تارنمای جرس چند روز پیش متنی را منتشر کرده بود که به شکل یک مصاحبه با علی توکلی برادر مجید توکلی رهبر دانشجویی زندانی تنظیم شده بود. علی توکلی در اعتراض به این کار در صفحه شخصی خود در فیس بوک نوشت:

” این برای چندمین بار است که این کار را انجام می دهند . من کی با شما مصاحبه کردم شرافت هم خوب چیزی است حداقل اجازه نمی گیرید منبع را ذکر کنید تا کی ماباید به دلیل بی فکری و خودنمایی بعضی ها باید هزینه بدهیم شرافت و وجدان کاری هم خوب چیزی است .
ضمنا آقای زید آبادی به دیدن مادرم نیامده است فقط در تماسی از وضعیت مجید برای دل گرمی مادری که حتی دیگه صدای فرزندش را بیاد ندارد گفت.
فقط متاسفم برای مردم کشورم که شما رسانه آن هستید”

در پی درج پاسخ جرس علی توکلی در صفحه فیس بوک خود این یادداشت را منتشر کرد:

متاسفانه از دیروز که من اعتراض کردم به کار غیر اخلاقی جرس مورد هجوم حامیان جرس قرار گرفته ام و انواع و اقسام حرفها به من زده شده است، فقط چرا یک رسانه این حق را به خودش می دهد که ما را در تملک خود داشته باشد تا کی ما باید به خاطر خوشایند دیگران قربانی شویم دوست عزیز جرس از مجید مطلب زد چون می دانست مجید را مردم – تاکید می کنم مردم- برایش احترام قائل هستند. دوست عزیز مجید 1 سال حکم فقط برای تکذیب نکردن مطلبی که جرس به نام مجید درج کرد حکم خورد و شکوایه نکرد و مادرش غم خورد گریه کرد و در جواب مامور اطلاعات که خواهان تکذیب بود گفت مردم خودشان قضاوت می کنند. حالا چرا باید حامیان یک رسانه ( که ظاهرا بی طرف هستند) باید به من و خانواده و مجید توهین کنند مگر مجید به خاطر شما در زندان است که حالا این اجازه را به خود می دهید که چنین حرفاهی بزنید (ما به خاطر مردم و به احترام مردم اینجا هستیم (مجید 16 آذر 88)) اصلاحیه جرس آمد ولی با غرور کامل و حاضر به عذر خوای نیست و قبول نمی کند که اشتباه کرده است و شما هنوز به خودتان حق می دهید هر چیزی که لیاقت خودتان است را به من و خانواده ام نسبت دهید واقعا شرم آور است . مادرم وقتی مجید زنگ زد صدایش را نشناخت و بعد از تماس مجید کلی گریه کرد که چه به سر مجید آمده چه جوری قیافش و……..
بعد شما پشت میز کامپیوتر و……. می شینی و این حق را به خودت می دهی که هرچه دلت خواست به نویسی و به مادر و خانواده منتظری که جز خدا و دوستان بی ادعای که (اکثرا دانشجو هستند ) به تازی و بگویی مجید را جرس مجید کرد . به احترام دوستی که حرمتش برایم واجب است سکوت کردم ولی امروز با این هجمه رو به رو شدم . یعنی واقعا من این حق را ندارم که درمورد مسائل برادرم حرف بزنم حق ندارم که شاکی باشم به کارهای خودسرانه ای که بر مجید تحمیل می شود. مجید 5 نوروز در زندان بود 6 تولدش در زندان گرفته و بعد شما به خودت حق می دهی که به مجید حمله کنی و هر ……… بگویی زمانی که دانشجویان( مجید هم عضوی از دانشجویان بود) به انتقاد از دولت فریاد زدند امثال رسانه جرس کجا بودند.
که امروز حرف از بزرگ کردن و یا هجمه علیه او می زنید شماها مگر که هستید . انصافا ماموران حکومتی هم این گونه با ما و مجید بر خورد نکردند جفا بوده خیلی هم زیاد اما طلب کار نبودند. و امروز شماها از مجید و خانواده او طلب کار هستید .
امروز وقتی این پیام ها را برای مادرم خواندم اشک از چشمانش جاری شد واقعا شماها با چه اجازه ای این حق را به خودتان دادید که به خاطر یک رسانه (که منکر اطلاع رسانی و آگاهی دادن به مردم است نیستیم) این چنین اشک یک مادر را جاری کنید .

لینک به صفحه فیس بوک علی توکلی

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)