هویت انسانی در درازای تاریخ بشری پستی و بلندی های فراوانی را طی کرده است، و هربار بسته به انکه آدمی در چه جامعه أی و در چه درجه أی از تحول قرار داشته است، رنگ و بو و هویت ان جامعه را پذیرفته است. البته در جامعه شناسی نوین نه تنها تاثیر جامعه بر هویت انسانی بررسی می شود که تاثیر انسان هم بر ساختن هویت اجتماعی خود و جامعه اش مورد پژوهش قرار می گیرد. شایان ذکر است که جوامع بشری بر أساس نظریه های جامعه شناسی دارای دوران های گوناگون هستند. برای نمونه یک نوع دسته بندی اجتماع که با دید ویژه به نیروی کار جوامع است و پیشرفت جوامع را از این نظر نشان می دهد،انها را به دسته های زیر تقسیم می کند:
الف) دوره جامعه های ابتدائی اغازین
ب) دوره برده داری در اجتماع
پ) دوره فئودالی
ت) دوره صنعتی و سرمایه داری
ث) دوره فرا صنعتی یا جامعه های اطلاعاتی ( معتقدین به مکتب مارکس این دوره را به دو دوره ، یکی دوره گذار سوسیالیسم و دیگری دوره نهایی کمونیسم تقسیم می کنند. این تقسیم بندی امروزه با تغییر ماهوی نیروی کار و تاثیر تکنولوژیهای اطلاعاتی و رباتیک بر بازار کار عملا کاربرد علمی خود را از دست داده و تبدیل به ایده أی رمانتیک و شاعرانه شده است.)

همچنین جوامع دارای جهان بینی و فلسفه زندگی هستند و بر پایه چنین شاخصی جوامع به گروه های زیر تقسیم می شوند که در ضمن این گروه ها سیر تکامل اندیشه و جهانبینی در جامعه های بشری را نشان می دهند:
الف) جوامع تئولوژیک یا مذهبی
ب) جوامع متافیزیک و فلسفی
پ) جوامع ساینتیفیک یا علمی ( البته علم و دانش معنای دقیق ساینس را نمی دهد ولی چون معادل دیگری در زبان دری تا کنون ساخته نشده است ما این غلط مصطلح را به کار می بریم.)

این بخش بندی درواقع درجه رشد فکر و اندیشه و هوش جوامع بشری را نشان می دهد که پایین ترین این درجات متعلق به جوامع مذهبی است، کمی پیشرفته تر جوامع با اندیشه های فلسفی هستند و پیشرفته ترین انها هم جوامع علمی هستند که مرزهای فیزیک و فلسفه را کمرنگ کرده اند و برای ساختن یک جهان بینی پیشرفته فلسفه و جهانبینی خود را بر پایه یافته های علمی بنیان گذاشته اند.
هویت ملی بخش مهمی از هویت انسانی است که بر خلاف تئوریهای مارکسیستی-کمونیستی هیچگاه از میان نخواهد رفت بلکه مدام باز تعریف خواهد شد. هویت ملی تنها در جوامع متافیزیک یا فلسفی و جوامع ساینتیفیک یا علمی قابل درک است و جوامع مذهبی از این نظر عقب افتاده اند و قابلیت درک هویت ملی را ندارند. از اینرو و بر طبق این دسته بندی علمی ، هیچگاه هیچ مذهبی، ملی نمی شود و باورمندان به ان از درک هویت ملی عاجزند. بویژه مذهب های التقاطی مانند مذهب شیعه که در ان دین اسلام با اندیشه های زرتشتی مخلوط شده و معجونی پدید أورده است که آدمی را به یاد شعر زیر از فردوسی می اندازد:
ز ایران و از ترک و از تازیان. نژادی پدید اید اندر میان
نه دهقان، نه ترک و نه تازی بود. سخنها به کردار بازی بود

اگر به جای واژه نژاد در شعر بالا واژه مذهب را بگذاریم، متوجه بازی کرداری مذهب شیعه خواهیم شد!
بر خلاف انکه برخی ساده اندیش درباره مذهب شیعه می گویند، این مذهب به هیچ وجه هویت إیرانی ندارد هرچند عناصر فرهنگ و جهان بینی إیرانی در پدید امدن ان دخیل بوده اند، چنانکه این مذهب هویت عربی کاملی هم ندارد چون باورهای زرتشتی و زروانی و میترایی در ان موج می زند. هویت شیعی، هویت شیعی است معجونی أندر میان با سخنانی به کردار بازی. جامعه شناسان امریکایی پس از اشغال عراق بوسیله أمریکا جامعه عراق را به درستی از نظر هویتی به سه بخش تقسیم کردند:
الف) کردان
ب) شیعیان
پ) سنیان
در این بخش بندی بسیاری از أصول علمی نهفته است. این تقسیم بندی به خوبی نشان می دهد که چه چیزی برای هر بخش از مردم عراق مهم است. برای مردم کرد انچه که مهم است هویت ملی انها ست و نه مذهب انها. کردستان هرچند بر طبق تقسیم بندی های جامعه شناسی جامعه أی ساینتیفیک و علمی نیست اما همیشه جامعه أی متافیزیک و فلسفی بوده که جهانبینی و عرفان برایش مهمتر از دینش بوده است، در چنین جامعه أی هویت ملی پدیدار می شود، اما در جوامع مذهبی عراق چه شیعه و چه سنی، هویت ملی قابل درک نیست و با وجود انکه هم شیعیان عراق و هم سُنیان ان عرب هستند اما هویتشان کاملا متفاوت است و شیعیان عراق به شیعیان ایران نزدیک ترند تا به سُنیان درون کشور خودشان. این نزدیکی تا به انجایی است که جوامع مذهب زده ایران و عراق عملا هویت شیعی را بر هویت ملی شان ترجیح می دهند چون این جوامع عقب افتاده حتا به مرحله متافیزیک و فلسفی نیز نرسیده اند چه رسد به مرحله ساینتیفیک یا علمی.
در ایران هم ما هویت های گوناگونی داریم، هر چند که جامعه ایران نیز جامعه علمی نیست اما اکثر مردم ایران به مرحله جامعه فلسفی رسیده اند و مفهوم هویت ملی را درک می کنند به جز أقلیت شیعیان تندرو که حکومت ایران را در دست دارند و بیشتر به شیعیان عراقی یا لبنانی و سوری و یمنی علاقه و دلبستگی دارند تا به مردم ایران و هویت ملی ایران. این شیعه سالاری و عدم درک هویت ملی و کیان ملی تا انجایی است که یکی از اخوندها ی شیعه به نام طائب در اغاز جنگ داخلی سوریه گفت برای ما نگهداشتن سوریه مهمتر است از نگهداشتن خوزستان!
این دلبستگی به شیعیان دیگر کشورها تنها به دلیل ان نیست که اکثر مقامهای جمهوری إسلامی عرب زاده و عراقی زاده هستند، بلکه به دلیل عدم درک مفهوم هویت ملی در جوامع عقب افتاده مذهبی و اشنا نبودن با تقسیم بندی دینامیک اجتماع از نقطه نظر جهان بینی است.
برای این افراد مفهوم میهن، مفهوم نا اشنایی است و إحساسی نسبت به ان ندارند، این افراد همه جا را “ارض خدا” می دانند و حتا اگر سالها در کشورشان نباشند پس از بازگشت إحساسشان به کشورشان “هیچ” است !
این افراد که در اتوپیای جامعه متحد شیعی-إسلامی به سر می برند و هنوز قابلیت درک هویت ملی را نیافته اند ، حفظ تمامیت ارضی کشور عرب عراق که با خط کش سایکس-پیکو بوجود امده است مهتر است تا ازادی ایرانیان کرد از زیر یوغ عرب در ان کشور جعلی!
یک شیعه که پیرو خاندانی عرب است ، و هر سال برای أمامان عرب خود به سر و صورت خود زده، خاک بر سر خود ما لیده ، زنجیر و قمه بر پشت خود می کوبد و وابستگان به امامانش را “سید” و اقای ایرانیان می نامد، نمی تواند “إیرانی اصیل” باشد. یک شیعه که هر روز سر بر سجده خاک کشور عراق می ساید و مهرهایش خاک کربلاست باید هم برای حفظ تمامیت ارضی کشوری که میلیونها إیرانی را کشت و معلول کرد سینه به درد و به إقلیم کردستان عراق جایگاه مردم إیرانی کرد که چندین بار قربانی جنایات و نسل کشی های عراقی ها شدند، لشکر بکشد و پاسخ رأی متمدنانه مردم کردستان عراق را با شدیدترین محاصره ها و تحریم های اقتصادی و نظامی و بستن مرزهای زمینی و هوایی ان إقلیم و مانورهای نظامی بدهد.
چنین شیعه أی روح إیرانی ندارد و برایش شیعیان عرب عراق مهمترند تا مردمان إیرانی کرد، هرچند اگر دوازده امامش همان دوازده فروزه اهورا مزدا باشند، هرچند سه بار نمازش همان سه بار نماز اوستایی باشد، هرچند امام زمانش همان سوشیانت زرتشتی و مهر میترایی باشد، هرچند مهرش همان مهر میترایی و محرابش همان مهرابه میترایی و ذوالفقار ش همان شمشیر دو سر میترا و علی أسد الله اش همان مهر شیر خدا باشد و سوگ حسینش همان سوگ سیاوشان باشد و … باز هم این شیعه یک إیرانی نمی شود هر چند عناصر إیرانی در فرهنگ التقاطی اش فراوان است!
از سوی دیگر به خاطر همین عناصر إیرانی، یک شیعه عرب هم نیست حتا اگر در عراق باشد و بزبان عربی تکلم کند و با نگاهی نژادپرستانه وابستگان به إمامان عربش را “سید” و “اقا” بنامد،هیچگاه یک عرب اصیل ، شیعه التقاطی را عرب به حساب نخواهد أورد.
این معجون تنها خودش است و تنها خودش را هم می فهمد و در جهان کوچک و تنگ خود زندگی می کند. یک شیعه نه تنها هیچگاه توانایی درک هویت ملی کشوری را که درانست را ندارد بلکه هیچگاه نیز توانایی درک مدرنیسم و مدرنیته را نخواهد داشت زیرا که اصل و بنیادش بر تقلید است از دیگری نه بر تفکر و اندیشیدن شخصی. در یک جامعه شیعه هیچگاه اندیشمند بزرگ بوجود نخواهد امد و یا بسیاربسیار معدود و انگشت شمارخواهد بود. در ایران پس از اسلام نیز شمار اندیشمندان شیعه در برابر اندیشمندان غیر شیعه حتا به پنج در صد هم نمی رسد. تمام دانشمندان و شاعران و ادیبان إیرانی پس از اسلام غیر شیعه بوده اند؛ از فردوسی گرفته که کتابش را با ترجمه اهنگین اهورا مزدا ( خداوند جان و خرد) اغاز می کند تا ابوریحان بیرونی، بوعلی سینا، رازی، حافظ، سعدی، مولوی، خیام نیشابوری، عطار و …
یک شیعه واقعی همانگونه که از نام این کلمه بر می اید یک “پیرو” و مقلد است و مقلد را با اندیشیدن کاری نیست. مقلد باید طوطی وار سخنان مرجع تقلید خود را بازگو کند و مبادا که درباره ان گفته های نورانی مرجع تقلید شک کند که گناهی نا بخشودنی مرتکب شده است!
یک شیعه باورمند دشمن هویت إیرانی است، همه جا به ایران باستان می تازد، به دین زرتشت می تازد درباره ایران دروغ پراکنی می کند، هیچگاه خواهان عظمت ایران و نام ایران نیست و حتا مانند خلخالی تا حد تصمیم برای نابودی تخت جمشید و تغییر نام خلیج فارس به “خلیج إسلامی” هم پیش می رود!
یک شیعه هیچگاه با مفاخر إیرانی حتا پس از اسلام نیز رابطه خوبی ندارد، ارامگاه رضا شاه بزرگ را با خاک یکسان می کند و جلوی ساخت موزه فردوسی در أصفهان را می گیرد و کتاب خیام و دیگر شاعران و عارفان إیرانی را سانسور می کند!
تنها یک مرجع تقلید شیعه به نام ایت الله جوادی املی می تواند به مکتب ایران باستان که تنها إبرقدرت جهان و گاهی یکی از دو ابرقدرت جهان به همراه روم بود، مکتب ذلت بگوید!
یک شیعه با شادی و جشنها و هنر و موسیقی که از أساس فرهنگ إیرانی است، مخالف است و تبلیغ عزا و گریه و زاری می کند.
یک شیعه حتا اندیشمندش نفرت از جشنها و سنت های إیرانی به اندازه أی دارد که همچون مطهری جشنهای إیرانی و سنت چهارشنبه سوری را نشانه حماقت می داند و حتما گل بر سر مالیدن مراسم عاشورا و قمه زنی و خون ریزی و زنجیر زنی محرم را نشانه روشنفکری إسلامی !!!
یک شیعه باورمند هم مانند یک داعشی یا وهابی، ضد زن، ضد زیبایی، ضد فرهنگ و هنر، ضد نقاشی، ضد مجسمه سازی، طرفدار إرث نیمه دختران، طرفدار حجاب برای بانوان، طرفدار سنگسار، طرفدار برده داری، طرفدار رابطه جنسی با کودکان، و دیگر ارزشهایی است که نه تنها إیرانی که انسانی نیز نیستند اما کاملا اسلامیند!
یک شیعه باورمند هم همانند یک سنی باورمند هیچگاه نمی تواند إیرانی باشد و بر خلاف یک سنی این شیعه التقاطی با عناصر دخیل زرتشتی،عرب نیز نمی تواند باشد!
هرچند شیعه از نوع صفوی اش مضراتش مانند نوع علویش ( جمهوری إسلامی) نبود، اما ان مکتب هم خود را ” کلب استان علی” می دانست و از جامعه أی متشکل از سگ های استان علی، جامعه أی متشخص و خردمند بوجود نخواهد امد!
یک انسان شیعه یک انسان متعصب و سرگشته است که درون کشور خود با هویت ملی خود می جنگد ، برای همسایگان غیر شیعه اش مشکل می افریند و با جهان متمدن همواره در نبرد است ، نبردی که محکوم به شکست است.
هویت شیعی در حال حاضر بزرگترین تهدید برای ملی گرایان إیرانی و دیگر ملی گرایان کشورهای حوزه تمدنی ایران ، از تاجیکستان و أفغانستان گرفته تا خود ایران و کردستان های عراق و سوریه و ترکیه است. حکومت شیعی در ایران است که از اسلامگرایان تاجیکستان دربرابر حکومت ملی گرای انجا حمایت می کند ، حکومت شیعی در ایران است که از أحزاب إسلامی در کشور کردستان در شمال عراق حمایت می کند، حکومت شیعی در ایران است که از أحزاب إسلامی و شیعی در أفغانستان حمایت می کند و جوانان و حتا کودکان أفغان را به جنگ سوریه می فرستد تا برای اعراب شیعه بجنگند و حکومت شیعی در ایران است که تیشه به ریشه أحزاب ملی در ایران زمین زد. مردمان دارای این هویتند که عزت ملی ایران را در جهان به پایین ترین حد ان در تاریخ بشر پایین أورده اند و ایران زمین را با همه جهان در انداخته اند و عزت ایران را حتا تا انمقدار نیز نگه نمی دارند که پس از کشتار چندین باره حجاج إیرانی در عربستان، تا عذر خواهی عربستان دیگر بدانجا إیرانی نفرستند! حکومت شیعه در ایران است که از قادسیه دوم عراق علیه ایران گذشت و خون میلیونها جانباخته و معلول و جانباز إیرانی را نادیده گرفت و از هزاران میلیارد خسارت جنگ عراق علیه ایران گذشت برای انکه عراقیها همکیشان شیعه شان بودند و هویت و منافع شیعیان برای انها از منافع ایران برتری دارد! تنها یک حکومت و هویت التقاطی شیعی می تواند که یکی از روسای اپوزیسیون عراق در زمان صدام یعنی ایت الله شاهرودی را به ریاست مجمع تشخیص مصلحت ایران برگزیند! امروزه هیچ نیرویی چون هویت شیعی ، هویت إیرانی را لگد مال نمی کند و خواهان نابودی و قتل و کشتار ملی گرایان إیرانی نیست. هویت شیعی به قدرت رسیده در ایران و پیروان انها قهرمانان ملی چون داریوش و پروانه فروهر و دکتر کورش اریامنش و …را کشتند ! از یاد نخواهیم برد که دکتر کورش اریامنش ( رضا مظلومان) در شب عاشورا در خون خود غلتید!
بلی هویت شیعی نه إیرانی است و نه حتا کاملا عربی معجونی بیمارگونه است از بدترین میراث خاورمیانه و همانند دیگر فرق إسلامی هیچگاه نمی تواند إیرانی باشد!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)