«دانیل پایپس» در گفت و گو با «اینترنشنال پالسی دایجست» مطرح کرد

ممکن است عربستان سعودی مسیری مشابه الگوی چین در دوران پس از مائو یا سنگاپور را طی کند و از مدل توسعه آسیایی پیروی نماید

 

داعش در یکی از شماره نشریه خود (دابق) او را در فهرست اهدافی قرار داده بود که قصد کشتن شان را دارد و از او به یکی از دشمنان حکومت اسلامی یاد کرده بود. شاید زیر ذره بین بودن «دانیل پایپس» بی دلیل نباشد. او یکی از مطرح ترین تئوریسین های جریان نئومحافظه کار در امریکاست.

پایپس که ریاست «میدل ایست فوروم» را برعهده دارد و ژورنال «میدل ایست کوارترلی» را منتشر می کند پیش از به قدرت رسیدن ترامپ بارها هشدار داده بود که امریکا و غرب تحت حمله و هجمه از سوی بنیادگرایی اسلامی قرار دارند. نکته جالب آن که او پیش از حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در مقاله ای در «وال استریت ژورنال» از برنامه ریزی القاعده برای حمله به امریکا خبر داده بود. پایپس معتقد است که جنبش مسلمانان میانه رو در اقلیت قرار گرفته است با این حال، امریکا باید از آن حمایت کند. در میان رهبران منطقه ای او همواره مصطفی کمال اتاتورک را ستایش کرده است.

او که در سال ۲۰۰۸ میلادی مشاور کارزار انتخاباتی «رودولف جولیانی» بود اخیرا از سفری به امارات بازگشته است و با «اینترنشنال پالسی دایجست» درباره اصلاحات اخیر در عربستان سعودی و پیامدهای آن برای آن کشور و منطقه صحبت کرده است. پایپس معتقد است که شباهتی میان وضعیت کنونی عربستان سعودی و ایران در سال ۱۹۷۹ میلادی وجود ندارد و انقلابی در عربستان سعودی روی روی نخواهد داد. او نسبت به تحولات اخیر در عربستان سعودی با بدبینی نمی نگرد.

آیا صدور مجوز عربستان سعودی برای رانندگی زنان و ورود به استادیوم های ورزشی از سوی زنان برای تماشای مسابقات صرفا یک مانور سیاسی است یا یک اصلاحات واقعی؟

همه شواهد نشان می دهند که محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی در مورد تغییرات اساسی و لزوم آن بسیار جدی است. من این اقدامات را اصلاحات واقعی می دانم.

اجازه دهید در اینجا درباره علل اصلی این اصلاحات در برهه زمانی کنونی صحبت کنیم آیا حاکمان عربستان سعودی در معرض خطر قرار گرفته اند؟

بله رهبران عربستان سعودی درک کرده اند سیر فعلی منجر به فقر و ضعف آن کشور خواهد شد. عربستان سعودی برای اجتناب از این سرنوشت نیازمند تغییرات اساسی تقریبا در هر جنبه از زندگی است.

ایا اقدام اخیر با کاهش درآمد عربستان سعودی در ارتباط بوده و دولت خواستار افزایش مشارکت زنان در اقتصاد است؟

بله، نیاز به وارد کردن زنان به اقتصاد در ارتباط با مجوز رانندگی برای آنان است. با این حال، من فکر نمی کنم که در کوتاه مدت کاهش درآمد دولت عربستان سعودی را نگران کرده و عاملی برای این اصلاحات بوده باشد. کاهش درآمد در بلند مدت سبب نگرانی است. برای مثال، اگر خودروهای الکتریکی جایگزین خودروهای بنزین سوز شوند انتظار می رود که قیمت نفت به بشکه ای ۱۰ دلار کاهش یابد.

ایا بحران در یمن و عدم موفقیت عربستان سعودی در دستیابی به اهداف اش در این باره موثر بوده اند؟

ممکن است نقش کمی در این تصمیم گیری داشته باشد اما ضرورت تغییر در زندگی در عربستان سعودی به عنوان کلیدی ترین موضوع برسمیت شناخته شده است.

زنان اجازه رانندگی پیدا کرده اند اما بسیاری از محدودیت های دیگر مانند لزوم همراهی یک مرد محرم با یک زن یا اجازه مرد و قیم دختر برای ازدواج و یا اجازه همسر برای خروج از کشور برای زنان هنوز پابرجا هستند. آیا دولت عربستان سعودی اقدامات بیش تری را برای لغو قوانین پدرسالارانه انجام خواهد داد؟

بله این اجتناب ناپذیر است. عربستان سعودی می بیند که هنجارهای مدرن در کشورهای همسایه اش چشمگیر بوده اند. بسیاری از زنان و مردان سعودی نیز از جهان خارج تاثیر پذیرفته اند.

برخی می گوید که تغییرات اخیر بخشی از یک پروژه حمایت شده از سوی امریکا بوده تا عربستان سعودی را با دیگر کشورهای عربی علیه ایران متحد کند. نظر شما چیست؟

در این دیدگاه یک نکته مغفول می ماند این تغییرات توسط سعودی ها برای نجات کشورشان انجام شده نه توسط امریکایی ها. وقت آن رسیده که فراتر از نظریه های توطئه که فرض می کنند هر آن چه در خاورمیانه روی می دهد بازی غربی هاست فکر وعمل کنیم.

ایا عربستان سعودی می تواند الگوی دیگری را در برابر اسلام گرایی به سبک ایرانی و ترکی ارائه دهد؟

بله، دولت های هر سه کشور سنت های اسلام گرایی متمایزی را دنبال می کنند. عربستان سعودی از فقه حنبلی پیروی می کند و ریشه های آن به ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب باز می گردد. اسلام گرایی ایرانیان به سنت آیت الله بروجردی و ایت الله خمینی و اسلام گرایی ترکی به سعید نورسی و اردوغان.

شاهزاده محمد بن سلمان از لزوم بازگشت عربستان سعودی به اسلام معتدل می گوید. اما واقعیت آن است که اسلام وهابی و سلفی در عربستان سعودی ریشه دارد. ایا این اظهارات او متناقض نیستند؟ ایا عربستان سعودی حتی در عرصه نظری می تواند مدعی ارائه الگویی میان روانه از اسلام باشد؟‌

محمد بن سلمان به تغییرات روی داده در ۴۰ سال گذشته اشاره دارد به خصوص پس از انقلاب ایران و تسخیر مسجد مکه در نوامبر ۱۹۷۹. در پنجاه سال گذشته عربستان سعودی از نوعی از اسلام گرایی حمایت کرده است که طبق استانداردهای امروز میانه روتر بوده است. می توانم تصور کنم که عربستان سعودی به مرکز اسلام میانه رو تبدیل می شود.

محمد بن سلمان ظاهرا قصد جذب سرمایه گذاری خارجی بیش تر و گردشگر بیش تر را دارد تا کاهش درامدهای نفتی را جبران کند. با این حال، عربستان سعودی یک جامعه محافظه کار و سنتی است. آیا عربستان می تواند شبیه دبی شود؟

به طور تصادفی هنگام پاسخ به پرسش های شما در دبی بودم. می تونم اطمینان دهم که جامعه امارات نیز سنتی و محافظه کار است با این حال، رهبری آن کشور رویکرد بازی را اتخاذ کرده و امکان سرمایه گذاری خارجی ها در آن جا فراهم شده است. اگر شیخ محمد بن راشد آل مکتوم می تواند این کار را در دبی انجام دهد چرا محمد بن سلمان در عربستان نتواند.

ایا سیاست های ریاضتی اقتصادی در عربستان سعودی در بلند مدت و کاهش یارانه ها سبب افزایش نارضایتی در آن کشور و یا وقوع انقلاب خواهند شد؟‌

شما به مشکلی اساسی که محمد بن سلمان با آن مواجه است اشاره می کنید. این بستگی به مهارت های سیاسی او دارد اما من نسبت به موفقیت اش در این باره تردید دارم.

ایا محمد بن سلمان قدرت لازم برای تحقق برنامه هایش را دارد؟ او را چگونه سیاستمداری می بینید؟ یک حاکم سنتی یا دیکتاتوری مدرن؟

او دارای قدرت است اما هنوز نمی دانیم چقدر مهارت دارد. به نظرم او تلفیقی از سنت و مدرنیته است حاکمی سنتی با اهدافی مدرن.

برخی وضعیت عربستان سعودی کنونی را با سلطنت محمدرضا شاه پهلوی در ایران مقایسه می کنند و می گویند پیشرفت اقتصادی سریع و گشایش اجتماعی بدون گشایش فضای سیاسی منجر به انقلاب در ایران شد. ایا فکر می کنید که چنین سناریویی در عربستان نیز ممکن است روی دهد؟‌

خیر،‌چون امکان دیگری وجود دارد: از جمله سنگاپور، چین پس از مائو و مدل اسیایی که در آن رشد اقتصادی فوق العاده ای تحت یک حکومت سرکوبگر حاصل شد. شاید روزی تنش ها به مرز انفجار برسد اما من بعید می دانم که رژیم عربستان سعودی از هم فرو بپاشد. بر این اساس من چشم اندازی برای انقلاب حتمی در عربستان سعودی نمی بینم. در واقع این مدل در دبی بسیار خوب کار کرده است.

علیرغم باز کردن فضای اجتماعی، حکومت عربستان سعودی اخیرا چند فعال سیاسی و روزنامه نگار را بازداشت کرد. این ها متناقض نیستند؟

بله، همان گونه که در چین، سنگاپور و دبی دیده می شود این مدل در نیم قرن گذشته بهتر از هر مدل دیگری کار کرده است.

بیش از ۲۰ روحانی به دلیل اعتراض به تصمیمات دولت عربستان بازداشت شده اند. ایا عربستان می تواند روحانیون را درباره اصلاحات مرتبط با مسائل زنان و جوانان متقاعد کند؟‌

همانند روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر دولت احتمالا مجبور به استفاده از قوه قهریه برای ارام کردن رهبران مذهبی خواهد شد.

روحانیون چه میزان تاثیری بر جامعه عربستان سعودی دارند؟ ایا آنان ممکن است دست به قیامی علیه خاندان آل سعود بزنند؟

روحانیون قدرتمند هستند اما کم تر از دولت. آنان می توانند تحریک به قیام کنند همان طوری که در سال ۱۹۷۹ میلادی در مکه اتفاق افتاد و اما قابلیت غلبه بر حکومت را ندارند.

محمد بن سلمان تصمیم دارد تا سال ۲۰۳۰ میلادی وابستگی عربستان به نفت را خاتمه دهد. ایا تحقق این هدف امکان پذیر است؟‌

این جدول باز زمانی بسیار کوتاهی است و عربستان سعودی هنوز هم تا سی سال آینده به درآمدهای هیدروکربنی وابسته خواهد بود. با این حال،عربستان می تواند گام های مهمی را برای کاهش وابستگی به درامد نفتی بردارد.

ایا محد بن سلمان می تواند هویت ملی سعودی را در میان مردمانی که به هویت قبیله ای عادت کرده اند بسط دهد؟

هویت ملی سعودی به جز هویت قبیله ای در عربستان وجود دارد. دولت مدرن در سال ۱۹۳۰ میلادی در عربستان تشکیل شد و مانند بسیاری از کشورهای دیگر نشان داد که زمان کافی برای ایجاد وحدت ملی وجود داشته است.

نظرتان درباره ایده عربستان سعودی و اصلاحات چیست؟ ایا خوش بین هستید؟‌

آینده عربستان باز است از سال ۱۹۲۰ تاکنون این گونه بوده است. من به اندازه کافی نمی توانم با اطمینان در این باره پیش بینی کنم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)