هفته گذشته، هفته ی تنگ تر شدن حلقه خفقان حاکمیت بود. پس از تلاش های وسیع حکومت برای تشدید امنیت دوربینی در حوزه های عمومی، برنامه ها بر بازداشت گسترده روزنامه نگاران در آستانه انتخابات ریاست جمهوری متمرکز شد. ۱۷ روزنامه نگار که بیشتر آن ها در روزنامه های شرق، بهار، اعتماد، آسمان و خبرگزاری کار ایران (ایلنا) فعالیت می کنند ظرف کمتر از سه روز دستگیر شدند. علی دهقان، صبا آذرپیک،‌ نسرین تخیری،‌ جواد دلیری،‌ ساسان آقایی،‌ پوریا عالمی، پژمان موسوی، نرگس جودکی، اکبر منتجبی، امیلی امرایی، ‌مطهره شفیعی،‌ میلاد فدایی اصل، سلیمان محمدی،‌ کیوان مهرگان، حسین یاغچی و ریحانه طباطبایی ۱۶ روزنامه نگار دستگیر شده هستند و نفر هفدهم فاطمه ساغرچی ویراستار سایت جماران و مدیر سابق کتابخانه مرکز تحقیقات استراتژیک است.

وزارت اطلاعات در بیانیه ای دستگیر شدگان را وابستگان بی بی سی معرفی کرده و اعلام کرده که موج دستگیری ها ادامه داراست. در بیانیه این وزارت خانه وحشت دستگاه امنیتی از آن چه « جنجال های رسانه ای ماشین جنگ روانی استکبار ، سازمان های به اصطلاح حقوق بشری وابسته به آن اردوگاه و بیانیه های انبوه سازمان های متعدد جعلی و خلق الساعه» نامیده است به روشنی دیده می شود. این بیانیه روزنامه نگاران دستگیر شده را عامل «شبکه عملیات روانی دولت انگلیس» معرفی می کند.

بازداشت روزنامه نگاران در ایران تازگی ندارد، در شرایطی که کشور با فشارهای اقتصادی بی سابقه درگیر است، مقامات تصور می کنند که انتخابات 92 خطری بزرگ برای بقای نظام است. افزایش اعدام های علنی، سخت گیری درباره حجاب و بازداشت های وسیع نشان دهنده ترس و در عین حال آماده شدن امنیتی نظام جمهوری اسلامی برای رویارویی با این بحران هاست. در همه جوامع فعالین مطبوعاتی  به صورت ویژه و جنبش مطبوعاتی به طور عام سهم بزرگی در آماده سازی مردم برای استقرار دموکراسی و فرهنگ مدارا دارند. ایران نیز از این قاعده عمومی مستثنی نیست و به همین سبب جمهوری اسلامی مانند سایر حکومت های تمامیت خواه درپی فرسوده کردن و حذف تاثیرگذاری این بازوی مهم جامعه مدنی است. تهدید و بیکاری یا روزنامه نگاران را به مهاجرت از ایران سوق می دهد و یا آن ها را راهی حرفه های دیگر می کند. بخش ماندگار در این حوزه نیز درگیر خودسانسوری می شود و عملا از کارکرد اصلی خود در مسیر دموکراتیزه کردن جامعه دور می شوند. اما از آن جا که بقای روزنامه نگاری بالذات به آزادی بیان وابسته است، نمی تواند در برابر تحولات جامعه بی تفاوت باشد. به همین دلیل اصطکاک روزنامه نگاران و حکومت غیر قابل اجتناب است.

در حوزه مبارزات بی خشونت روزنامه نگاران جایگاه مهم و روشنی دارند و همین جایگاه آن ها را در برابر حکومت قرار می دهد. در سطح کلان، ساختن رسانه های جایگزین، نظیر وبلاگ های خبری یا استفاده از بستر شبکه های اجتماعی مثل یوتیوب و فیس بوک، می تواند راهی برای دور زدن تهدیدات حکومت باشد، اگرچه حکومت دراین بخش هم تا آن جا که بتواند مانع ایجاد می کند. درهمین دور جدید حمله به آزادی بیان در ایران، فشار زیادی به وب سایت های حتی نزدیک به حکومت هم وارد شد. بعضی ها مثل سایت تابناک متعلق به محسن رضایی، فرمانده کل سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دبیر فعلی شورای تشخیص مصلحت نظام فیلتر شدند. سایت بهارنو در نوشته ای افشا کرد که تحت فشار مقامات امنیتی قرار گرفته و لذا بخش نظر یا کامنت خوانندگان را غیرفعال می کند.

 راه مبارزه با این دستگیری ها و فشارها چیست؟ در چنین فضایی چه کارهایی می توان انجام داد؟ نخست، استفاده از ظرفیت های موجود است. به عنوان مثال پس از دستگیری پوریا عالمی، طنز نویس روزنامه شرق، این روزنامه در اقدامی اعتراضی، ستون « از هرنظر بی ضرر»، ستون طنزمتعلق به عالمی را سفید چاپ کرد و نوشت تا اطلاع ثانوی منتشر نمی شود. اعتراض مدنی پرمعنی، موثر و محرکی که به دلیل جذابیت به راحتی هم نقل می شود و دهان به دهان می شود. دوم، اتحاد روزنامه نگاران و سایر فعالین عرصه فکر واندیشه دربرابر این دستگیری ها است. درترکیه در سال ۱۹۹۵، یاشار کمال، نویسنده نامدار ترکیه به دلیل نوشته اش در اعتراض به رفتار با کردها به دادگاه کشانده شد و دادستان برابر قانون ضد تروریسم برای او تقاضای زندان کرد و چاپ نوشته هایش ممنوع شد. یاشارکمال دردادگاه گفت چه زود باشد که خود دادستان ها همگی محاکمه شوند. پیش بینی او درست بود. بیش از هزار ناشر متحد شدند و کتابی حاوی ده مقاله ممنوعه متعلق به یاشارکمال و سایر نویسندگان را چاپ کردند. دادستان تا بیش از ۱۵۸ ناشر را دستگیرکرد ولی با وسعت گرفتن چاپ کتاب و استقبال مردم، ناچارازعقب نشینی شد. دوسال بعد محدودیت یاشارکمال برداشته شد ودادسرای انتظامی قضات هم به کار دادستان رسیدگی کرد. اتحاد اهل فرهنگ ترکیه یک بار دیگر پیروزی اصل عدد در مبارزات بی خشونت را نشان داد. وقتی نافرمانی مدنی در حوزه ای از حدی گسترده تر می شود، به دلیل وسعت، امکان برخورد رژیم از بین می رود ویا هزینه بسیار بالایی را به آن تحمیل می کند. در مورد دستگیری اخیرروزنامه نگاران درایران، اگرچاپ نوشته های آنان در داخل کشور عملی نیست، روزنامه ها می توانند حرکت روزنامه شرق را دنبال کرده و فی المثل در یک روز خاص ستون های طنز خود را سفید بگذارند و روز دیگر ستون اقتصادی را به یاد خبرنگاران اقتصادی دستگیرشده و یا سایر ستون ها را در روزهای دیگربرای سایر دستگیر شدگان متناسب با سرویسی که در آن کار می کرده اند سفید بگذارند. درخارج از ایران هم می توان با استفاده از امکانات شبکه های اجتماعی مکرر در مکرر نوشته ها و ستون های نگارشی آن ها را بازنشر کرد. سوم، بین المللی کردن موضوع فشار بر روزنامه نگاران و استفاده از ظرفیت های سازمان های بین المللی و نیز افکار عمومی جهان برای تحت فشار قرار دادن دستگاه امنیتی حکومت است.

فراموش نکنیم که هیچ جنبش مدنی بدون داشتن رسانه های فعال و حمایت شده مردمی اقبالی برای موفقیت ندارد و این مسئولیت روزنامه نگاران و نیز ایرانیان خارج از ایران را برای پوشش اخبار این دستگیری ها و هر آن چه که روزنامه نگاران به دلیل سانسور نمی توانند بگویند را افزایش می دهد. حوزه رسانه میدان نبرد میان حکومت های تمامیت خواه و نیروهای دموکراسی خواه است و فاتح این میدان پیروز نبرد نهایی خواهد بود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)