تحلیل روژی کورد

دوره هشت ساله باراک اوباما و نرمی وی نسبت به سیاست برخی از کشورها از جمله نسبت به مخالفان ذاتی امریکا، سبب شد تا فرصتی مناسب برای این کشورها و از جمله روسیه، ایران و کره شمالی فراهم آید. این نرمی بیش از حد اوباما که وی را تا سرحد یک رئیس جمهور نالایق برای کشوری که رهبری سیاسی جهان را در دست دارد، تنزل داد. نرمی های بیش از حد و نامعمول وی اینک تندی های بیش از حد و مداوم دونالد ترامپ را متوجه شده است. نرمی های اوباما برای وی جائزه نوبل آشتی را به همراه داشت اما بنظر می رسد تندی های ترامپ اگر ادامه نداشته باشد، جنگی هسته ای و اتمی را برای امریکا و ماندگاری طولانی مدت دیکتاتوریها در کره شمالی و ایران و گسترش قدرت روسیه و چین بر جهان را که به معنای حمایت از دیکتاتوریهایی از قبیل ایران، روسیه و کره می باشد را به دنبال خواهد داشت.

طی مدت گذشته، بارها ایران و کره شمالی از سوی امریکا مورد تحریم قرار گرفته اند، جدیدترین تحریمها، روسیه را نیز بار دیگر دربرگرفت. تفاوت اساسی این تحریمها با تحریمهای اعمال شده پیشین، هدف قرار دادن نقاط حساس این کشورها و ازجمله سپاه تروریستی پاسداران ایران به عنوان بازوی اصلی نظامی و اقتصادی جمهوری اسلامی است که از ان تحت عنوان اعلان حمله غیرمستقیم و حتی مستقیم به ایران تفسیر شده است.

نکته قابل تأمل در این تحریمها، واکنش این کشورها به تحریمهاست. مقامات کره شمالی، آشکارا امریکا را به حمله اتمی تهدید کرده اند. این کشور با آزمایش اخیر موشک قاره پیمای خودش، توانایی اش جهت انجام این حمله را نیز به نمایش گذاشت. کیم یونگ اون، تهدید کرده است که در صورت تلاش امریکا برای تغییر رژیم در کره شمالی، به امریکا حمله اتمی خواهد نمود.

در سوی دیگر، جمهوری اسلامی، موشک بالستیک “سیمرغ” را با موفقیت آزمایش کرد. هرچند میزان موفقیت آزمایش موشکهای ایران هیچگاه مشخص نیست و به اندازه کره شمالی، سعی در آشکارسازی انجام آزمایشات موشکی خود ندارد و حمله موشکی به سوریه نیز این ادعا را که موشکهای ایران دقیق و سریع عمل می کنند را به چالش کشیده است.

اما مدافع و پشتیبان اصلی این دو کشور در ساخت و آزمایش تسلیحات و موشکهای بالستیک حتی با توانایی و قابلیت حمل کلاه هسته ای، علاوه بر چین، روسیه می باشد. روسیه به طور کامل، علاوه بر فروش سلاح به ایران، همواره از قدرت وتوی خود، برای دفاع از ایران و کره شمالی سوءاستفاده نموده است.

حاصل این مجموعه ان است که سه کشور روسیه، ایران و کره شمالی با استفاده از فرصت فراهم آمده از تعلل و کارهای غیرکارشناسانه و نامسئولانه دوره هشت ساله ریاست جمهوری اوباما، دست به ایجاد اتحاد و تنظیم برنامه هایی زده اند که اکنون در حال اجرا می باشد اما با واکنش تند دولت ترامپ مواجه می باشد.

سه کشور روسیه، ایران و کره شمالی، هیچگاه نمی توانند و نخواهند توانست وحدت هدف داشته باشند. هدف این سه کشور از ایجاد و تنظیم و اجرای این برنامه ها به طور کامل نه تنها متفاوت بلکه مغایر با یکدیگر نیز می باشد که این را در ادامه این روند، طی سالهای آینده می تواند دید. این مغایرت هدف بین ایران و روسیه در سوریه بیش از هر جای دیگری است. اما آنچه این سه کشور را به هم پیوند داده است، مخالفت با امریکا است، چرا که امریکا مانع اجرای برنامه های قدرت طلبانه آنهاست. از اینرو این سه کشور که اکنون به طور همزمان مورد غضب تحریمهای امریکا قرار گرفته اند، جهت رویاروئی با امریکا، دست به اتحادی مشترک زده اند که البته مغایرت اهداف انها با یکدیگر از یک سو و نیز تشکیل ائتلافهای جدید علیه این سه کشور از سوی دیگر، می تواند در آینده ورق را به صورت دیگری برگرداند.

در حال حاضر هماهنگی بین ایران و کره شمالی در دو مسئله وجود دارد.

یک: انجام آزمایشات موشکی پی در پی با فاصله زمانی اندک از یکدیگر

دو: مبادله اطلاعات مربوط به برنامه های موشکی و ساخت موشک که بنظر می رسد با توجه به وسعت دانش کره شمالی، این اطلاعات از کره شمالی به ایران منتقل می شود.

در رابطه با مورد دوم، ذکر این نکته الزامیست که کاملا مشخص است که کره شمالی به جمهوری اسلامی نه تنها اعتماد کافی را ندارد، بلکه درصدد عدم افزایش وسیع قدرت ایران در این زمینه نیز می باشد. از اینرو دیده می شود که موشکهای تولیدی جمهوری اسلامی، همواره یا با شکست آزمایش می شوند و یا موفقت آنها در حد پائینی ارزیابی می شود. روسیه نیز البته هراسی از قدرتمندتر شدن کره شمالی دارد، چرا که مرزهای این دو کشور همسیه بوده و در صورت بروز تنش احتمالی (که در سیاست همواره این احتمال وجود دارد) می تواند ورق را به زیان روسیه برگرداند، روسیه ای که فاصله اش با کره شمالی برخلاف فاصله امریکا با کره شمالی که می باید از آبهای آزاد بگذرد، فاصله کمی است.

گوشهای ایران، روسیه و کره شمالی به امریکا بدهکار نیست، چرا که انها طی زمان هشت ساله دولتداری نابخردانه اوباما، قسمت اعظمی از زمان مورد نیاز دستیابی به اهدافشان را کسب کرده اند، اینک نیز در سایه قراردادهایی همچون برجام، این زمان تمدید شده است. حسن روحانی آشکارا گفت که تولید و آزمایش موشک بالستیکی سیمرغ، نتیجه برجام بوده است.

سه کشور روسیه، ایران و کره شمالی اکنون به صورت هماهنگ خود را برای رویارویی با امریکا اماده کرده اند. بدین طریق علاوه بر گروههای تروریستی تحت حمایت ایران در اقصا نقاط جهان، اینک امریکا از سوی یک مثلث موشکی در معرض حمله قرار دارد که با وجود شکاف بین سیاستهای آلمانو فرانسه با امریکا و هماهنگی چین با سیاستهای مثلث برشمرده شده و سعی این کشور برای ورود به عرصه نظامی جهان و بدست گرفتن قدرت مطلقه سیاسی و رهبری سیاسی جهان، این معدله بیش از پیش به زیان امریکا تمام شده است.

آنچه اکنون باید دید ان است که آیا امریکا برنامه ای برای رویاروئی مستقیم با ایران و کره شمالی به طور همزمان خواهد داشت و یا در مرحله اول با کره شمالی روبرو خواهد شد یا برنامه های دیگری برای سقوط رژیم کیم یونگ اون دارد؟ یا اینکه معداله به طور دیگری تنظیم و چیده خواهد شد.

در حال حاضر چنین بنظر می رسد که امریکا ضمن در فهرست گروههای تروریستی قرار دادن بازوی اصلی رژیم ایران (سپاه تروریستی پاسداران) سعی در ایجاد بستری جهت حمله نظامی به ایران از سوی ائتلاف عربی و نیز تقویت گروهها و احزاب اپوزیسیون رژیم ایران دارد و خود مستقیما در این جنگ شرکت نخواهد داشت و با هماهنگی ژاپن، برای رویارویی با قدرت موشکی اصلی یعنی کره شمالی اماده خواهد شد که در این میان موضع چین و روسیه نیز قابل تأمل خواهد بود.

اما آنچه باید بدان توجه کرد، لزوم کنترل و توقف این روند از سوی امریکاست چرا که تداوم ان، به معنای غوطه ور شدن عمیق جهان در دیکتاتوری و تروریسم و تهدیدات اتمی خواهد بود. تهدیدی که نه تنها امریکا بلکه ملتهای بی حامی و حتی کشورهای خاورمیانه را نیز برای قرنها در خود خواهد بلعید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)