در تاریخ عالم سیاست در ایران و در بازی قدرت و ثروت ،این افراد نبودند که عنان سیاست را در دست می گرفتند که با تاکید بر سیاستها و پرنسیبهای خود ،حرکت نمایند بلکه این سیاست بوده است که افراد را محصور جلوه های فریبنده ی خود کرده است در اصطلاح عوام ،می گویند “سیاست پدر ومادر ندارد.یعنی هر کس در این وادی قدم بگذارد این جبر و محذورات سیاست بازیست که افراد را تغییر می دهد. ماکیاولیست سیاسی در ایران سابقه چند صد ساله دارد.از سوی دیگر ،حس ریاست طلبی در ایران از قاعده گذشته است وبه شکل بیماری فرا گیری درآمده است. بطوریکه خیلی از احزاب داخل کشور و بیرون کشور ،بر اثر این بیماری دچار چنددستگی،انشقاق و انشعاب میشوند.اما در میان احمد نژاد شاید استثنای این وادی پر جذبه اما بی پدر مادر می باشد.از جنبه شخصی و اخلاقی او دارای معرفت سیاسیت .بطوریکه درین ره گذر حاضرست بهای سنگینی بپردازد اما از اصول معرفتی و رفیق گرای خود دست بر ندارد.ایستادن سفت و محکم پشت یارانی همچون ،مشایی وبقایی از نمونه های این معرفت سیاسیست. چیزی که در تاریخ ایران کمتر ملاحظه شده و نادر بوده است.بازی قدرت آنچنان فریبنده وبیرحم بوده است که طی اعصار وقرون ،کار از رفیق بازی گذشته بود بلکه چه بسیار پدرها که توسط پسرها کشته شده اند و چه فرزندانی که قربانی شقاوت پدر ،در حفظ این عروس دلربای قدرت شده اند.اما در عصر جدید هم ،نمونه های بیمعرفتی و رفیق کشی در سیاست ایران کم نبوده است.قتل رفقایی مانند،تیمورتاش، علی قلی خان سردار اسعد و برخی دیگر در زمان پهلوی اول و همچنین زندانی کردن امیرعباس هویدا(کسیکه سیزده سال نخست وزیر بود) توسط شاه ،که در نهایت منتهی به مرگش شد میتوان اشاره کرد و چه بعد انقلاب.مثلا در نزد اصلاح طلبان هیچگاه شاهد این معرفت و اخلاق سیاسی نبوده ایم.هیچگاه بزرگان این جریان از یاران خود در پیچ های سخت سیاسی حمایت نکرده اند.بلکه اصل همواره این بوده است که هر طور شده خود را به ریسمان قدرت وسیاست در ایران بچسبانند.حتا اگر این حفظ قدرت با فلاکت سیاسی توام باشد.

احمدی نژاد وکارگران

اما همین احمدی نژاد از نقطه نظر طبقه کارگر مجرم است. ادعانامۀ طبقۀ کارگر البته متفاوت است از ادعانامۀ بورژوازی. به ویژه بدترین جرم احمدی نژاد این بود و هست که عدالتخواهی طبقاتی را به مایۀ تمسخر بورژوازی بدل کرده است. بورژواها در مملکت ما دیگر از عدالتخواهی طبقاتی نمی ترسند، آن را مسخره می کنند و این از جمله جرمهای احمدی نژاد است .دست مایه این تمسخر ،هم به دفاع غلط او از مفهوم عدالتخواهی نسبت به اقشار تهیدست برمی گردد وهم نحوه بیان او که بیشتر شعار محور و مغالطه آمیز بود.همه اینها بورژوازی حاکم در ایران را جری تر نمود تا هم خودش و هم سیاستهایش را تخطئه نمایند.
شما ببیند جریان های اصلاح طلب در موضعی از بالا ، خود را نمایند الیت جامعه می دانند همانطور که عباس عبدی در مصاحبه هایش بارها اعلام کرده بود که اگر رای ما همان سیزده میلیون تن باشد اما ،کیفیت رای موسوی را برتر از احمدی نژاد می دانیم.و ازینکه سبد رای احمدی نژاد که از لایه های پایین جامعه بود با تحقیر و توهین یاد می کردند. الفاظی مانند پوپولیست،عوام گرا و گداپرور از نمونه های این حمله ها هستند.همچنین دولت یازدهم تا همین الان هم تلاش می کند تا هم بر دستاوردهای او بتازد وهم تقصیر ناکارآمدی وشکست برنامه های خود را بحساب عملکرد دولت ایشان بگذارد.دولتی که مهمترین شعارش عدالت محوری و حمایت از دهکهای پایین جامعه با طرحهایی مانند ،طرح هدفمند کردن یارانه ها و مسکن مهر و غیره بود.او می خواست در لایه های پایین جامعه پول وثروت تزریق کند .یارانه نقدی بدهد.در سفرهای استانی اش پول دستی توزیع کند دست ودلبازی وحاتم بخش نماید. اما از سوی دیگر،تورم 45درصد و گرانی ارزاق نتیجه کار شد.احمدی نژادیسم ،محصول نگرش عوامانه ،عده ای از انسانهای عدالتخواهی بودند که برنامه مشخصی برای تحقق ارمانهای خود نداشتند. هرچند پرنسیب داشتند وبر اصول خود استوار وپابرجا هستند.در عالم سیاست در ایران ،البته همین قدر(پرنسیب و وفاداری به ارمانهای عدالتخواهانه)هم غنیمت است.

رضارخشان
مردادماه/1396

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)