حسن حبیبی در روز 12 بهمن 1391 با ناگفته های بسیار درگذشت. او از معدود فعالان انقلاب بود که تصفیه نشد و به این ترتیب خود گنجینه ای از اسرار نظام بود. او در دوران قبل از انقلاب با ابوالحسن بنی صدر و صادق قطب زاده همکار بود، که هر دو تصفیه شدند. حبیبی در دوران بعد ازانقلاب عضو شورای انقلاب منصوب آیت الله خمینی و وزیر ارشاد در دوران بازرگان و بهشتی بود.او در کابینه های رجایی، و موسوی وزیر بود. بعد از حذف تبدیل پست نخست وزیری به معاون اول، حبیی معاون اول رئیس جمهور در دوران هاشمی و خاتمی بود. این تداوم کاری نشانه ای از روحیه او بود که می توانست با شرایط مطلوب هر کسی کار کند. برخی این وجه او را به روحیه معروف به «خاکشیر مزاجی» مرتبط داشته اند؛ حبیبی همیشه در سایه عملکرد و هیچگاه چهره ای محبوب در سطح جامعه نشد. برای مثال حبیبی در اولین دوره انتخابات رئیس جمهوری در بهمن 1358 به عنوان نامزد مستقل شرکت کرد و از قضای روزگار سه گروه متفاوت سیاسی ایران، یعنی حزب جمهوری اسلامی، نهضت آزادی و حزب توده، از او حمایت کردند. با این همه حبیبی کمتر ار 5 در صد کل ارا را به دست آورد.

حسن ابراهیم حبیبی (معروف به حسن حبیبی) در ۱۳۱۵ در تهران متولد شد و تحصیلات خود تا سطح لیسانس حقوق در دانشگاه تهران ادامه داد. حسن حبیبی در ابتدای دهه ۱۳۴۰ در موسسه تحقیقات اجتماعی تهران کار می‌کرد که در آن زمان توسط احسان نراقی در عمل اداره می شد. در این دوران حبیبی با ابوالحسن بنی صدر همکار بود و هر دو نفر در سال ۱۳۴۲ با استفاده از بورس دولتی برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام شده بودند. حبیبی در فرانسه در «سازمان انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم اروپا و آمریکا» فعالیت می‌کرد. عکس بعدی مربوط به سال ۱۳۴۶ است و افراد از راست به چپ عبارتند از حسن حبیبی، یک نفر ناشناخته، ابوالحسن بنی‌صدر، صادق قطب‌زاده و فیروزه بنی‌صدر، که در این عکس کودکی خردسال در بغل صادق قطب‌زاده است.


حبیبی، که سال‌ها مقیم اروپا بود، در پائیز ۱۳۵۷ به حلقه اطرافیان آیت الله خمینی در پاریس پیوست. حبیبی، با وجود اشتراک های بسیار در گروه سه نفره بنی‌صدر، یزدی و قطب زاده فعال نبود. فعالیت‌های حبیبی در پائیز ۱۳۵۷ هم توجهی را جلب نکرد و حتی موضوع وجود او در حلقه اطرافیان آیت الله خمینی در پاریس به دنبال عملکردهای بعدی او در ساختار قدرت جمهوری اسلامی مورد توجه قرار گرفت.

حسن حبیبی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ همراه آیت الله خمینی به ایران بازگشت و در ساختار قدرت رشد کرد. حبیبی در ابتدای بهار ۱۳۵۸ از طرف آیت الله خمینی به عضویت در شورای انقلاب تعیین شد. او در جریان ترمیم کابینه بازرگان وزیر ارشاد شد. نقش حبیبی به عنوان عضو شورای انقلاب و وزیر بعد از سقوط دولت موقت هم دوام یافت. حبیبی در زمستان ۱۳۵۸ به عنوان سخنگوی شورای انقلاب انتخاب شد، در حالی که جلسه های شورای انقلاب همچنان به صورت مخفی صورت می گرفتند. روی سخن حبیبی در این نقش با خبرنگاران و نه مردم معمولی بود.

حبیبی در طول سال ۱۳۵۸، بخشی به خاطر مسئولیت‌های شغلیش در هیات دولت و بخشی به خاطر روحیه و حالت بدنی‌اش، در جامعه کم ظاهر شده و سخنرانی‌های پیش‌نتخاباتی معدودی داشت. به این ترتیب حبیبی با وجود عضویت در شورای انقلاب و هیات دولت، در زمستان ۵۸ در جامعه کلان ایران فردی کمشناخته بود.

حذف مهدی بازرگان از رقابت های انتخابات رئیس جمهوری – دی ۵۸

مهدی بازرگان در پائیز سال ۱۳۵۷یکی از شناخته ترین چهره ها در میان گروه‌های سیاسی – مذهبی در داخل ایران بود. بازرگان اعتبار سابقه خود را با نخست وزیری دولت موقت تاخت زد ولی دولت او فقط نه ماه دوام آورد و در نیمه آبان ۱۳۵۸ سقوط کرد. عملکرد بازرگان به عنوان اولین نخست وزیر دولت در جمهوری اسلامی تاثیر دوگانه در شهرت سیاسی او داشت. انتخاب بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت موجب شناخت نام او در تمامی عرصه های اجتماعی ایران شد. ولی عملکردهای سیاسی مهدی بازرگان در آن دوران تاثیرهای خاص خود را داشت. عملکردهای بازرگان به عنوان رهبر جناح کلاهی در درون ساختار قدرت سبب شد که جناح سنتی غالب بر شورای انقلاب تبلیغات گسترده ای را علیه بازرگان، در جهت آماده کردن زمینه های سقوط دولت موقت، انجام دهد که در نهایت به سقوط دولت موقت منجر شد. از طرف دیگر عملکردهای بازرگان در جهت ایجاد حصار اجتماعی بعد از همه پرسی فروردین سال ۱۳۵۸ و نحوه انتخابات مجلس خبرگان (به جای مجلس موسسان) در مرداد ۱۳۵۸ سبب شد که بازرگان مورد حمایت نیروهای غیر مذهبی ایران هم قرار نگیرد.

انتخابات اولین دوره رئیس جمهوری موضوع نامزدی مهدی بازرگان را در زمینه بحث های اجتماعی قرار داد. مرکزیت سازمان نهضت آزادی، که بازرگان خود یکی از پایه گذاران آن بود با یک معضل روبرو شد: بازرگان را به عنوان نامزد رسمی خود اعلام کند یا خیر؟ مرکزیت سازمان نهضت آزادی در نهایت مهدی بازرگان را به عنوان نامزد این سازمان در اولین انتخابات رئیس جمهوری معرفی نکرد. به این ترتیب عملکرد های بازرگان در دوران نخست وزیری او سبب شد که در دی ۱۳۵۸ به قول معروف او « از این جا رانده و از آن جا مانده» باشد.

حمایت مرکزیت سازمان نهضت آزادی از نامزدی حسن حبیبی – بهمن ۵۸

مرکزیت سازمان نهضت آزادی در یک جلسه داخلی حسن حبیبی را به عنوان نامزد مورد حمایت خود اعلام کرد. جزئیات تصمیم مرکزیت سازمان نهضت آزادی در عدم حمایت از بازرگان و پشتیبانی از حبیبی در انتخابات بهمن ۵۸ هنوز در هاله‌ای از ابهام مانده است.

حمایت مرکزیت حزب جمهوری اسلامی از نامزدی حسن حبیبی – بهمن ۵۸

بنیانگذاران حزب جمهوری همه افرادی معمم بودند؛ با توجه به حکم / فرمان آیت الله خمینی (روحانیون نباید رئیس جمهور شوند) هیچ یک از آن ها نمی توانستند خود به عنوان نامزد در انتخابات رئیس جمهوری شرکت کنند. حزب جمهوری نیاز داشت که نامزدی کلاهی داشته باشد و رهبری حزب فارسی را به عنوان نامزد انتخاب کرد که توسط آیت الله خمینی از دور رقابت‌ها حذف شد.

حزب جمهوری بعد از حذف فارسی توسط آیت الله خمینی زمان زیادی در اختیار نداشت. مرکزیت حزب جمهوری اسلامی، در حالی که کمتر از یک هفته به روز انتخابات مانده بود، تصمیم گرفت که از نامزد سومی حمایت کند. مرکزیت حزب جمهوری، در آخرین روزهای قبل از انتخابات، در یک جلسه محدود و دربسته حسن حبیبی را به عنوان نامزد مورد حمایت خود معرفی کرد. به این ترتیب حسن حبیبی چند روز قبل از رای گیری برای انتخابات رئیس جمهوری بهمن ۱۳۵۸ به عنوان سومین نامزد حزب جمهوری اسلامی معرفی شد. حزب جمهوری، با نهی آیت الله خمینی از شرکت بهشتی و فارسی و در نهایت عملکرد شتابزده در حمایت از حبیبی به عنوان سومین نامزد در انتخابات رئیس جمهوری سال ۱۳۵۸، با بی‌برنامگی کامل روبرو شد.

حسن حبیبی – نامزد از این جا رانده و از آن جا مانده

قرینه‌هایی در دست است که نشان می‌هد تصمیم های مرکزیت دو سازمان سیاسی رقیب (حزب جمهوری و نهضت آزادی) درحمایت از نامزدی حبیبی بدون توجه به نظرات بدنه هر دو سازمان و ناشی از عملکرد‌های جناحی درون سازمانی صورت گرفته بود. در ضمن رهبری حزب توده هم، به دلایل خود، حسن حبیبی را به عنوان نامزد مورد حمایت خود اعلام کرد.

بعدها روشن شد که رویه تصمیم گیری در حمایت از نامزدی حبیبی با مخالفت رده های میانی و برخی هواداران هر دو سازمان سیاسی رقیب روبرو شده بود. به این ترتیب تعدادی از افراد سنتی متمایل به حزب جمهوری که موافق با تصمیم جناحی در رهبری حزب نبودند به حبیبی رای ندادند؛ چون او را در خط سازمان نهضت آزادی می دانستند. از طرف دیگر تعدادی از افراد میانه متمایل به خط نهضت آزادی هم به حبیبی رای ندادند؛ به این دلیل که او نامزد مورد حمایت حزب جمهوری بود.

حمایت همزمان رهبری‌های سازمان‌های سیاسی رقیب از حسن حبیبی در جریان انتخابات بهمن ۵۸، هر یک به دلایل جناحی خاص خود، در عمل برای حبیبی منفی عمل کرد. به این معنی که حمایت‌ همزمان جناح‌های رهبری دو سازمان‌ رقیب به جای آنکه شانس موفقیت حبیبی را افزایش بدهد، در عمل موجب کاهش رای اودر جامعه شد. داستان «از آنجا رانده و از اینجا مانده» در مورد حبیبی هم تکرار شد.

حبیبی عملکردهایی بی‌تحرک و کند داشت و شاید همین موضوع سبب بقا و رشد او در تقابل‌های پشت پرده جناح‌های رقیب درون ساختار قدرت بود. حبییی در جلب آرای عمومی موفق نبود؛ ولی عملکرد‌های او به شکلی بود که می‌توانست حمایت جناح‌های رقیب داخل ساختار قدرت را به طور همزمان به دست آورد. به این ترتیب حبیبی در کابینه‌های ایران از فروردین سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۰ حضور داشت. حبیبی عضو شورای انقلاب منصوب آیت الله خمینی، وزیر در کابینه‌های دولت موقت (به نخست وزیری بازرگان)، کابینه شورای انقلاب (در دورانی که بهشتی دبیر شورای انقلاب بود)، رجایی و موسوی بود. حبیبی همچنین معاون اول رئیس جمهور برای هاشمی و خاتمی بود. عضویت حبیبی در تمامی کابینه‌ها در حالی صورت گرفت که کشاکش بین راس آن کابینه‌ها ادامه داشت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)