نوشت فلانی در مصاحبه‌اش گفته گلوبال نویسی و علی‌الخصوص گلوبال پوئتری که عبدالرضایی این‌همه سال است سنگش را به سینه می‌زند برام پشیزی ارزش ندارد. نوشتم هر که سطحی دارد و سوادی، نباید از کسی که از ایران نگذاشته پا بیرون و رنگ هیچ فستیوال شعری ندیده توقع داشت درکی گلوبال داشته باشد. البته این بخیل سیرت شینما هم که منتشر شده بود آن را اقدامی ضدشعری می‌دانست و حالا بعد از این همه سال تازه دارد خط بازی می‌کند! مطمئن باش اگر این ها سمپاشی نمی‌کردند و سه کتابی که پارسال در ایران منتشر کردم قطع نخاع نمی‌شد و هفت کتاب گلوبال دیگرم مجوز می‌گرفت حالا این حلال‌زاده هم شاعری گلوبالیست بود! نوشت از کجا می‌دانید! شاید درباره گلوبال پوئتری جای دیگری خوانده باشد؟ پرسیدم مگر در ایران مقاله‌ای یا شعری که ربطی به گلوبال پوئتری داشته باشد ترجمه شده!؟ جواب داد ایشان مترجم شعرند و تاکنون چند شعر مهم شاعران نسلِ بیت و بسیاری از آثار نیمای شعر انگلیسی را به فارسی ترجمه کرده‌اند، احتمالن درباره گلوبال پوتری هم به انگلیسی خوانده‌اند! خواستم بنویسم عجب! شارلاتانیسم که شاخ ندارد! اما فقط نوشتم تا آنجا که من خبر دارم تاکنون هیچ متنی درباره گلوبال پوئتری به زبان فارسی ترجمه نشده و ندیده‌ام کسی حتی اسمی ازش برده باشد. چیزی نگفت اما چند عکس فرستاد و پرسید نظرات درباره این شعرها چیست !؟ نگاه کردم، بعد نوشتم این جور کارها دیگر برام جذابیتی ندارند، در کتاب شینما ته این کارها را با افشین شاهرودی در آوردیم، اما از رو نرفت! چند عکس دیگر فرستاد و نوشت لااقل درباره‌ی این شعرها نظرت را بنویس، باز نگاه کردم، اوضاع‌شان حسابی قاراش‌میش بود حرف حرف کلماتش در صفحه چاپ کرده بود، کج و کوله شده اُریب رفته بود، من که سر درنیاوردم، راستش حالش را هم نداشتم چشم‌هام را در بیاورم. نوشتم نمی‌توانم بخوانم، لطف کرد و متن آدمیزادیِ کلمات را بدون آن شارلاتانیسم کذایی برام فرستاد، هر چه بیشتر درش دقیق شدم بیشتر نیافتم، نه تصویری، نه تخیلی، نه موتیفی، نه شهود و عاطفه‌ای، نه حتی حرف حسابی‌! برای همین نوشتم من که چیز دندانگیری که خواندنی باشد درش نیافتم، یک‌کاره پاسخ داد نباید فقط بخوانی، باید بیشتر ببینی، این‌ها خواندیدنی‌اند. پرسیدم
خندیدنی!

ویدیوی این متن را در یوتیوب کالج شعر ببینید

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)