در غروب سی ام تیرماه سال ۱۳۵۸، شورای شهر مریوان همراه با سایر نهادهای مردمی این شهر، پیشنهاد “کوچ اعتراضی” به خارج از شهر را در راستای برون رفت از بحران اعلام می کنند. فردای آن روز شهر تقریبا خالی از سکنه می شود. سرهنگ سپهری فرمانده لشکر سسدنج در اظهاراتی[۱] از ترک شهر توسط هفتاد و پنج درصد از مردم مریوان خبر می دهد. آماری که در نشریات و منابع نزدیک به سازماندهندگان این حرکت بیش از آن ذکر شده است.

“کوچ تاریخی مردم مریوان” در جه بستر سیاسی و اجتماعی شکل گرفت؟ کدام رخدادها و اتفاقات هزاران نفر از مردم این شهر را بر آن داشت تا منازل خود را ترک کرده و به خارج از شهر پناه ببرند؟ معترضان به منظور رسیدن به چه اهدافی دست به این اقدام زدند و تا چه حد در رسیدن به مطالباتشان موفق شدند؟

با انقلاب اسلامی ایران در بهمن ماه سال ۵۷، مریوان و روستاهای اطراف آن علاوه بر متاثر شدن از پیامدهای این انقلاب، با توجه به برخی مشخصەهای سیاسی و اجتماعی منطقه که ریشەهای آن به پیش از انقلاب باز میگشت وارد یکی از پرتلاطم ترین مقاطع تاریخی خود شدند.

درعدم حضور حاکمیت سیاسی نظام جدید، نهادها و سازمانهایی از سوی مردم تشکیل شدند و ادارەی امور را در اختیار گرفتند. شورای شهر مریوان، اتحادیەی دهقانان، کمیتەی زنان، کانون محصلان و دانشجویان از جملەی این نهادها هستند. در تقابل با این ارگان ها، مدعیان دیگری مانند زمینداران منطقه، برخی از عوامل بازمانده از رژیم گذشته، طرفداران مذهبی احمد مفتی زاده(مکتب قرآن) و قیاده موقت(حزب دمکرات کردستان عراق) حضور داشتند.

جریان اول اغلب دارای تفکرات مارکسیستی، سکولار و ملی گرایانه و جبهەی مقابل همسو با منافع نظام جدید و در راستای سلطەی جمهوری اسلامی بر منطقه تلاش می کردند.

پس از انقلاب اسلامی، “فئودال های سابق” که در پی اصلاحات ارضی سال ۱۳۴۱ به شدت تضعیف شده بودند، جهت احیای موقعیت از دست رفتەی خود به تحرکاتی دست زدند. به طوری که اولین گروههای مسلح از سوی آنها سازماندهی شد[۲] و تشدید فشار بر روستائیان به منظور بازپس گیری زمین های کشاورزی در دستور کار آنان قرار گرفت.

تشکیل اتحادیەی دهقانان از سوی نمایندگان ده روستا و شماری از روشنفکران کرد در ۱۶ اسفند ۱۳۵۷ را می توان واکنشی به اینگونه تحرکات دانست.

مخالفان همواره بر این تاکید داشتەاند که تقویت این جبهه(مالکان، مکتب قرآن و قیاده موقت) از سوی جمهوری اسلامی به منظور سرکوب “جنبش آزادیخواهی” مردم کردستان صورت می گرفته و از آنها به عنوان “عوامل اجرایی رژیم” نام می بردند.

یک سال بعد، مهدی بهادران نماینده امام خمینی که به دستور آیت الله منتظری برای برسی اوضاع “کردستان و آذربایجان غربی” به منطقه اعزام شده بود، در گزارشی از وجود “بعضی ادله و شواهد” سخن می گوید که بر مبنای آن فئودال ها و مالکین کردستان در یک “توطئەی مرموز” توسط افرادی مانند دکتر چمران، تیمسار ظهیرنژاد و سایر فرماندهان ارتش و ژاندارمری تا “بن دندان” مسلح شدەاند تا مردم مستضعف را تحت فسار قرار دهند.[۳]

با این اوصاف و در نبود حاکمیت دولت، شورای مریوان، اتحادیەی دهقانان و ستاد حفاظت بر مشارکت سیاسی خود در ادارەی امور، ممانعت از ورود سپاه پاسداران به داخل شهر و جلوگیری از “بروز توطئەهای بیشتر” از طریق “عوامل دست نشاندەی جمهوری اسلامی” پافشاری می کنند.

در چنین شرایطی برپایی تظاهراتی در مریوان به دعوت اتحادیەی دهقانان و در اعتراض به اتفاقات “سوما و برادوس”، جبهەی مالکان، مکتب قرآن و قیاده موقت را به واکنشی سریع واداشت، آنها با خلع سلاح برخی از روستائیان و محاصرەی شهر مریوان بر التهاب فضای این شهر بیش از پیش دامن زدند.

در اردیبهشت ماه سال ۵۸ نیز جبهەی مذکور با صدور اولتیماتومی، از شورای شهر و ستاد حفاظت خواست تا کنترل امور را به آنها واگذار کنند. شدت تهدیدها به حدی بود که ستاد حفاظت را بر آن داشت تا تمهیداتی را جهت جلوگیری از بروز خشونت اعمال کند.[۴] در همین راستا شورای زنان مریوان نیز با برگزاری یک راهپیمایی به سوی دادگاه مریوان، خواستار دخالت مقامات قضایی جهت پایان دادن به این تهدیدها و پیشگیری از “کشتار مردم” شدند.[۵]

اگر چه تا این برهه هیچ زد و خوردی روی نداد اما در نهایت در روز ۲۳ تیر ماە، برپایی یک اعتراض مدنی به خشونت منتهی شد و روند رخدادها به کلی دگرگون گردید.

اتحادیەی دهقانان به همراه چند تشکل دیگر از مردم دعوت نمودند تا در روز ۲۳ تیرماه در اعتراض به تبلیغات یک سویه و منفی رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی در خصوص اتفاقات کردستان و تلاش حکومت جهت اعمال سلطەی نظامی بر منطقه، تجمعی را در مقابل ساختمان رادیو و تلویزیون این شهر برگزار کنند.
تجمع کنندەگان که در نشریەی شمارەی هشت پیشرو تعداد آنها هفت تا هشت هزار نفر ذکر شده، در مسیر بازگشت می باید از حوالی ساختمان ساواک سابق که اینک به محل استقرار اعضای مسلح مکتب قرآن تبدیل شده بود، عبور کنند. سنگربندی این افراد در پشت بام ساختمان و نشانه رفتن اسلحەها به سوی مردم، تهییج فضا و سردادن شعارهایی بر علیه طرفداران آقای مفتی زاده را به دنبال داشت.

در این هنگام عدەایی به مقر مذکور نزدیک شده و از افراد مسلح خواستند تا سلاح خود را تحویل دهند.

در همین حین شماری از معترضان هدف گلولەی این افراد مسلح قرار گرفته و سه تن از آنها کشته و عدەایی زخمی شدند.

به دنبال شروع تیراندازی از سوی اعضای مکتب قرآن، اتحادیەی دهقانان و ستاد حفاظت که تامین امنیت تظاهرات کنندگان به آنها سپرده شده بود اقدام به محاصرەی ساختمان نموده و در جریان این درگیری تعدادی از افراد مسلح مکتب قرآن نیز کشته می شوند.

سخنگوی سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی تهران که از مرکز مکتب قرآن به نام “مقر سپاه پاسداران” نام می برد ادعا می کند که در این درگیری ۲۵ نفر کشته شدەاند که ۱۳ نفر از آنها اعضای سپاه پاسداران بودەاند.[۶]

به دنبال وقوع این درگیری، روابط عمومی سپاه پاسدارن با تائید عملیات انتقال نیروهای نظامی از تهران، کرمانشاه و شهرهای نزدیک به پادگاه مریوان، از برخورد قاطع با گروهها و سازمانهایی خبر می دهد که از “آزادی حاصل از انقلاب اسلامی” سوءاستفاده نمودەاند.[۷]

در راستای تقویت همین نیروها یک ستون از نیروهای نظامی ارتش از کرمانشاه به سوی مریوان حرکت نمود که این اقدام نیز تحصن مردم کامیاران را با هدف جلوگیری از عبور این نیروها به دنبال داشت.

تلاش های اعضای شورای شهر مریوان در مذاکره با نمایندگان دولت، سپاه و ارتش برای جلوگیری از ادامەی درگیری ها و حل مسالمت آمیز مناقشات به جایی نمی رسد و در آخرین جلسەی این گفتگوها، فواد مصطفی سلطانی به چمران اعلام می کند که “چناچنه بر تصرف نظامی شهر اصرار دارید، ما برای جلوگیری از بروز درگیری و کشتارمردم، شهر را تخلیه خواهیم کرد.”[۸]

به این ترتیب در تلاش برای تداوم حاکمیت نهادهای مردمی، ممانعت از حضور سپاه پاسداران در مریوان، به تعویق انداختن حملەی احتمالی سپاه پاسداران و “جبهەی وابسته به آنها” و خشونت های متاثر از آن، ایدەی “کوچ مردم مریوان” به منطقەایی به نام “کانی میران” در خارچ از شهر مطرح شد و این پیشنهاد با توجه به نگرانی ها از تشدید احتمال بروز درگیری های مجدد، از سوی اغلب ساکنان مریوان پذیرفته شد.

خروج مردم از شهر در غروب روز شنبه سی ام تیرماه آغاز شد و تا سپیدەدم روز بعد به طول انجامید.

انتقال، سازماندهی و اسکان هزاران نفر از مردم در “کوهها و دشت های” خارج از شهر، تامین امنیت، موادغذایی، آب آشامیدنی، بهداشت و حداقل ملزومات دیگر با ایجاد چندین هیئت از جمله هیئت نگهبانی و حفاظت، امدادرسانی و انتقال مایحتاج روزانه، درمان و بهداشت، اطلاع رسانی و تدارکات تحقق یافت.

نشریە “تهران مصور” با اختصاص گزارشی به این تحصن تحت عنوان “اردوگاه مریوان تجلی گاه روح همبستگی” می نویسد: “اردوگاه در محوطەای در پانزده کیلومتری مریوان واقع است، تپەهایی با درخت های انبوه اردوگاه را احاطه کرده است و در اطراف میدانگاهی، چادرها برپا شده است. مردم با روحیەایی محکم و استوار به یکدیگر کمک می کنند و کمیتەی اطلاع رسانی، خبرها را به آنها می رساند.

در گردهمائی های عصرانه، سرودهای ملی کردها را، مردم یکصدا می خوانند و نظراتشان را دربارەی حوادث می گویند. دور تا دور میدان برروی چادرها، شعارهای پارچەایی به چشم می خورد: »تا بازگشت پاسداران اعزامی به شهر باز نمی گردیم.«، »نه با دولت سر جنگ داریم، نه تسلیم پاسداران می شویم.«. “[۹]

تهران مصور در ادامەی گزارش خود علت این “کوچ اعتراضی” را به نقل از یکی از اعضای شورای موقت انقلاب اسلامی مریوان، اعتراض به دخالت ارتش و سپاه در امور شهر عنوان کرده است.[۱۰]

علاوه بر بازتاب وسیع این تحصن در عرصە داخلی و خارجی، راهپیمایی هزاران نفر از مردم شهرهای سنندج و سقز(گروههای محدودتری از برخی شهرهای دیگر کردستان نیز دست به اقدام مشابهی زدند) به سمت مریوان، درخواست شیخ عزالدین حسینی از مهندس بازرگان نخست وزیر وقت نسبت به رسیدگی نمودن به “خواستەهای مشروع” مردم[۱۱] و احتمال فراگیرترشدن اعتراض ها، موجب افزایش فشارها بر دولت موقت و اعزام نمایندگانی به مریوان جهت از سر گیری مذاکرات شد.

آیت الله لاهوتی، آیت الله اشراقی، مصطفی چمران وسرهنگ دستغیبیان در جریان مذاکرات صورت گرفته با شورای شهر مریوان بر پایان تحصن و بازگشت مردم به داخل شهر، پذیرش حاکمیت جمهوری اسلامی و به تبع آن استقرار ارگانهای نظامی وابسته به آنها و خلع سلاح اتحادیەی دهقانان و ستاد حفاظت اصرار می ورزیدند. طرف دیگر مذاکره نیز خواهان عدم تحمیل سلطە نظامی سپاه پاسداران بر منطقه، جلوگیری از بروز درگیری و دخالت تشکل های مردمی در ادارەی امور سیاسی و انتظامی شهر بودند.

علاوه بر این مذاکراتی نیز میان مصطفی چمران و سه تن از اعضای شورای شهر سنندج به اسامی یوسف اردلان، فواد روحانی و هادی مرادی در پادگان مریوان انجام شد که محور آن بر آزادی هشت نفر از امدادرسانان سنندجی و هشت تن دیگر که گویا از اعضای حزب دمکرات کردستان[ایران] بودەاند، قرار داشت.

آزادی این عده به دنبال مذاکرات فوق و یک شب پیش از رسیدن راهپیمایان سنندج که مسیر میان شهرهای سنندج و مریوان را طی شش روز با پای پیاده و در حمایت از متحصنان پیموده بودند، صورت گرفت.

در روز دهم مرداد ماه، هزاران نفر از راهپیمایان سنندج به شهر مریوان وارد شدند و با پیوستن به مردم “ارودگاه کانی میران” باعث تقویت این حرکت مدنی شدند به طوری که می توان گفت بر روند مذاکرات به نفع معترضان نیز مفید واقع شد.

پس از گذشت حدود یک هفته از این گفتگوها، توافقاتی میان دو طرف حاصل گردید که بر اساس آن در تاریخ سیزدهم مرداد ماه با برپایی یک گردهمایی بزرگ، پایان “کوچ اعتراضی” مردم مریوان از سوی فواد مصطفی سلطانی اعلام شد. مفاد این تفاهم نامه شامل چهار بند بود:

۱-خاتمه “کوچ” اعلام شود و مردم با بازگشت به شهر، زندگی عادی خود را از سر گیرند.
۲-نیروهای مسلح رژیم مانند سپاه پاسداران و ارتش و “نظامیان وابسته به آنها”(زمینداران، اعضای مکتب قرآن و قیاده موقت) و همچنین اعضای اتحادیەی دهقانان و سایر تشکلها به صورت مسلح در شهر تردد نکنند.
۳-کنترک امنیت و آسایش شهر مریوان به مدت یک ماه به ارتش محول شود.
۴-در طول این یک ماه شورای شهر اقدام بە تشکیل شهربانی نموده و ادارەی امور انتظامی مریوان به این ارگان واگذار شود.

در مراسم روز سیزدهم مردادماه در اردوگاه محل تحصن، فواد مصطفی سلطانی که نقش مهمی در برگزاری و سازماندهی این حرکت ایفا نموده بود در سخنانی[۱۲] به جمع بندی و بررسی پیامدهای این رخداد می پردازد.

وی در این سخنرانی به حاشیه راندن نیروهای محلی وابسته به رژیم، جلوگیری از بروز درگیری های خونین به دنبال ورود پاسداران به مریوان(مانند آنچه پیش تر در شهرهای نقده، گنبد و خرمشهر روی داده بود)، همبستگی میان مردم مریوان با روستاهای و شهرهای مختلف کردستان و همچنین همگرایی با اعتراضات مردم ایران، به بحث گذاشتن و مطرح نمودن مطالبات مردم با نمایندگان دولت و مطرح شدن مسئلەی کرد در مقیاسی وسیع را از جمله دست آوردهای این اقدام اعتراضی عنوان عنوان نموده است.

اما با بازگشت مردم مریوان به داخل شهر، اوضاع نه بر مبنای محتوای تفاهم نامه، بلکه بە سمت و سوی کاملا متفاوت سوق داده شد و از چهار بند این توافقنامه، تنها بند اول یعنی بازگشت مردم به مریوان تحقق یافت. ارتش کنترل امور را بر عهده گرفت و شهر چهرەای کاملا نظامی به خود گرفت. معترضان معتقدند نیروهای سپاه پاسداران و سایر نظامیان در پایگاهها و مراکزی که از سوی ارتش ایجاد شده بود مستقر شده و عملا آنها بودند که بر امنیت شهر تسلط یافته بودند.[۱۳]

در چنین شرایطی نه تن که در میان آنها شهروندان غیر سیاسی نیز دیده می شد باز داشت و از سوی صادق خلخالی به اعدام محکوم شدند. این عده در سوم شهریور ماه سال ۱۳۵۸ در پادگان مریوان تیرباران شدند.

شورای شهر، اتحادیەی دهقانان و کلیەی ارگان ها و نهادهای مدنی و مردمی دیگر هیچ گاه امکان فعالیت نیافتند و بسیاری از اعضای آنها نیز مجبور به ترک مریوان شدند.

مردم مریوان در حالی شاهد سیر این رویدادها بودند که تنها دو هفته به فتوای جهاد امام خمینی و بروز جنگی تمام عیار فاصله داشتند.


پانویس

[۱]: آیندگان، ۳۱ تیر ۱۳۵۸.
[۲]:سخنرانی فواد مصطفی سلطانی در تابستان ۱۳۵۸ در جلسەایی با جمعیت مهاباد.
[۳]: کیهان، ۲۶ شهریور ۱۳۵۸.
[۴]: رەشاد مستەفا سوڵتانی، “کاک فوئاد رێبەر، سیاسەتمەدار و زانایەکی سیاسی”، ص ۳۴۱.
[۵]:همان منبع، ص ۳۴۲.
[۶]: کیهان، ۲۴ تیر ۱۳۵۸.
[۷]: جمهوری اسلامی، ۲۶ تیر ۱۳۵۸.
[۸]: رەشاد مستەفا سوڵتانی، “کاک فوئاد رێبەر، سیاسەتمەدار و زانایەکی سیاسی”، ص ۳۶۶.
[۹]: نشریه تهران مصور، تیر ۱۳۵۸.
[۱۰]: همان منبع.
[۱۱]: کیهان، ۰۱ مرداد ۱۳۵۸.
[۱۲]: رەشاد مستەفا سوڵتانی، “کاک فوئاد رێبەر، سیاسەتمەدار و زانایەکی سیاسی”، ص ۳۸۵.
[۱۳]: طاهر خالدی عضو ستاد حفاظت و اتحادیه دهقانان، گفتگو با نگارنده، ۲۵ تیر ۱۳۹۰.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)