پیرامون«قتل های زنجیره ای»(قسمت سوم وپایانی)
مقدمه ای نو در ارتباط با سلسله گزارش هایی که همان ایام نوشتم.
«مرکزارشادوآگاه ‌‌سازی ‌عمومی»،«مرکزاطلاعات‌۳۶ میلیونی»!«نشریه ‌جامعه‌ اطلاعاتی»،«نشریه ‌‌جامعه ‌آگاه»،«نشریه ‌آگاه ‌سازی ‌عمومی»‌و «شورای ‌هماهنگی‌ تشکل‌های ‌حزب‌الله‌».
این ها امضاهای ذیل سلسله مطالب خبری،تحلیلی ست که از طریق ورودی فاکس روزنامه سلام(که آنزمان من مسئول اخبارهای دریافتی تلکس ها و ورودی و خروجی فاکس سلام بودم) بدستم رسید؛و وقتی بعدازمدتی وزارت اطلاعات طی اطلاعیه ای رسما اعلان کرد:
«قتل ها»کارنیروهای خودسرآن وزارتخانه بوده است»،وبدنبالش معلوم شداین تحلیل ها و اخبار نیز آبشخور انتشارش از همان نیروهای باصطلاح خودسر«واجا» سرچشمه گرفته است؛که ازجمله مندرجات اطلاعیه وزارت اطلاعات درمورداین گروه(باصطلاح)خودسردر «واجا»جعلیات وپخش شبنامه هم هست،دستمایه گزارشاتی شد که در روزنامه صبح امروز بانام مستعار«علی میثمی» منتشر کردم.
ووقتی پس از تعطیلی روزنامه سلام بازداشت شدم؛(وتنها فردی که زندانی شد، وصدایش راهم درنیاوردند!؟)جرم واتهام من انتشار مطالب متعددازجمله همین گزارشات ونام مستعار ذیل نوشته هایم شد. و ازجمله فاکسی مبنی بردستور خامنه ای برکشتن دست اندرکاران یک نشریه بدلیل مهدورالدم یودن.
برای آشنایی بیشتربه این آدرس یوتیوب رجوع کنید:
HYPERLINK “https://www.youtube.com/watch?v=6QoT0wXzXP0” https://www.youtube.com/watch?v=6QoT0wXzXP0
اگردستگاه شنود واستراق سمع کارگذاشته شده درخانه فروهر مکالمات آن قتل فجیع را به گوش شنونده اش نمی رساند،شاید راز این جنایت هم برملا نمی شد و با سناریویی از قبل پیش بینی شده عده ای به عنوان آمران ومجریان این قتل هابصورت نمایشی برصفحه تلویزیون می آمدندوبه آن اقرار می کردند.
و وقتی به مطالب وتحلیل های برخی مطبوعات (قبل از برملاشدن این جنایت توسط برخی ازنیروهای وزارت اطلاعات)را بخوانیم که باضرس قاطع عاملان رامعرفی می کنند،علاوه براینکه متوجه تضادهاواختلافات ودعواهادربین کادرهای«واجا» درمتن دیکته های نوشته شده درمطبوعات می شویم،تبانی آنها برای معرفی قاتل یاقاتلانی(که ازقبل رقم خورده است)راهم می فهمیم!؟!
بطور مثال دراین گزارش می خوانیم:
*۲۲/۱۰/۷۷برادر كوچيكه درسرمقاله ‌خود تحت‌ عنوان‌«قتل‌های ‌اخير دست‌های ‌پيدا و بازی‌های‌ ناپيدا» نوشت:
«اينك ‌ترديدی‌ نيست‌ كه ‌گروهی‌ كه ‌دست‌ به‌ اين ‌جنايت‌ها زده‌ است ‌از پيشينه‌ انتساب ‌به ‌باند«مهدی‌هاشمی‌»برخوردار بوده ‌و از افكار و باورهای‌ او نقش پذيرفته ‌است».
گاهی انتشار بخشی از یک حقیقت مهم واثر گذار،(آنهم بصورت ناقص وکم اثر)که همراه باداستانسرایی ست،-کاری که غالبا«علیرضانوری زاده»مدیرشبکه ماهواره ای«ایران فردا»می کند-و بااضافه شدن برخی جعلیات،آن حقیقت ناب گاه وارونه شده ونتیجه ی ضد خودرامی دهد.موضوعی که درماجرای مک فارلین پیش آمد وبجای محکومیت مخفیانه ملاقات کنندگان،افشاء کنندگان دستگیرشدند!
الان باوجود شبکه های گسترده وفراگیرکه اینترنت ایجادکرده،این حقیقت ناب درمسلخ آنهااستحاله وباتکراروتلقین سعی می شودافکارعمومی به سمت آنهامتمایل شود.شبکه هایی مثل«آمدنیوز»می تواندتکامل وترقی یافته همان عناوینی باشدکه ابتداگفته شد.
الان همان باندهای اطلاعاتی وامنیتی بادیدگاه های مختلف باحضوروتاسیس چنین شبکه هایی سعی برابقای قدرت خوددرهرحالت از وضعیت نظام جمهوری اسلامی ایران رادارند.
شبکه ها وبنگاه هایی که بااستخدام افرادی خاص تلاش مداوم دارندافکارعمومی را درقرنطیه خود نگهدارندودیگران رابایکوت تاآن حقیقت ناب،چهره ها رابی نقاب نشان ندهد.
یادآوری می کنیم:
منظور از برادر بزرگه و خواهر کوچیکه و….روزنامه کیهان،رسالت،هفته نامه شما است…
محمد شوری
نویسنده و روزنامه نگاربیکار
اول آذر۱۳۹۶

چند قتل،چند بردار و خواهر، چند تحليل
تحليل‌های‌خانوادۀ‌استثنائی
(منتشر شده در روزنامه ‌صبح ‌امروز، پنجشنبه۸‌بهمن۱۳۷۷‌، ص۵،با نام ‌مستعار «علی ‌ميثمی».)
گزارش ‌امروز را از گزينش‌ دريای ‌اظهارنظرهای ‌خانواده ‌مطبوعاتی‌ و برخی‌ عناصر يك‌ جناح‌ خاص ‌سياسی‌ در مورد عاملان ‌قتل‌های‌ سياسی ‌فراهم ‌آورده‌ايم.
تعداد اين ‌اظهار نظرها احتمالا عددی ‌چهار رقمی‌ است‌ و برای‌ آن ‌كه ‌تعداد بيشتری ‌عرضه شوند، تفسير و تعبيری ‌برای ‌آن‌ها نياورده‌ايم. اما يك‌ ناشر زرنگ ‌می‌تواند از طريق ‌چاپ‌ ‌مجدد همه ‌آن‌ها كتاب ‌پرفروشی‌ فراهم‌ كند. پيشنهاد می‌كنيم ‌اسم‌ اين ‌كتاب ‌را «تحليل‌های ‌خانواده ‌استثنائی‌» انتخاب‌كنند.
«اگر چه‌ در نگاه ‌اول ‌به ‌نظر می‌رسد تبليغات ‌پرحجم ‌و گسترده‌ای ‌كه‌ راديوهای‌ بيگانه ‌و برخی ‌مطبوعات ‌داخلی‌ پيرامون ‌قتل ‌داريوش‌ فروهر و همسرش‌ به ‌راه ‌انداخته‌اند، برای ‌روشن ‌شدن‌ ماجرا و شناسايی ‌عامل ‌يا عاملان ‌قتل ‌می‌باشد. ولی ‌شواهد و قرائن ‌موجود به ‌وضوح ‌حكايت‌ از آن‌ دارند كه‌ اين ‌تبليغات ‌پرحجم‌ نوعی ‌از عمليات ‌روانی‌ است‌ كه ‌به ‌منظور گم‌شدن‌ سرنخ‌ها و پيشگيری ‌از شناسايی ‌قاتل ‌يا قاتلان ‌طراحی‌ شده‌ ‌و به‌ اجرا در آمده است… ‌حتی ‌در دورترين ‌نقاط ‌ذهن‌ نيز نمی‌توان ‌اين ‌توّهم‌ را جای‌ داد كه‌ عاملان ‌قتل ‌فروهر، از نيروهای ‌انقلابی ‌بوده‌اند… و حتی‌ با قاطعيت‌ می‌توان‌ گفت‌ كه ‌عاملان ‌قتل ‌با شخص‌ فروهر و همسر وی ‌نيز دشمنی ‌نداشته‌اند و فقط‌ در پی ‌يك‌ مأموريت ‌عليه‌ نظام‌ و انقلاب ‌وارد اين‌ ماجرا شده ‌و نقش‌ مأمور معذور را بازی‌ كرده‌اند… آمريكا بعداز ناكامی ‌هيأت‌ نفره‌ و خروش مردم‌ عليه ‌اين ‌هيأت‌ و برنامه‌های ‌پشت ‌پرده ‌‌آن ‌‌بايستی ‌به ‌ايجاد يك‌ حادثه ‌موازی ‌دست ‌می‌زد كه ‌از يك‌ سو افكار عمومی ‌را تحت‌الشعاع‌ قرار داده ‌و از توجه ‌به‌ ماجرای ‌مرموز هيأت‌ ‌نفره آمريكايی‌ منصرف ‌كنند… برای ‌اين ‌منظور اين ‌جنايت‌ را بايستی ‌در ميان ‌دوستان ‌و آشنايان ‌فروهر كه‌ با او و خانواده‌اش‌ رفت ‌و آمد داشته‌اند، جستجو كرد… بعد از قتل ‌‌‌داريوش‌ فروهر و همسرش،‌ تمامی‌ راديوهای‌ بيگانه ‌و برخی ‌از مطبوعات ‌داخلی ‌كه ‌آشكارا تعدادی ‌از عناصر وابسته ‌به ‌بيگانه ‌را در خود جای‌ ‌داده‌اند –جنجال ‌تبليغاتی ‌گسترده‌ای ‌را آغاز كردند و عجيب ‌آنكه ‌در اين ‌جنجال ‌تبليغاتی‌ ‌انگشت‌ اتهام ‌را متوجه‌ نيروهای ‌انقلاب‌ نمودند و حال‌ آن‌كه ‌‌‌تمامی ‌شواهد و قرائن ‌نشان‌ می‌دهد كه ‌اين ‌قتل ‌توسط‌ عوامل ‌ضدانقلاب ‌و افرادی ‌نظير همان ‌كسانی ‌كه ‌اين‌ روزها برای ‌‌فروهر و همسرش‌ اشك‌ تمساح‌ می‌ريزند انجام‌شده ‌است… مراجع ‌مسئول ‌‌بايستی‌ با دقت ‌‌فراوان ‌اين‌ ماجرا را پيگيری ‌كنند و مبادا بعداز دستگيری ‌عاملان ‌قتل، اين ‌‌بهانه‌ را از آن‌ها ‌به‌پذيرند كه ‌قتل ‌فروهر و همسرش‌ با انگيزه‌های ‌معمولی ‌نظير اختلافات‌ ‌خانوادگی‌ و امثال ‌‌آن‌ها اتفاق‌افتاده ‌است! چرا كه‌ تمامی ‌دلايل‌ موجود نشان ‌می‌دهد كه ‌‌اين ‌قتل، يك ‌قتل ‌‌سياسی ‌است ‌و توسط‌ جريان‌های ‌مخالف ‌نظام ‌و طرفدار رابطه ‌و مذاكره ‌با ‌آمريكا اتفاق‌‌ افتاده ‌است».
مطلب ‌فوق ‌نوشته ‌مدير مسئول ‌يكی ‌از روزنامه‌های ‌عصر معروف ‌به ‌بردار بزرگه‌ و از‌ سردمداران ‌جبهه ‌مخالف ‌خاتمی ‌است‌ كه ‌تحت‌ عنوان:«قاتل ‌ناشناخته ‌نيست» در‌ نهم ‌آذر سالجاری‌ به ‌تحرير درآمد.
مأمورمعذور‌قبل‌ازكشف:
قبل‌ از كشف ‌عاملان ‌اصلی ‌قتل‌های ‌اخير، دو برادر«تنی» از روزنامه‌های‌ عصر با انواع ‌و اقسام ‌تحليل‌ها از قبيل ‌سرمقاله، نامه‌وارده‌، پيام‌های‌مردمی، آسمان‌ را به ‌ريسمان ‌بافتند تا ثابت‌ شود عاملين ‌قتل‌ها از خويشان ‌يا دوستان ‌مقتولين ‌و يا خود آمريكايی‌ها برای ‌‌تحت ‌پوشش ‌قرار دادن‌ ‌مسأله ‌آن ‌هيأت‌ نفره‌ گردشگر بوده‌اند.
*۸/۹/۷۷برادر كوچيكه در ستون‌«شنيده‌هاونكته‌ها» نوشت:«عاملان‌ قتل ‌داريوش ‌فروهر و همسرش‌ از نزديكان ‌و افرادی ‌بوده‌اند كه ‌به‌ خانه ‌وی‌ رفت‌ و آمد داشته‌‌اند».
*۸/۹/۷۷برادر بزرگه در سرمقاله‌ای ‌با عنوان«خواب‌ناتمام» نوشت:
«نشانه ‌رفتن ‌انگشت ‌اتهام ‌قتل ‌مشكوك‌ دو تن ‌از مخالفان ‌نظام ‌به ‌سوی ‌نيروهای ‌انقلابی ‌و اصول‌گرا-بی‌ آن‌كه ‌كوچكترين ‌نشانه ‌و دليلی ‌برای ‌ادعای ‌ناجوانمردانه ‌وجود داشته ‌باشد-حاكی ‌از نوعی ‌عقده‌گشايی‌ از سوی ‌كسانی ‌است‌ كه ‌در طول ‌بيست‌ ‌سال ‌گذشته ‌تاريخ ‌كشور، خود را زخم‌ خورده ‌انقلاب ‌اسلامی‌ ديده‌اند. در اين ‌ميان ‌اظهارات ‌و برخوردهای ‌سؤال ‌‌برانگيز برخی‌ از مسئولان ‌و دست‌اندركاران ‌جرايد با اين‌ دو موضوع‌ در تأئيد تلويحی‌ اتهام‌ و برچسب‌زنی ‌‌به ‌نيروهای ‌خودی، زمينه ‌نگرانی ‌نسبت ‌به ‌‌اتفاقات ‌شومی‌ را در دل‌ها زنده ‌‌می‌كند. اگر قرار بر بهانه‌ جويی ‌است، لازم‌ نبود بهانه ‌به ‌قيمت‌ جان ‌باختن ‌دو مخالف ‌غير ‌مؤثر نظام ‌فراهم ‌شود!مهاجمين‌ به ‌نيروهای ‌حزب‌اللهی ‌و اصول‌گرا پيش ‌از اين‌هم‌ بهانه‌های‌ كافی‌ در اختيار داشته‌اند».
*۲۲/۹/۷۷بردار كوچيكه تحت ‌عنوان«چه ‌كسی ‌سود می‌برد» نوشت‌:«آن‌ها با گُل‌و شيرينی ‌وارد خانه ‌می‌شوند و فروهر و همسرش‌ را به ‌قتل ‌می‌رسانند تا نظام ‌را ناتوان ‌جلوه ‌دهند.طراحان ‌قتل ‌به ‌مخالفين ‌می‌گويند، اميد شما به ‌اين ‌نظام ‌اهل‌ مدارا بيهوده ‌است».
*۲۲/۹/۷۷برادر بزرگه در سرمقاله ‌خود تحت ‌عنوان«نعل‌های ‌وارونه» نوشت:«قاتلان‌ ‌جنايتكار به‌ دليل ‌صميميت ‌و آشنايی ‌نزديكشان ‌با مقتولان، ‌بسادگی ‌وارد خانه ‌شدند. ‌فروهر قربانی ‌لاپوشانی ‌سازمان ‌سيا در افشای ‌سفر هيأت ‌نفره ‌آمريكايی ‌به ‌عنوان ‌گردشگر شد،تا افكار عمومی ‌از مسير توجه ‌‌توطئه‌پذيری‌ عناصر ساده‌انديش‌ در مراكز ‌تصميم‌گيری‌ داخل ‌و حفظ ‌فرصت‌های ‌بعدی ‌برای ‌اعزام ‌سياستمداران‌ كهنه ‌كار و مؤثر آمريكا در شكل‌ هيأت‌های‌ گردشگری ‌منحرف‌شود… دولت‌های‌ تروريستی‌ همچون ‌‌آمريكا سبُعانه‌تر از باندهای‌ مخوف ‌مافيايی ‌در قلع ‌و قربانی ‌كردن ‌حتی ‌دوستان ‌و ياران‌ خود عمل‌ می‌كنند و عاقبت ‌داريوش‌ فروهر می‌تواند درس‌ عبرتی ‌برای ‌همه ‌دلدادگان ‌به ‌‌غير ملت ‌و انقلاب ‌باشد كه«كارنده‌ باد چاره‌ای ‌جز درويدن ‌طوفا ن‌ندارد».
*۲۴/۹/۷۷برادر كوچيكه از قول ‌خانم ‌مريم ‌بهروزی ‌نماينده ‌سابق ‌‌مجلس‌ و مسئول ‌امور بانوان ‌بنياد جانبازان‌ نوشت:«حضور هيأت‌های‌ آمريكايی ‌در ايران ‌با قتل‌های‌ مرموز ارتباط ‌دارد. و احتمال ‌اينكه‌ عاملان‌ قتل‌های ‌مرموز خود آمريكايي‌ها باشند وجود دارد. همان ‌هايی ‌كه‌ قصد داشتند با اعزام ‌هيأت‌های ‌خود به‌ ايران‌‌، با ما را‌بطه‌ برقرار كنند، اكنون ‌برای ‌مخدوش‌ كردن ‌امنيت‌ كشور و تحت‌ الشعاع ‌قرار دادن‌ آن‌ مسأله ‌از طريق‌ عوامل ‌خود در داخل ‌دست ‌‌به ‌اين ‌قتل‌ها زده‌اند».
*۲۱/۹/۷۷«خواهر ناتنی» روزنامه‌های ‌عصر يعنی ‌روزنامه ‌دست‌ راستی‌ صبح‌، طی ‌سرمقاله‌ای ‌تحت ‌عنوان‌«كانون‌ اصلی ‌توطئه‌» نوشت:
«مسئولان ‌‌امنيتی ‌برای ‌آن‌كه ‌‌بتوانندبه ‌كانون ‌اصلی ‌توطئه ‌نزديك ‌شوندبايد به ‌تعقيب ‌ومراقبت ‌دوجريان ‌بپردازند.يك ‌‌جريان ‌همانست‌ كه ‌درهفته‌ها و ماه ‌های ‌اخير‌مرتكب ‌قتل‌های‌ مرموز شده ‌و جريان ‌ديگر ‌تبليغات ‌جهت‌دار و برنامه‌ريزی‌ شده‌ای ‌است‌ كه‌ سعی‌ دارد اين ‌جنايات ‌نفرت‌انگيز را به ‌نظام ‌و نيروهای‌ دورن ‌نظام ‌نسبت ‌دهد.پيگيری ‌سرنخ‌هايی‌ كه ‌بعضی ‌مطبوعات ‌را به ‌دامن‌زدن ‌به ‌چنين ‌تبليغات ‌خصمانه‌ای ‌تشويق ‌وتحريك ‌می‌كندوبررسی‌ چگونگی‌ چنين ‌القائاتی ‌توسط‌ بعضی‌ گروه های سياسی و حتی ‌بعضی ‌شخصيت‌های ‌اجتماعی می‌تواند كمك ‌قابل ‌توجهی ‌به ‌مسئولان ‌امنيتی‌ برای ‌كشف ‌كانون ‌اصلی ‌توطئه ‌نمايد. كانونی ‌كه ‌سعی ‌می‌كند اين ‌جنايات ‌را متوجه ‌داخل ‌نظام ‌نمايد.».
فرزند خلف‌ برادر بزرگه،هفته ‌نامه ‌اخيرا از صحنه ‌كنار رفته ‌در شمارۀ۴۹ خود نوشت:
«عناصر مشتاق ‌به ‌رابطه ‌با آمريكا بعداز خروش ‌گسترده‌ مردم‌ عليه ‌هيأت ‌جاسوسان ‌آمريكايی، برای ‌آسيب ‌نديدن ‌طرح‌ خراب ‌كردن ‌ديوار بی‌اعتمادی ‌ميان ‌ايران ‌و شيطان ‌بزرگ‌، داريوش‌ فروهر و همسرش‌ را به‌ عنوان ‌قربانی ‌برای ‌جوسازی ‌عليه ‌انقلاب ‌اسلامی ‌و اشخاص‌ و گروه‌های ‌متعهد و مخلص‌ برگزيده‌اند».
۲۴/۹/۷۷برادر بزرگه در سرمقالۀ ‌خود تحت ‌عنوان«همراهان ‌دشمن» نوشت:«پديد آمدن ‌حوادث ‌اخير باعث ‌شد تا دشمن ‌يكبار ديگر بخت ‌خود را برای‌ بهره‌برداری ‌از وضعيت جامعه ‌بيازمايد و اتفاقا چون ‌اين‌بار مطمئن ‌بود كه ‌برخی‌ قلم ‌بدستان ‌نيز او را همراهی ‌خواهند كرد خود را خوش‌ ‌شانس‌تر از دوره‌های ‌قبل ‌پنداشت!… برخی‌ از وابستگان ‌به ‌جناح‌های ‌خاص‌ برای ‌نفی ‌و محكوم ‌نمودن ‌خشونتی ‌كه ‌مدعی‌اند عليه ‌آن‌ها به‌كار گرفته ‌شده، حاضرند با استفاده ‌از هر وسيله ‌رقيب ‌را از ميدان ‌به‌در كنند و به ‌رغم ‌آن‌كه ‌در مواجهه‌ با جرايم ‌ثابت ‌شده ‌و مسلم ‌در محاكم‌ قضايی‌،ده‌ها اگر و اما می‌آورند در اين ‌نمونه ‌حكم ‌قطعی ‌صادر می‌كنند.آن‌ها كه ‌در سال‌های ‌اخير وكيل ‌مدافع‌ آمريكا و اسرائيل ‌شده‌اند برخی ‌از دستگاه‌های ‌دولتی ‌را تلويحا ‌شريك ‌جرم ‌می‌خوانند… نحوۀ ‌قتل‌های‌ اخير نشان ‌می‌دهد گروهی‌‌ سازماندهی‌ شده ‌و سّری‌ با برنامه ‌و اهدافی‌ مشخص ‌دست ‌به ‌اين ‌جنايت ‌زده‌اند… جنايت ‌از سوی ‌هر كه ‌صورت ‌گيرد محكوم ‌است‌ و عاملان ‌آن ‌بايد شناساسی ‌و مجازات ‌شوند اما متأسفانه ‌اين‌ روزها می‌بينيم ‌كساني ‌كه ‌هنوز به‌ باند مخوف‌ و جنايت ‌پيشۀ ‌مهدی ‌هاشمی‌ سمپاتی ‌دارند و از اعقاب ‌آن‌ها دفاع ‌می‌كنند، خواستار پايان ‌بخشيدن ‌به ‌جنايات ‌هستند و اتفاقا انگشت ‌اتهام ‌را به ‌سوی ‌دستگاه‌هايی ‌نشانه ‌می‌روند كه ‌جنايات ‌آن‌ باند آدمكش‌ را برملا كردند».
*۹/۹/۷۷برادر كوچيكه در سرمقالۀ ‌خود تحت ‌عنوان:«سرنخ» نوشت:«وقتی ‌‌حادثه‌ای ‌اتفاق‌ می‌افتد ‌و عوامل ‌آن ‌به ‌سادگی‌ قابل ‌شناسايی‌ نيستند، يكی‌ از روش‌های‌ مرسوم‌ برای ‌پيدا كردن ‌سرنخ ‌اين ‌است‌ كه ‌ببينيم ‌چه ‌كسانی ‌از آن‌ بهره‌برداری‌ تبليغاتی ‌‌می‌كنند. با رديابی شناسايی ‌رده‌های ‌پائين ‌بهره‌برداری ‌كننده‌ تبليغاتی‌ و بازجويی ‌از آنان ‌شايد اطلاعات ‌جديدی‌ برای ‌اثبات ‌اتهام‌های‌ خويش‌ ارائه ‌كنند كه ‌اين ‌اطلاعات‌ می‌تواند در مسير شناسايی‌ عوامل ‌اصلی‌ راهگشا باشد. جرياناتی ‌ظاهرا به‌ خونخواهی‌ مقتولان ‌به‌طور هماهنگی‌ از ‌اين ‌قضايا بهره‌برداری‌ سياسی‌ می‌كنند… اين ‌جريان ‌بخصوص ‌در داخل ‌سعی ‌می‌كنند اذهان ‌را به ‌سوی ‌نيروهای ‌امنيتی‌ قوۀ ‌قضائيه‌ و وزارت ‌اطلاعات ‌و امثال ‌آن‌ منحرف‌ كنند».
بگيريد اين ‌قاتل ‌چپ‌ ‌استحاله ‌شده ‌را!
*۷/۱۰/۷۷برادر بزرگه از قول ‌خوانندگان ‌خود نوشت:«اگر يادتان ‌باشد آقای ‌عباس ‌عبدی ‌در همان ‌روزهای ‌اولی ‌كه ‌اين ‌قتل‌ها اتفاق ‌افتاد با قاطعيت ‌گفت ‌كه ‌انتساب ‌اين ‌قتل‌ها به ‌عوامل ‌بيگانه ‌يك‌ شوخی ‌است‌ و بايد آن‌را در داخل‌ جستجو كرد. در حالي ‌كه‌ يك‌ كارشناس‌ مسائل ‌سياسی‌ و تحليل‌گر ‌اين‌گونه ‌با قاطعيت ‌حكم ‌نمی‌د‌هد. من ‌همان ‌روز به ‌شما تلفن ‌زدم ‌و گفتم ‌وقتی ‌آقای ‌عبدی ‌اين‌طور با قاطعيت ‌سخن ‌می‌گويد می‌داند كه ‌قاتل ‌يا قاتلان ‌چه ‌كسانی ‌هستند و بهتر است‌ دستگاه‌های ‌امنيتی‌ به ‌سراغ‌ ايشان ‌بروند. الان ‌هم‌كه ‌وزارت ‌اطلاعات ‌تعدادی ‌از متهمان ‌اين ‌قتل‌ها را دستگير كرده‌ بازهم‌ می‌گويم ‌خوب‌ است ‌دستگاه‌های ‌امنيتی ‌و اطلاعاتی ‌به ‌سراغ ‌آقای ‌عبدی ‌و امثال ‌ايشان ‌بروند و از آنان ‌سؤال‌ كنند آيا قاتلان ‌را می‌شناخته‌ايد؟».
*۲۱/۱۰/۷۷بازهم‌ بردار بزرگه مصاحبه‌ای ‌از قول ‌رئيس ‌مركز اسناد انقلاب ‌اسلامی‌ آقای‌ حسينيان ‌نوشت:«نيروهايی‌ كه ‌مرتكب‌ چنين ‌قتل‌هايی ‌شدند نيروهای ‌مذهبی ‌بوده ‌و از لحاظ ‌‌سياسی ‌از طرفداران‌ جناح ‌چپ‌ استحاله‌ شده‌ و از هواداران‌ جدی‌ رئيس‌ جمهوری ‌محترم‌ بوده‌اند».
*۲۲/۱۰/۷۷برادر كوچيكه در سرمقاله ‌خود تحت‌ عنوان‌«قتل‌های ‌اخير دست‌های ‌پيدا و بازی‌های‌ ناپيدا» نوشت:«اينك ‌ترديدی‌ نيست‌ كه ‌گروهی‌ كه ‌دست‌ به‌ اين ‌جنايت‌ها زده‌ است ‌از پيشينه‌ انتساب ‌به ‌باند مهدی‌هاشمی‌ برخوردار بوده ‌و از افكار و باورهای‌ او نقش پذيرفته ‌است».
مامورمعذورفقط‌حكم‌ارتدادوناصبی‌بودن‌‌رااجراءكرد!
*۸/۹/۷۷پدربزرگ‌ پير دو قلوهای ‌ناقص‌الخلقه در ستون ‌ثابت ‌هفته‌نامه ‌خود با عنوان«فقط‌ برای ‌شما» نوشت:«مقاله ‌آقای‌ حجتی‌كرمانی‌ دربارۀ ‌فروهر در روزنامه‌ اطلاعات ‌موجب ‌اعتراض ‌سياسی ‌در ميان ‌مردم ‌و متدين ‌شده ‌است. زيرا وی ‌فروهر را اهل ‌نماز پهلوان ‌آزاده ‌و… معرفی ‌كرده ‌است. در حالی ‌كه ‌همه ‌می‌دانستند كه ‌وی ‌اهل ‌نماز و اعتقاد مذهبی ‌نبود، ولی ‌برخی ‌اوقات ‌نماز سياسی ‌می‌خواند!».
*۱۰/۹/۷۷برادر بزرگه ‌در پاسخ‌ به ‌يكی ‌از خوانندگان ‌خود كه ‌اظهار كرده ‌بود چرا از تعبير ‌شهادت ‌برای ‌فروهر ناراحت ‌شده‌ايد نوشت:«اگر بنا شود هر فردی ‌كه ‌از دنيا می‌رود و يا به ‌قتل ‌می‌رسد،اعم‌ از سارق ‌قاتل ‌و جاسوس‌ وطن‌فروشی‌ را شهيد به‌ناميم ‌آن‌وقت‌ مجاهدين ‌فی‌سبيل ‌الله ‌و خدمتگزاران ‌واقعی‌ مردم‌ را چه ‌بايد بخوانيم؟».
همين ‌بردار كوچيكه ‌در۲۲/۹/۷۷تحت ‌عنوان‌«نعل‌های‌ وارونه ‌نوشت:«تأكيد بر محكوميت ‌قتل ‌ددمنشانه ‌‌فروهر به‌ معنی‌ تطهير و تنزيه ‌سوابق‌ و كاركردهای ‌ذلت‌بار مقتول ‌نيست‌. او عاقبت ‌مزد سال‌ها خوش‌ خدمتی‌ خود را به ‌صهيونيست‌ها و امپرياليست‌ها چنين‌ دريافت ‌كرد».
*سرانجام‌ زن ‌عقدی ‌جناح ‌خاص به ‌كمك ‌آنان ‌آمد و در برنامه‌ای ‌تحت ‌عنوان:«چراغ ‌همان ‌گفته‌های ‌آقای‌ حسينيان ‌در روزنامه ‌عصر را به ‌علت ‌عدم‌ فراگير بودنش، به‌طور سراسری ‌پخش‌ كرد.
آقای ‌حسينيان ‌گفت:«مقتولان ‌از مخالفان ‌نظام ‌بودند؛به‌طوری ‌كه ‌بعضی‌ از آن‌ها مرتد بودند.عده‌ای ‌ديگر ناصبی‌ بوده ‌و نسبت‌ به ‌ائمه‌ اطهار(ع) جسارت ‌می‌كردند».
چنين‌شدسرانجام‌كار
*دو هفته ‌نامۀ«‌عصرما»در شماره۸۱‌به ‌تاريخ۳۰‌/۷/۷۶در مقاله‌ای ‌تحت‌ ‌عنوان‌:«از كره ‌انديشی‌ ‌تا كره ‌رفتاری»با نقل ‌قول ‌از يكی‌ از افراد جبهه ‌مخالف ‌آقای‌ خاتمی‌ و دست‌اندركاران ‌وزارت ‌اطلاعات ‌نوشت:«قبل‌ از قطعنامه ‌دو خط ‌‌مقابل ‌هم‌شکل‌ گرفت‌.
خط ‌جنگ ‌و انقلاب ‌از يك‌ سو و خط ‌فن‌سالاری ‌و به ‌اصطلاح ‌واقعگرايی ‌از سوی‌ ديگر. ما بايد تحليل ‌كنيم ‌كه ‌چه ‌كسانی ‌جام ‌زهر را درست‌ كردند و چگونه ‌آن‌را به ‌امام ‌دادند همان‌ جريانی‌ كه ‌اين‌كار را كرد، در اين ‌سال ‌هم ‌در حال ‌پيشروی ‌بوده ‌است ‌و در دوم ‌خرداد هم ‌از اصل ‌غافلگيری ‌استفاده ‌كرد و جام ‌زهر ديگری ‌را تدارك ‌ديد. ما بايد واقعا ببينيم‌ جايگاه‌ بچه‌های ‌جبهه ‌و جنگ ‌كجاست؟ آيا امروز دوران ‌پيامر است‌ يا دوران ‌علی؟ رمز بقای ‌انقلاب چيست‌؟ ما در بحث ‌استراتژيك‌(منظور وحدت ‌ميان ‌دو جريان ‌ياد شده ‌است‌‌) به ‌اين ‌نتيجه ‌رسيديم ‌كه ‌اگر مردم ‌عوام ‌را ول ‌كنيم ‌بر اساس ‌طبيعت ‌خود حركت ‌كرده ‌و به ‌سمت ‌قهقهرا می‌روند. حركت ‌تكاملی ‌حركتی ‌قسری ‌است. ‌هم ‌دراسناد ‌فقهی ‌داريم ‌و هم‌ در منظومه ‌داريم كه‌ حركت‌ تكاملی ‌انسان ‌حركتی‌ قسری‌ است‌و به ‌زور اسلحه ‌ممكن ‌است‌. رمز ‌حدوث‌ انقلاب ‌نصربالرعب ‌باشد و بقای ‌آن ‌نيز به ‌ايجاد رعب ‌و وحشت‌ بستگی ‌دارد. اين ‌درست ‌است كه ‌مردمی ‌كه ‌در روز دوم ‌خرداد به ‌‌صحنه ‌آمدند به ‌تغيير و تحول ‌رأی ‌دادند،اما همين ‌مردم‌ اگر احساس‌ كنند نتيجه ‌كارشان‌ به‌ هرج‌ و مرج‌ خواهد انجاميد،به ‌پای ‌صندوق‌ها آمده‌ و اين ‌بار به‌ ثبات ‌رأی‌ خواهند داد. لذا ‌استراتژی ‌ايجاد رعب ‌از يكسو و نشان‌ دادن‌ اقتدار نظام ‌از سوی‌ ديگر مردم ‌را ولو قسری‌ به ‌سوی‌ خط ‌انقلاب ‌و رهبری ‌خواهد كشيد. در چنين ‌شرايطی ‌نيروهای‌ ما شمشير تيز ولايت ‌خواهند بود. و هر كس‌ بخواهد اين ‌شمشير را كُند نمايد به ‌ولايت ‌خيانت‌ كرده ‌است. وقتی ‌می‌گوئيم‌«والذين ‌معه‌ اشداء علی‌الكفار رحما بينهم»خيال ‌نكنيد كه ‌فقط ‌آمريكا و ‌اسرائيل‌ هستند. سرانگشتان ‌و ستون‌پنجم ‌آن‌ها در«بينهم‌»هم ‌ديده می‌شود. مگر بحث‌ عوام ‌و خواص ‌يادتان ‌رفته ‌كه‌ حتی ‌خواص‌ طرفدار حق ‌هم ‌دو دسته‌اند و دائما بايد ‌يك‌ دسته ‌از آن‌ها تصفيه ‌شوند».دوهفته‌نامه ‌عصرما در ادامه ‌مطلب ‌در پاسخ ‌می‌نويسد:‌«مطلب ‌به ‌اندازه ‌كافی‌ گويا است‌.از كره‌انديشی‌ درباره ‌طبيعت‌ انسان ‌شروع ‌می‌شود و به‌ تحليلی ‌سراپا مغلوط ‌‌و مغشوش‌ می‌رسد و سرانجام ‌به‌ كره‌ راهه‌ای‌ رهنمون می‌شود كه ‌به ‌خشك‌ و تر رحم‌ نمی‌‌كند.پردازش‌ تخديری‌ از سرشت‌ انقلاب ‌كه‌ نيروهای ‌جبهه‌های‌ را به ‌تروريستی ‌شبه ‌فرقانی‌ تبديل ‌كرده ‌و با بستن ‌چشم‌ او سلاحی‌ را به ‌دستش‌ می‌دهد تا از عالم ‌و آدم‌ انتقام ‌بگيرد.كسی‌ كه ‌دائما تحت‌ فشار روانی ‌قرار دارد و به ‌او تلقين ‌می‌كنند كه ‌داری‌ در محاصره ‌كامل ‌قرار می‌گيری ‌و دشمن ‌تا دو قدمی ‌تو جلو آمده ‌‌است، منتظر است ‌تا ‌كسی‌ حكم ‌شرعی ‌شليك ‌را به ‌او بدهد».
*سرانجام وزارت ‌اطلاعات ‌طی ‌يك ‌بيانيه ‌رسمی ‌عنوان ‌كرد:
«عده‌ای ‌از افراد كج‌انديش ‌و خودسر وزارت ‌اطلاعات ‌در قتل های‌ اخير دست‌ داشته‌اند».

https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=1567954469939308&id=243698112364957

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)