هم چنان که همه می دانیم افزایش گرمای جو و افزایش شدت باران ها و دفعات ریزش باران در سال است. هنگامی که باران ها اسیدی می شوند شدت آن ها بر افزایش اسیدیته باران به میزان 65 درصد می افزاید و این بدین معنی است که گرمایش زمین و اسیدی شدن باران ها در دور تسلسلی که یکدیگر را تقویت می کنند قرار می گیرند. علاوه بر این ها می بایست افزایش آلاینده های هوایی را به این موارد افزود. زیرا گازهای حاوی سولفورها (ترکیبات گوگرد)، مونواکسید کربن و غیره موجب بیماری های ریه ای، آلرژی، زوال مغز، عوارض قلبی و عروقی می گردند که نتیجه آن را در افزایش مرگ و میر کارگران که در این مناطق آلوده کار و زندگی می کنند می بینیم. در همین رابطه در کنفرانس بن (بین 6 تا 17 نوامبر) گزارش شد که در جهان سالانه 800 هزار نفر بر اثر آلودگی هوا و مسمومیت ناشی از گازهای متصاعد شده از سوخت فسیلی می‌میرند.

افزایش گرمایش زمین موجب بالا آمدن سطح آب دریاها می گردد و این امر همزمان به دو صورت شکل می گیرد، یکی افزایش حجم آب در اثر گرم تر شدن آن و دیگری ذوب شدن یخچال ها. پژوهشگران آمریکایی در مقاله ای در ابتدای سال اخیر اعلام کردند که کره زمین در سال 2016 برای سومین سال پیاپی شاهد گرمترین سال در تاریخ بوده است. در سال 2016 بالاترین درجه حرارت زمین ثبت شده است. پژوهش دیگری هم که توسط ناسا صورت گرفته نشان می‌دهد سال 2016 گرمترین سال ثبت شده در تاریخ بعد از 1880 بوده است. در گزارش اداره هواشناسی آمریکا گفته می‌شود که سرعت ذوب شدن لایه‌های یخ در نواحی قطبی نیز تسریع شده است.  بخش اعظم کسانی که نه تنها در معرض ریزش باران های شدید، سیلاب ها و طوفان های ناشی از تغییرات اقلیمی در اثر گرمایش جو و هم چنین بالا آمدن سطح آب دریاها، قرار می گیرند توده های فقیر کارگر که در کپرها، خانه های بدون استاندارد، سواحل دریاها که حتی حیوانات در آن جا زندگی نمی کنند، هستند که هر روزه شاهد از بین رفتن آلونک های خود و مرگ ومیر کودکان و بستگان خود هستند. افزایش گرمایش زمین که از 1900 تا کنون 1 درجه سانتی گراد بوده است به افزایش ارتفاع سطح آب های آزاد جهان به اندازه 20 سانتی متر در همین مدت شده است.

علاوه بر این تخریبات محیط زیستی ناشی از افزایش گازهای گلخانه ای که در فوق توضیح داده شد، چرخه کربن که شامل گاز کربنیک جو، بیوسفر (گیاهان و زمین) و گاز کربنیک آب های جهان است سرعت بیشتری گرفته است. این امر طبق پژوهش های جدید (نوامبر 2004 و سپتامبر 2017 The great nutrient collapse, The atmosphere is literally changing the food we eat, for the worse. And almost nobody is paying attention, By HELENA BOTTEMILLER EVICH 09/13/2017) پدیده جدیدی را نشان می دهد که تا کنون مورد توجه قرار نگرفته بود و یا ابعاد آن این قدر چشم گیر نبود. این امر منجر به تغییراتی در چرخه کالوین (تشکیل قندها در گیاهان را به نمودار 4 مراجعه کنید) شده است. توضیح این پدیده به قرار زیر است.

هنگامی که گیاهان گاز کربنیک بیشتری دریافت می کنند به تشکیل بیشتر موکول های قند (کربوهیدارت ها) نسبت به دوره هایی که هوا محتوی مقدار متعادلی از گاز کربنیک است، منجر می گردد. اکنون پژوهش هایی در این زمینه انجام گرفته که نشان می دهند که نه تنها جنگل های سراسر جهان و چمن ها بلکه و بخصوص گیاهانی که به میوه می نشینند و سبزی جات نیز بر اثر افزایش گاز کربنیک جو زمین، محتوی قند بیشتری می گردند. بیوسفر زمین (گیاهان و خاک) که در معرض غلظت بیشتر این گاز قرار می گیرد هر چه بیشتر به سمت و سوی پروسه ای می روند که از مواد غذایی نظیر ویتامین ها، مواد کانی و پرتئین ها کاسته می شود و به انباشت انواع قند ها افزوده می گردد. هنگامی که اولین بار این نوع گزارشات منتشر شد موج هجوم پژوهشگران و انیستیتو ها به این عرصه های تحقیقاتی آغاز گردید که اکنون با روش های گوناگون به اندازه گیری مواد غذایی میوه ها، سبزی جات و سایر تولیدات کشاورزی صنعتی می پردازند که نتیجه آن در مقایسه با محتویات این گیاهان در 50 سال گذشته چشمگیر است. گوجه فرنگی، بروکلی، گندم و جو در تحقیقات 2004 نشان داد که پروتئین، کلسیم، آهن، روی و ویتامین سی (C ویتامین) آن ها نسبت به دهه های پیش کاهش یافته است. گیاهان به گاز کربنیک احتیاج دارند تا از آن مواد اولیه انرژی زای خودرا که هیدروکربور ها هستند تولید کنند.

نمودار 4 چرخه کالوین که نتیجه آن به تشکیل انواع قند می انجامد حتی می تواند بدون نور خورشید نیز صورت گیرد، مولکولهای کربن موجود در گاز کربنیک (CO2) تثبیت می‌شوند و به شکل مولکول گلوکز در می‌آیند.

در گزارشی در سال 2004 گروهی پژهشگر نشان دادند که مقدار روی و آهن برنج (محصولی که سالیانه میلیون ها تن توسط سرمایه صنعتی کشاورزی تولید و توسط میلیارد ها نفوس کارگری در سراسر جهان تغذیه می گردد) نسبت به گذشته نه چندان دور کاهش یافته است. افزایش مقدار و نسبت کربوهیدرات ها در گیاهان می تواند به چرائی افزایش بیماری هایی نظیر چاقی و دیابت توضیح دهد. البته این پژوهش ها تازه آغاز شده اند اما هم اکنون کسانی نظیر Kristie Ebi  پژوهشگر دانشگاه واشنگتن در زمینه رابطه تغییرات اقلیمی و سلامت انسان تحقیق می کند، Marion Nestle پروفسور سیاست تغذیه در دانشگاه نیویورک و Lewis Ziska (فیزیولژیست گیاه شناسی در موسسه تحقیقاتی Beltsville در مریلند) از کسانی هستند که در این زمینه تحقیق می کنند. پژوهشگران برای تحقیق در این زمینه مزرعه ها را به یک آزمایشگاه تبدیل می نمایند که در آن ها همه استانداردها در نظر گرفته می شوند اما هوای آن را با غنی سازی گاز کربنیک تغییر می دهند و محصول این گیاهان را با مزارع نزدیک مقایسه می نمایند. به این ترتیب عامل متغیر در این جا معلوم است نه محتویات خاک و نه آب تغییری نکرده اند. این آزمایش ها نشان می دهند که تقریبا 95 درصد گیاهان روی زمین، از جمله گونه های گیاهی که کشاورزی صنعتی سرمایه داری تولید می کند مانند گندم، جو، برنج و سیب زمینی افزایش گاز کربنیک هوا باعث کاهش غلظت مواد کانی مهمی نظیر کلسیم، پتاسیم، روی و آهن به میزان 8 درصد می شود و پروتئین ها نیز در محصولات این گیاهان تا میزان 6 درصد کاهش می یابند و این در حالی است که بر غلظت هیدرو کربور ها (قندها) افزوده می گردد. از دست دادن فلز روی که برای سلامتی مادران و نوزادان ضروری است می تواند در سی سال آینده 138 میلیون توده های کارگر کشورهایی نظیر هند، بنگلادش و بخش هایی از چین که خوراک اصلی اشان از برنج، گندم و جو است را درمعرض امراض ناشی از کمبود آن، قرار دهد. هم چنین تخمین زده می شود که بیش از 1 میلیارد مادر و 345 میلیون کودک در جهان که به طریق فوق با کمبود آهن مواجه می گردند به امراض گوناگونی ناشی کمبود این ماده کانی که نقش بزرگی در بدن انسان و کلیه جانوران و حتی گیاهان دارد، مبتلا شوند. پژوهشگران از روی تحقیق برروی علف طلایی (سرده، Solidago virgaurea ) که مورد استفاده زنبور عسل برای تولید عسل قرار می گیرند و نمونه های آن در موزه ها از زمان آغاز سرمایه داری صنعتی (حدود 1750) باقی است دریابند که کاهش پروتئین این گیاه باعث ضعف بدنی زنبور های عسل و در نتیجه یکی از علل تغییر شرایط زندگی آن ها و مرگ و میر شان شده است. برای نظام سرمایه داری یک چیز و فقط یک شرط حیاتی است. کسب حداکثر سود در حداقل زمان، از طریق توسعه انباشت سرمایه با افزایش حداکثر بارآوری کار در جهت دسترسی به حد اکثر کار اضافی توده های کارگر و به زیان کار لازم آن ها یعنی دستمزدشان. در این روند افزایش تولید سوخت های فسیلی که به تجربه، تکنیک و بارآوری کار بیش از صد سال متکی است و در این فرایند به جرات می توان گفت بیشترین صرفه جویی را در کار و هزینه های آن می کند به دریاهای سود های نجومی دسترسی می یابد. این است رمز تخریبات محیط زیستی سرمایه که همه چیز، طبیعت و نابودی انسان ها و سیه روزی بی حد آن ها در این رستا را ساده ترین و بی دریغ ترین کار می داند. این برای ما کارگران مانند روز روشن است که عامل همه بدبختی ها، فقر، بی داروئی، خانه خرابی و گرسنگی ما از این نظام بیرون می زند و تخریبات محیط زیستی نیز از جمله دست آورد های رسوای این روابط تولید می باشد. اما اگر ما این را می دانیم پس چگونه است که این نظام برای پابرجائی خود این قدر سماجت می کند. راز بقای آن در چیست؟ جواب این نیز به روشنی روز برای ما چون آفتاب آمد دلیل آفتاب است. این ما هستیم که بقای آن را امکان پذیر می کنیم زیرا حیات او در گرو تمکین ما به این شرایط است. اما سرمایه داری به نیروهایی متکی است که در میان ما برای بقای آن تلاش روزانه و شبانه می کنند. در ما این تصور را بوجود می آورند که سرمایه داری بخودی خود بد نیست، این ندانم کاری ها، نبود مدیریت صحیح، یا عدم مدیریت، نبود تکنیک درست و مفید برای تولید سایر منابع انرژی و از این قبیل توجیهات آب پاکی بر این روابط بریزند. کسانی که برای بقای سرمایه و ابدی کردن این روابط در بین ما تلاش می کنند را اصطلاحا رفرمیست ها می نامیم. این بدین معنی است که رفرمیست ها برای ابدی کردن و جاودانه نمودن دستگاه و ماشینی که ارزش اضافی را از کارگر می مکد و کارگر را بعنوان عاملی که همراه با باز تولید بهای نیروی کار خود،  کل شرایط کار و ارزش افزایی و بازگستری سرمایه داری را هم بازتولید می کند، ماندگار نگه می دارند. چه معامله ای بهتر از این می توان از جانب رفرمیست ها در نظر گرفت که خدایان سرمایه با خیال راحت به سرمایه گذاری ها و انباشت های نجومی خود ادامه دهند، جهان را، هوا را و زمین را آکنده از کثافات خود کنند و زندگی را بر ما جهنم سازند و در این هیاهو توجیه کنندگان و پیام بران منجی سرمایه به روغن کاری و تدارک حفظ این نظام بپردازند. جواب ما کارگران به اینان این است که اتفاقا سرمایه ندانم کار نیست، به بهترین مدیریت ها و سازمان های برنامه ریزی و مدیریت مجهز است، همه تکنیک های ممکن امروز برای تولید هر چه کم هزینه تر منابع انرژی را در اختیار دارد و درست به همین دلایل راه بقای خود یعنی تولید سود را می داند اما برایش هیچ اهمیتی ندارد که برسر توده های کارگر، محیط زیست وطبیعت چه می آید. اصلا هیچگاه مسئله این روابط زندگی ما کارگران، خورد و خوراک ما، محیط زندگی ما، غذایی که می خوریم، هوایی که تنفس می کنیم و کالا هایی که مصرف می کنیم، هیچ وقت در دغدغه این روابط نبوده است. زیرا ما در همین گند و کثافت حتی مایحتاج خودرا نیز تولید می کنیم. از طرف دیگر ناجیان این نظام، همین رفرمیست های رنگارنگ در کنفرانس های محیط زیستی جوراجور که هر ساله برای اغوای ما برگزار می شود در بوق و کرنا می کنند که راه حل مسائل محیط زیستی را نیز در همین روابط تولیدی باید جستجو کرد. مگر همین روابط تولید نیست که با رشد فزاینده تکنیک شخم از بازدهی خاک می کاهد، زمین را از ذخایر حیاتی آن تهی می سازد و با تهی شدن خاک از مواد لازم گیاهان،

آن چه جذب گیاه می گردد نیز دستخوش تغییرات کیفی و کمی می گردد. این بدین معنی است که کمبود هر کدام تاثیر مخربی بر محتویات محصول می گذارد. آیا سرمایه داری در طول عمر کشاورزی صنعتی به این امر اهمیتی داده است که غذایی که ما می خوریم چگونه کشت و تهیه می شود. کشاورزی سرمایه داری فقط با تولید انبوه کالا و سود سرشارتر، کمیت سودافزا و نه محتوای سلامتی آور همساز است. صاحبان سرمایه در این گذر مثل همه عرصه های دیگر حیات اجتماعی فقط مجبورند به سود بیشتر به اندیشند. حتی اگر کشاورزی سرمایه داری به فرض محال بخواهد مواد کانی از دست رفته را به زمین کشاورزی باز گرداند، روند طولانی جا افتادن این مواد با مواد شیمییایی خاک و روند جذب گیاه و در این صورت هیچ سرمایه ای چنین روند طولانی گردش را در دنیایی که سرعت واگرد سرمایه یک شرط حیاتی بقای نظام است، تحمل نخواهد کرد. مطالبی که در مورد تاثیرات مخرب بر سلامتی انسان در نتیجه کاهش مواد غذایی ضروری ناشی از افزایش هیدرو کربون ها گفته شد بهیچ وجه ناقض کاهش مواد ضروری خاک نیست زیرا پژوهش هایی که در سال های قبل از جنگ امپریالیستی دوم بر روی مواد کشت شده بود با کاهش مواد ضروری خاک مقایسه شده بود. پژوهشگران تحقیقات خود در را زمینه امراض ناشی از کمبود مواد کانی در صیفی جات، میوه ها و حتی شیر و تخم مرغ را با افزودن این مواد به خاک در محصولات بدست آمده از کشت سبزیجات، میوه جات و تخم مرغ مقایسه کرده بودند. پژوهش های دیگری در دوره طولانی بعد از جنگ تا 1990 نیز نشان داد که منشاء این کاهش ها خاک های کشاورزی صنعتی تهی شده از مواد لازم است. آری سرمایه هم در حوزه کشاورزی صنعتی و هم در حوزه تولید انرژی، با خاک و هوا آن می کند که بر سر طبقه کارگر در طول چند قرن آورده است. تولید سرمایه داری نه جهت پاسخ به نیاز انسان بلکه فقط و فقط برای کسب سود و انباشت بیشتر سرمایه است.

حسن عباسی

دی 1396

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)