روش حکمرانی جمهوری اسلامی، تکانه های منفی شدیدی به زندگی همه ی ما وارد کرده است، به گونه ای که روز به روز فشار بیشتری را بر شانه های خود احساس می کنیم. ناکارآمدی فلج کننده در سطوح مدیریت خرد و کلان، فساد گسترده و نتوانی در برخورد با آن، انسداد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، تخریب و نابودی مداوم محیط زیست و میراث فرهنگی، سرکوب و فشار هر روزه  بر تحول خواهان، ماجراجویی های فرا سرزمینی که آسیب های شدیدی به منافع ملی وارد کرده و ناتوانی در تعامل سازنده با کشورهای دیگر، فقط بخشی از بلایی است که چهل و چند سال حکمرانی بدون برنامه ی علمی و فقط بر مبنای شعارهای تو خالی بر سر این مملکت آورده است، اما چرا بخش بزرگی  مردم ایران در ماه های محرم و صفر آب به آسیب حاکمیتی می ریزند که حتی با مؤلفه های مذهبی خودشان، شباهت تام و تمام به لشگریان یزید دارد؟

چرا مردم ایران در مراسم اربعین با گفتمان رژیم همراه می شوند و به شکلی ناخودآگاه به استحکام حکومت کمک می کنند؟

چرا بخش بزرگی از جامعه به این راحتی سیاهی لشگر رژیمی فاسد می شوند و به او در نمایش مضحک قدرت نمایی اش کمک می کنند؟

آیا این بر خلاف گزاره های مذهبی نیست که سالیان سال بر آن ها تأکید شده و حسین ابن علی را مظهر مبارزه با ظلم و فساد می دانند؟

آیا با این که می دانیم رژیم تا مدت ها از این نوع مراسم بهره برداری تبلیغاتی به نفع خود خواهد کرد، همراهی با آن را رأی ضمنی به مشروعیت نظام نمی دانیم؟

آیا با شرکت در چنین مراسمی کمک نمی کنیم که حکومت به تصویر شیعه گری خود قدرت ببخشد؟

با شرکت در مراسمی که جمهوری اسلامی از آن در جنگ نرم تبلیغاتی به نفع خود بهره می برد به لحاظ سمبلیک در صف اولیاء می ایستیم یا اشقیاء؟

آیا در ماهیت بودجه های غیر شفاف چند هزار میلیاردی که نهادهای مختلف در عراق صرف مراسم اربعین می کنند، با آنچه در سوریه و لبنان هزینه می شود تفاوتی وجود دارد؟

آیا این پروژه ها در نهایت، عاملی برای بی ثباتی و شکاف های قومیتی در این کشورها نیست؟

کدام عقل سلیم و شعورمندی است که نداند در پس این نمایش به ظاهر مذهبی، چه حجمی از فساد در بودجه ریزی و بودجه خواری در جریان است؟

چه تعداد آدم با مرخصی های با حقوق، توأم با مزایای ویژه محل خدمت خود را ترک و کار ارباب رجوع را لنگ می گذارند تا از جیب من و شما صالحات و باقیات برای کارنامه ی اعمالشان ذخیره کنند و از پله های ترقی شغلی بالا روند؟

آیا رواست که هیزم آتشی شویم که دیگش برای دشمنان مردم می جوشد و خود مردم را خاکسترنشین می کند؟

آیا رفتار ما منتهی به این نمی شود که عده ای با نمایشی ریاکارانه، جایگاهشان را در ساختار حکومت تقویت و تثبیت می کنند؟

اخلاق، انسانیت، مذهب، کدامیک به ما اجازه می دهد پای سفره ای بنشینیم که می دانیم از جیب مردمانی می رود که از این هزینه ها ناراضی اند و معتقدند چنین بودجه هایی باید صرف رفاه مردم و آبادانی کشور شود؟

آیا ارزش دارد این میزان از تحقیر و توهین را برای امری غیر ضروری از طرف برخی از مردم عراق که جمهوری اسلامی را مانع توسعه و ثبات و امنیت خود می دانند، تحمل کنیم؟

آیا چیزی ارزشمند تر از کرامت انسانی تان وجود دارد؟

آیا گمان نمی کنیم این بالش نرم جهل است که می ترسیم از زیر سر برداریم و سرمان را بر زمین سخت حقیقت بگذاریم؟

آیا گمان نمی کنیم که ترس از مواجهه با جهانی بر مبنای خرد و علم است که ما را به دامن مناسکی می اندازد که از آن امید معجزه و گشایش داریم؟

آیا با این کار از حیطه ی مسئولیت فردی بر مبنای خرد و آگاهی به دامن امر غیر شفاف و آلوده به خرافات قشری گری فرار نمی کنیم؟

آیا شرکت در مراسم اربعین که وسیله ای برای قدرت نمایی جمهوری اسلامی شده است، شکاف های اجتماعی را عمیق تر نمی کند؟

آیا عمیق تر شدن گسست ها و گسل های اجتماعی، فرو کاهنده ی قدرت مردم در برابر حکومت و تقویت کننده ی پایگاه آن نیست؟

آیا نمی دانیم گسست های اجتماعی، قدرت استبداد را تقویت می کند؟

حال پرسش اساسی این است: آیا برای حکومتی تا مغز استخوان فاسد، ناکارآمد، سرکوبگرو عقب مانده، بزرگداشت عاشورا با این بودجه های غیر شفاف و فسادی که در پی دارد، چیزی شبیه قرآن بر سر نیزه کردن در جنگ سفین توسط معاویه و عمروعاص نیست؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)