معرکه گیری روزیکشنبه احمدی نژاد در مجلس اوج درگیریها میان شخص وی و برادران لاریجانی را به نمایش گذاشت اما این آخرین دعوای علنی او با برادران نا تنی اش نیست. غوغای دیروز در بهارستان زنگ آغاز دور تازه درگیریهایی بود که با نزدیک تر شدن به انتخابات دهم ریاست جمهوری سطح و شدت آن تا بالاترین نقطه هرم قدرت  افزایش خواهد یافت. تیغ برنده “بگم بگم” های احمدی نژاد حالا بد جوری بیخ گوش نظام است و ساده انگاری است اگر گمان کنیم این فرزند لجوج بی دردسر تیغ برزمین بگذارد.

دولت احمدی نژاد را سالها دولت اولینها می خواندند دولتی که همواره رکورد می زند,هم در عرصه اقتصاد و هم در عرصه عمل سیاسی اما گویی آنچه تاکنون دیدیم تنها سر کوه یخی بود که قرار است در کوره انتخابات یازدهم ریاست جمهوری ذوب شود. حکایت رئیس جمهور شدن حکایت رسوایی ست او از دل هیچ جریان یا حزب سیاسی بیرون نیامد بلکه از زیر بوته سیاست رهبری یک شبه سر از پاستور در آورد تا شاید از رقبایی همچون قالیباف و لاریجانی سر به زیرتر باشد اما, از قضا شد چموش ترین رئیس جمهور 3 دهه گذشته آن هم در روزگاری که بیش از هر زمان دیگر یک بز اخفش در کسوت رئیس جمهور نیاز است.همین بی ریشه گی سیاسی احمدی نژاد را بی پرواتر می کند او نه چیزی برای از دست دادن دارد و نه امیدی به قدم زدن در حاشیه قدرت رهبری ازاین رو هر چه در توان دارد را برای ماندن در قدرت انجام می دهد .بازی سیاست برای احمدی نژاد بازی صفر و یک است او یا قبای ریاست جمهوری را بر تن  یکی از یاران نزدیکش می پیچاند و یا سرزمین سوخته تحویل می دهد.

نکته مهم آنکه شیوه سیاست ورزی و عمل سیاسی احمدی نژاد به گونه ای بود که بسیاری از سیاستمداران اعمم از خودی و غیرخودی و حتی توده مردم طی چند سال گذشته به ,رغم ناممکن بودن پیش بینی در سیاست ایران ,چنین رویارویی هایی را حتمی می دیدند.شاید بارزترین نمونه این حدس و گمانها در میان مردم زمانی بالا گرفت که در اوج رقابتهای انتخابات سال 88 محمود احمدی نژاد بساط بگم بگم هایش را در صدا و سیما پهن کرد و با بالا و پایین کردن تصویر زهرا رهنورد نامزد رقیب آن روز و اسیر امروز را به قول خودش افشا کرد.آن روز در همهمه انتخابات ریاست جمهوری لطیفه ای در بین ایرانیان زبان به زبان شد که همه تا به امروز به خاطر داریم مضمون آن جک یا لطیفه سیاسی این بود که “چهار سال دیگر محمود احمدی نژاد گواهی اجتهاد رهبری را مقابل وی گرفته و می گوید یک مدرک اجتهاد در اینجا هست که مربوط به شماست اما…… بگم بگم”. این لطیفه در هنگامه پر هیاهوی انتخابات پیشین به صراحت بروز رویارویی را میان رهبری و احمدی نژاد حتمی می دید اما عقلای قوم در همان روزها در تریبون رسمی نماز جمعه از دلدادگی خود به آرای احمدی نژاد می گفتنند.این تنها نمونه ای روشن از آینده نگری و ذکاوت سیاسی رهبران امروز ایران و تایید این نکته که جهان سوم جایی است که همیشه  مردم از رهبران خود با هوشترند.

به هر روی تا انتخاب هفتمین رئیس جمهور ایران فرصت چندانی باقی نمانده است و قطار بی ترمز احمدی نژاد به ایستگاههای آخر نزدیک می شود در این میان اما آقایانی که کلید واژه آشوب در انتخابات آینده را “لفظ انتخابات آزاد” می دانند بار دیگر در اشتباهند در این انتخابات” بگم بگم “رمز آشوب است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)