حمله واحدهای تانک گارد سلطنتی به عنوان بخشی از کودتای معروف به عملیات کورتاژ نقشی کلیدی در شعله ور شدن قیام در طول روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ داشت. این واقعه مهم در منابع موجود کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بررسی این واقعه نشان می دهد که ارتش سلطنتی در عمل دست به کودتا زد؛ ولی این کودتا به سرعت در هم شکسته شد.
اجازه بدهید به نیمه شب قبل از روز ۲۲ بهمن ۵۷ برگردیم. سه ساعت بعد از نیمه شب یک ستون زرهی متشکل از تعدادی (۳۲؟) دستگاه تانک از محوطه قرارگاه لشکر یک گارد سلطنتی، واقع در منطقه لویزان در حومه شمالی شرقی تهران، خارج شد. این ستون زرهی شامل تعدادی تانک سنگین (از نوع چیفتن شیر ایران؟) و تعدادی تانک سبک (از نوع اسکورپیون؟) بوده است. ترکیب این تانک های سنگین و سبک و نیز آرایش حرکتی آن ها هنوز مشخص نیست. بر اساس اطلاعات موجود این ستون زرهی را واحدهای پیاده یا هوایی پوشش نمی دادند. به این ترتیب، آن ستون زرهی بدون پوشش زمینی یا هوایی در عبور شبانه از خیابان تهران نو، که یک منطقه شهری مسکونی فشرده است، خود نقش طعمه و نه نقش شکارچی را پیدا کرد!
سرلشکر کاظم ریاحی، از امیران گارد سلطنتی، فرماندهی آن ستون زرهی را به عهده داشت. سرلشکر کاظم ریاحی در بهمن ۵۷ مامور به خدمت به فرمانداری نظامی تهران بود و به این ترتیب او معاون عملیاتی سپهبد مهدی رحیمی، فرماندار نظامی تهران، بود. سرلشکر ریاحی از خانواده بزرگ «ریاحی چالشتری» بود و این خانواده در اصل از شهرک چالشتر[۱] در نزدیکی شهرکرد (مرکز استان چهارمحال) برخاسته اند. چندین نفر از این خانواده در دوران شاه به سطح وزیری دولت و امیری ارتش رسیدند. برای مثال سرتیپ محمد تقی ریاحی، که در مرداد سال ۱۳۳۲ و همزمان با نخست وزیری محمد مصدق رئیس ستاد ارتش بود، متعلق به نسل قبلی همین خانواده بزرگ ریاحی بوده است. سرتیپ ریاحی در جریان کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ به مصدق وفادار ماند و به همین دلیل هم او بعد از پیروزی کودتا از کار برکنار و مدتی نیز زندانی شد.
گفته می شود که آن ستون زرهی گارد ابتدا قرار بود که در نیمه شب (ساعت صفر) حرکت خود را از نقطه تماس[۲] شروع کند؛ ولی حرکت این ستون زرهی به دلیل حاضر نبودن مهمات برای تانکها حدود سه ساعت به تاخیر افتاد. موضوع حاضر نبودن مهمات برای حرکت این ستون زرهی در رابطه با یک تیراندازی بود که در روز ۲۰ آذر ۱۳۵۷ (مصادف با عاشورا) در ساختمان ستاد فرماندهی لشکر گارد در محوطه پادگان لویزان صورت گرفت. در این روز تعدادی (پنج نفر؟) از پرسنل وظیفه و درجه دار کادر گارد سلطنتی وارد غذاخوری افسران گارد شدند و افراد حاضر را به رگبار بستند که منجر به کشته شدن تعدادی از پرسنل گارد از جمله چند امیر و افسر ارشد گارد شد. این تیراندازی تغییرات عمدهای در رویه عملکردی گارد سلطنتی را سبب شد.
رویه توزیع مهمات برای اجرای عملیات به دنبال آن تیراندازی در ستاد فرماندهی لشکر گارد در روز ۲۰ آذر ۱۳۵۷ (عاشورا) تغییر میکند. رویه از آن پس این میشود که مهمات مورد نیاز واحدهای عملیاتی درست قبل از مرحله شروع هر عملیات بین واحدهای عمل کننده توزیع شود و مهمات باقیمانده بعد از پایان هر عملیات جمع آوری و به زاغهها بازگشت داده شود. بر طبق این رویه تانکهای گارد در ساعت صفر (نیمه شب قبل از ۲۲ بهمن) مهمات در اختیار نداشتند و مهمات مورد نیاز باید از زاغهها به آنها منتقل میشد. به این ترتیب شروع عملیات این ستون زرهی به تعویق افتاد و احتمالا تانکها فرصت نکردند تمامی مهمات سازمانی خود را هم تحویل بگیرند.
این نکته که آیا تانک های این ستون زرهی حرکت خود را با مهمات کامل شروع کردند یا نه هنوز در پرده ابهام مانده است. قرینه هایی در دست است که تانک های این ستون زرهی مهمات توپ های خود را به همراه نداشتند و فقط بخشی از مهمات سلاح سبک (مسلسل های) خود را توانستند تحویل بگیرند. این ستون زرهی پس از خروج از لویزان، از طریق تهران پارس در شرق تهران، در مسیر خیابان تهران نو (خیابان دماوند) به طرف غرب (به طرف میدان فوزیه) به حرکت خود ادامه داد. پادگان هوایی دوشان تپه، که مرکز آموزش های هوایی و ستاد نیروی هوایی را در بر می گرفت، در بخش غربی خیابان تهران نو و در نزدیکی میدان فوزیه (امام حسین) قرار داشت.
شورشیان مسلح، که از طریق شنود مخابرات از زمان خروج ستون تانک از لویزان، واحتمالا طرح حمله آن ها وموضوع کمبود مهمات تانک ها مطلع شده بودند، در امتداد خیابان تهران نو به کمین نشستند. شورشیان مسلح درمسیر خیابان تهران نو با تانک های گارد سلطنتی درگیر شدند و توانستند در سطح این خیابان، تعدادی از تانک های سنگین و سبک گارد را تخریب کرده و از کار بیندازند. جزییات روش تخریب آن تانک ها هنوز مبهم مانده است. گفته می شود تخریب تانکهای گارد توسط افرادی صورت گرفت که با عملکرد این تانکها به خوبی آشنا بودند و از نقطه ضعفهای قسمت زنجیر (شنی) این نوع تانک ها در یک جنگ شهری با خبر بوده اند.
شاهدان عینی، که حوالی ساعت هشت صبح روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ از خیابان تهران نو گذاشتهاند، از وجود تعدادی تانک سنگین و سبک از کارافتاده در امتداد خیابان تهران نو در صبح روز ۲۲ بهمن خبر دادهاند. شاهدان با توجه به خاطره دور آن روز گفتهاند که تخریب این تانکها به طور عمده متوجه قسمت زنجیر (شنی) آنها بوده و جای تخریب در بدنه تانک را به یاد نمیآورند. همان شاهدان گفتهاند که آنها روی دیوارها فقط جای گلولههای سلاح سبک دیدهاند، ولی در جایی اثری از تخریب گلوله توپ تانک ندیده بودند. مشاهده فقط جای گلوله سلاح سبک روی دیوارها آن نظریه را که تانکهای گارد گلولههای توپهای خود را حمل نمیکردند تقویت میکند.
به نظر میرسد که هدف این ستون تانک فقط شورشیان مستقر در پادگان دوشان تپه (مرکز اموزشهای هوایی و ستاد نیروی هوایی) نبوده است، معدودی (چهار یا شش؟) از تانکهای گارد توانستند از پادگان هوایی دوشان تپه گذشته و خود را به میدان فوزیه برسانند. همان طور که در قسمت قبل توضیح داده شد، خیابانهای تهران نو و شاهرضا (انقلاب) از طریق یک زیرگذر در میدان فوزیه به هم وصل هستند؛ ولی سنگرهای خیابانی که از ظهر روز شنبه ۲۱ بهمن ۵۷ در عرض خیابان شاهرضا (انقلاب) بوجود آمده بودند در عمل ارتباط مستقیم بین زیرگذر میدان فوزیه و خیابان شاهرضا (انقلاب) را قطع کردند. این سنگرهای خیابانی در عرض خیابان شاهرضا (انقلاب) مانع از ادامه حرکت آن تانکها شدند. به این ترتیب تانکها در قسمت زیرگذر میدان فوزیه به دام افتادند.
مردم از روی پل میدان فوزیه بر روی تانکها تعداد زیادی کوکتل مولوتف انداختند و به این وسیله تانکهای به تله افتاده را به آتش کشیدند. از صحنه به آتش کشیده شدن تانکهای گارد یک دیداری (ویدئو) در سایتهای اینترنتی موجود است که موضوع حمله با کوکتل مولوتف به تانکهای به تله افتاده را تایید میکند. برخی جزئیات در مورد نحوه درگیری در میدان فوزیه در روزنامههای کیهان، اطلاعات و آیندگان آن روزها نوشته شده است. تصویری از یکی از تانکهای به آتش کشیده شده که در طی روز ۲۲ بهمن همچنان در زیر گذر میدان فوزیه باقیمانده بود شدت این درگیری را نشان میدهد. دیده میشود که این تانک در تلاش برای خارج شدن از مهلکه با دیواره بتنی زیر گذر میدان فوزیه تصادف کرد و از کار افتاده بود.
به نظر میرسد که این زد و خورد بین ستون زرهی و شورشیان مسلح در امتداد خیابان تهران نو حوالی ساعت پنج صبح ۲۲ بهمن صورت گرفته است. به این دلیل که تانکها ساعت سه صبح از منطقه لویزان خارج شدهاند و با توجه به شرایط احتمالا دو ساعت طول کشیده که توانستهاند خود را به ابتدای خیابان تهران نو(در نزدیکی میدان فوزیه) برسانند. از طرف دیگر دیداریهای موجود نشان میدهد که حمله به تانکهای گارد در زیر گذر میدان فوزیه در تاریکی شب صورت گرفته است. با توجه داشت که در بهمن ماه هوا حوالی ساعت هفت صبح روشن میشود.
اطلاعات موجود مدعی است که سرلشکر کاظم ریاحی فرمانده این ستون تانک در حین عملیات و در میدان فوزیه به ضرب گلوله مردم مسلح زخمی و سپس کشته شد. در مورد نحوه کشته شدن سرلشکر کاظم ریاحی روایت های متفاوتی وجود دارد و این موضوع هنوز مبهم مانده است.
تصرف مدرسه علوی، محل استقرار آیت الله خمینی در نزدیکی میدان ژاله، احتمالا یکی از هدفهای ستون تانک گارد سلطنتی بود. ولی هیچ یک از تانکهای این ستون به مدرسه علوی نرسیدند. یکی از تانکهای این ستون زرهی موفق شد که محوطه میدان فوزیه را دور بزند و از طریق خیابان نظام اباد راه شمال تهران را در پیش گیرد. این تانک نیز در میانه خیابان نظام آباد توسط مردم مسلح از کار افتاد. شاهدان عینی یک تانک از کارآفتاده را در میانه خیابان نظام آباد در قبل از ظهر روز ۲۲ بهمن دیدهاند. گفته میشود که تانک دیگری با دور زدن میدان فوزیه توانست خود را به محوطه جلوی محوطه اداره برق ژاله برساند که در آنجا متوقف شد. گفته میشود در نهایت هیچ یک از تانکهای لشکر گارد سالم به پایگاه خود باز نگشتند.
برآورد میشود که در درگیری شبانه در طول خیابان تهران نو بیشتر از ۲۰ تانک گارد تخریب شده و از کار افتادند، به این دلیل که بر طبق اطلاعات موجود ۳۲ تانک از قرارگاه لشکر یک گارد در لویزان خارج شدند ولی حدود پنج تانک توانستند خود را به حوالی میدان فوزیه برسانند. بقیه تانکها طی درگیریهای شدید در طول خیابان تهران نو تخریب و از کار افتادند. وجود این درگیریهای شدید خیابانی بین مردم مسلح و یک ستون زرهی این نظریه را که شروع قیام بهمن ۵۷ به صورت کاملا خود به خودی بوده است را رد میکند. ولی تعداد مردم مسلح، ترکیب سازمانی و روشهای مورد استفاده که توانستند تانکهای گارد را تخریب و از کار بیندازند هنوز مشخص نشده است.
حمله واحدهای پیاده – مکانیزه به تهران – صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
یک ستون پیاده – مکانیزه (به ظرفیت یک گردان پیاده بر طبق خاطرات ارتشبد قره باغی) در نیمه شب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ از پادگان قزوین به طرف غرب تهران حرکت کرد. این ستون پیاده – مکانیزه در حوالی «کاروانسرا سنگی» در جاده کرج به تهران توسط مردم مسلح متوقف شد. افراد آن ستون نظامی بعد از یک درگیری مسلحانه خلع سلاح و پراکنده شدند. به این ترتیب ستون زرهی از شرق و ستون پیاده از غرب نتوانستند در تهران به هم ملحق شوند. سه روزنامه مهم تهران (کیهان، اطلاعات و آیندگان) به تاریخ ۲۳ و ۲۴ بهمن سال ۵۷ اطلاعاتی پراکندهای در مورد درگیری با ستون پیاده نوشتهاند، بدون آنکه تعداد و ترکیب افراد مسلحی که به جنگ ستون پیاده – مکانیزه رفتند و توانستند این ستون را متوقف کنند روشن کنند. در این مورد هم این فرض که حرکتهای کاملا خود به خودی مردمی بتوانند یک ستون پیاده – مکانیزه را در شرایط نابرابر متوقف و خلع سلاح کنند دور از ذهن به نظر میرسد.
ارتشبد قره باغی موضوع اعزام دو ستون نظامی از شرق و غرب تهران و درگیری مردم مسلح با آن ستونهای نظامی را در کتاب خاطرات خود نوشته است. ارتشبد قره باغی با آن که به موضوع حرکت دو ستون نظامی به طرف تهران اشاره میکند؛ ولی او در مورد جزئیات این دو موضوع مهم اطلاعات زیادی در اختیار نمیگذارد. بخشی از این نحوه برخورد قره باغی شاید به این دلیل باشد که او به عنوان رئیس ستاد ارتش واقعا از جزئیات عملیات واحدهای نظامی که زیر فرمان فرماندار نظامی بودند خبر نداشت، ولی در عین حال او نمیخواهد این بیاطلاعی خود را هم عیان کند. بخش دیگر میتواند به این دلیل باشد که او سعی میکند بختیار را که یک غیر نظامی بود مقصر از هم پاشیدن دو ستون نظامی ارتش نشان بدهد. ارتشبد قره باغی در این کتاب خاطرات از ذکر جزییات در مورد رخدادهای دیگر روزهای ۲۰ تا ۲۲ بهمن نیز خودداری میکند. در کل به نظر میرسد که او آن کتاب خاطرات را بیشتر به این نیت نوشته است که هر گونه مسئولیتی در رابطه با از هم پاشیدن ارتش را از دوش خود بردارد. ارتشبد قره باغی با ناگفتههای بسیار از دنیا رفت.
«عملیات کورتاز» – صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
قراین نشان میدهد که انتقال ستونهای زرهی و پیاده از دو سو به تهران بخشی از یک کودتا بوده است. شایعهای وجود دارد که این کودتا «عملیات کورتاژ» نام گذاری شده بوده است. بر مبنای این روایت بخشی از امیران ارتش راه چاره (آلترناتیو) کودتا را انتخاب کردند. در آن موقع ارتش در چنان بینظمی به سر میبرد که این کودتا نمیتوانسته بسیار دقیق برنامه ریزی و سپس به نحو موثر اجرا شده باشد. موضوع کودتا در صبح روز ۲۲ بهمن و عملیات کورتاژ در روزنامههای تهران در روز های بعد از ۲۳ بهمن مورد اشاره قرار گرفته است. تیتر صفحه اول اطلاعات روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ (در تصویر زیر) «شبه کودتای گروهی نظامی را مردم و پرسنل نیروی هوایی در هم شکستند» اشاره به کودتا دارد.
نوشته حاضر بخشی از کتاب «سه روز تاریخساز – ۲۰ تا۲۲ بهمن ۱۳۵۷». این کتاب به بررسی روندها، شخصیت ها و رخدادهای مهمی می پردازد که به زمینه های انقلاب سال ۱۳۵۷ را ساختند.
[۱] Chaleshtor
[2] Rendezvous Point
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com


نظرات
آقای سپهری کتاب شما کی چاپ میشود؟
چهارشنبه, ۲۵ام بهمن, ۱۳۹۱
باز هم مینویسم سپهری باید از نوشتههای قبلی خود در مورد استاد استغفار کند تا بخشیده شود.
چهارشنبه, ۲۵ام بهمن, ۱۳۹۱