مقدمه

مطالعه سیمای سیاسی ایران بیانگر آن است که خواستهای قومی-ملی برخاسته از هویت زبانی بیشترین نمود عینی خود را در تاریخ معاصر ایران یافته است. جامعه­ ایران که تا دوران حکومت پهلوی به صورتی غیرمتمرکز اداره می شد با بروز انقلاب مشروطه به صحنه تقابل دو عنصر روشنفکران تجددگرا و روحانیون سنتگرا تبدیل شد. انقلاب مشروطه که در ایران تحت تاثیر تحولات غرب و گذر از سیستم اداری سنتی به سیستمهای حکومتی منطبق بر دولت-ملت مدرن راه تکامل خود را در قالب اصلاحات پیگیری می­کرد با سه مانع روحانیون سنتگرا، رقابت سفارتخانه­ های انگلستان و روسیه در تهران و کودتای رضاخان نتوانست سیر منطقی تکامل خود را طی نماید.

با روی کار آمدن رضاخان سیستم سیاسی ایران شاهد گونه ای از سیستم حکومتی گشت که نه در قالب دولت-ملت مدرن قابل تعریف بود و نه در چارچوب سیستم پادشاهی می گنجید. اغتشاش و تشویشی که ایران در دوره­ ممالک محروسه قاجار با آن روبرو شده بود در دوران پهلوی نیز ادامه یافت و در کنار آن مدرنیزم و تجددخواهی که با تلاشهای عباس میرزای قاجار راه به ایران پیموده بود با انقلابی که بعدها به انقلاب اسلامی ایران مشهور شد پسرفتی قرون وسطایی را شاهد شد. آنچه که پس از دوران پهلوی و در دوران جمهوری اسلامی ادامه یافت رویکرد پانفارسیستی و تبعیض نسبت به غیرفارس زبانان در ایران بود. تدوام سیاستهای دولتی منطبق با منطق ملی گرایی فارسی در جمهوری اسلامی ایران گونه ای از کنشهای اجتماعی را در ایران پدید آورد که در وهله­ نخست واکنشی به سیاستهای شوونیستی بود اما طی مرحله­ تثبیت خویش به کنش اجتماعی در چارچوب هویتخواهی ملی-قومی و زبانی تبدیل شد.

این کنشهای اجتماعی که با گذر زمان حالتی صعودی به خود گرفتند در نقاط مختلف ایران در قالبهای گوناگون پدیدار گشتند. بلوچهای ایران با رویکردی مذهبی-قومی و در اعتراض به ناعدالتی اقتصادی و مذهبی، کردهای ایران با رویکرد ملی گرایی کردی در قالب گروههای مسلح، عربهای ایران با رویکردی مبتنی بر اعتراض به عرب ستیزی و ادبیات نفرت پراکن علیه عربها و ترکهای آذربایجان جنوبی با رویکردی هویتخواهانه با محوریت زبان و فرهنگ ترکی سیستم سیاسی موجود را به چالش کشاندند.

در این میان، ترکهای آذربایجان که بزرگترین گروه قومی-ملی ایران را به لحاظ جمعیت تشکیل می دهند به انحاء گوناگون فعالیتهای فرهنگی خود را پس از اشغال تبریز از سوی ارتش پهلوی در 21 آذر 1325 هجری شمسی و سقوط حکومت خودمختار آذربایجان به رهبری مرحوم میرجعفر پیشه وری ادامه دادند. شاکله اصلی این فعالیتها که متمرکز بر انتشار مجلات و کتابهای فرهنگی بود زنده نگاه داشتن تاریخ و زبان ترکی در ایران بود. این نشریات و کتابها در برهه ای از تاریخ منتشر گشتند که حکومت پهلوی به نام دولت-ملت سازی شدیدترین سیاستهای اجرایی را در آسیمیله کردن ترکان ادامه می داد. نظریه آذری که به جد از سوی نهادهای دولتی تبلیغ می شد نمونه ای کوچک اما تاثیرگذار از این سیاستهای دولتی بود.

شکست سکولاریسم فارسی گرا در دوره پهلوی دوم روح جمعی ایرانیان را به سمت انقلابی سوق داد که ادبیات سیاسی جهان از آن با عنوان انقلاب اسلامی ایران یاد کرد. پس از انقلاب، روحانیونی که تجربه تلخ به حاشیه رانده شدن دوران انقلاب مشروطیت را در ذهن خود زنده نگاه داشته بودند به رهبری آیت الله خمینی منابع قدرت و ثروت را به انحصار خود درآوردند. نخستین اعتراض به سیستم مبتنی بر ولایت فقیه در تبریز و با پیشگامی حزب خلق مسلمان و رهبری آیت الله شریعتمداری به وقوع پیوست. آیت الله شریعتمداری و هواداران وی به مخالفت با گنجانیده شدن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی ایران پرداختند و خواستار احیای قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی دوران مشروطیت گشتند. قیام مردم تبریز به رهبری آیت الله شریعتمداری از سوی تهران سرکوب گشت و هواداران حزب خلق مسلمان به جوخه های اعدام سپرده شدند. این بار سیستم مرکزی ایران بر دو شاکله مذهب و فارسی گرایی سیاستهای مرکزگرایانه خود را ادامه داد.

آنچه پیش از انقلاب سبب همراهی بسیاری از غیرفارس زبانان گشت عدم وجود اندیشه ی ملی گرایی ایرانی در متن گفتمان پیشقراولان انقلاب بود. بسیاری از انقلابیون خواه گروههای اسلام گرا خواه گروههای چپ گفتمان خویش را بر برابری پیش بردند و زمینه حضور گروههای اجتماعی مختلف مخالف با محمدرضا شاه را فراهم آوردند. پس از انقلاب و سرکوب جنبش خلق مسلمان مسیری جدای از آنچه که پیش از انقلاب وعده های آن داده شده بود طی شد و غیرفارس زبانان در ایران به حاشیه رانده شدند.

در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران و بروز کنشهای جمعی در قالب اعتراضات سیاسی مهمترین فعالیتهای ترکان در ایران در قالب فعالیتهای فرهنگی ادامه یافت. مهمترین نمود این فعالیتها انتشار مجله وارلیق از سوی دکتر جواد هیئت و فعالیتهای پروفسور محمدتقی زهتابی در ایجاد شبکه ای اجتماعی از جوانان ترک آشنا به فرهنگ به خود و تلاش وی در خوانش دگرباره تاریخ ایران بود.

سال 1991 میلادی مصادف با برهه ای سرنوشت ساز در صحنه سیاسی جهان به شمار می رود. در این سال، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سردی که پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز شده بود سیمای سیاسی جهان را دگرگون ساخت. جنگ سردی که نخستین رویارویی آن در جغرافیای آذربایجان جنوبی به وقوع پیوست و آمریکا و شوروی را در مسئله فرقه دموکرات آذربایجان روی در روی یکدیگر قرار داده بود. با فروپاشی شوروی، جمهوری های ترک اعلان استقلال کردند و کشوری با نام جمهوری آذربایجان در مرزهای شمالغربی ایران تشکیل شد. استقلال کشوری با این نام در جغرافیایی که در جنوب آن مردمی هم زبان، هم نژاد و با هویت مشترک زندگی می کردند روحی ملی بر روان ترکان آذربایجان جنوبی دمید. ابوالفضل ائلچی بی با گفتمانی ملی محور، رئیس جمهور آذربایجان شد و ادبیاتی که با عنوان “ادبیات حسرت” در میان شاعران دو سوی آراز نش و نمو کرده بود حالتی عینی به خود گرفت. آنچه که در این میان نخستین عینیت گسترش روح ملی در میان ترکان آذربایجانی را رقم زد اشغال قاراباغ از سوی ارمنستان و حمایت جمهوری اسلامی ایران از ارامنه بود. جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که شعار برابری و برادری اسلامی را می داد در قبال کشتار و قتل عام شیعیان قاراباغ در کنار ارامنه قرار گرفت و بدون توجه به احساسات میلیونها ترک آذربایجانی ساکن در مرزهای خویش مسیر ترانزیت اسلحه به ارامنه گشت. این رویکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال جنگ قاراباغ از مهمترین منابع بیداری ملی هویت ترکی در میان ترکان آذربایجان به شمار می رود. پس از آن و در سیر سالهای گذشته مواردی از قبیل ورشکستگی تشیع سیاسی در اداره جامعه ایران، مرکزیتگرایی شدید، توسعه و رشد اقتصادی جمهوری ترکیه به عنوان کشوری پیشتاز با شاکله هویت ترکی و ارزشهای لائیک، ادامه تحقیر ترکان در رسانه های رسمی و غیررسمی ایران و بی توجهی به توسعه مناطق ترک نشین کنشی اجتماعی مبتنی بر واکنش به پان فارسیسم ایرانی را پدید آورد. در سطور ذیل به بازخوانی اعتراضهای سالهای گذشته ترکان ایران و آذربایجان جنوبی مبتنی بر گفتمان سیاسی-اجتماعی فعالین این گروه قومی-ملی پرداخته شده است.

 

مفهوم شناسی نظری جنبش های اجتماعی

با قدرت یافتن نقش آفرینی مردم در سیستمهای سیاسی، صحنه اجتماعی کشورهای مختلف شاهد کنشی از سوی شهروندان گشت که با عنوان جنبش های اجتماعی از آن یاد می گردد. جنبشهای اجتماعی که در حالتی کلی ذیل رفتارهای جمعی تعریف می گردد تفاوتهای اساسی با کنشهای اجتماعی گوناگون که در بازه های زمانی مختلف روی می دهد دارد. توماس کوهن جنبش اجتماعی را کوشش سازمان یافته گروه یا جمعی انسانی می داند که می خواهند برخی از شئونهای جامعه را تغییر دهند یا حفظ کنند (کوهن 1369: 413). آنتونی گیدنز این پدیده اجتماعی را از جمله اشکال کنش جمعی برای دستیابی به دگرگونی در برخی از جنبه های نظم موجود در جامعه تعریف کرده است و می گوید: “جنبش اجتماعی را می توان کوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک یا تامین هدفی مشترک از طریق عمل جمعی خارج از حوزه نهادهای رسمی تعریف کرد” (گیدنز، 1376: 671). از نظر دیانی جنبشهای اجتماعی به مثابه شبکه ای از روابط غیررسمی بین افراد و سازمانهای گوناگون هستند که از هویت جمعی مشخصی برخوردارند و منابع را در ارتباط با مسائل مورد مناقشه بسیج می کنند. بلومر جنبش اجتماعی را پویشی می داند بر پایه عقیده که به بازتعریف کنش اجتماعی می پردازد. از دیدگاه تورن داشتن هویت، موضع گیری درباره چیزی یا موضوعی یا مخالفت با آن و همگانی و عمومی بودن یک اصل مهم یک جنبش اجتماعی را تشکیل می دهد (روشه 1368: 165-167).

با تغییرات صورت گرفته در جوامع انسانی و بروز نیازهای گوناگون جمعی در حیات بشر و پاسخهای جمعی که بدین نیازها داده شد جنبشهای اجتماعی نوینی پدیدار گشتند که در قالب تعاریف کلاسیک صورت گرفته از جنبش اجتماعی امکان خوانش نداشتند. از این رو، مفهوم شناسی جنبش های اجتماعی در دو خوانش جنبشهای اجتماعی کلاسیک و جنبشهای اجتماعی نوین به بازخوانی کنشهای جمعی با قابلیت تعریف در قالب جنبش اجتماعی پدیدار شد. به نظر دلاپورتا و دیانی جنبشهای کلاسیک از ماهیت طبقاتی یا وابستگی به گروهی خاص برخوردارند، در حالی که نوع جدید آنها، هویت محور، جمعی و غیروابسته به طبقه ای خاص و ائتلافی از چند طبقه، قشر و هویت هستند. جنبشهای جدید پیرامون سیاسی شدن هویتها و مسائلی مانند زنان، محیط زیست، صلح، حقوق بشر و قومیتها سازمان یافته اند. مهمترین کارکرد جنبشهای اجتماعی به خصوص جنبشهایی که حول محور حقوق قومیتها و اقلیتها شکل گرفته است ایجاد تغییر در فضای عمومی و هدایت افکار عمومی و اعمال فشار بر دولت برای اعطای امتیازات دموکراتیک و در مواردی انتقال قدرت به نظامهای دموکراتیک می باشد.

جامعه شناسی سیاسی در کنار تقسیم جنبشهای اجتماعی به کلاسیک و نوین تقسیم بندیهای گوناگونی را از این نوع کنش جمعی بشر ارایه می کند که مبتنی بر معیارهای گوناگون است. جنبشهای اجتماعی در جامعه شناسی سیاسی به لحاظ اندازه به بزرگ و کوچک، با توجه به فراگیری اجتماعی در سطح یک کشور به ملی و اقشاری، به نوع مطالباتی که دارند سیاسی، معیشتی، دینی، فرهنگی، بستگی به چگونگی تعریف مفهوم ملت به محلی، ملی و جهانی، از لحاظ روش پیگیری مطالبات به انقلابی، اصلاحی، بنیادگرا، اصلاحی-انقلابی، به لحاظ نوع جامعه ای که جنبش در آن اتفاق می افتد به متعارف، جدید و بر اساس رویکردشان به دولت به سیاسی و مدنی تقسیم می شوند (جلایی پور 1390: 39-41).

به نظر دورماگن و موشار یکی از ارکان هر جنبش اجتماعی ساختن بینش مشترک از وضعیتی است که هویت گروه بسیج شده را می سازد. اورین کلاپ ویژگی متمایز جنبش های جدید را تلاش برای بازپس گیری هویت از دست رفته ای می داند که در جوامع نوین به انحا گوناگون سرکوب شده است. مکانیسمهای بازتولید هویتی در جنبشهای اجتماعی جدید از طریق ایجاد یک جو عقیدتی متفاوت و پیشنهاد راه حلهای جایگزین حاصل می شود. چنین فرآیندی در نهایت منجر به ایجاد هویتی جدید می شود. هویتی بازتولید شده که فارغ از دل مشغولیهای اقتصادی نظامهای پیشین و در فراسوی روابط قدرت، با نگاهی فرهنگی و در چارچوب عقاید، نمادها و ارزشهای بازتعریف شده، مفصل بندی می شود (باتامور 1372: 56).

از دیگر ویژگیهای جنبشهای اجتماعی نوین ماهیت فراطبقاتی آن می باشد. جنبشهای اجتماعی نوین ربط مشخصی به نقشهای ساختاری مشارکت کنندگان در جنبش ندارند. زیرساختهای جنبشهای اجتماعی جدید تمایل دارد که از ساختار طبقاتی فراتر رود. این ویژگی پیوند عمیقی با مکانیسم بازتولید هویتی جنبشهای جدید دارد. این جنبشها اغلب، نارضایتی ها و عوامل بسیج کننده خود را حول موضوعات فرهنگی و نمادینی که با موضوعات هویتی سروکار دارد، شکل می دهند. این نارضایتی های نمادین، به مجموعه ای از عقاید، نمادها، ارزشها و معانی حاکی از احساس تعلق به گروه اجتماعی متمایز و تلقی های جدید اجتماعی از زندگی روزانه وابسته است. از عمده تفاوتهای جنبشهای اجتماعی نوین با کلاسیک، تکثرگرا بودن جنبشهای نوین می باشند. جنبشهای اجتماعی نوین کثرتی از عقاید و ارزشها را نشان می دهند و در تقابل آشکار با جنبش طبقه کارگر، با تلقی مارکسیستی از ایدئولوژی به مثابه یک عنصر وحدت بخش و تمامیت گرا برای عمل دسته جمعی قرار می گیرند (لارنا 1387: 20-21).جنبشهای اجتماعی جدید کنشگرانی با عقاید و ارزشهای گوناگونی شرکت دارند که تکثر فکری آنها هیچگاه جنبش را از مسیر اصلی آن خارج نمی کند.

یکی دیگر از تفاوتهای عمده جنبشهای اجتماعی نوین خصلت کمتر سازمان یافته این جنبشها است. تعلق داشتن به یک جنبش بیشتر مربوط به طرفداری از بینش اجتماعی یا اصول اعتقادی خاص، بیان آن در بحثهای سیاسی روزانه و آماده بودن برای مشارکت در فعالیتهای اتفاقی مانند اعتراضات خیابانی می باشد (باتامور 1372: 56). منطق این اعتراضهای مدنی در جنبشهای اجتماعی نوین بسیج هواداران جنبش مبتنی بر عدم خشونت و نافرمانی مدنی است.

 

جمعیت ترکان در ایران و تخمینهایی با تفاوت بالا

جمعیت ترکان در ایران به دلیل سیاستهای دولت مرکزی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر عدم ارائه آمار دقیق از بافت قومی کشور بر اساس تخمینهای گوناگون بیان می گردد. جمهوری اسلامی ایران در راستای تداوم مشروعیت بخشی به رویکرد پانفارسیستی خود و جهت عدم آفرینش حقوقی مبتنی بر اسناد رسمی جمهوری اسلامی برای گروههای قومی-ملی غیرفارس در حالی که سرشماریهای گوناگون با در نظر گرفتن شاخصهای مختلف را منتشر می نماید از انتشار شاخصهای قومی کشور منطبق بر مرزهای هویتی-قومی اقوام و ملل غیرفارس اجتناب کرده است. این سیاست آماری جمهوری اسلامی ایران سبب شده است که مراکز مختلف، آمارهای گوناگونی از جمعیت ترکان در ایران ارائه دهند. بنا به عقیده ای عمومی در ایران و آنچه که فعالین قومی-ملی ترک بیان می کنند ترکان در سه منطقه جغرافیایی در ایران پراکنده شده اند. این سه منطقه شامل ترکان شمالغرب ایران که در اصطلاح سیاسی از آن با عنوان ترکان آذربایجان جنوبی یاد می کنند، ترکان شمالشرقی که شامل ترکهای خراسان و ترکمنها و ترکان مرکزی شامل ترکهای قشقایی و دیگر طایفه های ترک می باشد. ترکان آذربایجان جنوبی بیشترین جمعیت را در میان ترکان ایران داشته و صحنه اجتماعی آن در سالهای اخیر شاهد اعتراضات گسترده به رویکرد جمهوری اسلامی ایران نسبت به این گروه قومی-ملی بوده است.

فعالین قومی-ملی ترک در ایران جمعیت این گروه قومی را رقمی مابین 35 تا40 میلیون نفر ذکر می کنند. از جمله مواردی که بر این رقم اعلامی صحه می گذارد اظهار نظر وزیر امورخارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران دکتر علی اکبر صالحی می باشد. دکتر علی اکبر صالحی در سفری که در دوران ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد به جمهوری ترکیه داشت در اظهار نظری بیان داشت که نزذیک به نیمی از جمعیت ایران را ترکان تشکیل می دهد که این رقم، پتانسیلی مناسب برای گسترش روابط دو طرفمی باشد.

صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) نیز که در سال 1969 میلادی با هدف جمعیت، تنظیم خانواده و بهداشت تولیدمثل تاسیس شده است ودولتها و سازمان‌های غیردولتی بسیاری در بیش از ۱۴۰ کشور جهان همکاری دارد جمعیت متکلیمن زبان ترکی در ایران را با توجه به زیرشاخه های آن در بخش نمایه و اطلاعات آماری ایران چنین بیان می کند: آذربایجانی ها (۲۴ درصد) ، ترکمن ها (۲درصد ) و قشقایی ها کمتر از یک درصد. رقمهایی که دیگر مراکز مطالعاتی به عنوان درصدهای ترکیب قومی ایران از آن استفاده می کنند رقمهای نزدیک به درصدهای ارائه شده توسط صندوق جمعیت سازمان ملل متحد می باشد و در بسیاری از موارد آمارهای این صندوق به دلیل ماهیت بین المللی اش به عنوان منبع از سوی کارشناسان مسائل ایران مورد استفاده قرار می گیرد.

یکی از تلاشهایی که در ایران تابوی آمارگیری با تکیه بر عنصر قومی-ملی را به چالش کشاند طرح بررسی شاخص‌ های فرهنگ عمومی ایران به سفارش شورای فرهنگ عمومی کشور بود که در قالب 33 جلد کتاب منتشر گشته است. بنا به خبری که در خبرگزاری مجلس شواری اسلامی ایران منتشر گشته است آقای واعظی دبیر کل نهاد کتابخانه عمومی کشور ویژگی های این مجموعه را چنین بیان کرده است:

“این کتاب پیمایشی در مورد فرهنگ عمومی است و اینکه چگونه می توان وضعیت فرهنگ را مبدل به کمیت‌هایی برای سنجش تغییر وضعیت فرهنگی کشور کرد. کتاب طرح بررسی شاخص‌های فرهنگ عمومی کشور مبتنی بر مدل علمی است که تلاش کرده  وضعیت فرهنگ در اموری همچون دانش عمومی، عواطف عمومی و دستاوردهای مردم را بیان کند.این سنجش در سال 87 با نمونه 2 هزار نفری انجام شده و در سال 88 و 89 آن را با نمونه بیش از 17 هزار نفر در سطح کل کشور عملیاتی کرده‌اند. کتاب طرح بررسی شاخص‌های فرهنگ عمومی کشور در 33 جلد تهیه شده  که 32  جلد آن مربوط به استان‌ها است و یک جلد آن مربوط به وضعیت فرهنگ عمومی کشور است.

آمار ارائه شده در این تحقیق در خصوص جمعیت ترکان و پراکندگی آن در برخی از استانهای ایرانبیانگر آن است که ترکان در سطح وسیعی از استانهای ایران پراکنده شده و بزرگترین گروه قومی-ملی غیرحاکم می باشد (شاهد، بابک، مرکز مطالعاتی تبریز).

یکیدیگر از این پژوهشها نمونهگیری سازمان ثبت احوال کشور در مرداد ۱۳۷۰ هجری شمسی می باشد که زبان مادری زنانی را که برای دریافت شناسنامه فرزندان خود به دفترهای ثبت احوال مراجعه کرده بودند، مورد پرسش قرار می‌داد. در این نظرسنجی از مجموع ۴۹٬۵۵۸ مادر، ۴۶٫۲٪ به فارسی، ۲۰٫۶٪ به آذربایجانی، ۱۰٪ به کُردی، ۸٫۹٪ به لری و لکی، ۷٫۲٪ به زبان شمالی، ۳٫۵٪ به عربی، ۲٫۷٪ به بلوچی، ۰٫۶٪ به ترکمنی، ۰٫۱٪ به ارمنی و ۰٫۲٪ به دیگر زبان‌ها تکلم می کردند (مهریار 1379: 53).

چنانکه مشاهده می گردد تخمینهای مرتبط با جمعیت ترکان در ایران رقمهایی با تفاوتهایی بالا را نشان می دهد. در حالی که فعالین قومی-ملی نیمی از جمعیت ایران را ترک قلمداد می کنند برخی از پژوهشهای غیررسمی منتشر شده در ایران تنها  20% جمعیت ایران را ترک بیان کرده است.

 

برخی از پژوهشهای منتشر شده از سوی محققین غربی در خصوص بیداری ترکان در ایران

حضور قدرتمند گفتمان منطبق بر خواستهای ترکی در ایران و سرکوبهای صورت گرفته در قبال اعتراضات به پانفارسیسم موجود در کشور سبب شد که توجه برخی از محققین غربی بدین مسئله در ایران جلب شود. از نخستین پژوهشهای منتشر شده در این باب کتاب “مرزها و برادری” اثر برندا شافر آکادمیسین آمریکایی می باشد. خانم شافر در این کتاب، ریشه بیداری ترکان آذربایجان جنوبی را استقلال جمهوری آذربایجان و رویکرد خصمانه جمهوری اسلامی ایران در قبال قتل عام شیعیان قاراباغ از سوی ارامنه و حمایت ایران از ارامنه بیان می کند. به نظر وی ترکان آذربایجان جنوبی که نقشی فعال در انقلاب اسلامی ایران داشته اند پس از انقلاب با رویکردی مواجه شدند که تفاوتی با باستانگرایی و سیاستهای آسیمیلاسیونی دوران پهلوی نداشت، بدین سبب هویت ترکی که از سوی دولت مرکزی تهران سرکوب می شد سبب شد که ترکان آذربایجان جنوبی با بازگشت به خویشتن خویش هویت ترکی و آذربایجانی خود را برجسته نمایند.

تورج اتابکی محقق ایرانی الاصل و از هواداران تفکر ایرانشهری منطبق بر برتری فرهنگ فارسی بر دیگر فرهنگها در کتابی با عنوان “پانترکیسم و ناسیونالیسم ایرانی” که در لندن به چاپ رساند افزایش شعور ملی در ترکان ایران را به فعالیتهای ملی گرایان در ترکیه نسبت داده است.

مؤسسه مطالعاتی رند که از مراکز مطالعاتی مهم آمریکا محسوب می شود و گزارشهای استراتژیک گوناگونی را برای نیروهای مسلح آمریکا تهیه می کند در گزارشی که برای نیروی هوایی آمریکا با عنوان “آسیب پذیری سیاسی، دئموگرافیک و اقتصادی ایران” حاضر نموده بود از ترکان ایران به عنوان گروهی قومی در ایران یاد می کند که تا سالهای اخیر وفادار به دولت مرکزی ایران و جمهوری اسلامی ایران بودند اما رویکرد خصمانه تهران نسبت به این گروه قومی-ملی، تداوم آسیمیلاسیون فارسی، سیاستهای مرکزگرایانه با ارجحیت رفاه اقتصادی فارس زبانان و تحقیرهای رسمی نسبت به ترکان سبب ایجاد واگرایی در میان ترکان شده است و دیگر بسان گذشته بسیاری از ترکان تعلق عاطفی به ایران را از دست داده اند.

مرکز مطالعاتی روبین اسرائیل در مقاله ای با عنوان “افزایش ناسیونالیسم در میان آذربایجانیان ایران” به واکاوی دینامیزم موجود در اعتراضات خیابانی ترکان در سالهای اخیر پرداخته است. بنا به ادعای مطرح شده در این نوشتار هویت ترکی بارزه اصلی این اعتراضات را در واکنش به فارسی گرایی موجود در ایران تشکیل می دهد.

انستیتو مطالعاتی خاورمیانه که مرکز آن در واشنگتن می باشد در مقاله ای با عنوان “ناسیونالیسم قومی آذربایجانیان: یک سیگنال خطر برای ایران” منتشر نموده است افزایش ناسیونالیسم قومی را زنگ خطری برای ایران دانسته است که با توجه به جمعیت بالای این گروه قومی-ملی توان همگرایی با ترکان جهان را داراست.

“شورای سیاست خاورمیانه” در مقاله ای که در وب سایت این مرکز با نام “ایران و آذربایجان: دو همسایه رقیب” منتشر شده است سیر بیداری ملی ترکان آذربایجان جنوبی، نقش رئیس جمهور سابق جمهوری آذربایجان مرحوم ابوالفضل ائلچی بگ در این پروسه و نقش سیاسی ترکان آذربایجان جنوبی به عنوان عاملی شکل دهنده در روابط جمهوری آذربایجان و ایران بررسی کرده است.

از دیگر تحقیقات منتشر شده در این زمینه نوشتارهای ژیل ریو محقق فرانسوی می باشد که از سوی “مرکز مطالعات استراتژیک نیروهای مسلح فرانسه” به زبان فرانسوی منتشر شده است. ژیل ریو در کتابی با عنوان “قومیت و ناسیونالیسم در ایران: مطالعه موردی آذربایجان” به بررسی خاستگاه اجتماعی، دینامیزم میتینگهای سیاسی و خواستهای فعالین ملی-قومی ترک در ایران پرداخته است.

مطالعه نوشتارهای گوناگون منتشر شده از سوی محققین غربی در خصوص روند بیداری ملی در میان ترکان در ایران بیانگر آن است که این محققین فعالیتهای ملی ترکان و اعتراضات صورت گرفته را در قالب حرکتهای قومیتی-اقلیتی و در چارچوب نظریه های مرتبط با جنبش های اجتماعی بررسی می کنند. این محققین با در نظر گرفتن ایران به عنوان دولت-ملتی با مرکزیت فرهنگ فارسی جنبش ترکی در ایران را بسان جنبش ملتهای بدون دولت یا برابری خواه قلمداد می نمایند. آنچه که شاید از دید این محققین به دور مانده است نقش ترکان در تاریخ ایران می باشد. چنانکه ترکان ایران پس از ظهور امپراطوری سلجوقیان در منطقه عنصر سازنده ساختار دولت در ایران بوده اند که پس از انقلاب مشروطه با کودتایی روسی-انگلیسی تبدیل به دولت مرکزگرای فارسی محور گشته است. مطالعه مبسوط وضعیت منطقه در زمانی که رضاخان از سوی بیگانگان بر اریکه قدرت در ایران تکیه زده و مرکزیتخواهی خویش را بر برتری فرهنگ فارسی بنیان نهاد نشانگر آن است که مهمترین دغدغه مشترک انگلستان و روسیه “مسئله شرق” و دشمنی با امپراطوری عثمانی و تلاش برای تجزیه این امپراطوری در برهه مذکور بود. در اواخر دوره قاجار به خصوص حضور مظفرالدین شاه قاجار در استانبول و معاهده همپیمانی استراتژیکی که با امپراطوری عثمانی امضا شد، فصل نوینی در میان این دو کشور گشود که قرنها تحت تاثیر القائات مذهبی به جنگ با یکدیگر مشغول بوده اند. همپیمانی قاجاریه و عثمانی در اواخر دوران قاجار و احتمال تبدیل آن به همپیمانی استوار بر هویت ترکی از عوامل تاثیرگذار در کودتای فارسی گرا در ایران می باشد که تاکنون تحقیقات مبسوطی در این زمینه منتشر نشده است اما برخی از اسناد منتشر شده آرشیوهای دولتی ایران وعثمانی که در سالهای اخیر توجه تاریخ پژوهان ایرانی و ترکیه ای را به خود جلب نموده است مؤیدی آشکار بر این ادعای تاریخ است.

 

تاریخچه ای کوتاه از اعتراضات خیابانی ترکان در سالهای اخیر در ایران

پس از پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری در سال 1376 چهره سیاسی ایران شاهد حضور جریانی در نهاد حکومتی گردید که به انتقاد از برخی از گفتمانهای غالب در دولتمداری ایران می پرداخت. سیدمحمد خاتمی و هواداران وی که در اصطلاح درون حکومتی از آنان با عنوان اصلاحطلبان یاد می شد اصولگرایانی را به چالش می کشاندند که در سیر تحولات پس از انقلاب ایران نهادهای نظامی به خصوص سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران را در چنبه قدرت خویش داشتند. پیروزی محمد خاتمی که با شعار “ایران برای همه ایرانیان” پای در وادی انتخابات ریاست جمهوری گذاشته بود واکنشهای گوناگونی را در آن برهه به همراه داشت. برخی از مخالفین جمهوری اسلامی ایران از اصلاح طلبان به عنوان سوپاپ اطمینان رژیم یاد می کردند که هرگاه در ایران سطح انتظارات برای تغییر بالا می رفت رژیم با پیش کشاندن این گفتمان و مصادره خواستهای مردمی و بازخوانی آن در قالب افراد حکومتی سطح غلیان اجتماعی را کاهش می داد و برخی نیز این پروسه را پروسه ناگذیر پیش روی جمهوری اسلامی ایران جهت گذار به دولتمداری منطبق بر عقلانیت سیاسی قلمداد می کردند. پیروزی محمد خاتمی و به دنبال آن باز شدن نسبی فضای سیاسی در کشور و به خصوص در سطح دانشگاهها سبب حضور اجتماعی جنبشهای گوناگون مدنی در سطح جامعه گردید. از جمله جنبشهایی که در جغرافیای آذربایجان جنوبی و به خصوص جوانان به سرعت در حال گسترش بود جنبشی با محتوای بازگشت به هویت ترکی، اعتلای عزت نفس انسان ترک در ایران و افزایش حقوق شهروندی این گروه قومی-ملی بود. نخستین حضور این جنبش جوان در میان آذربایجانیان دو سال پیش از حضور خاتمی در سیمای سیاسی ایران و در انتخابات مجلس شورای اسلامی در تبریز مشاهده شده بود. در انتخابات مجلس شورای اسلامی سال 1374 دکتر محمودعلی چهرگانی از جمله نامزدهای انتخاباتی در تبریز بود که شعارها و خواستهای مطرح شده از سوی وی تفاوت چشمگیری با دیگر نامزدها داشت. دکتر چهرگانی در شعارها، تبلیغات و وعده های خود بر عناصر هویتی ملی ترکان آذربایجان تاکید می کرد و تابوهای حاکم بر تریبونهای رسمی را به چالش می کشاند. این گفتمان مطرح شده از سوی دکتر چهرگانی بازخوردی وسیع در تبریز یافت و توانست با کسب آرای بالا به مرحله دوم انتخابات راه یابد. اما پیش از برگزاری مرحله دوم وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران که پیش بینی چنین حادثه اجتماعی را نکرده بود با توطئه ای امنیتی به رد صلاحیت وی پرداخت و دکتر محمودعلی چهرگانی از صحنه انتخابات کنار زده شد.

حضور گسترده ترکان آذربایجان در دهه هفتاد در تیر ماه هر سال در قلعه بابک که از آن با عنوان قلعه جمهور یاد می کردند مهمترین کنش جمعی این دهه محسوب می شود. حضور صدها هزار نفری ترکان در قلعه بابک که با حمل پلاکاردهایی با مضامین ملی و برگزاری میتینگهای سیاسی که در آن سمبلهای ملی گرایانه استفاده می شد نشانگر حضور جریانی در صحنه سیاست ایران گشت که در نه در قالب جریان چپ، نه اصولگرا، نه اصلاح طلب و نه لیبرال نمی گنجید. نهادینه شدن این میتینگهای سالیانه نهادهای نظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی را وادار به واکنش نمود و با برخوردهای امنیتی و قضایی مانع برگزاری سالیانه مراسم قلعه بابک گشتند. این دوران مصادف با دوران فعالیت گسترده دانشجویان آذربایجانی در دانشگاهها و انتشار صدها نشریه، برگزاری شبهای شعر ترکی و جشنواره های گوناگون بود. اما آنچه که به عنوان نقطه عطفی در حضور اجتماعی جنش ترکی در ایران که در اصطلاح سیاسی از آن با عنوان حرکت ملی آذربایجان یاد می کنند، گشت اعتراضات صورت گرفته در هفته اول خرداد ماه 1385 به کاریکاتوری مندرج در روزنامه دولتی ایران بود. ترکان آذربایجان در اعتراض به این کاریکاتور موهن اقدام به تظاهراتهای گسترده در شهرهای مختلف ترک نشین نمودند. این تظاهراتها که نقطه شروع آن در تحصنها و میتینگهای دانشجویی در دانشگاهها آغاز شده بود به سرعت به تمامی شهرهای ترک نشین در آذربایجان جنوبی گسترش یافت و خیابانهای این شهرها شاهد سرکوب مردمی گشت که شعار محوریشان اعتراض به تحقیر قومی، کوچک شمردن ترکان، تاکید بر هویت ترکی خود و اعلام انزجار از نگاه تبعیض آمیز تهران به آذربایجان بود. حضور این چنینی مردم ترک در خیابانها به قدری گسترده بود که بنا به اذعان میانسالان تنها با روزهای منتهی به انقلاب اسلامی ایران و سقوط رژیم شاه قابل مقایسه بود. دولت مرکزی جمهوری اسلامی ایران در واکنش به این اعتراض گسترده خیابانی روزنامه دولتی ایران را توقیف و کاریکاتوریست این روزنامه بازداشت شد. در کنار آن، بسیاری از چهره های شاخص منتسب به حرکت ملی آذربایجان در شهرهای گوناگون بازداشت و تحت تعقیب قضایی گرفتند. بنا به آمارهای منتشره در رسانه های حرکت ملی آذربایجان بیش از بیست نفر در شهرهای مختلف آذربایجان جنوبی به ضرب گلوله نیروهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران کشته شده بودند.

پس از اعتراضات خرداد 85 دومین اعتراض گسترده ای که سطح واکنش جمعی آن قابل مقایسه با اعتراضات به کاریکاتور روزنامه ایران بود اعتراض به بی تفاوتی مسئولین جمهوری اسلامی ایران به خشک شدن دریاچه اورمیه و عدم اجرای هر گونه پروژه ای مؤثر در نجات این دریاچه بود. اعتراضات گوناگونی که در رسانه های جمعی و تجمعهای مختلف در سال 1389 هجری شمسی آغاز شده بود به اعتراضی گسترده در شهریور 1390 منتج شد. در شهریور 1390 مردم ترک در شهرهای مختلف از جمله تبریز و اورمیه به صورت گسترده در خیابانها حاضر شدند و جمهوری اسلامی ایران را متهم به خشکانیدن عمدی دریاچه نمودند. در این تظاهراتها نیز بسان اعتراضات سال 1385 بسیاری از شهروندان ترک دستگیر شدند و دولت با به کارگیری خشونت به سرکوب تظاهرات کنندگان پرداخت.

وجهه متمایز این تظاهرات در سطح ملی ایران، تقابل روح جمعی ترکان آذربایجانی با روح جمعی انسان فارس بود که یک سال پیش تحت لوای جنبش سبز خیابانهای تهران و برخی شهرهای مرکزی را عرصه حضور اعتراضی خویش نموده بود. بنا به ادعایی شایع در ایران تحولات بزرگ اجتماعی زمانی توانسته است در ایران منتج به نتیجه شود که تبریز در کنار تهران به ایفای نقش در تغییرات پرداخته است. به عنوان مثال بسیاری از تحلیلگران تاریخ ایران بر این باورند که اگر قیام تبریز در انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی نبود چه بسا این دو انقلاب منتج به نتیجه نمی شد. جنبش سبز ایران که در سال 1389 در تهران شکل گرفت تبریز را در کنار خود احساس نکرد. بسیاری از افراد بر این باورند که ناامیدی ترکان آذربایجان از تهران، نگاه همسان جریانهای مختلف سیاسی مرکزگرا چه اصلاح طلب چه اصولگرا، چه سوسیالیستی و چه لیبرال بر نادیده گرفتن حقوق ترکان آذربایجان و رویکرد یکسان پانفارسیستی در میان این گروه های فارس مرکزگرا سبب شد که روح جمعی ترکان در ایران اینبار در کنار اعتراضات تهران قرار نگیرد. اعتراضاتی که حالتی گسترده به خود گرفت اما با محصور ماندن به تهران ناکام ماند. در چنین جو روانی برخی از تحلیلگران مرکزگرا و مخالف جمهوری اسلامی ایران تبریز را متهم به ترس نمودند و با تحریک احساسات ترکان سعی نموده بودند که تبریز پای در وادی این جنبش بگذارد اما سکوت ترکان در قبال جنبشی که هیچگونه آینده ای امیدوار کننده برای آنها به بار نمی آورد نوعی اعتراض قلمداد شد. اما این اعتراض، زمانی حالتی عینی یافت که مردمی که تحت تاثیر تبلیغات جنبش سبز قرار نگرفته بودند درست یک سال پس از این جنبش در اعتراض به سیاستهای تهران در خشکانیدن دریاچه اورمیه شهرهای ترک نشین را به صحنه تظاهرات گسترده تبدیل کردند. تظاهراتی که شاکله اصلی آن را حیات ملی انسان ترک تشکیل می داد.

سومین حضور گسترده اعتراضی ترکان در سالهای اخیر در آبان 1394 به وقوع پیوست. پخش نمایشی تلویزیونی با عنوان فتیله از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران موجی از اعتراض را در شهرهای ترک نشین به بار آورد. در متن نمایش پدر و فرزندی ترک افرادی با ضریب هوشی پایین و عقب مانده به تصویر کشیده شده بودند که کودک ترک توان درک تفاوت میان مسواک و فرچه توالت را نداشت. این تصویردهی تحقیرآمیز یادآور تحقیر دیرین ترکان در ایران گشت که دستمایه جکهای مختلف شده بودند. اعتراضات به این برنامه دگرباره شهرهای ترک را درنوردید و شعارهای غالب مردم ترک با محوریت تاکید بر هویت ترکی، اعتراض به نژادپرستی فارسی و ظلم تهران گفتمان سیاسی مرکزگرا را به چالش کشاند. این بار نیز دولت جمهوری اسلامی ایران مجبور به عقب نشینی شد و این برنامه تلویزیونی تعطیل گشت. یک سال پس از این تظاهرات و در هفته اول مرداد 1395 دگرباره تحقیر یک نشریه اعتراض جمعی ترکان را به همراه آورد. نشریه طرح نو در مطلبی موهن آشکارا هویت ترکی را کوچک شمرده و تحقیر نموده بود. این بار نیز سازماندهی غیرمتمرکز به خصوص از طریق شبکه های مجازی سبب حضور معترضین به نژادپرستی حاکم در ایران در خیابانها شد و پیوستگی این اعتراضات خیابانی که از خرداد 85 آغاز شده بود ادامه یافت. شهرهای ترک نشین به خصوص زنجان، تبریز و اورمیه شاهد اعتراض گسترده مردم ترکی گشت که تبلور اعتراض به پانفارسیسم، تحقیر هویت ترکی، بی توجهی به عزت نفس ترکان و مرکزگرایی استبداد ایرانی شده بودند.

در کنار این اعتراضهای خیابانی بازیهای ورزشی از جمله مکانهای دیگری هستند که ترکان آذربایجان جنوبی به گونه ای مستمر بر حضور فکری خویش در عرصه اجتماعی در ایران تاکید می کنند. شعارهایی که در بازیهای تیم فوتبال تراختور و تیمهای والیبال اورمیه سرداده می شود بیانگر آن است که تاکید بر هویت ترکی و تقاضای حقوق سرکوب شده ترکان در ایران در فرهنگ سیاسی ترکان آذربایجان جنوبی نهادینه شده است.

 

مفهوم شناسی نظری اعتراضهای سالهای اخیر

آنالیز دینامیزم اجتماعی اعتراضهای سالهای اخیر در مناطق ترک نشین در ایران بیانگر بروز برخی ویژگیهای مختص به خود است که تفاوتهای ماهوی با اعتراضهای روی داده در این جغرافیای سیاسی در دهه های پیشین دارد. مهمترین ویژگیهای این اعتراضها را می توان در چگونگی بسیج اجتماعی، واکنش به برتری جوئی فارسی در قامت پانفارسیسم و گفتمانی با رویکرد نوین به هویت ترکی دانست.

بسیج اجتماعی اعتراضی در تاریخ معاصر ایران بر دو محور سازمان های چپ و شبکه روحانیون دینی شکل گرفته بود. مطالعه تاریخ معاصر ایران بیانگر آن است که تنها دو قشر روحانیون از طریق مساجد و ایدئولوژی چپ از طریق سازمانهای سیاسی توانسته اند نقش مهمی در بسیج اجتماعی اعتراضی در ایران ایفای نقش مؤثر نمایند. با تحول روی داده در عرصه تکنولوژی و به تبع آن تغییر ماهیت ارتباطهای جمعی، اینترنت و فضای مجازی نقش پررنگتری در بسیج اجتماعی اعتراضها بر عهده گرفت و تحت تاثیر گسترش اینترنت نقش دو عامل مذکور به حاشیه رانده شد. اگر در دهه های پیشین سازمانهای سیاسی، روحانیون دینی و گروههای مرجع در قالب رهبری شخصی و گروهی توان بسیج جامعه ایران در اعتراض به ایدئولوژی یا سیاستهای حاکم در کشور را داشتند در سالهای اخیر روح جمعی عینیت یافته در شبکه های اجتماعی مجازی عهده دار این نقش گشته است. به گونه ای که بنا به اذعان کارشناسان، رسانه های کلاسیکی همچون رادیو و تلویزیون با افزایش نقش آفرینی اینترنت در حیات جمعی بشر به حاشیه رانده شده و دیگر بسان دهه های پیشین این رسانه ها و رهبریت مرکزی چه در قالب سازمانهای سیاسی، غیردولتی و شخصی نقش چندانی در دینامیزم جنبشهای نوین ایفا نمی کنند.

با گسترش استفاده بازیگران جامعه مدنی در سطوح ملی، فراملی، منطقه ای و جهانی از اینترنت، نقش آفرینی آن در تعاملات و چالشهای سیاسی بیشتر نمایان می شود. اینترنت با جای دادن طیف گسترده ای از بازیگران و کنشگران سیاسی-اجتماعی، در فضای مجازی و سایبرنتیکی خود، از یکسو ابزاری برای تبلیغ و اشاعه نمادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، باورها و عقاید کنشگران اجتماعی گوناگون است و از سوی دیگر، منبعی مهم در ارائه آگاهی های سیاسی، اجتماعی در جهان، عامل ارتباط فعالان سیاسی با مردم و درنهایت برانگیزاننده مهم رفتارهای اعتراضی و بسیج اعتراض ها در جهان به شمار می رود (سردارنیا 1388: 152).

جنبشهای اعتراضی ترکان از جمله جنبشهای اجتماعی فعال در ایران محسوب می شود که از این ویژگی نوین ارتباط جمعی استفاده بهینه نموده است. در حالی که بسیاری از ایدئولوژیهای مختلف و رقیب در ایران دارای رسانه های ثروتمند صوتی و تصویری بودند نحوه خبررسانی و ارتباط با جامعه در اکثر این اعتراضها بر استفاده از پتانسیل اینترنت استوار بوده است. بسیاری از فراخوانهای اعتراضی در فضای اینترنت بدون داشتن منبع نخستین مشخص منتشر گشته و بدون اینکه در رسانه های تصویری پرمخاطب در ایران همچون کانالهای تلویزیونی ماهواره ای و دولتی انعکاس یابد توانسته است اعتراضهای جمعی گسترده ای در شهرهای ترک نشین تشکیل دهد. اکثر این اعتراضها که در واکنش به تحقیر و حق کشی عینی وابستگان حقوقی و حقیقی جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است در وهله نخست به صورت خبرهای کوتاه در رسانه های مجازی ترکان منتشر شده است. پس از سنجش بازخورد مناسبی که این خبررسانیها داشته است فراخوانهایی بدون داشتن منبع صادرکننده ی مشخص در فضای مجازی منتشر گشته و مردم برای بیان اعتراض خویش به میادین اصلی شهرها دعوت گردیدند. در بسیاری از این موارد بسیج منابع اعتراضاتی که در میادین اصلی و توسط شهروندان عادی و فعالین ملی-مدنی ترک به وقوع پیوست از طریق مجراهای اینترنتی بود.

دومین مشخصه بارز اعتراضهای سالهای اخیر واکنش به پانفارسیسم موجود در ایران که با عنوان نژادپرستی فارسی از آن یاد می کنند می باشد. در پلاکاردهایی که شرکت کنندگان در اعتراض ها با خود حمل می کردند پلاکارد “نژادپرستی فارسی را در ایران متوقف کنید” بازتاب گسترده ای در رسانه ها یافت. تعریفی که جنبش ترکی در ایران از مفهوم نژادپرستی ارائه می دهد منطبق بر تعریف بین المللی این واژه می باشد. “کنوانسیون‌ بین‌المللی‌ رفع‌ هر نوع‌ تبعیض‌ نژادی” در تعریف مفهوم “تبعیض نژادی” متفاوت از خوانش کلاسیک آن تبعیض نژادی را چنین بیان می کند: “تبعیض‌ نژادی اطلاق‌ می‌شود به‌ هر نوع‌ تمایز و ممنوعیت‌یا محدودیت‌ و یا رجحانی‌ که‌ براساس‌ نژاد و رنگ‌ یا نسب‌ و یا منشا ملی‌ و یا قومی‌ مبتنی‌ بوده‌ و هدف‌ یا اثر آن‌ از بین‌ بردن‌ و یا در معرض‌ تهدید و مخاطره‌ قراردادن‌ شناسایی‌یا تمتع‌ و یا استیفاء در شرایط‌ متساوی‌ از حقوق‌ بشر و آزادی‌های‌ اساسی‌ در زمینه‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ و فرهنگی‌ و یا در هر زمینه‌ دیگری‌ از حیات‌ عمومی‌ باشد.” با در نظر گرفتن این تعریف آنچه که در ایران در قبال ترکان در حال روی دادن می باشد تبعیضی نژادی می باشد.

بحث وجود نژادپرستی در ایران امری مختص و معطوف به ترکان نبوده و بسیاری از کارشناسان حوزه اجتماع، نژادپرستی فارسی را فرهنگی آمیخته به فرهنگ سیاسی فارسی در ایران قلمداد می کنند که سلامت روان جمعی جامعه فارس زبان را به مخاطره انداخته است. مهمترین نمود این نقصان روانی، در نوع واکنش گسترده مخاطبان فارس زبان به رویدادهای مختلف و افراد مشهور در رسانه های جمعی می باشد که با ادبیات توهین آمیز، الفاظ رکیک و تمسخر بنیانهای اخلاقی و انسانی و بدون آنکه تحت تاثیر هرگونه فشار دولتی باشند به واکنش می پردازند. سازمان ارزش های جهانی از جمله سازمان های بین المللی فعال در زمینه ی بررسی میزان حفاظت از تنوع فرهنگی و پایبندی کشورهای مختلف به ارزش های انسانی است نتایج تحقیقی را منتشر نموده است که در آن ایران جز کشورهای به شدت نژادپرست طبقه بندی می شود. بنا به نتایج تحقیق این سازمان ایران هفتمین کشور به شدت نژادپرست در سطح دنیا است که پایبندی به ارزشهای انسانی در آن کمتر دیده می شود.

این نژادپرستی عمومی موجود در ایران در مواجهه با ترکان ذهنیتی پان فارسیستی به خود می گیرد. بطن و ریشه حضور پان فارسیسم به عنوان بن مایه ایدئولوژی ایرانشهری واکنشی به گستره حضور تمدن ترکی در سطح دنیای شرق بوده است. قرن شانزدهم میلادی قرنی بود که از هندوستان تا اروپا تحت اقتدار ترکان بود. دولت انگلستان در قرن شانزدهم جهت تداوم تسلط خویش بر دنیای شرق اداره کمپانی هند شرقی را در هندوستان به دست گرفت و کمپانی هند شرقی به مرکز فعالیتهای استعمارگرایانه انگلستان تبدیل شد. یعنی همان مرکزی که بعدها با آموزش روحانیون شیعی رضا پهلوی را در ایران بر منصب قدرت نشاند. کمپانی هند شرقی در نخستین فعالیت سیاسی خویش با یاری ارتش بریتانیا با کودتایی که شب هنگام رخ داد به حاکمیت ترکان بابر که در تاریخ با نامهایی چون بابریان و گورکانیان شناخته می شوند پایان داد و هندوستان مستعمره بریتانیا گشت. همین دوره مصادف است با مقطعی که ناسیونالیسم روسی خویشتن را میراثخوار سیستم حکومتی ترکان آلتون اردو در روسیه امروزی نمود و در جنگی که در تاریخ به جنگ قازان مشهور است و با غلبه ی روسها همراه بود ناسیونالیسم روسی آغاز به گسترش تا دریای سیاه نمود و جنگی که میان قاجار و روسها در زمان عباس میرزا به وقوع پیوست آخرین حلقه ی توسعه گرایی روسی در دنیای شرق بود و قاجاریه در مصاف با حکومتی که از قرن شانزدهم آغاز به توسعه گرایی نموده بود و دارای تجربه و حسیات روحی قوم محور بود علیرغم مجاهدتهای عباس میرزا مجبور به شکست گشت. در این دوره ناسیونالیسم روسی توانست جغرافیای ترکستان که از مرزهای چین آغاز می شد و در سواحل شرقی دریای خزر به پایان می رسید، قفقاز، قیریم، داغستان و … را مطیع برتری جوئی روسی خویش نماید. در سیر این روند تاریخی، شرق شناسان روس و انگلستان جهت تداوم حکمرانی خویش و مسخ ذهن مطیعان نوین خود اقدام به آفرینش آثاری گوناگون نمودند که یگانه هدفش قبولاندن وضعیت نو به ترکان و اضمحلال این قوم تا دیروز جهانگیر بود. در این هنگامه که جهان سیمایی نوین به خود می گرفت و نظم نوینحیات جمعی بشر بر بنیان دولتهای ملی در حال بازتعریف بود گروهی از روشنفکران در قاجار و عثمانی شروع به صحبت از لزوم گذر از امت محوری به ملت محوری نمودند. این روشنفکران که در امپراطوری عثمانی حول اندیشه های نوین ترکان مهاجر از آسیای میانه در باب ملی گرایی ترک گردآمده بودند به دفاع از برجسته نمودن هویت ترکی در مقابل هویت اسلامی پرداختند و خواستار سیستمی گشتند که ترک بودن را زیربنا و اسلام را روبنای بروکراسی خویش قرار دهد. یوسف آقچورا در کتاب “سه گونه ی سیاست” به تبیین چرایی این اندیشه پرداخت و ضیا گؤک-آلپ جامعه شناسی نوین ترکیه را با مبنای ملی گرایی ترک بنیان نهاد. در این میان حکومت قاجار در ایران که سالیانی دراز بسان اسلاف حاکم ترک خویش تمامی فرهنگهای موجود در جغرافیای تحت حکومت خویش را محترم شمرده بود از سوی دولت انگلستان که در حال جنگ با امپراطوری عثمانی بودبه عنوان تهدیدی بالقوه تلقی شد. چراکه این امکان وجود داشت که رابطه ی نزدیک برخی روشنفکران غرب دیدهی قاجار و روشنفکران ترک ساکن در عثمانی سبب بیداری ملی ترکان ساکن در ایران گردد و قاجاریه با بازگشت به هویت ملی خویشتن سعی در بازسازی سیستم اداری خود با تکیه بر عنصر ملی ترک نماید. چنانکه مطالعه ی گرایشهای سیاسی موجود در اواخر دوره ی قاجار و تلاشهای برخی روشنفکران ترک در ایران که در سطور ذیل به شرح برخی از این تلاشها خواهیم پرداخت مؤیدی بر این مدعاست (شاهد 1395: 53-55).

در برهه کنونی مطالعه نوشتارهای روشنفکران، رفتار جمعی انسان فارس و حتی مسئولین رسمی جمهوری اسلامی ایران بیانگر حضور پانفارسیسم در متن گفتمانهایشان می باشد. سیستم آموزشی جمهوری اسلامی ایران برتری فارسی محور را آموزش می دهد. قوانین در مجلس شورای اسلامی منطبق با این رویکرد تصویب می شوند و دولت بدون آنکه توجهی به حقوق انسانی و فرهنگی غیرفارس زبانان نماید بودجه های هنگفتی را جهت اعتلای فرهنگ فارسی در ایران و جهان مصرف می می کند.

شیفتگی رهبر جمهوری اسلامی ایران آیت الله خامنه ای را به این ایدئولوژی را می توان در این سخنانان وی آشکارا مشاهده کرد: ” من مکرر گفته‌ام، ملت ما باید به جایی برسد که دانش‌پژوهان عالم، برای اینکه به قله‌های علم دست پیدا کنند، مجبور باشند زبان فارسی یاد بگیرند.“، “طلب ششمى که من اینجا یادداشت کرده‌ام، مسئله‌ى زبان فارسى است؛ من خیلى نگران زبان فارسى‌ام؛ خیلى نگرانم. سالها پیش ما در این زمینه کار کردیم، اقدام کردیم، جمع کردیم کسانى را دور هم بنشینند. من میبینم کار درستى در این زمینه انجام نمیگیرد و تهاجم به زبان زیاد است. همین‌طور دارند اصطلاحات خارجى [به‌کار میبرند]. ننگش میکند کسى که فلان تعبیر فرنگى را به کار نبرد و به جایش یک تعبیر فارسى یا عربى به کار ببرد؛ ننگشان میکند. این خیلى چیز بدى است؛ این جزو اجزاء فرهنگ عمومى است که باید با این مبارزه کرد. دوستان! زبان فارسى یک روزى از قسطنطنیه‌ى آن روز، از استانبولِ آن روز، زبان علمى بوده تا شبه قاره‌ى هند؛ اینکه عرض میکنم از روى اطلاع است. در آستانه – مرکز حکومت عثمانى – زبان رسمى در یک برهه‌ى طولانى‌اى از زمان، زبان فارسى بوده. در شبه قاره‌ى هند برجسته‌ترین شخصیت‌ها با زبان فارسى حرف میزدند و انگلیس‌ها اولى که آمدند شبه قاره‌ى هند، یکى از کارهایى که کردند این بود که زبان فارسى را متوقف کنند؛ جلو زبان فارسى را با انواع حیل و مکرهایى که مخصوص انگلیس‌ها است گرفتند. البته هنوز هم زبان فارسى آنجا رواج دارد و عاشق دارد؛ کسانى هستند در هند – که بنده رفته‌ام دیده‌ام، بعضى‌هایشان اینجا آمدند آنها را دیدیم – عاشق زبان فارسى‌اند؛ اما ما در کانون زبان فارسى، داریم زبان فارسى را فراموش میکنیم؛ براى تحکیم آن، براى تعمیق آن، براى گسترش آن، براى جلوگیرى از دخیلهاى خارجى هیچ اقدامى نمیکنیم. یواش یواش [در] تعبیرات ما یک حرفهایى میزنند – هر روزى هم که میگذرد یک چیز جدیدى مى‌آید – ما هم نشنفته‌ایم. گاهى مى‌آیند یک کلمه‌اى میگویند، بنده میگویم معناى آن را نمیفهمم ، میگویم معناى آن چیست؟ معنا [که‌] میکنند، تازه ما اطلاع پیدا میکنیم که این کلمه آمده؛ [این‌] یواش یواش کشانده شده به طبقات و توده‌ى مردم؛ این خطرناک است. اسم فارسى را با خط لاتین مینویسند! خب چرا؟ چه کسى میخواهد از این استفاده کند؟ آن کسى که زبانش فارسى است یا آن کسى که زبانش خارجى است؟ اسم فارسى با حروف لاتین! یا اسمهاى فرنگى روى محصولات تولید شده‌ى داخل ایران که براى من عکسهایش را و تصویرهایش را فرستادند! خب چه داعى داریم ما این کار را بکنیم؟ بله، یک‌وقت شما یک محصول صادراتى دارید، آنجا در کنار زبان فارسى – فارسى هم باید باشد البته؛ هرگز نبایستى از روى محصولات ما زبان فارسى برداشته بشود – البته زبان خارجى هم به آن کشورهایى که خواهد رفت، اگر زبان دیگرى دارند نوشته بشود، اما محصولى در داخل تولید میشود، در داخل مصرف میشود، چه لزومى دارد؟ روى کیف بچه‌هاى دبستانى چه لزومى دارد که یک تعبیر فرنگى نوشته بشود؟ روى اسباب بازى‌ها همین‌جور؛ من واقعاً حیرت میکنم. این جزو چیزهایى است که شما خیلى درباره‌اش مسئولیت دارید. البته من مثالهایى در ذهن دارم براى این استعمال زبان فارسى که نمیخواهم دیگر حالا آنها را عرض کنم؛ نام شرکت، نام محصول، نام مغازه! و از این قبیل همین‌طور مکرر تعبیرات فرنگى و بخصوص انگلیسى؛ من از این احساس خطر میکنم و لازم است که حضرات و شوراى عالى انقلاب فرهنگى نسبت به این مسئله بجد دنبال کنند و دولت به طور جدى مواجه بشود با این مسئله.

این سیاست جمهوری اسلامی ایران در بودجه سالیانه آن نیز آشکارا مشاهده می گردد. غلامعلی حدادعادل رئیس فرهنگستان زبان فارسی، رئیس بنیاد سعدی و از چهره های مشهور جریان اصولگرا و نزدیک به آیت الله خامنه ای در پاسخ به انتقادی که به بودجه بنیاد سعدی شده بود، چنین پاسخ داده بود: “آنهایی که اسم بنیاد سعدی را می‌آوردند و انتقاد می‌کردند فکر می کردند که بنیاد سعدی موسسه‌ای برای شناخت سعدی است و سعدی‌پژوهی می‌کند؛ نمی‌دانستند که وظیفه بنیاد سعدی آموزش و گسترش زبان فارسی در جهان است. اگر این را می دانستند آن انتقاد را نمی‌کردند. هفت میلیارد که هیچ 70 میلیارد هم اگر ما برای آموزش زبان فارسی در جهان بگذاریم کم است. هرجا زبان فارسی وجود داشته باشد و تکلم شود ایران آنجا حضور دارد.

واکنش به این رویکرد فارسی محور جمهوری اسلامی ایران و سرکوب هویت ترکی در ایران مشخصه بارز اعتراضهای سالهای اخیر در مناطق ترک نشین ایران بود. دو شعار “هارای هارای من تورکم” (فریاد، فریاد، من ترک هستم) و “تبریز، باکی، آنکارا- بیز هارا فارسلار هارا؟” (تبریز، باکو، آنکار- ما کجا فارسها کجا؟) شعارهای نمادین هزاران نفر از ترکان آذربایجان بود که پانفارسیسم موجود در ایران را به چالش می کشاندند. شعارهایی که از یک سو بر تاکید بر هویت ترکی در قالب دنیای ترک تاکید داشت و از سوی دیگر شکست نظریه آذری و ایرانی الاصل بودن آذربایجانیها را به چالش می کشاند. روح جمعی نسل نوین ترکان در ایران تحت تاثیر پیشرفتهای مدنی و فرهنگی ارزشهای مدرن در جمهوری آذربایجان و جمهوری ترکیه  تکوین و در اعتراضات خود را نشان می داد.

انسان ترک در ایران از یک سو با سیستم و فرهنگی فارسی مواجه بود که هرگونه تحقیر، آسیمیلاسیون و تبعیض را در حق وی روا می دانست. ایرانی که با هویت فارسی خود را تعریف می کرد و به کشوری با پایین ترین استاندارهای بین الملی، اقتصادی  فرهنگی تبدیل شده بود. فرهنگ انسان فارس آمیخته به نژادپرستی، مهدویت و توهین به غیر تلاش می کرد که فرهنگ ترکی در ایران را نیز در این منجلاب فرو برد. در سوی دیگر انسان ترک ساکن در ایران، جمهوری آذربایجان و جمهوری ترکیه ای را در برابر چشمان خود می دید که با ارزشهای مدرن خود را تطبیق داده، دارای رشد اقتصادی و رفاه بالاست و به انسان ترک در ایران به چشم خودی می نگرد. رسانه های ترکیه و جمهوری آذربایجان هویتی ترکی را تبلیغ می کردند که ایران آن را سرکوب می کرد و بسیاری از صاحبنظران حوزه فرهنگ در ترکیه بر یکی بودن هویت ترکان ایران، ترکیه و آذربایجان تاکید می کردند. این آغوش باز ارزشهای انسانی و مدرن جمهوری های آذربایجان و ترکیه در قبال غیرسازی فرهنگ فارسی خویشتن را در شعار “تبریز، باکو، آنکارا- بیز هارا فارسلار هارا؟” (تبریز، باکو، آنکارا- ما کجا فارسها کجا؟) به گونه ای آشکار نشان داد. پرچمهای ترکیه و جمهوری آذربایجان در بازیهای تراختورسازی تبریز به اهتزاز درآمد و بر لزوم اتحاد روحی تاکید کردند.

یکی دیگر از خواستهای مستمری که در مقاطع مختلف، میتینگهای گوناگون و اعتراضات جمعی نمود عینی می یابد درخواست تحصیل به زبان ترکی است. اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران زبان فارسی را زبان رسمی کشور دانسته و در کنار آن بیان داشته است که استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است. مخالفان رسمی شدن زبان ترکی بیان می دارند که این اصل دولت را مکلف به تدریس رسمی نمی نماید. اما انتشار ویدئوی تصویب این اصل در مجلس تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد که رئیس مجلس دکتر بهشتی پیش از انجام رای گیری بیان می کند که “یعنی وقتی آنها حق داشتند این زبان را تدریس کنند دولت موظف است است چیزی را که آنها حق دارند برایشان تهیه کند.” شعار “تورک دیلینده مدرسه اولمالیدیر هرکسه” (مدرسه به زبان ترکی حق هر کسی است) و شعارهایی مشابهی که در تجمعات گوناگون از سوی ترکان سرداده می شود بیانگر اهمیت لزوم رسمی شدن زبان در این جنبش اجتماعی در ایران است. زبان به عنوان مهمترین عنصر هویتی در هویت جمعی اعتراضات اخیر خود را نشان داده و مهمترین بخش مطالبه گری جنبشهای اعتراضی ترکان را تشکیل می دهد.

نتایجی که اعتراضهای سالهای اخیر در شهرهای ترک نشین ایران به بار آورده است حضور لزوم توجه به هویت ترکی در تمامی ارکان سیاسی کشور می باشد. اگر تا بیست سال پیش هیچ یک از مسئولین ارشد جمهوری اسلامی ایران سخنی از لزوم اجرایی شدن اصل پانزدهم به میان نمی آوردند هم اکنون هر نامزدی که خواهان رای از مناطق ترک نشین می باشد با آگاهی به اهمیت موضوع هویت در میان ترکان بر لزوم اجرایی شدن اصل پانزدهم، برابری قومیتی، فرهنگی و اجتماعی تاکید کرده و وعده های انتخاباتی خود را حول وعده های هویتی ابراز می نماید. اگر تا دیروز انتشار کتب به زبان ترکی تابو قلمداد می شد هم اکنون جهت جلوگیری از رسیدن بحران قومیتی به نقطه انفجار شاهد حضور نشریات و محصولات فرهنگی گوناگون به زبان ترکی هستیم که اگرچه از فیلتر نهادهای امنیتی و رسمی جمهوری اسلامی می گذرد اما بیانگر مجبور شدن دولت به واکنش فرهنگی جهت جلوگیری از هرچه بیشتر سیاسی شدن این مسئله است. بعد رسمی و قانونی صحنه سیاست ایران را در حالت کلی اصلاح طلبان و اصولگرایان تشکیل می دهد. رفتارشناسی سیاسی این دو جریان قانونی در داخل ایران بیانگر آن است که با وقوف به حضور خواستهای قومی-ملی در متن جامعه ترک در ایران برای جلب آرا و افکار ترکان گفتمان خود را در مناطق ترک نشین منطبق با این گفتمان پیش می برند. اظهارنظرهای نمایندگان ترک در مجلس شورای اسلامی، سخنان مسئولین محلی و عملکرد فرهنگی نهادهای استانی بیانگر آن است که نهادهای رسمی جهت عدم سوق دادن روح جمعی جامعه ترک به گروههای مخالف، سازمانهای سیاسی و تفکری که از آن با عنوان تجزیه طلب یاد می کنند از گفتمانی استفاده می کنند که با نگرش کلان رسمی جمهوری اسلامی منطبق نبوده و از سوی نهادهای ملی-مدنی مخالف جمهوری اسلامی ایران آفریده شده است. گفتمانی که هم اکنون با رد خوانش اصلاح طلبی، اصولگرایی، چپی و لیبرال به جامعه ترک در ایران خواستهای ملی ترکی را سرفصل وجودی خویش قرار داده و به عنوان راه نوینی در معنویت سیاسی ترکان بروز پیدا کرده است.

 

نتیجه گیری

مطالعه صحنه اجتماعی و سیاسی ایران در سالهای اخیر بیانگر آن است که برجسته ترین دینامیزم سیاسی مناطق ترک نشین در ده سال گذشته خواستهای منطبق بر خواستهای ملی-قومی بوده است. این خواستها که مشتمل بر خواستهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بوده است به انحا گوناگون و به صورت مستمر در اعتراضهای خیابانی خود را نشان داده است. شاکله اصلی این کنش جمعی ترکان اعتراض به پان فارسیسمی بوده است که در ابعاد گوناگون نه تنها مانع رشد و بالندگی مناطق ترک نشین گردیده است بلکه با تمسخر و تحقیر انسان ترک، عزت نفس وی را مورد هجمه قرار داده است. حضور جمعی ترکان در خیابانها و اعتراض به سیاستهای گوناگون جمهوری اسلامی ایران بیانگر ظهور روح نوین جمعی در میان ترکان بوده است که ذهنیت برترجویی فارسی در ایران را به چالش کشانده است. برتری جویی که در بسیاری از موارد ره به نژادپرستی پوییده و در قالب فرهنگ سیاسی ایران خود را نشان می دهد. مقایسه نحوه بسیج منابع اعتراضهای ترکان نشانگر حضور نمود و ویژگیهای جنبشهای نوین اجتماعی می باشد که فرای خوانشهای کلاسیک از ابزارهای مدرن جهت بسط خویش استفاده می نماید. حضور این گفتمان نو در بستر اجتماعی ایران توجه محققین مختلف از کشورهای گوناگون را به خود جلب کرده و باعث نشر برخی از تحقیقات در این زمینه گردیده است.

 

 منابع:

باتامور، تام (1372)، جامعه شناسی سیاسی (ترجمه منوچهر صبوری کاشانی)، تهران: کیهان.

جلایی پور، حمیدرضا (1391)، “لایه های جنبشی جامعه ایران؛ دو جنبش کلان و ده جنبش خرد اجتماعی“، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال: 7، شماره: 4، صص 35-86.

روشه، گی (1368)، تغییرات اجتماعی (ترجمه منصور وثوقی)، تهران: نی.

سردارنیا، خلیل الله (1386)، اینترنت، جنبشهای اجتماعی جدید و بسیج اعتراضها (بررسی نظی و مصداقی چند جنبش اجتماعی)، “فصلنامه پژوهشهای ارتباطی“، سال: 16، شماره: 4، صص 151-176.

شاهد، بابک (1395)، پان فارسیسم و تمسخر منطق تاریخ، آنکارا: مرکز مطالعاتی تبریز.

کوهن، توماس (1369)، ساختار انقلابهای علمی (ترجمه احمد آرام)، تهران: سروش.

گیدنز، آنتونی (1376)، جامعه شناسی (ترجمه منوچهر صبوری)، تهران: نی.

لارنا، ائریک (1387)، جنبشهای نوین اجتماعی (ترجمه سید محمد کمال سروریان و علی صبحدل)، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

مهریار، امیرهوشنگ (1379)، جمعیت، توسعه و بهداشت باروری، تهران: نشر و تبلیغ بشری.

 

سایت های اینترنتی فارسی:

آذری ها: شیرین هانتر: باید مراقب سرمایه گذاری ترکیه در آذربایجان بود

پایگاه اطلاع رسانی رهبر جمهوری اسلامی ایران: بیانات در دیدار کارگران گروه صنعتى مپنا

پایگاه اطلاع رسانی رهبر جمهوری اسلامی ایران: بیانات در دیدار اعضای شوراى عالى انقلاب فرهنگى

دفتر سازمان ملل متحد- تهران: کنوانسیون‌ بین‌المللی‌ رفع‌ هر نوع‌ تبعیض‌ نژادی

مرکز مطالعاتی تبریز: آیت الله بهشتی: دولت ملزم به تدریس زبانهای قومی در مدارس است (ویدئو)

مرکز مطالعاتی تبریز: جمعیت ترکان در ایران به روایت یک پیمایش رسمی

یوتیوب: علی اکبر صالحی: 40 درصد جمعیت ایران ترک هستند

 

سایت های اینترنتی انگلیسی:

Daily Mail: Map shows world’s ‘most racist’ countries and the answers may surprise you

Middle East Institute: Azerbaijani Ethno-nationalism: A Danger Signal for Iran

Middle East Policy Council: Iran And Azerbaijan: A Contested Neighborhood

Rubin Center: The Rise of Nationalism Among Iranian Azerbaijanis: A Step Toward Iran’s Disintegration

 

سلیم خورشیدی- کارشناس مرکز مطالعاتی تبریز

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)